تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




وابستگی همسر زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:تارا2
آخرین ارسال:آتنا62
پاسخ ها 10

وابستگی همسر

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    باسلام
    من 24سالمه وباشوهرم 6سال اختلاف سن دارم و4ساله باهم ازدواج کردیم ازهمون اوایل زندگی میدیدم که شوهرم تمام کارهای خانواده رو انجام میداد درضمن اون پسر کوچیکه ما دور از خانواده هامون زدگی میکنیم من خودم تک دخترم اما وابستگی که شوهرم به خانواده ش داره من ندارم بعداز یک یا دو هفته که برای سرزدن به خانه اونها میریم تمام کارهای عقب افتاده را از همسرم میخوان که انجام بده اونم بدو بدو دنبال کارهاست منم دیگه تو خونه تا وقتی کارهاتمام بشه وبرگردیم خونه درصورتی که یکی از برادر شوهرام همونجا زندگی میکنه ولی با او  اینطور رفتاری نمیشه لطفا راهنمایی کنید
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    sadaf21 آواتار ها
    سلام
    این حدانتظارخانواده همسرت از فرزندشان میتواند ناشی از روحیه همکاری ودلسوزی وحرف شنوی همسرتان وموقعیت هایی که به دفعات همسرتان دربرآورده کردن نیازهایشان به این شکل پیش قدم می شده ،باشد.باتوجه به مستقل ومتأهل بودن همسرتون،ایشون میتونه از انجام کارهایش کم کرده وبه خانواده اش توضیح بده که من به دلیل مشغله کاری واینکه به مسئولیت های زندگیم اضافه شده نمیتونم مثل سابق به شماسرویس بدم البته نحوه گفتن ورعایت ادب خیلی مهمه تاجایی که ممکنه بهشون بگه من تا اونجایی که میتونم تلاشمو میکنم برای رسیدگی به امور مربوط به شما کوتاهی نکنم واگر برادرم هم بخشی ازکارها را به عهده بگیرن بهترو بیشترمیتونیم به شماکمک بکنیم.چنانچه با مخالفت خانواده شان مواجه شدن، مسئله زندگی مشترک واینکه فرصت نمیکنن را بهانه کنن ،
    و یا به شکل عملی حضوردرخانه پدرشون رو کمتر کنن به این ترتیب خانواده اش هم چاره ای جز پذیرفتن حرف منطقی نخواهند داشت.ناگفته نباشد هر عملی
    وهرتغییر در عادت یا رفتار وتصمیم گیری جدید،پیامدهایی راهم درپی داردباید آمادگی مواجه شدن با تبعات اولیه آن را داشته باشید.البته موارد فوق در صورتی
    عملی است که همسرشما علاقمندبه کم کردن مسئولیتش درقبال خانوادش باشد.
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    سلام
    ممنون ازراهنمایی تون واین که به حرف هام گوش دادید متاسفانه شوهرم نمیتونه به خانوادش نه بگه  منم بارها به صورتهای مختلف خواستم بهش بگم که ما دیگه مستقل هستیم وباید به فکر زندگی خودمون باشیم ولی میگه اونها خانواده من هستن لطفا بگید من باید چیکار کنم که شوهرم دیگه وردستی بقیه نباشه
     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام تاراخانوم
    یعنی جوری هست که توجهشون به شماهیچ میشه؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    با سلام .  شاید مطلبی را که می خوام برای شما بگویم خیلی به مزاجتان خوش نیاید اما بهتر است که از زاویه دیگری هم به این مساله نگاه کنید.  از دید من همه ما باید یک قانون کلی را در زندگیمون به عنوان اصل در نظر بگیریم و آن هم اینه که وقتی چیزی را برای خودت می پسندی برای دیگری هم بپسند. فرض را بر این بگذارید که برادر شما در موقعیت مشابه با همسرتان قرار بگیرد و پدر و مادر خودتان جای پدر و مادر همسرتان یعنی پدر و مادر شما از برادرتان بخوان که وقتی به منزل آنها آمدند کارهاشون را واسشون انجام بده در این صورت شما چه انتظاری از برادرتان و همسرشان دارید ؟ خواهش می کنم در این مورد با خودتان صادق باشید. ضمن اینکه شما بیشترین وقت را با همسرتان سپری می کنید و پدر و مادر ایشان وقت زیادی برای ملاقات و دیدار ایشان ندارند پس با این حساب فکر نمی کنم که اختصاص چند ساعت در طی روز برای برآورده کردن خواسته های پدر و مادرشان خیلی هم زیاد به چشم می آید. از همسرتان حمایت کنید تا در صورت نیاز ایشان هم از شما حمایت کنند.  موفق باشید
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    sadaf21 آواتار ها
    سلام تاراخانم
    شرایط تون راتاحدودی درک میکنم .شما درست میگی همسرت به این راحتی حاضر نمیشه از انجام وظایفش کم کنه.اوبایدخودش به این نتیجه برسه ورسیدگی به زندگی جدیدش جزو اولویت اصلی زندگیش قراربگیره.واین به خواست ومهارت ودرایت شمابرمیگرده.حساسیت ها وواکنش هایی که شما نسبت به عملکرد وی درقبال خانوادش نشون میدی ، به نوعی در ایشون مقاومت ایجادکرده وممکنه اون رو مصمم ترکنه که بیش از پیش به خانوادش اهمیت بده.وانجام دادن کارهاشونو جزء عقایدوا لزامات درونی اش بکنه ونتونه این دو را ازهمدیگه تفکیک کنه.واماکارهایی که شماباید بکنی:
    شما باید ازحساسیت هات کم کنی وامیدواربه تغییر نتایج باشی
    درمقابل کارهایی که برای خانوادش انجام میده او را آزاد بزاری مگر درمواقعی که واقعا لازمه مخالفت کنی.به همسرت بیشترمحبت کرده وشرایط زندگی رابرایش گرم ودلچسب کنی طوری که شما و رسیدگی به امور زندگی تون برایش بیش از قبل بااهمیت بشه. هرچقدرصمیمیت وعشق بین تان بیشترباشد فرصت انجام کاربرای خانوادش برایش کمتر فراهم میشه.
    صبورباشید وناامیدنباشید درنظرداشته باشیدکه این ویژگی هایی که درهمسرتاون وجود داره طی سالیانی که عادتها وخلق وخوی شان شکل گرفت درایشان ایجادشده وطبیعیه که زمان بایدسپری باشه تاتغییرات چشمگیری درایشان بوجودبیاد. 
     معمولا برای کنکور اگه بخوایم درست وحسابی بخونیم شاید دست کم دو،سه سال بطورجدی تلاش کنیم تا رشته دلخواه مون وقبول بشیم ودست ازتلاش برنمی داریم وفکرنمی کنیم که این همه تلاش برای قبول شدن بی عدالتی باشه وهمچنان امیدواریم .آیاتغییر رفتاروکنار گذاشتن یک رفتار همسرت که تحملش برایت تبدیل به یک معضل و درگیری ذهنی شده ارزش یک یا دوسال  صبر و تلاش رونداره؟
    نکته ی بعدی اینکه فراموش نکنید کارهمسرشما اجرو مزد فراوان وعاقبت بخیری برای شما و فرزندانتان در پی خواهد داشت.البته به شکل افراطی خوب نیست اما نزد خداوند با ارزشه چه بسا روزی که خودتان هم تواین موقعیت قرار میگیرید. شاید درکش الان سخت باشه ولی همه ما روزی منتظرکمک از فرزندانمون میمونیم.وچقدر خوبه که عاقبت بخیری رو درنظر داشته باشیم که درنهایت نصیبمون بشه.  
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    ممنون از همگی که برام وقت گذاشتید وازصدف جونم  که با حرفاش خیلی بهم کمک کرد .
    الناز جون اره احساس میکنم دیگه ارزشی برامون قائل نیستند وقتی میریم فقط به فکر این هستند که کارهاشون انجام بشه دیگه نمیگن ما هم بعداز چند وقت رفتیم اونجا دلمون  وا شه
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    elnaz.t آواتار ها
    غیرازخانواده همسرتون همسرتون هم باشمارفتارش اینجورمیشه؟
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    باسلام 
    راستش دیشب تصمیم گرفتم که با شوهرم صحبت کنم وبهش بگم که یه کم به ما هم توجه کنه اینطور نمیشه که بعد یه مدت که رفتیم بیرون همش دنبال کارای اونا باشه همین که اینو گفتم عصبانی شد وگفت که تو میخوای من از خانواذم قطع رابطه کنم و اگه این جور باشه توهم حق نداری بری خونه پدرت  خلاصه من هرچی گفتم کی گفتم باهاشون قطع رابطه کن  اون اینطور برداشت میکنه واقعا خسته شدم دیگه کم اوردم تواین چند سال که ازدواج کردیم تا حالا یه مسافرت نرفتیم دیگه از این زندگی خسته شدم حالا هم قهریم
     
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    سلام دوست عزیز
    من شمارو درک میکنم چون همسر من هم تک پسر خانواده هست وهر مشکلی برای خانوادش پیش بیاد اون حل میکنه در ضمن من با خانواده شوهرم یک جا زندگی میکنیم اما هیچگاه همسرمو به خاطر کارهای که برا پدر ومادرش انجام بده  سر زنش نمیکنم بیشتر تشویقش میکنم تا به کارهای پدر ومادرش رسیدگی کنه چون به نظر بنده این کارا به زندگیمون برکت میده و دعای خیر اونا پشت سر زندگیمون میشه لطفا شما هم به جنبه مثبت قضیه نگاه کن کمتر حرص بخور اون موقعه آرامش به زندگیتون برمیگرده  وهمسرتون به خاطر این رفتارتون ازتون ممنون میشه
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •