تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




انتخاب همسر زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:FARZADP
آخرین ارسال:soodeh
پاسخ ها 33

صفحه‌ها (4): صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

انتخاب همسر

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    ممنون از دوستان عزیز خانم اسماعیل زاده و کیوان جان.
    خانم اسماعیل زاده چیزی که فهمیدین کاملا" درسته و شک دارم که در آینده پشیمون بشم.پیشنهاد بسیار خوبی دادید.با این یه خورده شکی که تو وجودمه طبق راهنمایی شما همین کار رو خواهم کرد تا ببینم خدا چه میخواد.(البته اگه تا اونموقع از دست نره)

    هر روز دارم تقریبا" ازشون چیزای بیشتری میفهمم.متوجه شدم که ایشون خیلی خانم شاد و سرحالی هستن همیشه.خودشون میگن که بچه های خواهرام ازم خیلی خوششون میاد و دلشون میخواد که همیشه پیششون باشم. چونکه خیلی باهاشون مهربونه و همیشه اونا رو به گردش میبره بر عکس مادراشون.

    خودشون تعریف میکنه که بعد فوت پدرم دو تا خواهرام که موندن خودم همیشه کاراشون رو انجام میدادم و حتی بخاطرشون تنهایی تا بوشهر و شیراز هم رفتم.در حالیکه خواهرای دیگش که ازدواج کردن اهمیتی نمیدن زیاد به اینا.آشپزی تو خونه به عهده خودشه هیچکدوم از خواهراش و مادرشون غذا درست نمیکنن تا ایشون از سر کار برگرده و آشپزی کنه.(البته مادرشون پیره و توانایی نداره)
    اینطور که متوجه شدم برادر و خواهراش دورادور کمکشون میکنن اما باید بگم ایشون یه تنه داره خونه رو میچرخونه.

    با تشکر از دوستان
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    سلام دوستان

    خانم اسماعیل زاده یکی از دوستانم گزینه ای رو بهم معرفی کردن و گفتن که معلم هم هستن و بنده بعد از تحقیق متوجه شدم که ایشون یه دوسالی توی کلاس بسکتبال سالها قبل با خواهرم دوست بوده.خواهرم گفت که خودم میرم و باهاش صحبت میکنم.

    اما راستش رو بخواید هر جور که فکر میکنم دلم خیلی با این خانمیه که بهتون گفتن.هر جور که نگاه میکنم میبینم واقعا" تو خیلی موارد از بقیه دخترها سرتره.از اخلاق و رفتار و برخوردش با دیگران بگیر تا چیزای دیگه.تو خونه داری و بچه داری هم که وارده.بچه داری که گفتم واسه این بود که خودش میگه چندتا از بچه های خواهرم رو خودم بزرگ کردم تا دوسالگی.

    البته میدونم همش اینا نیست.حالا میخواستم بدونم اگه یه نفر یکی رو دوست داشته باشه چجور باید به خانوادش بفهمونه که که این دختر مناسبشه در حالی که فقط خواهرم ایشون رو یه نظر دید و گفت بدردت نمیخوره.

    لطفا" راهنماییم کنید.
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    سلام دوست گرامی
    ببخشیدمن احساس میکنم  شما تکلیفتون با خودتون مشخص نیست هم دلتون باهاشون هست هم میترسید که مبدا یه روزی پشیمون بشید .
    دوست عزیز بهتون حق میدم انتخاب همسر امری دشواری هست ولی دوست عزیز احساسات کنار بگذارید فقط از روی مطق تصمیم بگیرید . اگر مشکلتون خانوادتون هستند میتونید با مشورت و اینکه عاقلانه تصمیم گرفتید راضی شون کنید ولی اگر خودتون هم در تصمیم تون شک دارید مدتی صبر کنید تا  به یک تصمیم صحیحی برسید .
    اگر خانوادتون مقاومت کردند یکی از افراد خانوادتون که مورد اعتماد است واسطه کنید انشالله راضی میشوند ولی اگر واقعا تردید دارید در ازدواج با همکارتون هم صبر کنید و هم سعی کنید توی این مدت از این خانم تحقیقات به عمل بیاورید تا شک تردید تون رفع بشه
     
    خدایا :
    هیچ چیز به اندازه تنهایی برایم لذت بخش نیست
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    ممنونم خانم اسماعیل زاده

    من عین واقعیت رو میگم،شما راست میگید یکی از دوستام هم گفت که هنوز تکلیفت با خودت مشخص نیست
    در مورد خانوادم که باید بگم پدر و مادرم خودم میدونم که با این موضوع مشکلی ندارن و میمونه خواهرم که اونم میتونم بهش بقبولونم که ایشون فرد مورد نظر من هستن و حتی خود ایشون رو هم پیش قدم کنم واسه خواستگاری.
    خانم اسماعیل زاده خواهش میکنم کمکم کنید.من باید دقیقا" چیکار کنم.در مورد ظاهر ایشون من دیگه مشکلی ندارم.وقتی همه چیزشون خوب باشه خودم میدونم که توی زندگی این حسنهای خوب باعث موفقیت من خواهد شد.
    در مورد اون خانمی که معلم هست و بهتون گفتم میخواستم بگم که معلمی شغل خوبیه و درامد خوبی هم داره این درست اما همونطور که میدونید گاهی اوقات نصف روز و گاهی هم هر دو شیفت شاید سر کلاس باشن در حالی که من میخوام همسرم در کنارم باشه.
    شخص مورد نظر من هم همکارمه و هم میتونه بیشتر در کنارم باشه.از نظر کسب درآمد درسته که کمتر از یه معلم درمیاره اما بازم میتونه کمک خرج یه زندگی باشه.

    چیکار کنم خانم اسماعیل زاده؟

    ممنونم
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    برادر عزیزم اگه همه معیارهای منطقی شما در ایشون هست و اینجور که من از حرفهاتون فهمیدم شما به ایشون علاقه مند شدید دیگه شکتون برای چیه ؟شما 30 سالتونه و سعی کنید برای زندگیتون خودتون تصمیم بگیرید چون اگه اینکار رو نکنید در زندگی آینده تون هم دچار مشکل میشید
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    ببینید دوست گرامی شما این خانم گویا بهشون علاقمند هستید بهتر موضوع با خودشون مطرح کنید ببینید نظر خودشون چی هست ؟
    قبل ازدواجتون هم به یک مشاوره ازدواج به همراه خانم تشریف ببرین حضوری بهتر میشه فهمید به نقاط تفاهم و تضاد

     
    خدایا :
    هیچ چیز به اندازه تنهایی برایم لذت بخش نیست
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 's.esmailzadeh' pid='35125' dateline='1385800438'
    ببینید دوست گرامی شما این خانم گویا بهشون علاقمند هستید بهتر موضوع با خودشون مطرح کنید ببینید نظر خودشون چی هست ؟
    قبل ازدواجتون هم به یک مشاوره ازدواج به همراه خانم تشریف ببرین حضوری بهتر میشه فهمید به نقاط تفاهم و تضاد

     

     
    سلام خانم اسماعیل زاده.ببخشید که دوباره مزاحمتون شدم.

    میخواستم مطلبی رو درباره خانمی که بهشون علاقه دارم بگم.ایشون الان به مسافرت رفتن و فرصت خوبی شد که در نبود ایشون فکرهای نهاییم رو کنم و ببینم که آیا تو این مدت که نیستن بازم بهشون وابستگی دارم و یا فقط علاقم بهشون یه احساس بوده که وقتی میرفتم دفتر بهم دست میداده.

    چند روز پیش رفتم پیش یه مشاور و همه چی رو بهشون گفتم.

    اولین سوالشون این بود که آیا تو این مدت اشنایی و رفت و آمد هایی که به دفتر داشتم ایشون بیشتر صحبت میکردن یا من،که بنده گفتم ایشون خیلی با من راحت بودن و از خودشون و خانودشون صحبت میکردن و من به نسبت ایشون کمتر حرف میزدم.مطالب دیگه ای هم پرسیدن که جوابشون رو دادم.

    نظرشون این بود که با توجه به سن این خانم میشه گفت که الان ایشون از نظر فکری کامل هستن. گفت که این صحبتهایی که ایشون میکردن این احتمال داره که برای جذب شما بوده به خودشون و همینطور مسافرتی که چند وقت پیش رفتن و به شما هم پیام دادن که (اگه چیزی میخواید بگید تا واستون بیارم)این نشونه رو میده که ایشون هم تا حدی به شما علاقه دارن.

    در مورد اینکه این خانم الان جمعیت خانوادشون زیاده و این احتمال هم هست که با آدمای زیادی مثل داماداشون و یا پسر خاله ها و بقیه برخورد داشته باشه و شاید تو صحبت کردن باهاشون راحت باشه گفتند که باید یه کاری کنم.

    راهنمایی این بود که بعد از اینکه از ایشون خواستگاری کردم ازشون بخوام که چند وقتی مثلا" 2 تا 3 ماه رو با هم نامزد باشیم.گفت توی این مدت شما میتونی اون چیزیهایی که ایشون توی دفتر با شما مطرح میکردند رو با کارهاشون و رفتاراشون مقایسه کنید البته بدون اینکه بهشون حرفی بزنید.ببینید که آیا ارتباطش رو با مردهای اطرافش کمتر میکنه بخاطر اینکه همسرش ناراحت نشه یا اینکه نه هنوز همونجوریه.آیا این چیزهایی که درباره شخصیت خودش میگه درسته یا فقط تعریف از خود بوده

     گفت که تو مدت نامزدی نیازی نیست که به بستگانتون خبری بدید چون این امکان هست که توی نامزدی چیزهایی ببنید که نتونید این رابطه رو ادامه بدید.

    نظر شما چیه؟

    ممنونم
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:18#
    سلام دوست گرامی

    بله خیلی خوب هست البته توی خواستگاری حتما قید کنید که میخواهید مدتی نامزد باشید بدون اینکه کسی بفهمد حتی نزدیکترین افراد . واینکه حتما تحقیقاتتون کامل انجام بدهید ببینید دوستاش کی هستند با کیا در ارتباطه و ...
    در دوران نامزدی اگر خانواده ها مشکلی ندارند شما همراه خانواده خودتون و خونواده این خانم مسافرت برید
    و اینکه خواهشا توی این دوران وابسته نشوید و فقط به احساساتتون توجه نکنید با چشم باز به همه چیز دوست عزیز بنگر
    البته حساسیت زیادم درست نیست
    بعد از مسافرت موضوع باهاشون درمیون بزارید انشالله که خیر هست
     

     
    خدایا :
    هیچ چیز به اندازه تنهایی برایم لذت بخش نیست
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:19#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 's.esmailzadeh' pid='36967' dateline='1387137000'
    سلام دوست گرامی

    بله خیلی خوب هست البته توی خواستگاری حتما قید کنید که میخواهید مدتی نامزد باشید بدون اینکه کسی بفهمد حتی نزدیکترین افراد . واینکه حتما تحقیقاتتون کامل انجام بدهید ببینید دوستاش کی هستند با کیا در ارتباطه و ...
    در دوران نامزدی اگر خانواده ها مشکلی ندارند شما همراه خانواده خودتون و خونواده این خانم مسافرت برید
    و اینکه خواهشا توی این دوران وابسته نشوید و فقط به احساساتتون توجه نکنید با چشم باز به همه چیز دوست عزیز بنگر
    البته حساسیت زیادم درست نیست
    بعد از مسافرت موضوع باهاشون درمیون بزارید انشالله که خیر هست
     

     

     
    ممنونم خانم اسماعیل زاده.ببخشید میخواستم یه چیز دیگه هم بگم.
    راستش من الان از خودم خونه ندارم و تنها یه کار و یه تیکه زمین دارم که قصدم اینه که با توکل به خدا با مقدار پولی که دستمه و کمی هم بابام کمکم کنه تو زمینمون 2 تا اتاق خوب بزنم و برم توش زندگی کنم و انشاءالله بعدا" کم کم کاملش کنم.(چون الان ندارم همش رو بسازم).
     اگه خدا کمک کنه میخوام توی همین دفتر کاریمون ازشون خواستگاری کنم.بنظر شما آیا درسته که بعد از اینکه خواستگاری کردم توی همین دفتر کاریمون مسئله نامزدی و همینطور زندگی کردن تو این خونه رو مطرح کنم؟(البته نمیخوام همش رو پشت سر هم بگم و سعی میکنم کم کم پیشنهادام رو بهشون منتقل کنم)
    آخه میخوام اگه همینجا موافق نبودن دیگه به مراسم خواستگاری رسمی با حضور خانواده ها نکشه.
    یا اینکه به نظر شما ایشون میتونه الان قبول کنه و بعدا" زیرش بزنه؟

    ببخشید من اینقدر سوال میکنم اخه تنها همین مسائل واسم مبهم مونده که روشنشون کنم.

     
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:20#
    توی مراسم خواستگاری همه شرایطتون به خانم بگویید البته نه همون اول
    اول ببینید اصلا خانم درخواستتون میپذیرند یا خیر
    اگر انشالله جوابشون مثبت بود بهمراه خانواده به خواستگاریشون بروید اونجا همه چیزو بهشون توضیح بدهید بگویید که شرایطم به چگونه است
    خدایا :
    هیچ چیز به اندازه تنهایی برایم لذت بخش نیست
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (4): صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •