تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




انتخاب همسر زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:FARZADP
آخرین ارسال:soodeh
پاسخ ها 33

صفحه‌ها (4): صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین

انتخاب همسر

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با سلام به همه دوستان عزیز

    من زیاد بلد نیستم درست حسابی حرف بزنم و بنویسم ببخشید

    پسری هستم 30 ساله دارای شغل ازاد که درامدم خوبه اما انچنان بالا نیست.تا چند سال پیش اصلا" به ازدواج فکر نکردم اما از چند ماه پیش واقعا" تصمیم خودم رو گرفتم و دیدم که سنم داره میره بالا و کم کم داره دیر میشه.بنده نه اهل رفیق بازی هستم و نه دود و دم و چیزای دیگه سرم تو کار خودمه و وقتی هم که کارم تموم میشه سریعا" میام خونه.چند وقتی هست که برای دفتر کاریمون یه منشی جدید اومده که دربارش بهتون میگم.از نظر ظاهری معمولیه و بسیار با اخلاق و با ادب هست و مومن و محجبه هست از اون دخترها هم نیست که مثلا" خیلی ساکت و بی صدا یه جا بشینن با رئیس دفترمون و خودم هم که میرم دفتر حرف میزنه  میگیم و میخنیدیم اما خودش اونقدر میدونه که تا چه حد باید پیش بره.از نظر خانوادگی هم اینجور که فهمیدم پدرش فوت کرده و با مادر و خواهرهاش زندگی میکنه و چند تا خواهرش هم ازدواج کردن و مشخه که خوانواده پر جنب و جوشی هستن.بسیار مودب و متین هم صحبت میکنه.دختر بسیار کاری هم هست علاوه بر درامدی که از دفتر خودمون داره برای دفاتر دیگه هم کار میکنه و از اونجا هم کسب دارامد داره اما یه مشکلی هست که نمیدونم واقعا" مشکله یا نه.ایشون 1 سال از من بزرگترن.

    راستش رو بخواین من به اون درک و شعور رسیدم که بدونم تفاوت سنی اونم 1 سال زیاد مساله ای نیست و مهم تفاهمیه که بین زوجین وجود داره.اما حقیقت اینه که من از زمانی که تصمیم بر ازدواج گرفتم ایشون اولین گزینه ای بوده که دیدم.و تا حالا فرصتش پیش نیومده که برم و دختر دیگه ای رو ببینم.(یکی از دوستام گفت تو این همه سال صبر کردی یکسال دیگه هم روش برو بگرد شاید مورد مناسبتر پیدا کردی).

    بنظر شما عزیزان باید چیکار کنم.متشکرم.
     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    با سلام . به نظر من اگر از نشر شما ایشان گزینه خوبی برای ازدواج هستند در این خصوص با ایشان صحبت کنید و  کمی بیشتر از ایشان بدانید. اینکه آیا ایشان هم  الان تمایل به آشنایی و ازدواج دارند . اگر جواب ایشان مثبت بود می توانید در مورد ملاکهایتان و اینکه هر کدام از شما به دنبال چه چیزی هستید صحبت کنید و در صورتی که به این نتیجه رسیدید که دارای اهداف مشترکی هستید با خانواده تان در میان بگذارید. برای شما آرزوی خوشبختی می کنم.
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    راهله آواتار ها
    سلام
    به همیاری خوش امدین
    اول شما باید بدونید که چه ملاکهایی برای ازدواج دارید
    ایشون چند تا از ملاکهایی که شما دارید را دارند
    ایا از نظر سن فرهنگ تحصیلات خانواده و عقاید به هم نزدیک هستید
    ایا به ایشون علاقه دارید
    اینها رو واسه خودتون مشخص کنید
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'راهله' pid='31307' dateline='1383248790'
    سلام
    به همیاری خوش امدین
    اول شما باید بدونید که چه ملاکهایی برای ازدواج دارید
    ایشون چند تا از ملاکهایی که شما دارید را دارند
    ایا از نظر سن فرهنگ تحصیلات خانواده و عقاید به هم نزدیک هستید
    ایا به ایشون علاقه دارید
    اینها رو واسه خودتون مشخص کنید

     
    سلام خانم راهله

    خیلی ممنون از جوابتون ببخشید که دیر نقل و قول زدم.در مورد سوالهایی که پرسیدید اگه بخوام جوابش رو بهتون بگم شاید خیلی ساده باشه.

    راستش رو بخواید من به خاطر هوا و هوس نمیخوام ازدواج کنم و قصدم فقط زندگی کردن و لذت بردن از آینده اونم در کنار یه همسر خوبه.کسی که همیشه و در همه حال و در تمام شرایط بتونه کنارم باشه و پشتم بهش گرم باشه.دلم میخواد وقتی میام خونه یکی چشم انتظارم باشه.دیگه از تنهایی خسته شدم و میخوام یه همدم برا خودم داشته باشم.

    از نظر سن فرهنگ تحصیلات خانواده و عقاید هم من تو این چند وقته بیشتر باهاشون برخورد داشتم و با هم خیلی حرف زدیم و ایشون خیلی از خودشون و خانوادشون گفتن که متوجه شدم بهم نزدیکیم.تحصیلات که هر دو دیپلمه هستیم خانواده هم که یجوره.

    بطور مثال ایشون هم مثل خودم زیاد حوصله نشستن در کنار هر مهمونی رو نداره.تو موارد دیگه هم که با هم حرف زدیم متوجه شدم که خیلی با هم شباهت داریم.

    والله این چیزهایی بود که من متوجه شدم.نظر شما رو میخواستم بدونم.تشکر
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    دوست عزیز شما که به ایشون نظر مثبت دارید و مورد علاقتون هستن به خانوادتون بگین برین بیشتر باهم آشنا بشین دیگه و از نزدیک ببینید توصیفاتی که از زندگی و خانوادشون داشتن و صداقت گفتارشون رو ...
    سیر طبیعیه ازدواج همینه دیگه ...
    اگه معیارهاتون یکی باشه ازدواج کنید چه اشکالی داره! چراکه نه ...
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    سلام دوست گرامی
    مهم نظر و روحیات خودتون هست اگر تصور میکنید در این وصلت شک دارید و ممکن است در اینده پشیمون بشید پس مدتی صبر کنید و از خانواده بخواهید که دختر براتون معرفی کنند ولی اگر تصمیم تون قانع هست از خانم تحقیق کامل به عمل بیاورید و سعی کنید با روحیات خانم و معیارهای ایشون مطلع شوید
    خدایا :
    هیچ چیز به اندازه تنهایی برایم لذت بخش نیست
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    راهله آواتار ها
    سلام
    تا یک سال اختلاف سنی مساله مهمی نیست
    اما به شرطی که هر دو به همدیگر علاقه داشته باشید
    اگر تصمیم به ازدواج با ایشون دارید میتونید با خانواده در میان بگذارید البته قبلش یک جوری از نظر ایشون هم در مورد خودتون جویا شوید
    و در مورد صحبت دوستتان باید بگم که شما 30 سالتون و به بلوغ فکری رسیدین و تا الان هم احتمالا خیلی دختر ها رو دیدین که نپسندیدین
    ولی باز هم تصمیم با شماست
    موفق باشید

     
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 's.esmailzadeh' pid='33971' dateline='1384962920'
    سلام دوست گرامی
    مهم نظر و روحیات خودتون هست اگر تصور میکنید در این وصلت شک دارید و ممکن است در اینده پشیمون بشید پس مدتی صبر کنید و از خانواده بخواهید که دختر براتون معرفی کنند ولی اگر تصمیم تون قانع هست از خانم تحقیق کامل به عمل بیاورید و سعی کنید با روحیات خانم و معیارهای ایشون مطلع شوید

     
    والله خودم نمیدونم چی بگم پاک گیج شدم.

    ایشون هم خوب و مهربون و هم خوش اخلاق و خوش برخورد هستن.باور کنید من نمیخوام به حرف مردم اهمیتی بدم چونکه خودم میخوام با ایشون زندگی کنم.مثلا" خواهرم یه بار دیدش گفت که هم این یکسال از تو بزرگتره و هم زیاد زیبا نیست و هم خانوادش پرجمعیته و ممکنه بعد ازدواج زیادی روت رفت و امد داشته باشن و باید هر چی که در میاری خرج خورد و خوراک فامیل کنی.

    من خودم توی صحبتهایی که توی دفتر باهاش داشتم درمورد خانوادش متوجه شدم که خواهراش زیاد رو هم نمیان و برن اونم بخاطر کار و مشغله زیاده و تنها جاییکه زیاد رفت و آمد دارن خونه مادرشون هست.

    نمیخوام بگم که خواهرم درست میگه اما تا حد خیلی کمی هم خودم دلم میخواست که ای کاش ایشون یه ذره ریباتر میبودن اونوقت هیچ شکی نداشتم واسه ازدواج باهاشون.گاهی اوقات میبینم که بعضی مردا تو خیابون دارن رد میشن و همسرشون هم کنارشونه و متوجه شدم که خانومشون انچنان هم زیبا نیست و شاید در حد همین کسی باشه که بنده مد نظر دارم و پیش خودم میگم خیلی دارم دیگه زیاده روی میکنم و ایشون گزینه خوبی هستن و بعد از مدتی زندگی باهاشون همه چی واسم طبیعی میشه.

    ببخشید که سرتون رو درد اوردم و معذرت میخوام اگه نتونستم درست بنویسم و منظورم رو برسونم آخه ما سوادمون همینقدره

    خوشحال میشم راهنماییم کنید
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    دوست گرامی
    از صحبتهاتون فهمیدم کمی شک و دلهره دارید که مبادا روزی پشیمان شوید و اینکه همانطور که شما قبلا گفته اید مثل بقیه پسرها نبودید که با هزار تا دختر بوده باشند اخرش یکیو انتخاب کنند
    ببینید پیشنهاد من این هست از خانوادتون بخواهید که چند کیس بهتون معرفی کنند البته هواستون باشه ملاکتون فقط زیبایی نباشه معیارهای همچون هم کفو بودن ایمان خانواده تحصیلات و ... در نظر بگیرید . اگر بعد دیدن چند کیس هنوز تصور میکنید این خانم میتونند همسر مورد نظرتون باشند یک یا علی بگویید و تصمیم به ازدواج بگیرید
     
    خدایا :
    هیچ چیز به اندازه تنهایی برایم لذت بخش نیست
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'FARZADP' pid='31291' dateline='1383240493'
    با سلام به همه دوستان عزیز

    من زیاد بلد نیستم درست حسابی حرف بزنم و بنویسم ببخشید

    پسری هستم 30 ساله دارای شغل ازاد که درامدم خوبه اما انچنان بالا نیست.تا چند سال پیش اصلا" به ازدواج فکر نکردم اما از چند ماه پیش واقعا" تصمیم خودم رو گرفتم و دیدم که سنم داره میره بالا و کم کم داره دیر میشه.بنده نه اهل رفیق بازی هستم و نه دود و دم و چیزای دیگه سرم تو کار خودمه و وقتی هم که کارم تموم میشه سریعا" میام خونه.چند وقتی هست که برای دفتر کاریمون یه منشی جدید اومده که دربارش بهتون میگم.از نظر ظاهری معمولیه و بسیار با اخلاق و با ادب هست و مومن و محجبه هست از اون دخترها هم نیست که مثلا" خیلی ساکت و بی صدا یه جا بشینن با رئیس دفترمون و خودم هم که میرم دفتر حرف میزنه  میگیم و میخنیدیم اما خودش اونقدر میدونه که تا چه حد باید پیش بره.از نظر خانوادگی هم اینجور که فهمیدم پدرش فوت کرده و با مادر و خواهرهاش زندگی میکنه و چند تا خواهرش هم ازدواج کردن و مشخه که خوانواده پر جنب و جوشی هستن.بسیار مودب و متین هم صحبت میکنه.دختر بسیار کاری هم هست علاوه بر درامدی که از دفتر خودمون داره برای دفاتر دیگه هم کار میکنه و از اونجا هم کسب دارامد داره اما یه مشکلی هست که نمیدونم واقعا" مشکله یا نه.ایشون 1 سال از من بزرگترن.

    راستش رو بخواین من به اون درک و شعور رسیدم که بدونم تفاوت سنی اونم 1 سال زیاد مساله ای نیست و مهم تفاهمیه که بین زوجین وجود داره.اما حقیقت اینه که من از زمانی که تصمیم بر ازدواج گرفتم ایشون اولین گزینه ای بوده که دیدم.و تا حالا فرصتش پیش نیومده که برم و دختر دیگه ای رو ببینم.(یکی از دوستام گفت تو این همه سال صبر کردی یکسال دیگه هم روش برو بگرد شاید مورد مناسبتر پیدا کردی).

    بنظر شما عزیزان باید چیکار کنم.متشکرم.
     

     
    من شخصا با انتخاب همسر به صورت ویترینی کاملا مخالف هستم!
    یعنی اینکه مثل خرید لباس و...، 10 جا برید خواستگاری تا بالاخره یکی رو بپسندید!!
    به عقیده ی من زیبایی ازدواج به همینه که طرف مقابل به هر طریق (دانشگاه،محل کار، زندگی یا حتی یک مهمونی) بصورت اتفاقی سر راه شما قرار بگیره و شما رو مجذوب خودش کنه!
    این موردی هم که میفرمایید از این لحاظ که خودتون ایشون رو دیدید و پسندیدید، خیلی خوب هست مشروط بر اینکه واقعا به این خانم علاقه مند باشید و مثلا همین بحث ظاهر که میفرمایید جز معیارهای اصلیتون نباشه!
    در واقع منظورم این هست که انتخابتون از روی ناچاری و صرفا به خاطر فشار اطرافیان برای ازدواج و اینکه فکر میکنید سنتون بالا رفته نباشه؛ در غیراینصورت مطمئنا در آینده نزدیک به حرف دوستتون میرسید و میگید که ای کاش بیشتر صبر میکردید یا اصلا...

    در کل شما رو نمیدونم اما من به عنوان یک پسر 28 ساله که شرایطی تقریبا مشابه با شما دارم (فارغ التحصیل شدم و مشکلی بابت اشتغال ندارم) حاضر نیستم دیگران کسی رو بهم معرفی کنن یا به نوعی توی انتخابم اعمال سلیقه کنن!
    دوست دارم همسرم رو با معیارهایی که از روز اول برام حائز اهمیت بوده شخصا انتخاب کنم و اگر قراره این اتفاق 10 سال دیگه بیفته ترجیح میدم بجای بودن با کسی که معیارهای مورد نظر من رو نداره تمام این مدت رو مثل امروز به تنهایی سپری کنم و وقتم رو با دوستان همجنس خودم پر کنم!

    خلاصه اینکه شروع زندگی با عشق زیباست دوست من وگرنه چیزی که زیاده دختر مجرد! والسلام.

    پ.ن
    موضوع اختلاف سنی رو هم خیلی جدی نگیرید، طبق مطالعاتی که من داشتم (چون خودم با طرف مقابلم 6 سال اختلاف سنی دارم) از دیدگاه علم روانشناسی بین 2 تا 7 سال اختلاف سنی مناسب هست و 4-5 سال (به شرط بزرگتر بودن آقا) ایده آل.. اما در کل جز فاکتورهای ثانویه هست که خیلی نمیتونه روی انتخاب همسر تاثیرگذار باشه مگر در موارد خاص که اختلاف بالای 10 سال یا خانم بزرگتر هست که جا داره بیشتر بررسی بشه.. 
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (4): صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •