تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مادرم نمی ذاره درس بخونم ! زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:caty.m
آخرین ارسال:caty.m
پاسخ ها 23

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

مادرم نمی ذاره درس بخونم !

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    به نظر من راستش حق با مادرتونه
    اینکه خواستگار بیاد بد نیست و اگر شما ی مدتی با دل مادرتون راه بیاید شاید قبول کنن که یک ماه مونده به کنکور دیگه کسی رو راه ندن و خواهش کنن که بعد از کنکور بیان که اون یک ماه شبانه روزی تست بزنین
    نکته دیگه هم که جسارتا می خوام بگم اینه که اگر شما از مهمون خوشت نمیاد و دوست داری تو خونه باشی و کسی رو نبینی اینا یعنی افسردگیت بهتر نشده و اگر به خواست دلت مبنی بر تنها موندن توجه کنی و مهمون نیاد و مهمونی نری بدتر هم یم شی
    درس خوندن ادم رو خود به خود افسرده می کنه اگر افسرده باشی که دیگه بدتر امیدوارم حواستون علاوه بر درس به روحیه هم باشه چون سر جلسه کنکور دیگه روحیه است که تعیین یم کنه شما چه رتبه ای میاری مخصوصا اگر رشته ای که می خوای بری ظرفیتش کم باشه
    اینو بدونین که اگر اعصاب راحتی نداشته باشین ممکنه شرایط سر جلسه اذییتون کنه مثلا اینکه مراقب ها صحبت کنن یا صرای خشخش باشه یا نفر جلویی پا شو حرکت عصبی بده
    پس باید ی مقدار تسلط رو هم بیشتر کنین
    (اینو به خودم هم یم گم چون خود من پارسال به خاطر استرس و سر و صدای مراقبا واقعا هنک کردم و یک سال از عمرم به راحتی اب خوردن هدر رفت)
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    حق با شماست !از فردا دوباره شروع می کنم به خوندن و سعی می کنم که تمرکزمو بالا ببرم ، هنوز هم وقت دارم و اگه خدا بخواد شاید بتونم این یه هفته کم کاریو جبران کنم . اگر بتونم افکار منفی و استرس بیش از حدو از خودم دور کنم این همه عذاب نمی کشم . ----شادی---- و elnaz.t عزیز خیلی خیلی ازتون ممنونم .حرف زدن با شما استرس و ناراحتی منو خیلی کمتر کرد.
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    سلام itsme عزیز خیلی ممنون از اینکه برای من وقت گذاشتی .راستش خودم هم فکر می کنم افسردگیم بهتر نشده و برای همینه که پافشاری مادرم اینقدر روی من تاثیر منفی می ذاره . برای همینه که ازش خواهش می کنم تا فعلا دست از سرم برداره!!پیش روان پزشک رفتنم هیچ کمکی به من نمی کنه . تابستون که پیشش رفته بودم ،می گفت فعلا به هیچ عنوان درس نخون و فقط این قرص ها رو بخور!آخه اگه درس نخونم دیوونه میشم . اگه درس نخونم چیکار کنم!چرا وقتی که به این رشته علاقه دارم و دوست دارم ادامه ی تحصیل بدم درس نخونم!
     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    اونو که برایی خودش گفته درس نخون اما درمورد مصرف دارو فکر کنم حق دارن
    ه نظر من حرف خوبی نزدن که درس نخونی ولی اگر مشکل افسردگیت بهتر نشه موقع درس اذیتت می کنه و کارایی درسیت کم می شه یعنی با حال بد دو ساعت که می خونی انگار نیم ساعت با حال خوب خوندی بلکم کمتر

    شما یک دوست پیدا کن که رشته کنکورش همین باشه که شما مایلی کنکور بدی
    باهش رفت و امد کن باهش کتابخونه برو باهش وسط زمانای استراحت درسیت بگو و بخند باهش یه بعد از شهر برو بیرن باهش کلاس یوگایی که دوستان فرمودن برو
    حالا اگر تعداد بیشتری دوست پیدا کردی که چه بهتر
    از این دوست ها هم می تونی توی کتابخونه هایی که تو سطح شهرتون هستن ( انشالله ) پیدا کنی یا توی موسسه های کنکور

    اینو قبول داری یا نه نمی دونم اما من خودم بهش رسیدم

    امیدوارم از اینکه رک صحبت می کنم ناراحت نشی
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    راستش توی شهر خودمون ، کسی رو که هم رشته ایم  باشه پیدا نکردم اما از طریق اس ام اس و تماس تلفنی  با دونفر  از شهر های دیگه در ارتباط هستم و واقعا روی من تاثیر گذاشتن و به من برای درس خوندن انگیزه می دن :-). البته این یک هفته باهاشون زیاد صحبت نکردم چون خودم هیچی درس نخوندم  و نمی خوام استرس بگیرم .
    متاسفانه دارویی که برای من تجویز کرده بود ، باعث شده بود که تیک عصبی بگیرم و همش صورتم می پرید  اما از وقتی که دارو رو قطع کردم این مشکلم برطرف شد.
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    maryam.azadeh آواتار ها
    سلام
    ازدواج کردن یا نکردن و همچنین انتخاب همسر، حق طبیعی شماست. مادرتون فقط میتونن در نقش یه مشاور ظاهر بشن.
    شما در عین رعایت ادب ولی محکم و قاطع به ایشون بگین هرخواستگاری که بدون هماهنگی شما بیاد منزل تون، شما اصلا باهاشون روبرو نخواهید شد. اونا برا در و دیوار خونه تون که نمیان میان شخص شما رو ببینن و شما وقتی بهردلیلی امادگی ندارین، حق دارین در اون ساعتی که مهمان های ناخوانده در منزل تون وجود دارن، از اتاق تون خارج نشین.
    البته لحن بیان تون رو تا جای ممکن صمیمی و دوستانه کنین با مادرتون( که حتما هم صمیمی و دوستانه هست). ولی در عین صمیمیت، قاطعیت کافی هم داشته باشین.
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    سلام . خیلی ممنونم . بله دیروز به مادرم با قاطعیت گفتم که دفعه ی بعدی در کار نیست و  من دیگه  جلو نمیام اون هم  بالاخره با ناراحتی گفت که خودت می دونی و .....
    فقط دیگه نباید به غرغر ها و طعنه هاش اهمیت بدم .شاید بعد از یه مدت خودش کوتاه اومد و ولم کرد !
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:18#
    چقدر عالی ک دوست این جوری پیدا کردین ولی دوستی که اون هم قصد کنکور داشته باشه حالا هم رشته هم نشد پیدا کنید ک خیلی کمکه

    با مادرتونم بحث و جدل نکنید که فقط صدمه یم بینید من خودم با مادر خیلی مشکل دارم ولی می دونم یک جمله بهش بگم صد جمله اذیت می کشم
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:19#
    آره حق با شماست.هرچی بیشتر حساس باشم بدتره .فقط نباید اهمیت بدم. هرچی به مامان ها بگی فایده نداره .آخرم کار خودشونو می کنن.[img]images/smilies/smile.gif[/img]
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:20#
    اخه حرف بدی هم نیم زنن ها

    حالا شما می گی حال مهمون باز ی و خواستگار بازی نداری
    ولی من خودم تو شرایط شمام ولی خواستگار راه میدم اگر بیاد
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •