تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج


نظرسنجی: ایا استقلال با داشتن خانه مستقل ایجاد میشود؟

این یک نظرسنجی عمومی است . کاربران دیگر می توانند انتخاب شما را مشاهده کنند.



نداشتن استقلال در زندگی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:حورا
آخرین ارسال:حورا
پاسخ ها 8

نداشتن استقلال در زندگی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با سلام من تازه عضو شدم امیدوارم کمکم کنید من 6 ماهه که عروسی کردم شوهرم فوق لیسانس زنتیک دارن و حتی موضوع پایان نامش جواب داد و اخبار سراری باهاش مصاحبه کرد خونه ما بغل خونه مادر شوهرمه از وقتی ازدواج کردیم شام و ناهار زنگ میزنن بیاین اونجا یعنی استقلال نیست شوهرم داخل گاوداری پدرش کار میکنه که تمام کارکنانش دیپلمه هستند و از فامیلاشونن دو الی سه شب یکبار میاد خونه بعضی وقتا  مهمونیهارو تنهایی مادرشوهرم اجبارم میکنه بدون شوهرم برم که برام زجر اوره وقتی پول میخوایم باید از باباش بگیریم و باباشم یا میگه ندارم یا اگه باشه میگه واسه چی میخواین هرجا میرم بهشون باید خبر بدم از طرفی همه میگن باباش خرجیشونو میده هرچی باشوهرم حرف میزنم که دنبال کار دیگه ای بره گوش نمیکنه میگه اونجا مال خودمونه و منم نمیتونم و عرضه کار جدارو ندارم دیگه خسته شدم هم هم طرف شوهرمن حتی مادر خودم دارم افسردگی میگیرم همش استرس مهمونیهاشونو دارم ارامش ندارم چیکار کنم واقعا دیگه نمیدونم چیکار کنم شوهرمم به حرفام اهمیتی نمیده و به شوخی میگیره لطفا کمک کنید

     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    niloofarabi آواتار ها
    سلام

    یکی از تمایلات فطری که در وجود همه انسان هست تمایل به آزادی و مستقل بودن هست. تو بعضی از کارها دوست داریم مستقل باشیم و همه ی اون کار رو خودمون انجام بدیم؛ اما توبعضی کارها نه! دوست داریم دیگران ما را حمایت کنن .
    تو زندگی مشترک هم ؛ هم نیاز به حمایت هست و هم اسقلال. حمایت عاطفی و ... متقابل همسران هم از همدیگه نقش کلیدی داره.
    اما وقتی که دو نفر ازدواج کردن دیگه نمیشه که هر کاری که خواست انجام بده!!! باید دو طرف نیازها و معیارها و خواسته های همدیگه رو هم در نظر داشته باشند. همسرتون شدیدا به خانواده اش وابسته هست و دی عین حال الان وارد زندگی جدیدی شده و باید استقلال نسبی داشته باشه تو زندگی. الان اون نیاز به حمایت شما داره. باید سعی کنید بیشتر بهش محبت کنید و بیشتر بهش توجه نشون بدین . چون اون شما رو دوست داره و شما هم متقابلا ، پس اگه شما بتونید محبت و حمایتی بیشتر از خانواده اش بهش داشته باشید، خود به خود ایشون به سمت شما می یان و کم کم یاد می گیرن که استقلال داشته باشند.
    با ایشون بیشتر صحبت کنبد ... تو مسائل مختلف (حتی چیزهای کوچیک مثلا غذای ظهر چی باشه یا خونه رو چی جوری بچنیم که بهتر باشه و ... ) نظرشون رو جویا بشین. وقتی مادر شوهرتون بهتون اصرار می کنه که بیاین مهمونی ، زنگ بزنید به همسرتون و بگید که مثلا حالتون خوب نیست ... اگه میشه به مادرت بگو که من امروز نیام مهمونی. بعد به همسرتون بگید که خودتون روتون نمیشه که به مادر شوهرتون "نه" بگید. از ایشون بخاید که "نه " بگن.

    در مجموع شما باید تلاش کنید برای اینکه همسرتون اعنماد به نفس اس زیاد بشه ، نظرش رو تو مسائل مختلف زندگی جویا بشین.


    مشاورا بیشتر راهنمایی تون میکنن.

     

     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    ممنون عزیزم ولی من همیشه برای هر کاری ازش نظر میخوام ولی فایده نداره
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    niloofarabi آواتار ها
    همسرتون تا اعتماد به نفسش بالا نره ؛ حتی با خونه مستقل هم باز به خانواده اش وابسته می مونه...
    شما باید اول کاری بکنید که ایشون اعتماد به نفس بالا بره.

    بقیه بیاین یه چیز بگن خو
     
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    درست میگین ولی خونوادشم از استقلال پسرشون خوشحال نمیشن همش میخوان اونجا باشیم حتی من اگه چیزی بخرم هزار سوال ازم میکنن میدونم اگه شوهرم کار مستقل پیدا کنه همه چی درست میشه من خونه ی بابام دوره مجبورم وقتاییکه شوهرم نیس اونجا برم دو یا سه روز خیلی سختمه وقتی حرفی میزنم به شوهرم اینو پای بدبینی یا کم تحملیم میذاره بچه ها خب کمک کنین دیگه
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    آخه حورا من دلم میخواد کمک کنم ولی نمیدونم چی بگم؟!
    خیلی سخته میدونم ، اصلا براتون امکان نداره که یه مشاوره با همسرتون برین؟مشاوره حضوری من میرم خیلی موثره ها
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    شوهرم مشاور و کتابهای مشاوره رو قبول نداره میگه باشه میریم ولی میدونم اصلا اعتنایی نمیکنه خودشمیگه ادم از زندگی خودش بهتر خبر داره مشاور کاری نمیکنه ازش خواستم بره مشاوره شغلی  گفته یه روز میرم ولی.....
    من قسم خوردم دیگه حرفی درمورد شغلش نزنم و بهش گفتم فقط بدون من راضی نیستم حالا بقیش با خودت
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    لطقا کمک کنین
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •