تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




عدم اعتماد به دیگران زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:strvtn
آخرین ارسال:maryam.azadeh
پاسخ ها 4

عدم اعتماد به دیگران

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
     چه جوری به یه نفر اعتماد کنم؟اون یه نفر هرکسی میتونه باشه،حتی به دوستام هم نمیتونم تا حدی اعتماد کنم!
    بعضی وقتا واقعا سر این قضیه خیلی مشکل دارم!

    من خیلی دوست دارم،از این که با همه مدل ادمی هم میتونم کنار بیام راضیم،ولی دوست دارم همون قدر که تو رابطه هام معرفت ومحبت خرج میکنم اونا هم همین مدلی باشن!
    اصولا نمیتونم به محبت کسی اعتماد کنم!
    همش فکر میکنم این منم که دارم این رابطه رو کش مید!شاید اگه من نباشم اونا نخوان ادامه بدن!و......!نسبت به همه حتی مادرم!
    بعضی وقتا فکر میکنم اصلا براش مهم نیستم!
    البته این شاید بخاطر شرایط بدی هم که توش بزرگ شدم باشه!
    من خودم به اون ربطش میدم ولی دقیق نمیدونم اینجوریه یا نه!
     

     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام.
    به همیاری خوش اومدید!
    شما که به ما اعتماد کردید! البته ما هم از شما بخاطر این اعتمادتون ممنون هستیم.....
    چند سالتون هست؟ تحصیلاتتون چقدر هست؟ فرزند چندم خانواده هستید...
    این حس عدم اعتماد چند وقت هست که همراهتون هست؟
    آیا این حس در مورد اعضای خانواده تون هم صدق میکنه؟
    چقدر خودتون رو فردی قابل اعتماد میدونین؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    سلام
    قبول باشه عزاداری هاتون
    18 سال و دو ماه !
    فرزند اول!
    12 سال تک بچه بودم!خواهرم هم 7 سالشه!
    همیشه!از بچگی همش حس میکردم کسی دوستم نداره!بعدها به این شدت نبود ولی الان همین حسو نسبت به دوستا دارم!
    آره صدق میکنه!من هیچوقت حس نکردم بابام دوستم داره نسبت به مادرم قبلا این حسو نداشتم ولی الان دارم!
    خودم نمیدونم چقد قابل اعتمادم فقط میدونم دوستام وقت مشکلاتشون حتما سراغم میان!
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    maryam.azadeh آواتار ها
    سلام
    رفتار والدین تون چه حسی رو در شما ایجاد میکنه؟ ایا رفتارشون پیام واضحی از سرد بودن و دوست نداشتن بهتون میده؟ یا اینکه این صرفا برداشت شماست و اونا مثل همه پدر مادرها توجه لازم رو بهتون دارن؟
    درسته که بیان محبت از سوی والدین یک حرکت پسندیده هست ولی همه یکسان و یک شکل رفتار نمیکنن. خیلی از پدر مادرها محبت شون رو زیاد واضح بیان نمیکنن ولی در عمل، دغدغه و دلشوره لازم رو برا فرزندان شون دارن.
    در مورد عدم اعتماد به دوستان تون، اعتماد چیزی نیست که یک شبه به دست بیاد. شما طبعا به دوستان تون زمان میدین اونها هم به شما زمان میدن و ارام ارام، اعتماد شکل میگیره و عمیق تر میشه. اگه شما مثلا با یکی از دوستان تون 3 سال هست رفاقت دارین و مدام همو میبینین و با هم حرف میزنین ولی هنوز شما در ساده ترین مسایل نمیتونین بهش اعتماد کنین، به نظر میاد باید روی خودتون کار کنین و افکار بدبینانه رو به نحوی از ذهن تون خارج کنین. اما اگه مثلا با یکنفر دو هفته است دوست شدین، دلیلی برا اعتماد کردن( اونم به شکل همه جانبه) وجود نداره. اتفاقا توصیه میشه با کسانی که به تازگی دوست شدین، اسرار و مکنونات قلبی تونو مطرح نکنین، اموال با ارزش تونو دست دوستان تازه وارد نسپرین و اجازه بدین زمان اونها رو خوب به شما بشناسونه و زیر و بم شخصیت شونو براتون اشکار کنه.
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •