تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




چطور تو خواستگاری رابطه دوستیمونو پنهون نگه دارم؟؟؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:baran65
آخرین ارسال:baran65
پاسخ ها 14

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

چطور تو خواستگاری رابطه دوستیمونو پنهون نگه دارم؟؟؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
     باسلام من شیش سال با پسری به قصد ازدواج دوست بودم و حدود 3 ماه پیش ازش جدا شدم (عنوان تاپیک قبلیم شکست و سردرگمی هست) و داستانمو اونجا نوشتم.حالا دوست پسرم برگشته و من بهش فرصت دادم تا دوماه دیگه بیاد خواستگاری. حالا وقتی اومدن رابطه دوستیمونو چطور پنهان نگهش داریم چون خانواده من اصلا از دوستیمون خبر ندارن و متعصبن و خانواده اونا میدونن. چیکار کنم؟؟؟ اصلا دوست ندارم پدر و برادم بفهمن شیش سال باهاش دوست بودم. راهنمایی کنید
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    خب گفتن به خانواده و نگفتن به خانواده هزینه هایی داره ...
    .
    اگه خانوادت بفهمن چی میشه؟؟
    .
    [size=medium]بیم رسوایی مده ای شیخ مارا بعد از این ... سال ها شد مابه رندی درجهان افسانه ایم[/size]

     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    اصلا نمیخوام پدر و برادرم متوجه دوستیمون بشن خیلی متعصبن و 1- اعتمادشون به من کم میشه چون خیلی بهم اعتماد دارن 2-   خیلی از دستم ناراحت میشن و برخوردشون باهام تو زندگی عوض میشه 3- شاید فکر کنن پسره طول این مدت منو گول زده که باش دوست شدم و چنین پسری رو برا ازدواج مناسب نمیدونن  و شاید نزارن باهاش ازدواج کنم 4- در کل رابطه دوستی دختر پسر رو نمیپسندن تا چه برسه ازدواجم کنن باهم .پدر من همینجوریش به خواستگارا خیلی گیر میده و باهاشون بد برخورد میکنه به سختی قبولشون میکنه اگه بفهمه دوست بودیم که معلوم نیست چیا بگه اصلا
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    سلام عزیزم دلیل 3ماه جدایی چی بوده؟
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    بنظرتون خانواده اونا فاش میکنن که شما قبلا شما باهم دوست بودید؟
    .
    اگه اونا بگن که خیلی بدتر میشه و خانوادتون بهتره از زبون خودتون بشنون ...
    اگه به مادر و خواهرتون هم بگین بد نمیشه طوری که پدر و برادرتون نفهمه ...
    .
    [size=medium]بیم رسوایی مده ای شیخ مارا بعد از این ... سال ها شد مابه رندی درجهان افسانه ایم[/size]

     
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    با سلام
    ظاهرا نظر شما در مورد دوستی با نظر خانوادتون متفاوته.
    1-آیا این تفاوت رو تابحال ابراز هم کردید؟
    2- چطور در مدت شش سال خانواده متوجه روابطتتون نشدند؟ چه اقداماتی انجام می دادید؟
    3- کجا با هم آشنا شدید؟ دلیل جدایی چی بوده؟
    4- دلیل ایشون برای ارتباط مجدد و طرح خواستگاری چیه؟
    5- آیا ملاک های دو طرف برای ازدواج مورد تأیید است؟
    6- اگر خانواده ها این ازدواج رو مناسب ندونند، چه تصمیمی برای ادامه دوستی دارید؟ 
    نکته قابل تأمل: در حال حاضر، خانواده شما همان پدر و مادر و خواهر و برادرتان هستند و اطلاع خانواده خواستگار از پنهان کاری شما در مورد این دوستی، عواقب بدی رو براتون در پی دارد و اعتماد اونها و همسر آیندتون رو نسبت به شما کمرنگ تر می کنه. بهتره لااقل خانواده شما تا حدی از این مساله آگاه بشوند مثل اینکه« مساله خواستگاری قبلا به شما اعلام شده و بعد از تایید شما ایشون برای خواستگاری اقدام کردند» این رو هر خانواده متعادلی می پذیره. و از جانب ایشون هم اعلام بشه که از شرایط همدیگه اطلاع دارید و آقا پسر چند وقته که شما رو برای ازدواج در نظر گرفتن و الان بهترین فرصت برای مطرح کردن اون بوده. بهتره که خانواده ایشون نظر شما رو در مورد ازدواج، مهم تر از نظر خانوادتون تلقی کنند و اینکه در مورد این امر، مسولیت به خودتون واگذار شده و به همین دلیل تا الان در مورد این مساله به خانوادتون چیزی ابراز نکردید. 
     
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    مرسی از همه دوستان که وقت گذاشتید
    دلیل جدایی این بودکه درمورد خواستگاری و  تفاوت خانواده ها باهم  حرف زدیم و دوست پسرم منظور منو بد متوجه شد و فکر کرد من اخلاقو اعتقاداتو خانواده اونا توهین میکنم و بد میدونمشون وکلی حرفای نابحق و تهمت به فامیلم زد منم جوابشو دادمو گفتم نمیخوام دیگه بیای. حالا اومده  میگه من نمیتونم فراموشت کنمو نمیتونم ازت بگذرم فهمیدم که بهت وابسته نبودم واقعا دوست دارم و تلاشم برا رسیدن بهت ده برابر شده و میخوامت. آشنایی ما در دانشگاه  در دوران لیسانس بود ولی الان اون یه شهر دیگه کار میکنه و من دانشگاهم در مقطع فوق لیسانس یه شهر دیگس که بخوام بگم تو دانشگاه باهم آشنا شدیم. نظر من با نظر پدر و برادرم در مورد دوستی کاملا متفاوته ولی خواهر و مادرم نظرشون با نظر من زیادفرقی نمیکنه. به دوست پسرم موقع اومدن خواستگاری چی بگم که جلو پدرم اصلا دوستی رو فاش نکنند که دوست پسر م و خانواداش  اینو نقطه ضعف من ندونن. اگه با هم ازدواج نکنیم خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی ناراحت میشم  چون دوستش دارم و نظر و افکارو  اهدافو صلیقش همونجوره که من  برا همسر آیندم میپسندم
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    سلام عزیزم
    خب با توجه به اینکه شما جفتتون تو یه دانشگاه بودید بهتره مادرشون تماس بگیرن و مثلا بگن پسر من و دختر شما هم دانشگاهی بودن و ...حالا میخوایم برای امر خیر مزاحم بشیم.
    اینو به اون آقا بگو دلیلی نداره ازین رفتارت بعنوان نقطه ضعف استفاده کنه چون اتفاقا این خانومی و نجابت تورو میرسونه که نمیخوای وجهت جلوی خانوادت خراب بشه!
     

     
    [size=medium]گاهی فقط باید[/size]
    [size=medium]لبخند بزنی و رد شوی
    بگذار فکر کنند
    نفهمیدی...
    [size=small]\"ساموئل بکت\"[/size]
    [/size] 
     
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    با سلام
    دوست خوب این مطلب رو در پست قبلی در دو جمله آخر توضیح دادم که «بهتره که خانواده ایشون .....» و همین نکته که هم دانشگاهیتون بودند و سه چهار سالی با هم آشنایی داشتید، میتونه تا حدی خانواده رو نسبت به موضوع روشن کنه و اگر خانواده ایشون از به هم خوردن رابطه در سه ماه پیش اطلاع دارند، بهتره بگید که این رابطه برای شما سه ماه پیش تموم شده بوده و دوست ندارید که خانوادتون از برگشت ایشون اطلاع پیدا کنند و بهتره فکر کنند که مورد جدید پیش اومده. البته این امر رو به این دلیل میگم که در صورت اطلاع خانواده شما از ارتباطتون، احتمالا چنین امری هم قابل پیش بینی بوده. با این اوصاف، به هر حال هر تصمیم عواقب خودش رو داره و ممکنه همه چیز مطابق خواسته شما پیش نره و فراموش نکنید انسانها وسیله، هستند و در رقم زدن تقدیر سهم دارند اما تقدیر حتمی در نزد خداست.
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    باسلام و تشکر از همه دوستان بخاطر راهنماییتون. من از دانشگاهیکه با دوست پسرم دوتامون اونجا بودیم الان 3 ساله فارق التحصیل شدم. ترسم همش از پدرامونه چون پدر من و پدر اون تاشون مردهای سختی هستند میگم نکنه پدر من چیزی بهشون بگه که اونا بدشون بیاد و پدرش به پدرم  بگه که اینا چند ساله باهم بودن. ازهمه دوستانیکه این راه رو رفتند و تجربه دارن خواهشمندم نظرشونو بگن مرسی
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. مگه نمیشه دوباره عاشق شد؟هااااااا؟؟؟
    توسط مهدی پوری در انجمن شکست عشقی(عاطفی)
    پاسخ: 14
    آخرين نوشته: 2014_12_06, 22:07
  2. کی بچگیاش از این کارا کرده؟؟؟
    توسط m1392 در انجمن سرگرمی و تفریحی
    پاسخ: 6
    آخرين نوشته: 2014_10_04, 09:55
  3. آیا ازدواج ازرش اینهمه دردسر رو داره؟؟؟
    توسط بنفشه در انجمن انتخاب همسر
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 2013_12_06, 20:21
  4. این دست دادن گناه داره؟؟؟
    توسط elnaz.t در انجمن سوالات مذهبی
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: 2013_11_27, 01:54
  5. چرا غمگینم؟؟؟!!!!
    توسط mona 2970 در انجمن طرح مشکلات فردی(روانشناسی فردی)
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: 2013_11_22, 14:43

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •