تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




خیانت-تجاوز زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:asi68
آخرین ارسال:سجاد صالحی
پاسخ ها 14

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

خیانت-تجاوز

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    میشه بیشتر توضیح بدید؟
    چرا فکر میکنین خدا دوستتون نداره؟ مگر توبه نکردید؟
    از کجا میدونین همسرتون نظرش نسبت به شما عوض شده؟
    تا بحال در مورد شکایت از اون مرد با همسرتون هم صحبت کردید؟ ایشون چه نظری دارن؟
    من منتظر جوابتون هستم....
    هدف صرفا کمک به شماست. ولی شما هم اختیار تام در پاسخ گویی به سوالات دارید.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    اقای صالحی من ۵ سال ازدواج کردم من پیش مشاوره دانشگاه رفتم و به من گفتم احتمال داره قرصی هست که بیهوش نه ولی حالت ادم مستی نمی دونه چه بلایی داره سرش میاد که بعد از ۱.۵ تا ۲ ساعت اسرش میره. چون من بعضی جزییات از من می پرسید یادم نمی یاد. خونه ای که من زندگی می کردم با ۲ تا پسر بودم ولی نه ایرانی که همسر من به من می گفت چرا باهاهوش گرم نیستی که من  سعی کردم باهاشون مثل یه برادر باشم وبا همخونه ای هام بیرون می رفتم شوهرم هم می دونست ولی هیچ دوست ایرانی خوبی نداشتم که همزبونم باشه. این کسافت هم شوهرم مدونست که هم دانشگا هیمه. بعد از اون قضیه هم شوهرم گفت مگه من چی برات کم گذاشتم که این کارو کردی و می خواست ازم طلاق بگیره ولی هنوزبعد از ۷ ماه هم شوهرم میگه تو اگه نمی خواستی بری خونش چرا وقتی رفتی نزدیش یا فرار نکردی. هیچ کس دیگه هم خونشون نبود. ومن به یه دوست نزدیکم همون شب زنگ زدم گفتم قبل از از این که بدونه کی بوده منو سرزنش کرد که نباید می رفتی ولی وقتی پر سید کی بوده ودوستم هم اونو ۲ یا ۳ ساله می شناخت گفت تقصیر تو نیست من می دونم اون چطوری با مغز تو بازی کرده و تو اولیش نیستی. از شکایت من می ترسم چون م ترسم دوباره ببینمش.
    ممنون که راهنماییم می کنید 
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    خانم من نظر خودم رو میدم، آقای صالحی هم بعدا نظر خودشونو میگذارن.
    به نظر من به احتمال خیلی زیاد توی خونش به شما از همون ماده بی حس کننده داده که شما نتونستید مقاومت کنید یا عکس العمل خاصی نشون بدید. قبل از اینکه وارد خونه اش بشید هم به شما خوردنی یا نوشیدنی تعارف کرد؟؟
    در مورد شکایت فرضا هم که شکایت کنید علاوه بر اینکه از نظر روحی و در مواجه با اون خودتون خیلی اذیت میشید، دلایل و مدارک کافی هم برای اثبات کاری که اون کرده به احتمال زیاد وجود نداره پس در نهایت شکایت به نتیجه مفیدی نمیرسه (به هر حال انتخاب در مورد شکایت کردن یا نکردن با خودتونه).
    اون با حرفاش در حقیقت شما رو خام کرده و به خونه اش برده شما هم در اون لحظات و قبل از ورود به خونه اش بیشتر تابع احساستون بودید تا منطقتون و تنها اشتباه شما در این ماجرا همین قسمت بود و از اینجا به بعد و در حقیقت از لحظه ای که شما وارد خونه اون شدید دیگه هیچ کاری برای دفاع از خودتون نمی تونستید انجام بدید از طرفی اون هم مسلما یا بیرون از خونه اش یا داخل خانه به شما از همین مواد بی حس کننده و سرخوش کننده داده بود پس واقعا هیچ دفاعی نمی تونستید از خودتون بکنید پس واقعا لازم نیست از این بابت عذاب وجدان داشته باشید.
    فقط اشتباه شما این بود که به نیت واقعی این طرف نتونستید پی ببرید و خیلی ساده تعارفش رو در نظر گرفتید و به حیله گری اون پی نبردید که بازهم درسته در این قسمت ماجرا شما مقصر بودی ولی نمیشه به نظر من نمیشه بهش گفت خیانت چون شما واقعا و اصلا قصد ناپاکی نداشتید و فقط مرتکب یک اشتباه محاسباتی بزرگ شدی.
    البته می تونم حس شوهرتونو تا حدودی درک کنم ولی هر کسی ممکنه در یک لحظه اشتباه کنه (لحظه تصمیم گیری در مورد ورود یا عدم ورود به خانه اون شخص) که در مورد شما این اشتباه بهای زیادی داشت. در ضمن من فکر می کنم اون شخص احتمالا قبل از ورود به خانه هم شما رو با اون ماده سرخوش کننده مسموم کرده بود.
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    سلام
    بابت تاخیر عذرخواهی میکنم....

    خیلی ها هستن که مورد تجاوز قرار گرفتند!
    بیاین کلمه تجاوز رو با هم معنی کنیم...
    تجاوز به لحاظ لغوی یعنی اینکه کسی به حریمی خصوصی وارد بشه .
    ولی مصادیق تجاوز زیاد هستند. تجاوز جنسی یکی از اونهاست . و البته شاید در این نوع تجاوز بیشترین سطح فشار ، استرس و اضطراب درک بشه.... و این طبیعی است.
    تجاوز یعنی اینکه شما در این نوع اقدام متحمل ضربه و آسیب شدید.....
    گاهی این ضربه هم جسمانی و هم روانی است....
    تحمل این شرایط کمی دشوار هست . ولی بازیابی روحیه و بازگشت به زندگی عادی کمی دشوار به نظز میاد. البته دور از انتظار هم نیست....
    در این بین والدین، همسر و حتی دوستان و اطرافیان فرد آسیب دیده نقشی اساسی دارند. الحمدلله همسر شما به خوبی با این مساله کنار آمده و همراهتون هست.
    پیشنهاد طلاق در اون لحظه امری کاملا طبیعی بود. هر چند همسرتون هم در این اتفاق سهم بزرگی داشتند.....
    بهتر بود همسرتون به شما پیشنهاد گرم گرفتن رو نمی دادن ولی به هر حال آبی رو که ریخته شده رو نمیشه جمع کرد.....

    شما به نوعی گرفتار ساده انگاری و خوشبینی بیش از حدتون شده بودین....
    ولی اتفاقی هست که افتاده. نمیشه زمان رو به عقب برگردوند ولی میشه حال و آینده رو ساخت.....

    شما باید بیش از این به همسرتون عشق و علاقه بورزید و به نوعی ایشون رو تشنه محبت هاتون بکنین .
    گذشته و اتفاقات اون رو به عنوان یک درس بزرگ زندگی همیشه آویزه گوشتون بکنین و از این به بعد بیشتر در مورد رفتارها و تصمیماتتون دقت بکنین....
    مهمترین وظیفه شما توبه کردن از گناهان گذشته است و البته امید به بخشیده شدن و ساختن آینده!

    سعی کنین معاشرت و زندگی کردن زیر یک سقف با جنس مخالف رو کنار بذارین و در عوض از بین همجنس هاتون برای خودتون هم اتاقی انتخاب کنین و اگر هم این موقعیت براتون پیش نیومد به نظرم بهتر هست مدتی رو به دور از زندگی مجردی با پسرها بگذرونین!
    پیشنهاد میکنم در اولین فرصت زندگی زناشویی رو با همسرتون شروع کنین .
    شما میتونین در جایی که تحصیل میکنین فرهنگ غنی ایرانی اسلامی رو برای بقیه تبلیغ بکنین ....
    بی بند و باری غرب ریشه در بد فرهنگی اونها داره!

    به هر حال

    سخن آخر
    سعی کنین ذهنتون رو با ورزش کردن آرام کنین و بجای حسرت خوردن به گذشته از اون درس بگیرین.....
    آینده رو آنطور که صحیح است بسازین
    و قدر همسرتون رو بدونین..........

    ایام به کام
     
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •