تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




ترس از جدایی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:sepides745
آخرین ارسال:در آرزوی خوشبختی
پاسخ ها 10

ترس از جدایی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام سپیده هستم 22 سالمه رابطه خیلی سخت و تلخی رو تو گذشته داشتم لطمه خیلی بدی بهم وارد شد اونقدر که به همه ادما همه پسرا بی اعتماد شدمو تصمیم گرفتم هیچکیو تو زندگیم راه ندم.3 ماه پیش با پسری اشنا شدم ولی همون طور که گفتم نمیخواستم تو زندگیم راش بدم اول خواستم دوست معمولی باشیم بعد پشیمون شدم گفتم که نمیخوام ولی اون بیخیال نشد و همچنان با من خوب رفتار میکرد تا این که بعد یه مدت قانع شدم که ببینمش و باهاش بیشتر اشنا شم.چند وقتی سعی کردیم بیشتر همو بشناسیم وقتی یه مدت گذشت و تونستم بشناسمش باورم نمیشد همچین ادمی وار زندگیم شده همونی که همیشهه ارزوشو داشتم همون اخلاقا همون شخصیت اون دقیقا همون چیزی بود که میخواستم.اونم تو گذشته سختی گشیده بود.به این نتیجه رسیدیم که هر دو همون ادمایی هستیم که همیشه دنبالش بودیم رابطمون عالی بود و هر دو خوشحال بودیم.ولی یه هفته ای هست که به نظرم عوض شده یعنی واضحه که عوض شده اینو یه دختر خیلی خوب میتونه بفهمه.اولش فکر کردم شاید درباه این ادم اشتباه کردم و اون ادم خوبی که فکر میکردم نیست ولی نه هر چی فکر کردم دیدم امکان نداره.من مطمئنم چیزی هس که ناراحتش کرده از به چیزی ناراحته که دربارش حرف نمیزنه تا حدودی هم میتونم حدس بزنم چیه حتی یه بار از ناراحتی گفتم اگه نمیخوای تموم شه ولی اون مثل همیشه که بود گفت نه این چه حرفیه و قانعم کرد که نمیخواد تموم شه ولی در عین حال هیچی بهم نگفت که چرا این جوری شده فقط گفت به خاطره کاراشه که به نظر من فقط یه بهونه بود. من واقعا به کمک احتیاج دارم به خاطر گذشتم این قدر تو  همچین شرایطی ناراحت و هول میشم که نمیدونم کار درست چیه.اگه هر چی زود تر یه کاری نکنم ممکنه همه چیزایی که میخواستمو از دست بدم و بعدش دیگه از دست میرم.چیزایی که بش فکر میکنمو بهتون میگم که بدونید چیا تو سرمه. اول این که یه وقتایی فکر میکنم به رو خودم نیارم ببینم چی میشه ولی این جوری فکر کنم بد تر همه چیزو از دست بدم.بعد فکر میکنم شاید بهتر باشه بهش اس ام اس بدم ازش بپرسم چشه ولی با خودم میگم اگه تو زمان بدی بپرسم ممکنه جواب معکوس بده  به خاطر درس و کارمون هم نمیتونیم هر وقت خواستیم همو ببینیم فقط اخر هفته ها اونم اگه من کاری برام پیش نیاد.یه وقتایی هم فکر میکنم شاید بهتر باشه بگم همه چی تمومه و صبر کنم ببینم عکس العمل اون چیه ولی اینم به نظرم درست نمیاد چون شاید بد تر از خوم برونمش این جوری دیگه همه چیو از دست میدم. حالا میخوام شما کمکم کنید.بهم بگین من تو همچین شرایطی باید چی کاار کنم.چی کار کنم تا همه چیزو به اولش برگردونم.این اخرین امیدمه 

    دلیل ویرایش: تغییر عنوان 
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سپيده  جان با چه حرفا يا كارايي ناراحت ميشه؟  پستت روكه خوندم يخورده متوجه شدم منظورت چيه  ولي ميخوام بيشتر توضيح بدي ميشه يه چندتامثال بزني؟
     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    تینا جان این که با چه چیزایی ناراحت میشه باید بگم ادم فوق العاده حساسیه خیلی غیرتیه از دروغ بدش میاد و هر چیزی که خلاف اینا باشه خیلی ناراحتش میکنه.مشکل منم همینجاس این که نمیدونم الان مشکلش چیه ناراحتیش چیه شرایط هم جوری نیس که خیلی راحت ازش بپرسم اونم راحت جواب به یا انکار میکنه یا موقعیت مناسب واسه حرف نیس و بد تر از همه این که همینجوری داره زمان میگذره و این حالتا کم کم تبدیل به عادت میشه و من واقعا اینو نمیخوام
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    دوست عزیز بعضی از پسرها هستن که علارغم اینکه خوبن واقعا حساس هستن و وقتی ناراحت میشن بسختی میشه از دلش درآورد و اینم بخاطر غرور کاذبشه ...
    شما باید تو اینجور مواقع بیشتر بهش محبت کنید و نازشو بکشید...! آره پسرهای حساس هم دلشون میخواد یکی نازشو بکشه ولی هیچوقت اینو نمیگن و انکار میکنن ... کلا وجود هرگونه مشکلی رو انکار میکنن ولی من مطمئنم چیزی تو دلش هست که بیان نمیکنه و شما باید با محبت زیاد و هرچی که تو دلش هست رو در بیارید ...
    .
    ولی اینم بگم اگه انطوری مشکلتون حل شد بعد از گذشت مدتی که رابطه به شرایط عادیش برگشت بهش یامحبت یادآوری کنید که این کارش شمارو رنجونده و بدونه که نباید اینطوری بخواد ناراحتیشو بروز بده ...
    .
    گذشته از این حرفا سپیده عزیز بهتره بیشتر رو رابطه اتون فکر کنید و عاقبتش ...
    تاکی میخوای دوست باشین ؟
    میدونین اگه جدابشین با این وابستگی بوجود اومده شکست بزرگی میخورین!!!
    اگه میخواین ادامه بدین هرچه زودتر (درعرض چند ماه) شرایط ازدواج رو محیا کنید در غیر اینصورت شکستی بزرگ در انتظارتونه ...
    .
    در ضمن محبتی که بهش میکنید نزارید بفهمه وابسته اشید ...
    .
    [size=medium]بیم رسوایی مده ای شیخ مارا بعد از این ... سال ها شد مابه رندی درجهان افسانه ایم[/size]

     
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    ایزدی آواتار ها
    سلام دوست عزیز 

    به همیاری خوش آمدید 

    لطفا یک عنوان مناسب با مشکل خود برای تاپیک انتخاب کنید تا در اسرع وقت تغییر داده شود.

    عناوین کمک فوری، به کمک نیاز دارم و امثال این ها ... خلاف قوانین تالار است. 

    با انتخاب عنوانی مناسب مشاورین بهتر متوجه مشکل شما می شوند و به تاپیک سر می زنند، و زودتر به نتیجه می رسید. 

    از همکاری شما سپاسگزاریم

    پ.ن: اگر عنوان تغییر نکند تاپیک بسته می شود
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    **شادی** آواتار ها
    سلام سپیده عزیز.
    بهمیاری خوش اومدی...
    ایشون چند سالشه؟موقعیت ازدواج رو از نظر خدمت , اتمام تحصیلات و شغل ثابت داره؟
    اگه داشته باشه,این فرضیه روهم باید درنظر بگیری که ممکنه از طرف خانوادش کیسی برای ازدواج بهش معرفی شده باشه...بین شما حرفی از ازدواج به میون اومده؟برنامه ای داشتین برای مطرح کردن ارتباطتون با خانواده ها و پیش آوردن شرایط خواستگاری؟
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'ایزدی' pid='32204' dateline='1383896632'
    سلام دوست عزیز 

    به همیاری خوش آمدید 

    لطفا یک عنوان مناسب با مشکل خود برای تاپیک انتخاب کنید تا در اسرع وقت تغییر داده شود.

    عناوین کمک فوری، به کمک نیاز دارم و امثال این ها ... خلاف قوانین تالار است. 

    با انتخاب عنوانی مناسب مشاورین بهتر متوجه مشکل شما می شوند و به تاپیک سر می زنند، و زودتر به نتیجه می رسید. 

    از همکاری شما سپاسگزاریم

    پ.ن: اگر عنوان تغییر نکند تاپیک بسته می شود

     
    با سلام به شما از راهنماییتون خیلی متشکرم من از اونجایی که خیلی عجله داشتم این عنوان رو انتخاب کردم اگه بخوام یه عنوان انتخاب کنم فکر میکنم (ترس از جدایی) خوب باشه.نمیدونم چطوری باید عنوانو تغییر بدم لطفا باز هم راهنماییم کنید ممنونم


     
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'ahadsf' pid='32197' dateline='1383890779'
    دوست عزیز بعضی از پسرها هستن که علارغم اینکه خوبن واقعا حساس هستن و وقتی ناراحت میشن بسختی میشه از دلش درآورد و اینم بخاطر غرور کاذبشه ...
    شما باید تو اینجور مواقع بیشتر بهش محبت کنید و نازشو بکشید...! آره پسرهای حساس هم دلشون میخواد یکی نازشو بکشه ولی هیچوقت اینو نمیگن و انکار میکنن ... کلا وجود هرگونه مشکلی رو انکار میکنن ولی من مطمئنم چیزی تو دلش هست که بیان نمیکنه و شما باید با محبت زیاد و هرچی که تو دلش هست رو در بیارید ...
    .
    ولی اینم بگم اگه انطوری مشکلتون حل شد بعد از گذشت مدتی که رابطه به شرایط عادیش برگشت بهش یامحبت یادآوری کنید که این کارش شمارو رنجونده و بدونه که نباید اینطوری بخواد ناراحتیشو بروز بده ...
    .
    گذشته از این حرفا سپیده عزیز بهتره بیشتر رو رابطه اتون فکر کنید و عاقبتش ...
    تاکی میخوای دوست باشین ؟
    میدونین اگه جدابشین با این وابستگی بوجود اومده شکست بزرگی میخورین!!!
    اگه میخواین ادامه بدین هرچه زودتر (درعرض چند ماه) شرایط ازدواج رو محیا کنید در غیر اینصورت شکستی بزرگ در انتظارتونه ...
    .
    در ضمن محبتی که بهش میکنید نزارید بفهمه وابسته اشید ...

     
    سلام از راهنماییتون خیلی خیلی ممنونم فکر میکنم تا حد خیلی زیادی حق با شما باشه و مشکل ما هم دقیقا همینه.البته باید این رو هم اظافه کنم که من خودم هم ادم خیلی مغروری هستم به خاطر همین تو همچین شرایطی یه وقتایی به جای این که وضع رو بهتر کنم خودم هم همونطور رفتار میکنم و فک میکنم منم باید همون کاری که اون میکنه رو بکنم.به خاطر همین حتی اونم ممکنه فکر کنه منم خودمو دارم واس اون میگیرم که فکر میکنم حق با شماست چیزی که الان احتیاجه اینه که محبت کنم تا بتونم در نهایت بفهمم از چی ناراحته.امروز بعد از حرف زدن باهاش و مطرح کردن این موضوع با این که بازم انکار کرد ولی از لا به لای حرفاش مطمئن شدم که از چیزی ناراحته

     
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    نقل قول نوشته اصلی توسط '----شادی----' pid='32212' dateline='1383899336'
    سلام سپیده عزیز.
    بهمیاری خوش اومدی...
    ایشون چند سالشه؟موقعیت ازدواج رو از نظر خدمت , اتمام تحصیلات و شغل ثابت داره؟
    اگه داشته باشه,این فرضیه روهم باید درنظر بگیری که ممکنه از طرف خانوادش کیسی برای ازدواج بهش معرفی شده باشه...بین شما حرفی از ازدواج به میون اومده؟برنامه ای داشتین برای مطرح کردن ارتباطتون با خانواده ها و پیش آوردن شرایط خواستگاری؟

     
    سلام خانم شادی عزیز من 22 و ایشون 27 ساله هستند ایشون کارشناسی گرفتن و مشغول به کار هستند ولی قصد ادامه تحصیل دارن و مطمئنم که ازدواجی در کار نیست.این که به طور جدی درباره ازدواج صحبت کنیم نه همچین چیزی نبوده ولی هم مادر من با ایشون صحبت کردن و هم من با مادر ایشون البته نه درباره ازدواج یعنی میخوام بگم خوانواده از این مسئله خبر دارن.و راستشو بخواین حتی خود من هم قصد ازدواج ندارم در حال حاضر و این چیزیه که ممکنه در ایدنه بعد از چند سال اتفاق بیفته.چون ادمی هستم که فکر میکنم برای ازدواج احتیاج دارم ببینم میتونم در کنار این ادم یه عمر ندگی کنم یا نه و این رو هم فقط بعد یه مدت طولانی میتونم بفهمم.همون طور که گفتم من در گذشته به ادم اشتباهی اعتماد کردم و همین باعث بی اعتمادی من به ادما شده در حالی که اینو میتونم کاملا حس کنم که این ادم مثل خودمه معیاراش انتظاراتش مثل خودمه و همونیه که دوست داشتم کنارم باشه یعنی قدم اولی که نیاز بود حل شده.امروز که از ایشون درباره این مشکل پرسیدم گفتند که من زیاد درباره این مسائل حرف نمیزنم یعنی ناراحتن از چیزی ولی نمیخوان بگن به من و بعدش هم دوباره انکار کردن که اصلا ناراحتن.من تو این شرایط چطور باید بفهمم که مشکل چیه؟


     
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    با سلام . من پست شما را خواندم . شما باید به خودتان بقبولانید که در حال حاظر در یک رابطه ای هستید که هیچ تعهدی در آن نیست بنابراین به همان اندازه که احتمال دارد به آن نتیجه دلخواهی که برسید یعنی ازدواج در طی چند سال آینده به همان اندازه هم عکس آن می تواند اتفاق بیافتد. پس با علم به این مساله سعی کنید آنقدر خودتان را نظر احساسی درگیر نکنید که ار خدایی نکرده چیزی شد که شما دوست نداشتید احساس شکست و نابودی بکنید. ضمن اینکه از دید من خیلی هم جویای اینکه چه مساله ای پیش آمده و ایشان را ناراحت کرده نباشید. تنها زمانی که با ایشان هستید شرایط را طوری فراهم کنید که خودشان بخواهند در موردش صحبت کنند . اصرار بیش از حد شما در این مورد منجر به مقاومت در بیان مساله در صورتی که اصلا وجود خارجی داشته باشد خواهد شد. موفق باشید
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •