تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




ترک خانواده زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:Asemon
آخرین ارسال:Asemon
پاسخ ها 4

ترک خانواده

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام  من یه مدتیه که از بودن با خانوادم  حال نمیکنم دیگه احساس نزدیکی بهشون نمیکنم و دوس دارم ازشون دور شم  میشه راهنماییم کنید آیا این تصمیم درستیه یا نه  واقعا بودن در این خانواده باعث شده که راحت نباشم و نتونم اونطور که دوست دارم زندگی کنم  کل توانایی هامو دارن از بین میبرن با رفتاراشون ( یه مثال خیلی کوچک اینکه با وجوده اینکه ار استعدادم تو فوتبال خبر دارن ولی هیچ کاری نمیکنن و الکی مسئولیتو میندازن رو درسو میگن فقط درس این در حالیه که من نمیتونم بدنه حمایت اونا مثل حمایت مالی به جایی برسم پس مجبورم حرفشونو گوش بدم  . جریان خیلی بزرگ تر این حرفاس این تنها یه گوشه کوچیک از کاراشونه تو هر زمینه ای اینطورن ) مدتیه که به این فکر میکنم هر طور شده خودمو جدا کنم  به هر قیمتی چون احساس میکنم دارم تو این خونواده میسوزم  !  لطفا راهنماییم کنید

     

     

     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    ویونا شاکری آواتار ها
    سلام دوست عزیز
    میشه بگید چند سالتونه؟!
    به بقیه رفتارهای خانوادتون میتونید اشاره بکنید؟!

     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام.

    روابط شما با والدین شما چگونه هست ؟

    با اعضای خانواده چگونه هستید؟

    روابط والدینتان چگونه هست؟
     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    من 20 سالمه  بقیه  موارد مثل توجه بی مورد به خواهرم  عدم توجه به خواسته های من   مثل موارد مالی  خلاصه بهتون بگم که شرایطم طوریه که من حخودم باید کاری کنم کسی دلسوزی نمیکنه واسم مادرم همیشه طرف خواهرمو میکیره پدرممم همینطور(همین مورد شاید 80% از زندگی برام اتفاق میوفته هر روز صبح ظهر شب تکرار میشه ) ،در حالی که در بیشتر موارد حق با اون نیست واقعا  . رفتار  پدرم در کل سرد و بی احساسه همیشه به فکر خودشه با اون که زیاد حرف نمی زنم مادرمم وقتی می بینم همیشه طرف خواهرمو میگیره  به این نتیجه رسیدم که صحبت کردن با هاش بی فایدس ولی با این وجود چن بار باهاش صحبت کردم اما بازم نتیجه نداد خواهرم هم که دیگه به شدت مایه بر هم زدن آرامشم شده ( همه خوهر دارن منم خواهر دارم ) و اینو بگم این ها به هیچ وجه به من نمیخورن رفتار و اخلاقشون و  هیچ وقت به حرف من گوش نمیدن حتی زمانی که از خواهرم انتقاد میکنم فکر میکنه بش حسادت میکنم خواهرم کلا آدمه عصبی هست  بر خلاف اون چیزی که نشون میده ( به خاطر همون سرد بودن و بی احساس بودن پدرمم هست )   همونطور که خودتون میدونین تغببر رفتار تو سنین بالا سخت هست و اینها قدرت تغیرو ندارن 
    نتیجه همه ی این حرف اینه که تو حرف زدن باهاشون  بی انگیزه شدم  سعی میکنم کمترین صحبتو باهاشون کنم  و  بیشتر وقتمو تو اتاقم میگذرونم  به خاطر همین منتظرم یه فرصت پیدا بشه ازشون جدا شم .  واقعا تحملشون سخت شده [hr]در ضمن اینم بگم که خواهرم تو کارم فضولی میکنه در حالی که من متنفرم از فضولی اینی که میگم خودمم بش عمل میکنم     ولی در کل یکی از بزرگترین اشتباهام این بود که فکر میکردم اگه کاری به کسی نداشته باشم  کسی به من کار نداره منظورم از کار بدی و فضولیه . 
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •