تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




جدايي.............. زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:fatiiii
آخرین ارسال:amiin
پاسخ ها 16

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

جدايي..............

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با عرض سلام و خسته نباشيد
    من با پسري بودم نزديك 3 سال الان هم جدا شديم من بش خيلي محبت توجه ميكردم همه ميگن نبايد زياد بش توجه كردي ولت كرد خسته شد من قصد ازدواج بوديم همسنيم تمام خانوادش ميدونن خانواده من ن من عاشقشم با اين ك شرايطش خاصه بازم عاشقشم ب نظر شما برميگرده پيشم راهنمايمم كنيد داغونم ب امام حسين كمك كنيد
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'fatiiii' pid='32576' dateline='1384106646'
    سلام جواب منو بدين من دق كردم متن دادما

     
    سلام
    لطفا برای موضوعتون یه تاپیک جدید باز کنید تا دوستان بتونن راهنماییتون کنند
    http://hamyaryiran.ir/Forum-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D9%82%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC

    اونجا در مورد این سوال ها هم پاسخ بدید
    رابطه تون با ایشون در چه حدی بوده (از نظر جنسی ...)؟ نحوه آشنایی؟



     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    سلام بلد نيسم
    ما خيلي اسون باهم اشنا شديم شماره من دست ي پسري بود اون پسره خواست امارمو دربياره شماره داد ب بچه محلمون اونم عاشقم شد اخلاقمو ديد كل خانوادش منو ديدين ميدونن الان ك جدا شديم[hr]سلام خسته نباشيد

    حالا ميگيد چيكار كنم برميگرده نميگرده دارم اب ميشم بخدا
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    ویونا شاکری آواتار ها
    سلام دوست عزیز
    چرا انقد مضطربید؟ آروم باشید مطمئن باشید دوستان و مشاورین عزیز کمکتون میکنن
    شما چند سالتونه؟
    آشناییتون به قصد ازدواج بود؟

     
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    رابطه دوستی تون تا چه حدی بود؟
    اون ابراز علاقه اش در عمل چجوری بود (غیر از حرفایی که میزد)؟
    چندوقت هست که ازش جدا شدید؟
    خانواده اش با مساله جدایی چه برخوردی دارند؟
    چند سالتونه؟
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    سلام دوباره يكي ا خواهراش ميدونه جدا شديم بقيه نميدونم
    قصدمون ازدواج بود اخلاق خوبي داشت اگه من مشكلي پيش ميومد گريه ميكردم عصبي ميشد تا اين حد. ولينتاين ك ميشد حتما چيزي ميگرفت.
    الان فك كنم 1ماه جدا شديم.ماهردمون 20 سالمونه.
    خواهرش ك باهاش حرف زد گفت اين زود ناراحت ميشه يني ي كاري ميكرد ب شوخي من ك نميدونستم ناراحت ميشدم.چندبارغرورمو خورد كردم براش.هرچي پيام ميدم جواب نميده بدجور سنگ دل شده.ازم سير شده.
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    ببینید اولا نباید برای این مدت طولانی دوست می بودید. پسری که واقعا قصد ازدواج داشته باشه حداکثر ظرف چند ماه میاد خاستگاری یا حداقل رسما خودش رو به همه خانواده دختر معرفی میکنه پس ایشون ظاهرا قصد واقعیش ازدواج نبوده (البته توی حرفاش زیاد بهت گفته مثلا دوستت دارم یا می خوام باهات ازدواج کنم!). در ضمن پسرها خیلی کمتر از دخترها در این رابطه ها از نظر عاطفی درگیر میشن و اگه معرفت نداشته باشن می تونن راحت اون دختر رو فراموش کنن یا مثلا با یکی دیگه ارتباط برقرار کنن!
    بنظر من، شما اگه رابطه جنسی باهاش نداشتید دیگه اصلا بهش زنگ نزنید یا بهش پیام ندید چون اینجوری خودت رو سبک می کنی. و دیگه هم سعی کن بهش فکر نکنی (چون اینجوری فقط خودت رو اذیت میکنی، فرض رو بر این بذار که دیگه نیاد) و اگه فرضا دوباره اومد طرفت، بهش بگو اگه واقعا تو رو می خواد باید بیاد خواستگاری و دیگه حاضر نیستی فقط با رابطه دوستی ادامه بدی.

     
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    نگاه زياد كلمه دوست دارم نميگفت اگه من بش ميگفتم دوسم داري عصبي ميشد ميگه تو شك داري ازم ميخواست من ب مامانم بگم ك باهاش رفيقم ولي من نتونستم ب مامانم چيزي بگم.ما رابطه هم داشتيم من زياد بهش محبت توجه كردم اخه مريضه.ميگه تو اخلاقت بده نميدونم تمام دوستام ميزنن تو سرم ك چرا باهاش موندم. نميدونم يني انقد گريه ميكنم چشام درد مياد كم نورمم شده نميدونم برميگرده يا ن.[hr]رابطه ك داشتيم پيشنهاد ا خودش بود من اصلا راضي نبودم اوايل رفاقتمون هردوتامون عهد بستيم ك جدا نشيم از هم من بخاطرش موقعيت ك داشتم رد كردم.حق من نبود دارم نابود ميشم
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام.
    دوست عزیز در این نوع روابط که با دوستی شروع میشود تنها دختران هستند که با احساسات خودشا عمل میکنند و فکر میکنند نه بر اساس تفکر و عقل خود و با کوچکترین محبت به فرد مقابل وابسته میشوند و این وابستگی میتوانند خیلی آسیبها را به دختران وارد کند.


    شما در این رابطه به دنبال ازدواج هستی و ایشان چه ؟

    آیا در واقع ایشان قصد ازدواج داشت یا نه ؟

    چرا شما به مادرتان نگفتید ؟

     
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'fatiiii' pid='32764' dateline='1384235805'
    نگاه زياد كلمه دوست دارم نميگفت اگه من بش ميگفتم دوسم داري عصبي ميشد ميگه تو شك داري ازم ميخواست من ب مامانم بگم ك باهاش رفيقم ولي من نتونستم ب مامانم چيزي بگم.ما رابطه هم داشتيم من زياد بهش محبت توجه كردم اخه مريضه.ميگه تو اخلاقت بده نميدونم تمام دوستام ميزنن تو سرم ك چرا باهاش موندم. نميدونم يني انقد گريه ميكنم چشام درد مياد كم نورمم شده نميدونم برميگرده يا ن.
    رابطه ك داشتيم پيشنهاد ا خودش بود من اصلا راضي نبودم اوايل رفاقتمون هردوتامون عهد بستيم ك جدا نشيم از هم من بخاطرش موقعيت ك داشتم رد كردم.حق من نبود دارم نابود ميشم

     
    چجوری می تونی به چندتا کلمه حرفی که یه پسری بهت میزنه که مثلا باهات عهد میبنده اعتماد کنی؟؟!!! چرا به همین راحتی به پسرها اعتماد می کنید؟؟؟
    مسلما دخترها اغلب از رابطه جنسی استقبال نمی کنند (اگه اینکاره نباشند) ولی پسره اصرار داره، این یعنی چی ؟؟ یعنی اینکه تو رو برای همین رابطه در حقیقت می خواسته و الا اگه فرضا واقعا برای ازدواج بخواد از این پیشنهاد ها قبل از ازدواج نمیده. رابطه تون تا چه حدی بود؟؟ بکارتتون آسیب دیده یا سالمه؟ اگه هنوز سالمه که تا ابد دیگه دنبال دوستی با پسرها نرو، اگه پسری واقعا تو رو دوست داشته باشه و واقعا قصدش ازدواج باشه (نه فقط دوستی) خودش با خانواده اش رسما میاد خواستگاری و نمیاد اول پیشنهاد دوستی بده (یا به قول بعضیاشون آشنایی!). اگه بکارتتون آسیب دیده باید یه کار دیگه انجام بدید اگه خواستید بهتون بگم.
    چرا گریه می کنی؟ با گریه مگه کاری درست میشه؟ فرض رو بر این بزار که دیگه بر نگرده. چجوری به پسری که خواسته قبل از ازدواج باهاش رابطه جنسی داشته باشی اون هم کسی که مریضه و تو اینهمه بهش محبت کردی، اعتماد می کنی؟؟؟؟! یعنی اون یک ذره این محبت های تو براش ارزشی نداره که این کار رو ازت خواسته. واقعا چقد برای احساس خودت ارزش قائلی که اونو خرج همچین موجودی میکنی؟؟؟
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. راهنمايي ميكنيد ؟مطلبي راجع به كمالگرايي
    توسط گلبرگ خانوم در انجمن سایر مقالات روانشناختی
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 2014_04_11, 21:25
  2. راهنمايي ميكنيد ؟مطلبي راجع به كمالگرايي
    توسط گلبرگ خانوم در انجمن مقالات آموزشی روانشناختی
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 2014_04_11, 21:25
  3. چگونگي مقابله باتنهايي
    توسط piroo در انجمن مقالات آموزشی در مورد ازدواج
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2014_02_11, 21:13
  4. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2014_02_05, 14:18
  5. هفت راه درمان ناسزاگويي کوچولوها
    توسط alonegirl در انجمن مقالات مربوط به کودکان
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2014_01_21, 11:03

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •