تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




جدایی یا صبر زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:snow white
آخرین ارسال:snow white
پاسخ ها 68

صفحه‌ها (7): صفحه 3 از 7 نخستنخست 12345 ... آخرینآخرین

جدایی یا صبر

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:21#
    نههههههههههههههههههه
    اینطوری درست نیس صحبت کنید خانواده ی آبرو دارین
    چرا زود قضاوت میکنید؟
    شما از کجا متوجه شدید رابطه جنسی هم داره؟
    اصلا دوس ندارم اینطوری راجبش حرف بزنید
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:22#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'snow white' pid='32919' dateline='1384286209'
    آره از اون جهت ک مطمینم آبجیش بوده چون قبل اینکه وارد رابطه بشیم تو فیس بوک پستای آبجیاشو پدرشو میدیدم
    حتی پدرش متوجه شده بود تا حدودی و منو اد کرده بود.
    من باخودم گفتم بذارمش تحت فشار تنها بمونه چند وقت ک خانوادشو مجبور کنه  بیان خواستگاری
    ولی اگه هیچوقت راضی نشن چی؟

     
    مطمئن مطمئن باش اون قصد ازدواجش جدی نیست و الا زمین و زمان رو به هم میدوخت و خانواده اش رو توی این مدت طولانی راضی میکرد. این معاشقه تون هم اگه همینجوری ادامه پیدا کنه (که با این روندی که در حال حاضر دارید پیش میرید ادامه پیدا میکنه) کم کم به جاهای باریک میکشه و تنها بازنده اش هم خودت هستی. فکر نکن همیشه میتونی از رفتار پسرا سردربیاری و دلیل رفتاراشون و حرفاشونو بفهی چون اونا خیلی از حرفای واقعی دلشونو نیزنن و خیلی از رفتارای واقعیشونو تا موقعش نشده نشون نمیدن! اون اگه به قول خودش این قدر دوستت داشت اینقدر با این رابطه نیم بند تو رو اذیت نمیکرد در حالی که میدونست اینهمه خواستگاری داری! پس اون بیشتر خودش رو دوست داره تا تو رو.


     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:23#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'snow white' pid='32939' dateline='1384290803'
    نههههههههههههههههههه
    اینطوری درست نیس صحبت کنید خانواده ی آبرو دارین
    چرا زود قضاوت میکنید؟
    شما از کجا متوجه شدید رابطه جنسی هم داره؟
    اصلا دوس ندارم اینطوری راجبش حرف بزنید

     
    توی خارج پسر دخترا فکر میکنی برای چی با هم دوست میشن؟ توی همین جا این همه سنت و تعصب ببین چخبره! اونوقت توی اون کشورها که کاملا از این لحاظ آزاد هستند دیگه خودت بدون. به هر حال شاید هم حرف شما درست باشه. ولی حرف اصلیم این بود که اینکه مثلا تو رو به خانواده اش معرفی کرده نشونه تمایل به ازدواج نیست اگه راست میگه بیاد خودش رو به خانواده شما معرفی کنه (مخصوصا پدرت)!


     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:24#
    موافقم
    تا نیاد نمیشه رو هیچی حساب کرد
    انتظار خیلی سخته میترسم وقتی بیاد ک دیگه دیر شده
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:25#
    maryam.azadeh آواتار ها
    اسنو وایت عزیز
    اقای امین محتوای حرف شون درسته البته من سعی میکنم لحن صحبتم همیشه ملایم باشه و جای ایشون باشم اینطوری صحبت نمیکنم.
    ولی اگه به محتوای حرفای ایشون دقت کنین متاسفانه یا خوشبختانه دور از حقیقت نیست.
    بله مسلما این اقا از یه خانواده آبرومند برخوردار هست و خودش هم ادم بی آبرویی نیست اما مسیر رابطه شما الان مسیر درستی نیست. اگه بنا باشه اخر جاده به ازدواج ختم بشه، خیلی زودتر از اینها باید اقدام میشد. اگه ایشون شایق بودن به زندگی در کنار شما به قول دوستمون، زمین و زمان رو بهم میدوختن تا به شما برسن. اصولا یکی از بهانه های رایج پسرها برای سرباز زدن از ازدواج، مخالفت خانواده شون هست. خانواده ای که شما هرگز از نزدیک اونا رو نمیبینین. حتی سایه شونم حس نمیکنین ولی اونا مخالف هستن به فلان دلیل و بهمان دلیل.
    یکی از اقوام نزدیک ما تصمیم داشت ازدواج کنه. من دوست یکی از دوستام رو بهش معرفی کردم دختر تحصیل کرده ای بود از خانواده خیلی مرفه. اما بنابر دلایلی به دل این فامیل ما ننشسته بود. بعدش اون فامیل ما بهانه اورده بود که احساس میکنه دختر ازش سرتر هست و بچه پولداره و ........... من تعجب کردم گفتم خانواده پولدار تحصیل کرده کجاش بد هست؟ بعدها که فکر کردم پی بردم این اقا از این دختر خوشش نیومده و به قول معروف چنگی به دلش نزده. حالا در مقابل بزرگترها رویش نشده بگه ازش خوشم نیومد و یا...... در نتیجه چنین بهانه ای اورد که خیلی هم بهانه مضحک و بی معنایی بود.
    البته طرف شما قطعا از فیزیک و ظاهر شما خوشش اومده و علت یکسال طول دادن رابطه هم این بود که اندام و چهره شما براش جذابیت داشته و داره. ولی متاسفانه ایشون ترجیح میده در فضایی کاملا ازاد سیر کنه و دلش نمیخواد خودشو به زندگی متعهد کنه. چنین پسرها و دخترهایی در جامعه ما کم نیستن. ترجیح میدن تا اواخر جوانی شون، از رابطه های موقت لذت ببرن و بالاخره به اصرار بزرگترها در پایان جوانی شون، همسر اختیار کنن. چنین روشی بسیار غلط و پر عارضه هست اما متاسفانه واقعیت داره.
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:26#
    ولی اینم در نظر بگیرید ک خیلیا میخوان ازدواج کننو خانواده مانع میشن
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:27#
    نه پسری که اینقدر سنش زیاد شده. اصلا مخالفت خانوانواده معنی نداره برای ایشون. دختر بود شاید.  کار داره؟ درامد داره؟ چقدر تحصیل کرده؟
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:28#
    آره منم همینه نظرم .ترم آخر کارشناسیه.خونه داره(پدرش براش خریده البته ب اسم خود باباهس) ماشینم  داره .
    کارش فعلا مشخص نیس تو یه کارخونه کمک ناظره ولی قراره بعد از گرفتن مدرکش ناظر بشه همونجا حقوقش میشه 1200
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:29#
    به هر حال نظر من اینه بهش بگو اگه به قول خودش تو رو خیلی دوست داره (که به نظر من نداره و بیشتر خودشو دوست داره!) باید هرچه زودتر بیاد خواستگاری. هرگونه رابطه ای هم که باهاش داری قطع کن (حتی تماس تلفنی).
    واقعا این طرفت چی داشته اینقدر تو رو که به قول خودت تمام کمالاتی مجذوب کرده؟؟! پسرا رو خیلی ساده میبینی دختر خوب. طرف 27 سالشه هنوز کارشناسیش رو تموم نکرده! دوست داشتن پسرا معمولا با حرفاشون یا رفتارایی که برای خودنمایی میکنن فرق میکنه. باید از روی نشانه ها بفهمی که واقعا تو رو دوست داره و برای ازدواج می خواد یا برای چیز دیگه. اون اگه به قول خودش دوستت داشت و تو رو برای ازدواج می خواست و واقعا مرد تشریف داشت مثل بچه ها خانواده خانواده نمی کرد وقتی میدید تو داری اینقدر اذیت میشی و اینکه شرط خانواده اش هم غیر منطقیه، طرفت 10 درصد هم به ازدواج فکر نمیکنه. خود دانید

     
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:30#
    maryam.azadeh آواتار ها
    قبول دارم اینو عزیزم
    خیلی وقت ها خودخواهی و یا عدم بینش پدر و مادرها کار دست فرزندان شون میده.
    ولی کسی که مشتاق وصال باشه حتی به رغم مخالفت خانواده اش، رفتاری از خودش بروز میده که نشونه شوق و انگیزه بالای اون فرد هست. 
    شما تصور کنین مثلا یه رییس جمهور هست که خیلی بین مردم محبوبیت داره. اون میاد توی همایش عمومی و محافظین یه حصاری رو میکشن که بین مردم و رییس جمهور فاصله باشه و امنیت برقرار بشه. اما مردم چون مثلا اون رییس جمهور رو خیلی دوست دارن میان جلو و خودشون رو به اون حصار میچسبونن و تا جایی که جا داره خودشونو به اون شخص نزدیک میکنن. چرا؟ چون اونو دوستش دارن و حتی یک قدم نزدیکتر باشن براشون کلی جالبه.
    دوست شما صرفا دم از مخالفت خانواده اش میزنه اما هیچ قدمی به طور عملی برنداشته برا حل این مشکل اونم به صورتی که شما ببینین و لمس کنین. به راحتی میشه موانع رو برداشت به شرطی که همت والایی در کار باشه. یا حداقل یه قدم خودشو نزدیک تر کنه. سعی کنه خانواده شما رو بهتر بشناسه، مدام سوال بپرسه، ازتون بپرسه که چقدر برا ازدواج امادگی دارین؟ کلمه ازدواج از دهنش نیافته، سعی کنه با خواهرهاش حرف بزنه، با مادرش صحبت کنه و نتیجه مذاکرات اش رو شما بتونین ببینین و بفهمین.
    تاریخ ثابت کرده وقتی دو نفر همدیگه رو بخوان هر مانعی که سر راه باشه برداشته میشه. به شرطی که عشق دو سویه باشه.
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (7): صفحه 3 از 7 نخستنخست 12345 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •