تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




جدایی یا صبر زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:snow white
آخرین ارسال:snow white
پاسخ ها 68

صفحه‌ها (7): صفحه 7 از 7 نخستنخست ... 567

جدایی یا صبر

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:61#
    دیگه نمیتونم به کسی اعتماد کنم
    از این عاشقتر کجامیشد دید؟ وقتی بااین همه عشقش منو به راحتی باحرف خانوادش گذاشت کنار ینی دیگه هیچکی قابل اعتماد نیس
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:62#
    maryam.azadeh آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'snow white' pid='33211' dateline='1384524270'
    دیگه نمیتونم به کسی اعتماد کنم
    از این عاشقتر کجامیشد دید؟ وقتی بااین همه عشقش منو به راحتی باحرف خانوادش گذاشت کنار ینی دیگه هیچکی قابل اعتماد نیس

     
    دنیا خیلی بزرگتر از این حرفاست. ما نمیتونیم تصور کنیم فردا چه چیزی یا چه کسی سر راه مون قرار میگیره. دنیا دنیای رویدادهای غیر منتظره هست و هیچ چیز سر جای خودش ثابت و ساکن نمی ایسته.
    عاشق بودن صرفا به بیان کلام عاشقانه نیست. صرفا در پذیرفتن خواست های معمولی طرف مقابل نیست، عشق تعریف خیلی وسیع و گسترده ای داره و ملاک سنجش عشق طرف مقابل، ابراز احساساتش و جملات زیبا و دهن پرکن اون نیست بلکه خیلی پارامترها باید در کنار هم قرار بگیرن تا عشق اون شخص ثابت بشه.
    اون وقت تازه میرسیم به مرحله ای که این اقا یا خانم عاشق پیشه رو میتونیم عاشق ترین انسان کره زمین بنامیم یا خیر؟ ما که هنوز بقیه رو محک نزدیم. پس چطور میشه چنین حکمی صادر کرد؟
    کسی که عاشق هست دلش میخواد مدام برا معشوقش دست به فداکاری بزنه، از خودش میگذره، از جونش میگذره، از رفاه و ارامش خودش میگذره، از اطرافیانش میگذره، از اعتبار و موقعیت خودش میگذره فقط و فقط به خاطر طرف مقابل.
    ذهنش مدام با عشقش درگیر هست توی خواب و بیداری به اون فکر میکنه.
    دوست داره اوج گرفتن معشوقش رو ببینه به این امید که فقط بنشینه و ارتقا و اوج گیری معشوق رو نظاره کنه.
    در عشق سهم خواهی جایی نداره، سهم عاشق فقط این هست که خیالش از سلامت معشوقش راحت باشه.
    به خودش اجازه نمیده نظر بده همیشه نگاه میکنه ببینه معشوقش چه نظری داره.
    چهره معشوقش براش در هر حالتی زیباست. با ارایش یا بدون ارایش، پرمو یا اصلاح شده و..... 
    اجازه نمیده معشوق خواسته هاشو به زبون بیاره بلکه خودش قبل از اینکه معشوقش حرفی بزنه، لوازم براورده شدن خواسته های اونو فراهم کرده.
    عاشق حقیقی حتی اگه یک دقیقه فرصت زندگی داشته باشه، در زمان باقی مونده اش برا خوشبختی معشوقش دعا میکنه.
    با این تفاسیر فکر میکنین در کل جهان، چند نفر به معنی واقعی کلمه "عاشق" باشن؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:63#
    دیگه حالم از عشق بهم میخوره میخوام منطقی ازدواج کنم
    نمیخوام هیچ روزی مث امروز تکرارشه
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:64#
    عزیزم ارزش تو خیلی زیاده و خودتو و احساسات پاکو صادقانتو صرف پسرهای ضعیف و قدر نشناس نکن نذار دیگه هیجوقت پسری با احساساتت بازی کنه .الان درکت میکنم که چقد اوضاع روحیت بهم ریختس و لی اینو بدون کسی که ضرر کرده در واقع تو نیستی او آقاست و بنظرم با این حرفاش خواست تورو یه جورایی تو آب نمک نگه داره که هر وقت میلش  کشید بیاد سمتتو از نو شروع کنه هیچوقت دیگه بازیچه خواسته هاش نشو .خطتو عوض کن و گوشیتو  خاموش کن که سمت تلفنت نری و  دختر محکمی باش  و برو یه باشگاه ورزش که به شخصه خیلی به روحیه من کمک کرد. الان به خودت سه چهار ماهی فرصت بده گذر زمان روحیتو خوب میکنه.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:65#
    همین الان بهم اس زد خوبی؟ دلم تنگته و تاآخرعمربه هیچکی فکرنمیکنم اگه بهت نرسم.
    گفت نشون به اون نشون ک جلوی خونتون الان یه 206سفیدو یه پرایده اومدم تو کوچتون دلم بی تابه نمیتونم دوریتو تحمل کنم
     
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:66#
    داره اذیتت میکنه چون اگه واقعا دوستت داشت و عاشقت بود کوچکترین حرفی که دلت رو اذیت کنه نمی زد حتی اگه خودش توی وجود خودش آتش دوری بود.
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:67#
    وقتی یاد حرفای عاشقانش میفتم میمیرم
    ولی میدونم رابطمون منطقی نبود
    الان هی اس میده حالمو خرابتر میکنه
     
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:68#
    امروز از ساعت 1 تا5 جلوی درمون گریه کرد
    ولی درو بازنکرد مادرم
    التماس کرد بهم ,مادرم نذاشت برم سمتش .
    الان زنگ زده میگه بدون تو نمیتونم میگه یخدا تو همین یکی دوروز مادرمو راضی میکنم زنگ بزنه خونتون
    نیمساعت پیش با پدرش حرف زده اون موافقه
    بهم میگه بدون تو میمیرم گل گندمم میگه من تنهات نذاشتم سه شبه خواب و خوراک ندارم
    من چکارکنم؟ دوباره بهش فرصت بدم؟
     
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (7): صفحه 7 از 7 نخستنخست ... 567

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •