تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




ازدواج زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:itna
آخرین ارسال:itna
پاسخ ها 32

صفحه‌ها (4): صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

ازدواج

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    راهله آواتار ها
    مشخص دختر نجیب و پاکی همینطور عاقل و فهمیده
    مثل شما
    اگر واقعا دوستش دارید و در خودتون میبینید که میتونید زندگی رو اداره کنید با خانواده صحبت کنید برید خاستگاری
    ما هم ارزوی خوشبختی برای هر دوتاتون داریم
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'راهله' pid='27809' dateline='1381237218'
    مشخص دختر نجیب و پاکی همینطور عاقل و فهمیده
    مثل شما
    اگر واقعا دوستش دارید و در خودتون میبینید که میتونید زندگی رو اداره کنید با خانواده صحبت کنید برید خاستگاری
    ما هم ارزوی خوشبختی برای هر دوتاتون داریم
    نه نه الان اصلا شرایطشو ندارم.اگرم داشتم خانوادش مخالفن
    من خودمو هنوز بچه میدونم(ولی دختره میگه اصلا قبول ندارم که میگی بچه ای، ولی خودم خودمو که میشناسم) و نمیتونم مسئولیت یکی دیگه هم به عهده بگیرم و اونم بدبخت کنم
    ولی خوبه دارید بهم دل داری میدید
    از بس جواب منفی شنیدم از این روانشناسا که به سرم زده بود بهش بگم ما به درد هم نمیخوریم  بیا بیخیال هم بشیم

     


     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    راهله آواتار ها
    نه دلداری نیست واقعیت رو گفتم
    با توجه به تعاریفی که از خودتون نوشتین بچه نیستین و بیشتر از سنتون میفهمید
    منظورم نامزدی بود تا زمانی که درستون هر دو تمام شود
    دانشگاه شما و دبیرستان ایشون
    فکر نکنم خانوادشون مخالفت کنند به نظر نمیاد چون دخترشون هم راضی پس جای نگرانی نیست
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    برادر یا باهم یه سال یا دوسال اصلا رابطه (تلفنی-حضوری-دیدن ) برقرار نکنین یعنی خود کنترلی داشته باشین -یا پا پیش بزار و چند سالی نامزد

    رابطه قبل ازدواج اونم پنهانی آثار منفی داره  یادت باشه برادر
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    قبلا بیشتر رابطه داشتیم
    بهش گفتم بشینه درسشو بخونه و هر چند روز یه بار یه زنگی  چیزی بهم بزنه
    خیلی کم کردیم رابطمونو به نسیت قبل
    چند روز قبل بهش گفتم مامانت غیر مستقیم گفته بیخیالت شم
    حالا بیخیالت بشم؟گفت نهههه
    من نمیتونم ولی کمش میکنیم
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    کسی حرف جدیدی نداره بزنه
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    به همیاری خوش آمدی

    بدون اینکه بخواهیم مطلقا رد یا تایید کنیم، قصد دارم نکات مهمی رو درباره انتخابی که ایشون انجام داده، و کاری که میتونه به شما دو نفر کمک کنه، توضیحاتی بدم.

    اینکه یک دختر از پسری خوشش بیاد، و بخواد او رو انتخاب کنه، به طور کلی مشکلی نداره. یعنی اینکه یک دختر عاقل و بالغ، ممکنه با کسب شناخت از پسری که می بینه مورد مناسبی هست، از وی خوشش بیاد و این به خودی خود مشکلی نداره. اما، ملاحظات بسیار مهمی در این باره هست که اگر مدنظر قرار داده نشه، اسیب زا خواهد بود. خب، طبعا و عرفا، خواستگاری رو مرد انجام میده، و مرده که مظهر نیازه و زن مظهر ناز. بنابراین، واکنش مادر ایشون، باید درک بشه. مساله بسیار مهم بعدی، اینه که در چه شرایطی دختر دست به انتخاب میزنه. این شرایط، مربوط به دختر هم نیست، بلکه مربوط به هر دو هست. آیا دختر یا پسر، آمادگی لازم جهت انتخاب درست رو دارند یا نه؟ از شرایط این انتخاب سرنوشت ساز، داشتن بلوغ جسمانی، عاطفی، روانی، اجتماعی، و شخصیتی هست.

    سن شما و این دخترخانم، شاید بشه گفت در اوج دوره بلوغ جسمانی هست. اما بلوغ عاطفی، شخصیتی، روانی و اجتماعی، معمولا دیرتر از بلوغ جسمانی رخ می دهند و بسته به ویژگیهای شخصیتی و شرایط فرهنگی و خانوادگی افراد، میتونن در زمانهای متفاوتی رخ بدهند. از کجا میتونیم بفهمیم که این بلوغ ها، رخ داده اند یا نه؟

    خب، پاسخ اینه که میشه در لابلای صحبتهای افراد، و با مشاهده انگیزه هاشون برای ازدواج، اهدافشون، و رفتارهاشون تا حدودی تشخیص داد که به بلوغ لازم رسیده اند یا نه

    از صحبتهای خود شما استفاده می کنم و برخی موارد رو تذکر میدم:

    1. تمرکز کردن دخترخانم روی یکی دو مورد خاص، نشانه ای از این هست که هنوز ایشون نمیتونن با دید جامع، گزینه موردنظر رو ببینند. اگر دقت کنی، در پاسخ به سوالاتی که از ایشون درباره چرایی انتخاب شدنت پرسیدی، پاسخها بسیار کلی، مبهم و انحصاری بوده اند. باحیابودن، نگاه نکردن به دخترنامحرم، و مثل پسرهای امروزی زیرابروبرنداشتن، درسته که جزو ملاکهای ازدواج هستند، اما بسیار محدودند، و ازدواج و انتخاب همسر، بسیار گسترده تر از این موارد هست. خیلی از تناسبها برای ازدواج کردن، مورد نیازه که به وقتش بیان میشه

    2. اینکه دخترخانم از همین حالا داره میگه که یا من مثل تو میشم، و یا تو مثل من، نشان دهنده عدم بلوغ شخصیتی هست. شخصیت افراد به این سادگی ها قابل تغییر نیست، و در مورد برخی، شاید اصلا قابل تغییر نباشه! پس، این ادعا، بیش از آنکه نشان دهنده عشق حقیقی باشه، نشان دهنده عدم بلوغ شخصیتی هست. دخترخانمهایی که سنشون بیشتر هست، در موقعیتی که نوشتید روسری رو کشیدید جلوتر، چنین واکنشی رو معمولا نشون نمی دهند؛ بلکه واکنششون اینه که من همینجوری هستم، و اگر منو میخوای، باید بدونی که من اینجوری ام. البته من نمیگم این هم خوبه(شاید از سر لجبازی یا انعطاف ناپذیری باشه)، ولی بحث من اینه که این پاسخ، نشان دهنده شناخت بیشتر از خود هست، که فرد میدونه برخی ویژگیهاش باقی می مانند.

    3. سومین نکته رو می خوام درباره خود شما بگم. باتوجه به توضیحاتی که دادید، آنچه شما پس از ابراز علاقه این دخترخانم انجام دادید، بیشتر در جهت کسب اعتماد به نفس بوده. یعنی اینکه بزرگترین مساله شما، اینه که ایشون از چیِ شما خوشش اومده؛ در حالی که مسائل بسیار بزرگتری وجود داره و یکی از اونها، اینه که ایشون و شما چقدر تناسب دارید.

    باتوجه به این موارد(فعلا به همین موارد بسنده میشه)، به نظر میرسه که هنوز بلوغ لازم جهت انتخاب همسر، در طرفین تکمیل نشده. در چنین شرایطی، گذر زمان و کسب شناخت بیشتر(البته نه با برقراری رابطه)، پیشنهاد میشه. دیده شده که دختر و پسرهایی در سنین پایین، و بدون در نظر گرفتن موارد اساسی انتخاب همسر، با شور و شوق وارد زندگی مشترک شده اند، و پس از رسیدن به بلوغ کافی، مشاهده کرده اند که به درد هم نمیخورند. پس، باید بدانید که امکان تغییرنظر در هر دوی شما وجود داره

    بنابراین، در شرایط شما، پیشنهاد میشه که به این دخترخانم بگید که باتوجه به اینکه در شرایط فعلی، امکان ازدواج برای من مهیا نیست، بهتره تا زمان فراهم شدن شرایط، رابطه مون رو ادامه ندیم تا وابستگی بیش از این نشه، چون واقعا هیچکس از آینده خبر نداره. این گفته، اصلا به معنای این نیست که شما با هم تناسب ندارید، بلکه معناش اینه که با توافق مشترک، رابطه رو تا فراهم شدن شرایط ازدواج برای شما و ایشون، قطع کنید. به ایشون بگید که اون موقع(مثلا دو سال دیگه)، میتونید مراحل لازم جهت کسب شناخت از هم رو، طی کنید.

    پاسخ با نقل و قول

  8. ازدواج  سپاس شده توسط anahid

  9. ارسال:18#
    ممنون خیلی کمکم کردید
    ولی اونجا که من شالشو کشیدم عقب اتفاقا خودش از این کار من خوشحال شد
    و واکنشش همونی بود که من میخواستم.یعنی اینکه قبلش گفته بود هر چی تو بگی من قبول دارم.من قبلش بهش گفته بودم که میخوام حجابت بهتر باشه
    اونم قبول کرد
    ولی وقتی اومد تو ماشین منم گرفتم شالشو کشیدم جلوتر بهش گفتم یادت میاد حرفامونو گفت اره قبول دارم و گفت من قبول دارم حرفاتو و از این مردایی که اشتباه دختر رو بهش گوشزد میکنن خوشم میاد و خلاصه از این کار من راضی بود
    و اصلا نگفت که من همینم میخوای بخوا میخوای نخواه.یعنی اگه هر همچین حرفی میزد بهش میگفتم ما بدرد هم نمیخوریم
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:19#
    محسن عزیزی آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'itna' pid='28440' dateline='1381571488'
    ممنون خیلی کمکم کردید
    ولی اونجا که من شالشو کشیدم عقب اتفاقا خودش از این کار من خوشحال شد
    و واکنشش همونی بود که من میخواستم.یعنی اینکه قبلش گفته بود هر چی تو بگی من قبول دارم.من قبلش بهش گفته بودم که میخوام حجابت بهتر باشه
    اونم قبول کرد
    ولی وقتی اومد تو ماشین منم گرفتم شالشو کشیدم جلوتر بهش گفتم یادت میاد حرفامونو گفت اره قبول دارم و گفت من قبول دارم حرفاتو و از این مردایی که اشتباه دختر رو بهش گوشزد میکنن خوشم میاد و خلاصه از این کار من راضی بود
    و اصلا نگفت که من همینم میخوای بخوا میخوای نخواه.یعنی اگه هر همچین حرفی میزد بهش میگفتم ما بدرد هم نمیخوریم

     
    منظورم رو فکر میکنم بد رسوندم.

    منظورم این بود که اتفاقا همین واکنش ایشون جای سوال داره. اینکه دختر یا پسر، بگن که هرچی طرف مقابلم بگه قبول میکنم، نشانه عدم بلوغ شخصیتی هست.

     
    پاسخ با نقل و قول

  11. ارسال:20#
    به نظر شما با این که ما دو تا رو تقریبا شناختید چه سنی رو برای جلو رفتن من حدودا میتونید تخمین بزنید؟من خودم 24 یا 25 رو بهترین زمان جلو رفتن خودم میدونم
    به نظر شما خانوادش بعدا نه الان قبول میکنن یا بازم تحت فشار قرار میگیرن که چرا دختر خودشون.....
    منم خیلی دوسش دارم ولی از این کارهایی که میکنه(مثلا هر چی بگی قبول دارم) میترسم
    تا حالا ده بار بهش گفتم ازم انتقاد کن بگو اونجا و اونجا اون عیبی داری و باید اصلاحش کنی ،فلان جا این عیبو داری ولی بازم میگفت تو عیب خاصی نداری که بخوام بهت گوشزد کنم و ازین حرفا
    میترسم از این کاراش اخر یه کاری دستم بده
    ولی چرا یه جا جلوم ایستاد و گفت من نمیتونم چادر بپوشم و برام سخته و منم قبول کردم(من خودم خیلی برام فرقی نمیکنه که چادر بپوشه)ولی دوست دارم محجبه تر باشه.اونم قبول کرد
    تنها جایی که جلوم ایستاد همین مورد بود
    بعد یه چیز دیگه در رابطه با خودم بگم اینه که من خودم شاید تا 10 سال دیگه هیچوقت دنبال یه دختری نرم.من کلا ادمیم که از دنبال دختری رفتن و یا منت دختری رو کشدین خوشم نمیاد و شاید اگه ما دو تا همدیگه رو نمیشناختیم هیچوقت همیچین فکرایی(نامزدی، ازدواج) به ذهنم  من هم خطور نمیکرد
    من خیلی ادم مشکل پسندیم و به این راحتی ها از هر کسی خوشم نمیاد
    ولی چون حس میکنم این دختره خیلی منو دوست داره و منم خیلی دوسش دارم گزینه بسیار خوبی برای ایندم باشه
    در صورتی که اگه این دختره وارد زندگیم نمیشد منم هیچوقت پاپیچ یه دختر نمیشدم.چون میدونید که دانشگاه زیاده از این دخترا ولی من حتی یه لحظه هم از دختری خوشم نیومد.الان 4 ساله دانشگام و همیچن فکرایی به سرم نزده بود که از کسی خوشم بیاد
    که اگرم خوشم میومد شاید اون شزایطش با شرایط من جور نبود و روی خیلی چیزا با هم اختلاف داشتیم ولی من با این دختر خانم خیلی خیلی کم اختلاف دارم.و فک میکنم بهتریم مورد برای من که اخلاق خاص خودمو دارم و کسی که بتونه منو تحمل کنه این دخترست

     
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (4): صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •