تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




وابستگی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:ماه چهره
آخرین ارسال:ماه چهره
پاسخ ها 11

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

وابستگی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با سلام.من از مشاورین و دوستامون درخواست راهنمایی دارم.البته من خودم متاهلم مشکلم مربوط به دوستم هست.دوستم اسمش مریمه 25 سالشه،فوق لیسانسه و مدرس.دختر زیباییه،از نظر اخلاقی هم خوبه خانواده خوبی داره تا حالا با هیچ پسری دوست نبوده.خواستگار هم زیاد داره ولی مریم مشکل پسنده و البته میگه خیلی از خواستگارهاش در حد خودش نبودن.تا اینکه مریم با پسری تو یه سایتی آشنا میشه و اون پسر یک ماه با مریم چت میکرده تا راضیش کنه یه بار همدیگه رو ببینن.محتوای چتشون رو من دیدم هر از گاهی پسره ابراز علاقه و احساسات کرده ولی مریم خونسرد و متین رفتار کرده و پسره هم خوشش اومده و گفته از این سرسختیت خوشم اومده و حتما میخوام ببینمت.تا اینکه مریم گفته باید به خونوادم بگم پسره هم گفته باشه مشکلی نیست بگو.بعد مریم و پسره قرار گذاشتن همدیگه رو ببینن منم با مریم رفته بودم و دورادور حواسم بهشون بود.مریم قبلا به پسره گفته بود که بیشتر از چند دقیقه نباید ملاقاتشون طول بکشه و همین طور هم شد.تا اینکه پسره از برخورد مریم فهمیده که مریم از اون خوشش نیومده ولی پسره مثل اینکه بهش وابسته شده.بازم تو این سایت شروع به چت با مریم کرده البته دیگه راجبه ازدواج بحث نمی کنن فقط پسره چندبار گفته حال روحیم خوب نیست و افسرده شدم و چرا باید مجرد بمونم  و از این حرفا...پسره هم 33 سالشه و لیسانس و شاغل.حالا دلایل مریم واسه رد کردن این پسره ایناست:پسره چند سال پیش 3 ماه با دختری به قصد ازدواج ذوست بوده ولی خونواده پسره مخالفت کردن مریم هم میگه چون من خودم تا حالا با کسی دوست نبودم نمی تونم با این قضیه کنار بیام و نمی تونم قبول کنم کسی رو قبل از من دوست داشته در حالیکه مریم از نظر زیبایی،تحصیلات و شغل و ... سرتر از اون دختره است.دوم اینکه مریم از پسره در مورد مصرف الکل و سیگار پرسیده و اونم گفته چند سال پیش دو بار الکل خورده ولی دیگه نه و گفته قول میدم دیگه اصلا سمتش نرم.ولی مریم میگه نمی تونم باور کنم.در ضمن مریم خیلی مذهبی نیست ولی مقید به روابط  محرم و نامحرمه و رعایت میکنه و نماز هم می خونه ولی محجبه کامل نیست ولی این پسره اصلا به نماز و روزه و امامان و کلا دین اعتقادی نداره و مریم میگه اینم یه مشکل دیگه است بینمون...حالا مریم میگه نمی دونم چه جوری به پسره بگم دیگه چت نکنیم و از طرفی هم میگه میترسم بعد از این کسی رو پیدا نکنم که مثل این منو دوست داشته باشه و اگه مریم به پسره بگه جوابم مثبته پسره همین فردا میاد خواستگاریش با خونواده...مریم مشکلش رو به من گفته و منم از شما راهنمایی میخوام.مرسی
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    دوست مهربون مریم جون سلام 
    صرف اینکه آدم به کسی اجازه بده بیاد خواستگاریش معنیش این نیست که حتما باید باهاش ازدواج کنه . میتونن بیان خواستگاری و با در جریان بودن خانواده هاشون تصمیم  منطقی بگیرن که اگرم مریم جون قبول نکردن و دیدن واقعا نمیونن با ایشون زندگی کنن .... دیگه بعدا با خودشون نمیگن : میترسم بعد از این کسی رو پیدا نکنم که مثل این منو دوست داشته باشه ...
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    بنظر من تمام دلایلی که مریم برای رد پسره آورده کاملا درست هست. و اصلا اینها با هم تناسبی ندارن. اصلا نگران اینکه دیگه کسی براش پیدا نشه نباشه حتما پیدا میشه. پسرا ماشالا توی پل بل زبونی و دوست دارم دوست دارم گفتن ها استاد تشریف دارن فکر نکنه واقعا پسره با تموم قلبش تا ابد دوستش بلکه این یه حس موقته برای پسره چون اگه واقعا به قول خودش دوستش داشت وقتی میدید با هم تناسب ندارن و دختر هم خیلی بهش علاقه نداره خودش پا پس میکشید و دیگه اصرار الکی نمیکرد (چون عشق باید دو طرفه باشه). توی چت هم دیگه لازم نیست باهاش ارتباط داشته باشه پسرا ماشالا زرنگن اون هم اونایی که توی کار دوستی با دختر ها هستن ، سریع یکی دیگه پیدا می کنن!
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    ممنون از نظر دوستای خوبم پناه و امین......ولی احساس میکنم مریم هم بهش وابسته شده با اینکه به روی خودش نمیاره.......با اینکه میدونه پسره رو دوست نداره ولی انگار عادت کرده بهش به خاطر همین باهاش چت میکنه...در حالیکه دختر همه چی تمومیه..آرزوی خیلی از پسراست که با دختری مثل اون ازدواج کنن ولی نمیدونم احساس میکنم تنهایی باعث شده به این پسره عادت کنه......عین خواهرم مریمو دوست دارم نمی خوام اشتباه کنه.......
     
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    پس اگه نمی خواهید اشتباه کنه بهش بگید دیگه یک ثانیه هم به این پسره فکر نکنه چون هم شرایطشون اصلا به هم نمیخوره و هم اون پسر برخلاف حرفاش فقط بصورت هوسی به ایشون وابسته شده و نه عشق واقعی. از طرف دیگه احتمال اینکه این پسر با توجه به سنش با دخترای دیگه ای هم ارتباط داشته باشه هست. فکر هم نکنید با پسره قطع رابطه کنه مثلا پسر یه بلایی سر خودش بیاره اصلا چون اولا این پسر حسش هوسه بعد هم اینکه هرچی دختر وابسته باشه پسر خیلی کمتر از اون از نظر عاطفی وابسته میشه.
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    سلام دوستان عزیز همیاری.من مریم هستم دوست ماه چهره عزیز.ماه چهره بهم پیشنهاد داد که خودم مشکلم رو بگم تا شما عزیزان هم بهتر راهنماییم کنین.پیشاپیش از وقتی که میذارین تشکر میکنم.راستش  بعد از دیدارمون  این آقا بازم چند بار با من چت کردن ولی من بهشون قطعی گفتم که وقتی این آشنایی به ازدواج منجر نشد(به خاطر موافقت نکردن از جانب من) دیگه لزومی به ادامه این ارتباط نیست و ایشون هم همش اصرار میکرد ولی در نهایت من رابطمون رو کات کردم تا اینکه چند روز پیش دوباره چت کردن و گفتن نمی تونن منو فراموش کنن (و کلی ابراز احساسات که در صادقانه بودن این احساسات شک ندارم چون ممکنه خیلی از عزیزان بگن دروغه و یا اطلاعاتی که ازش دارم کاملا درسته چون تحقیق کردم )و ازم خواست اجازه بدم با خانوادش بیاد خواستگاری منم ازش فرصت خواستم تا فکر کنم حالا از شما عزیزان درخواست راهنمایی دارم.این آقا شرایطش تقریبا خوبه مهندس برقه و مسئول یه قسمتی از یک کارخونه بزرگ هستن.من چند تا از دلایل مخالفتم رو گفتم مثلا در مورد اینکه ایشون قبلا کسی رو دوست داشتن و ایشون گفتن خیلی از پسرا این چیزا رو به دختر موردعلاقشون نمیگن ولی من اشتباه کردم و گفتم و گفتن من آدمی هستم که اگه واقعا بدونم بهتر از این شخص کسی برام وجود نداره تمام سعیم رو میکنم تا بعدا پشیمون نشم و گفتن اون دختر رو فراموش کردن و سعیی هم نکردن برای بدست آوردنش و گفتن من وقتی با همسرم باشم حتی فکر کردن به دختر دیگه رو خیانت میدونم.یا در مورد مصرف دو بار الکل گفتن من تو 33 سال فقط 2 بار خوردم که خیلی هم بابت بوش اذیت شدم و قول مردونه میدم دیگه سمتش نرم.حالا من چند تا مشکل دارم و میدونم این مشکلات ناشی از کمالگرایی منه ولی مطرح میکنم و از شما درخواست راهنمایی دارم:
    1-این آقا بارها به زیبایی من اشاره کردن من نمی خوام دلیل علاقشون فقط این باشه.
    2-من بار اول که ایشون رو دیدم حس خوبی نسبت بهشون پیدا نکردم و میشه گفت کشش لازم رو نسبت بهشون نداشتم و میترسم بعدا تو زندگی زناشویی به مشکل بربخوریم البته فقط یه بار ایشون رو دیدم .ولی وقتی حرفای ایشون رو تو چت می بینم حس خوبی نسبت بهشون پیدا میکنم نمیدونم با این حس دوگانه چیکار کنم.
    3-من دو تا برادر دارم که خیلی خوش تیپ و خوش قیافه هستن و مدام خواستگارامو با اونا مقایسه میکنم میدونم کارم اشتباهه و این آقا هم از نظر تیپ و قیافه صد در صد اون چیزی نیست که من میخوام و کمی هم لاغره.
    4-برادرای من خونه و ماشین دارن یا خیلی از خواستگارام همین امکاناتو داشتن ولی این آقا ندارن البته یه بار غیر مستقیم پرسیدم که گفتن پولش رو جایی سرمایه گذاری کرده.درسته اینا معیارای ظاهریه و اخلاق و شخصیت یه فرد مهم تره ولی خب مثلا فامیلای من که این همه کنجکاون من بالاخره با کی قراره ازدواج کنم همین چیزای ظاهری رو می بینن .
    حالا میخواستم تو این 4 مورد منو راهنمایی کنین البته با توجه به این مساله که به حدی ایشون ابراز احساسات صادقانه میکنن که میترسم بعدا کسی منو تا این حد دوست نداشته باشه و همین باعث میشه تو تصمیم گیری مردد باشم.
    ممنون میشم دوستای عزیز همیاری کنن من رو مخصوصا شادی عزیز،مریم آزاده عزیز و آقای امین.........
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    samin66 آواتار ها
    درود بر شما و بر پاکیتان؛
    انشالله که موفق باشید.
    بنده تقریبا شرایط شما و احساسات شما رو داشتم. البته با چت با کسی آشنا نشده بودم. بلکه تو یه کلاس خصوصی یه آقا پسری منو دیده بود و بقیه اش هم مثل قضیه شما. ترسم این بود که نکنه اشتباه کنم.من با تحصیلات و شاعل و خانواده دار و بد پسند و... باید چکار کنم. مخصوصا که همه منتظر ازدواج و دیدن همسر من بودند. نهایتش اینکه تصمیم گرفتم عاقلانه تر پیش برم. دیدم با معیارهام جور در نمیاد. گذاشتمش کنار و الان 5 ماهه که ازدواج کردم (ازدواج سنتی نه اینکه رفیق شدن و... چون اعتقادی به این حرفها ندارم). خدا روشکر از زندگی راضیم و به آرامش نسبی رسیدم.
    ببینم خواهر خوبم؛ یه رمزی واسه ازدواج بهت میدم همیشه همرات باشه:
    هر فردی رو که واسه ازدواج انتخاب کردی، بیا به ویژگیهای مهمش نمره بده. اگه همه ویژگیهاش نمره قبولی گرفت، انتخابش کن. اما اگه مثلا در 4 تا ویژگی 20 گرفت و 2 تا ویژگی نمره رد گرفت، فکر نکنم مورد خوبی باشه.
    به نظر من وقتی شما فردی هستید که تقریبا بیشتر ویژگیهای مثبت را به لطف خداوند دارید پس نباید به راحتی اسیر احساسات بشید. اجازه بدید به وقتش انشالله بهترین گزینه نصیبتون بشه.
    از کجا معلوم که این فرد قطعا فقط با یک نفر در گذشته دوست بوده و یا موارد دیگه. ضمنا مسلما تفاوت فرهنگی بین شما زیاده. به عقیده من شما تحت تاثیر شرایطش کاریش قرار گرفتید. زندگی فقط کار نیست. شما آرامش میخواهید از زندگی. پس خواهشا تصمیم عاقلانه بگیرید. مخصوصا که در نگاه اول حس خوبی بهش نداشتید که این میتونه زنگ خطری باشه. 
    درباره چت کردن: خب بهتره یه مدت اصلا سمت نت نرید تا وسوسه نشید. 
    به هر حال دوست خوبم امیدوارم که بهترین تصمیم را واسه زندگیت بگیری. 
    دست حق همراهت...
     
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    سلام خدمت زهرای عزیزم.حرفاتون کاملا درست و منطقی هست حتما از صحبت های ارزشمندتون استفاده خواهم کرد.با آرزوی موفقیت و خوشبختی روز افزون برای شما
    از بفیه دوستانی هم که از این پست دیدن میکنن خواهش میکنم نظرشون رو در اختیار من قرار بدن.ممنون
     
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    1-اشنایی از طریق چت برا ازدواج صد در صد اشتباهه از کجا معلوم این اقا قبل شما وحتی همزمان باشماا با چند نفر چت نکردن رفیقم تو فیسبوک همزمان با 4نفر ازرفیقام (البته پسر)چت کردن پس اشنایی با چت صد در صد اشتباهه
    2-با شرایطی که شما دارین فک کنم گزینه های بهتری داشته باشین شما که صبر کردین 1سال دیگم روش
    3اگه بهشون حس خاصی دارین که دیگه قضیه فرق میکنه وبرا مشاوره دیره چون اخرش کار خودتونو میکنید واونم تصمیم احساسیه
    4ادمی که الکل خورده نماز واینام که هیچی    میشه بپرسم از چیش خوشتون اومده میگین قیافم که نداره لاغرم که  هست نسبت به بقیه خاستگاراتونم پایینتره این یعنی کاملا احساسات بر شما غلبه کرده وتا دیر نشده جلوشو بگیرین
    الان یه دختر 17ساله که شرایط اجتمایش از شما پایینتره عمرا بهش جواب مثبت بده اونوقت شما...
    اگه اینقد پاکید که تا الان با کسی نبودیدپس بزارید کسی بیاد سراغتون که لایقتون باشه نه اینکه کسی که از چت ابراز علاقه کرده
    اصلاشما میتونید قبول کنید که به اقوام بگین همسرمو ا زچت انتخاب کردم؟حتی خودتونو میتونید راضی کنید؟ خواهرم یه جمله بگم قدر خودتونو بدونید بحث یه عمر زندگیه الان پسرایی هستن که دنبال خانمایی مث شمان وحاضرن جونشونو برا همچی دخترایی بدن نه فقط دوسشون داشته باشن
    پس عجله نکنید معیارهاتونو بنویسید اگه نمره بولی نمیگیرن که به نظر من نگرفتن که شما ردش کردین ودوباره برگشتن شما فقط ازرو دلسوزه کلا خط بزنید از زدندگیتون
    یا علی
     
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    سلام دوست گرامی
    دوستی و ازدواج اشنایی از طریق اینترنت خیلی ریسک هست خیلی طلاقها و ... از طریق همین اینترنت بوده
    دوستتون حتما این رابطه رو کات کنند
    1 اصلا دیگه چت نکند
    2 خطشون عوض کنند
    3 خیلی راحت صریح به اقا توضیح دهند تمایلی به ادامه ندارند
    پسری که بعد از سه ماه  جدایی از دوست دخترشون اینقدر سریع وارد رابطه دیگری میشوند مطمئنا خیلی سریع مریم خانم هم فراموش میکنند و باز وارد رابطه دیگری میشوند

    پس هر چه زودتر برای کات کردن اقدام کنند
    اگر قصد ازدواج دارند مریم خانم  البته به جز این اقا بهشون بگویید به این سایت مراجعه کنند تا در مورد خواستگاریهایشان صحبت کنیم تا انشالله ازدواج موفقی داشته باشند
    خدایا :
    هیچ چیز به اندازه تنهایی برایم لذت بخش نیست
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •