تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




نمیدونم چرا جوابش منفی بود ؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:mob_zamani
آخرین ارسال:mob_zamani
پاسخ ها 12

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

نمیدونم چرا جوابش منفی بود ؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    اتفاقا من قبلا (توی دوران دانشجویی) با موارد مشابه این کیس برخورد داشتم..
    طرف بار اول بصورت غیر مستقیم (از طریق یه دوست مشترک خانم) پیشنهادش رو مطرح کرد و در حالیکه شواهد موجود، حاکی از این بود که یقینا با پاسخ مثبت مواجه میشه، صراحتا از طرف اون خانم پس زده شد..!
    اما یکی دو ماه بعد وقتی خودش بصورت مستقیم رفت و رو در رو باهاش صحبت کرد، موفق شد نظرش رو جلب کنه..
    ضمنا این احتمال رو هم باید در نظر بگیرید که ایشون (به هر دلیل) دوست نداشته جلوی اون نفر سوم ابراز تمایل کنه!
    +من نمیدونم الان چه مدت از پیشنهاد اولتون میگذره ولی تصور میکنم اگر چند هفته (ترجیحا یکی دو ماه) دست نگه دارید بهتر هست.. اینجوری ایشون هم فرصت بیشتری برای فکر کردن به پیشنهاد شما پیدا میکنه و احتمال داره که نظرش در نهایت نسبت به شما تغییر پیدا کنه!

    در ارتباط با اون بحث صحبت کردن درباره خصوصیات همسر ایده آلشون هم که فرمودید.. میشه از این زاویه به قضیه نگاه کرد که احتمالا یک سری از معیارهایی که مد نظرش هست رو در شما نمیبینه (یا یکی از خصوصیات شما رو نمیپسنده!) یا اینکه دوست داره شما خودتون رو با این ویژگیها منطبق کنید (=تبدیل بشید به فرد ایده آلش) و به همین دلیل داره بصورت غیرمستقیم به این مسئله اشاره میکنه!

    به هر حال من فکر میکنم لازمه یکبار دیگه خودتون مستقیما، دور از فضای کار و کنجکاویهایی احتمالی سایرین رو در رو باهاش صحبت کنید.. من اینکارو تا به امروز انجام ندادم چون مسائلی وجود داره که هنوز نتونستم با خودم به توافق برسم که میتونم 100% حلش کنم اما در مورد شما اگر مانع خاصی سر راهتون وجود نداره حتما پا پیش بذارید تا دست کم در آینده به خودتون بدهکار نباشید..!

    موفق باشید.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    تشکر میکنم از شما و همه دوستان که به من کمک کردند

    الان حدود 45 روز  گذشته و من واقعا هیچ تحرکی نکردم و سعی کردم تا جایی که میتونم عادی باشم تا داخل محیط شرکت نه من اذیت بشم نه ایشون.
    هر چند احساس میکنم دارم کم کم به ایشون وابسته میشم و این میتونه برای من که یه مقدار احساسی هم هستم بد باشه. مشکل اینه که من هر روز با ایشون در محیط کار با ایشون ارتباط دارم  و نمیتونم به اثر مررور زمان بر فراموشی احساسم اعتماد کنم.
    با نزدیکانم که مشورت کردم به 3 تا راه حل رسیدیم.
    1- دوباره با ایشون صحبت کنم تا نظرشون برگرده یا به هر طریقی به هم برسیم که چون ایشون با شناخت طولانی مدت جواب منفی دادند فکر کنم کار درستی نباشه.
    2- از این به بعد در محیط مشترک حضور نداشته باشیم که چون من مدیر شرکت هستم باید ایشون را اخراج کنیم
    3- به جای ایشون یه نفر جدید رو توی ذهن و دلم جایگزین کنم که ممکنه عملی باشه ولی در حال حاضر برام مشکله

    طبق معمول نمی دونم چیکار کنم

     
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •