تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




رابطه با مرد متاهلی که برام سخته ازش بگذرم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:ladanladan20
آخرین ارسال:ladanladan20
پاسخ ها 67

صفحه‌ها (7): صفحه 6 از 7 نخستنخست ... 4567 آخرینآخرین

رابطه با مرد متاهلی که برام سخته ازش بگذرم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:51#
    سلام خوبی؟
    شکوه نیست عزیز  دل همه میام اینجا درد دل میکنیم حد اقل تو دلت نمیمونه بقیه هم بتونن کمکت میکنن
    میدونم سخته  ولی چاره نیست تا یه مدت طی بشه همین جوری هست ولی باید تحمل کنی به خدا یه دوره است یه کم صبر یه کم حوصله داشته باش خودتو با چیزی سرگرم کن تا بتونی راحت تحمل کنی
    ادم یه عزیزی رو از دست میده حداقل 40 روز عزا میگیره از خودت انتظار نداشته باش خیلی راحت فراموش بشه به خودت زمان بده و صبور باش منم یه کم شبیه خودت این مراحل رو طی کردم سخته درک میکنم ولی با مرور زمان خیلی بهتر میشی اینو از رو تجربه بهت میگم
    ایشالا که ارامش به دلت برمیگرده  امیدتو از دست نده خدا یه دری رو ببنده یکی دیگه رو برات باز میکنه اینو مطمئن باش از احوال خودت بیخبرمون نزار
    میام بازم بهت سر میزنم
    به امید روزی که شاهد موفقیت هات باشیم به خدا می سپارمت

     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:52#
    ممنون مژگان بابت دلگرميت.نميدونم.ميگم از دنيا دلگيرم چون هر كي رو سرراهم قرار داد يه جوري ازم گرفت .هروقت دست گذاشتم رو زانوهامو بلند شدم بعدش محكمتر خوردم زمين.نميدونم مشكل از منه يا اونا.انگار آدماي اين دوره به عشق و محبت زيادو صادقانه آلرژي دارن. حتما بايد دروغو ريا تو كارت باشه تا عزيز باشي.شايد تقصير منه ك وقتي با كسي هستم تموم احسامو محبتمو حتي جونمو پاش ميذارم اما برعكس جواب ميگيرم.هميشه هر كسيو خواستم به بدترين شكل از دستش دادم ديگه ميترسم از خواستن چيزي.يه جايي خوندم هيچوقت نبايد چيزي يا كسي رو ديوانه وار خواست چون روزگار همونو  از تو ميگيره.اين يه حقيقته .بار اول زمين خوردنم نيست اما ديگه حس بلند شدن ندارم .حرف و درد زياده .اما همه حرفا و دردا  رو نميشه گفت.
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:53#
    سلام عزیز دل خوبی
    خوب منم خوردم زمین خوب منم عزیزترین کسا هو از دست دادم اول بابام رفت بعد سالها به یکی اعتماد کردم اونم ترکم کرد   زمین خوردم ولی هنوز زنده ام  هر بارم زمین بخورم بازم پا میشم  به راهم ادامه میدم من خدا رو دارم تو هم میتونی هنوز زنده ای از زخمی که رو زانو هات هست درس بگیر بزار یادگاری بمونه اینجوری وقتی نگاهشون میکنیم اشتباهات قبل رو تکرار نمیکنیم
    سر اتفاقی که برا خانواده ات افتاد اونا رو سرزنش نکن یه روزی مصلحتی بوده مطمئن باش

    مشکلم من عین خودته صادقانه عاشقانه یکی رو خواستم بهش رسیدم بعد سر هیچی رفت مشکلمون اینه همه ی احساس قشنگ رو خرج یکی میکنیم که جنبه شو نداره کشش نداره همه ی احساس قشنگ خودتو نگه داره واسه یکی که واقعا لیاقتشو داره
    ولی هیچ وقت از اینکه صادق بودم همه ی سعی خودمو کردم دروغی نگم پشیمون نیستم بزار بگن ساده است هر چی... (نمیگم اصلا ولی تا جایی که بتونم تا واقعا گیر نکنم دروغ نمیگم) صداقتتو حفظ کن چیزی رو که داری خیییییییییییییلی با ارزشه
    من خیلی از چیزای زندگیمو نوشتم خیلی هاشو هر چی بیشتر توضیح بدی بیشتر کمکت میکنن دوست داشتی بنویس خوشحالم که هستی دوست خوبم
     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:54#
    مژگان جان ممنونم پيگيري ميكني خيلي باعث دلگرمي و ارامشم ميشه اينكه يكي هستو تنها نيستم.ميدونم اين دنيا و كائناتش همچنان ادامه پيدا ميكنه و بخاطر يه نفر متوقف نميشه. اما اين يه واقعيتيه كه اگه بين دونفر وصل باشه و بعد جدا شن با كسي ك ناكام مونده در وصل تفاوت زيادي هست.در حالت دوم چون وصلي نبوده اون طرف برات دست نيافتني ميشه . ميشه مثل يه حسرت توي دلت.يه ارزو.واسه همينم مشكله چون همين باعث شعله ور شدن احساس و عشق بيشتري ميشه.ولي در حالت اول با اينكه شخص چيزهاي بيشتريو از دست ميده ولي چون اين حسو تجربه كرده و گذرونده ديگه اون التهابو نداره و راحتتر و كاملا منطقي و بدون هيچ حسي باهاش برخورد ميكنه و كنار مياد.موافق نيستي؟
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:55#
    سلام خوبی عزیز دل
    اره موافق با این حرفت این سخت تر هست ولی میتونی از یه بعد دیگه هم به قضیه نگا کنی
    اینکه منو امثال من تجربه کردیم زندگی پایه و اساسش عشقه درست ولی همه چی تو زندگی عشق و دوست داشتن نیست با این موافقی؟
    اینم در نظر بگیر شخص اول با هزار تا امید و ارزو میاد میره خونه ی یکی بعد همه ی رویاهاش هیچ و پوچ میشه به نظرت تحمل این سخت نیست؟ به نظرت خراب شدن امید ها امال و اروزها اسونه؟
    به نظرت حتما باید وارد زندگی شد و تجربه ی تلخی رو کسب کرد تا قانع بشی برات شخص مناسب نبوده؟
    به نظرم امتیازات زیادی داری خودتو بزار جای من با همین که میگفتی همین اقا نامزد میکردی بعد دو ماه عین من با اینکه عاشقشی میفهمیدی به درد هم نمیخوری میتونستی تحمل کنی اینو  ازش جدا بشی و با این حد دوست داشتن بازم طرفش نری این قدرت رو در خودت می بینی؟ یه مهر طلاقم بهت میزدن خوب میشد ؟ اینو میخوای؟
    به نظرت کدوم بهتره اینکه الان جدا بشی یا بری مثل من برگردی؟
    مشکل ماها اینه زندگی رو خیلی احساسی در نظر میگیرم منم دخترم همین اشتباهم بود ولی به خدا زندگی فقط عشق و عاشقی نیست از خیلی جهات  باید با طرفت مچ باشی  تا بتونی باهاش زندگی کنی قبول میکنی اینو؟
    یه پیشنهاد دارم برات بشین هم عیب ها ی اون اقا رو بنویس هم خوبی هاشو البته نه احساسی با منطق این کار رو بکن ببین  همه معیارهای که میخواستی داره
    اونقدر ارزش داره با اینکه رفته پی زندگی خودش الان خودتو واسه اون پر پر کنی این ارزشو داره؟
    اگه واقعا مثل خودت عاشق بود عرض دوماه ازدواج نمیکرد عشق واقعی چیزی نیست که به این راحتی بتونی فراموشش کنی اینو قبول کن  اینقدرا دوست نداشته که منتظرت بمونه هر چند تلخه و پذیرفتنش سنگین ولی واقعیت اینه اینو قبول کن که این حس قشنگو تقدیم کسی بکنی که واقعا لیاقتشو داشته باشه
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:56#
    سلام مژگان عزيز
    بله كاملا كاملا درست ميگي عيب ما دخترايي كه هنوز ازدواج نكرديمو بيرون گود ايستاديم اينه ك خيلي احساسي برخورد ميكنيم و عيب منم اينه ك خيلي احساساتي و مهربونم (به گفته اطرافيان و حتي در مواجهه با اونا نه فقط اين اقا).اين ميون به تنها چيزي ك دلخوشم اينه باهاش رابطه خارج از چهارچوب نداشتم.حتي همو لمس هم نكرديم.هميشه فكر ميكنم اگه اين اتفاق ميوفتاد  بعد ولم ميكرد چيكار ميكردم ؟چفدر خوبه كه اينقدر قوي هستي بذار حقيقتا اعتراف كنم ك من مثل تو اينقدر قوي نيستم  ك مثل تو تصميم ميگرفتم .هميشه اينطور افرادو تحسين ميكنم ولي متاسفانه خودم اينطور نيستم با اينكه حتي مادرم ب عنوان يك زن هم خيلي محكمو قويه.نميدونم من به كي رفتم پس؟
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:57#
    سعی میکنم قوی باشم منم خالی از ایراد نیستم
    خیلی خوبه که اینا رو ببینی و درک کنی که از  لبه پرتگاه برگشتی همین که هیچ رابطه ای لمسی بینتون نبوده خیلی شکر کن  درسته محرمم بود همین که دستمو گرفته بود برام خیلی سنگین بود روزی هزار بار شکر کن ادمای هستین که خیلی چیزا از دست دادن شاید اتفاقی که واسه خانواده ات افتاد جلوی یه اتفاق بد رو واسه تو گرفته 
    هیچ وقت امیدتو از دست نده توکلت به خدا باشه
    میتونی قوی باشی باید خودت اراده کنی ادم مریض باشه خودش اراده نکنه نره پیش پزشک خوب نمیشه خودت باید اراده کنی خوب بشی  با حرف زدن دلت خالی میشه ولی دردت کم نمیشه به مرور یاد میگیری خودت مرحم زخمات باشی ولی اینا واسه اینه اینده تو بهتر بسازی گلم  یاد میگیری خودت رو زخمات مرحم بزاری به خودت زمان بده و صبور باش این نیز بگذرد 
    مواظب خودت باش لیاقتت بیش تر از ایناست خودتو واسه یکی که رفته پرپر نکن 

     

     
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:58#
    ميدوني مژگان يه مشكل ديگم اينه ك دوست ندارم كسي ديگه توي زندگيم باشه يعني حس ميكنم نه انرژيشو دارم نه از لحاظ عاطفي در حدي هستم ك كسيو قبول كنم.حس ميكنم تنهايي ارومم اينكه بخوام يه رو صرفا فقط بخاطر اينكه ازدواج كنم (بخاطر شرايط سنيو گذشتن سن ازدواجم) اذيتم ميكنه از طرفي نميخوام يه بنده خدا رو هم درگير كنم.از طرف ديگه از  اين ك تموم عمرمو مجرد  و بدون تكيه گاه بمونم ميترسوندتم .نميدونم درگير حالت عجيبي هستم
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:59#
    سلام عزیز دلم  خوبی ؟
    اینکه میخوای تا یه مدت تنها باشی خیلی خوبه به نظرم من و شما دخترای هستیم که احساسی هستیم زود مغلوب احساسات میشیم به نظر اصلا زمان درستی نیست که اجازه بدی یکی وارد زندگیت بشه به خودت اجازه بده تا چند ماهی تنها بمونی
    خودت خودتو بهتر از هر کسی میشناسی حالا بستگی داره به خودت این دوره کوتاه باشه یا طولانی البته هر چه کوتاه تر باشه به نفعته بعد که واقعا به این نتیجه رسیدی که ارامش به دل قشنگت برگشته بشین عاقلانه واسه اینده ات تصمیم بگیر
    الان زمان درستی برا انتخاب مجدد نیست .نترس کسی هم درگیرت نمیشه از خداشون باشه دختر به این خوبی قسمتشون باشه.
     از طرفی الان سن اکثر دخترا بالاست حرفو مردمو گوش نده بزار هر چی میخوان بگن تا اونی خودت میخوای پیدا نکردی به کسی جواب مثبت نده منم سنم بالاست سی سالمه دوماه نامزد بودم سی دو روز دعوا کردیم 28 روزم کلا قهر بودیم حالا نرسیده هیچی نشده میگفتن سنت بالاست زود بچه میخواستن  عروسی نشده خونه اش نرفتم مادرش بچه میخواست
    بیخیال حرف مردم باش
    فردا با یکی بخوای زندگی کنی مردم زندگی نمیکنن شما باهاش زندگی میکنی پس کسی رو انتخاب کن که واقعا با معیارهات جور باشه نمیگم 100 درصد اونی که تو رویاهات هست نه چنین ادمی رو  نمیتونی پیدا کنی ولی کسی باشه که چیزای رو که خیلی برات مهمه داشته باشه نگو نمیخوام و نمیشه امید توکلت به خدا باشه ایشالا میاد امیدتو از دست نده و ایشالا یه کیس مناسب میاد همه مون شاهد خوشبختیت میشیم
    بزار یه مدت بگذره اروم که شدی در مورد اینده ات تصمیم بگیر
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:60#
    سلام دوباره
    يه چند وقتيه حالم خوبه.هرچند بازم گاهي وقتا دلم بدجور ميگيره.ولي خوبم ارومم ديگه كمتر اذيت ميشم.ميدونم ك يجوري بايد با خودم كنار بيام سعي ميكنم بيشتر وقتمو با مامانم بگذرونم .حالم خوبه.دارم خوب ميشم لااقل اينطور به خودم تلقين ميكنم .خدا رو شكر.از هم صحبتيت ممنون دوست خوبم مژگان خوشحال ميشم بازم باشي حرف بزني .بهترينا رو برات ارزو ميكنم.
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (7): صفحه 6 از 7 نخستنخست ... 4567 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •