تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




این حسین کیست .... زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:تیرا
آخرین ارسال:تیرا
پاسخ ها 2

این حسین کیست ....

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    تیرا آواتار ها
     تلویزیون مستندی از اسکاتلند نشون داد که چه جوری برا امام حسین (ع) عزاداری میکردند ... بی اختیار یاد این شعر افتادم



    «این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوستاین چه شمعی است که جانها همه پروانه ی اوست»



    تقدیم به عاشقان آن امام عزیز :
    تا ابد کوثر توحید ز پیمانه ی اوستسینه ی سوختگان شمع عزاخانه ی اوستشعله های عطشش در نفس خسته ی ماکوه سنگین غم ما به روی شانه ی اوستحرم اوست حریمی که بود کعبه ی جاندل بشکسته بهشتی است که ویرانه ی اوستدل آتش زده ی ما که جهانی را سوختشعله اش از شرر دامن ریحانه ی اوستگوهری را که خدا قیمت آن داند و بسدُرّ اشکیست که تقدیم به دُردانه ی اوستطُرفه بیتی است از آن شاعر شیرین سخنشیک جهان عاطفه در ساغر و پیمانه ی اوست«این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوستاین چه شمعی است که جانها همه پروانه ی اوست»تا از این نُه فلک و هفت رواقش اثر استسر نورانی او بر سر نی جلوه گر استسندی را که به خون گلوی خویش نوشتتا خداییِّ خدا پیش خدا معتبر استاین شهیدی است که با آتش هفتاد و دو داغداغ او تا ابدالدّهر به قلب بشر استدر صف حشر پیمبر به رویش خنده زندهر که را دیده بر آن حنجر خشکیده، تر استسر ما خاکِ در خاک نشینان درشدل ما با سر نورانی او همسفر استنه فقط سینه سپر کرد به هنگام نمازتا ابد سینه ی او تیر بلا را سپر استهمه مُردند ، چرا هر چه زمان میگذردمکتب سرخ حسین ابن علی زنده تر استاین حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوستاین چه شمعی است که جانها همه پروانه ی اوستچشمها چشمه ی زمزم شده از اشک غمشاشکها سیل شده گشته به دور حرمشخون اصغر شده مُهر سند پیروزیدست عباس جدا گشته به پای علمشاو که انگشتر خود داد به سائل نه عجبکه کریمان همه گَردند خجل از کرمشگر به قدر کرمش دست بگیرد همه راروز محشر گنه خلق جهان است کمشنکند قاتل خود را ز کرم عفو کندبه دل سوخته ی فاطمه دادم قسمشخون ببارید به زخم تن صدپاره ی اوکه چهل روز دمید از دل  هر سنگ دمشبنویسید به خونِ جگر و اشکِ بصربه در و باغ و رواق و حرم محترمشاین حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوستاین چه شمعی است که جانها همه پروانه ی اوستذبح مهمان که شنیده لبِ عطشان لبِ آبجگر بحر و دل  آب ، کباب است کبابورق مصحف و خون ، سوره ی نور و سُم اسب؟سر پاک پسر فاطمه و بزم شرابزینت عرش خدا نقش زمین از سر نیچرخ گردون ز چه گردید و نگردید خرابگرچه پیشانی نورانی اش از سنگ شکستباز با خون علی اصغر خود کرد خضابرفت از خیمه نگه پشت سر خویش نکردبس که بر شوق ملاقات خدا داشت شتابموج خون ، زخم بدن ، داغ جوان ، سجده ی شکرعجبا دیده ی تاریخ ندیده است به خوابکه جز او خون دلش را به سما پاشیدهچه کسی کرده جز او دشمن خود را سیراب؟این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوستاین چه شمعی است که جانها همه پروانه ی اوستچشم هر ملت بیدار حسین است حسینکشته ی مکتب ایثار حسین است حسینارزش گوهر اشکی که به چشم است بداننفروشش که خریدار حسین است حسینآنکه از خون جبین ، خون جگر ، خون پسرکرده رنگین گله رخسار حسین است حسیندین من مکتب من کعبه ی من قبله ی منبه محمد قسم این چار حسین است حسینبا وجودی که در آن محفل خون یار نداشتخلق را در دوجهان یار حسین است حسینبه خداییِّ خدا بر همه خوبان جهانسیّد و سرور و سالار حسین است حسینزآشنا دل نتوان برد خدا میداندآنکه دل برده ز اغیار حسین است حسیناین حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوستاین چه شمعی است که جانها همه پروانه ی اوستکیست این کشته که دریا شده خونین جگرشسینه ای نیست که سوزی نبرد از شررشگر بپرسند که کی لحظه ی میلادش بودگویم آن لحظه که لب تشنه جدا گشت سرشبهر یک سجده ی کامل ز سه خون کرد وضوخون پیشانی و خون دل و خون پسرشپیش پیکان بلا سینه سپر کرد ولیحنجر کودک شش ماهه ی او شد سپرشبا همه زخم بدن ، قاتل او گشت دو زخمکه یکی بر جگرش بود و یکی بر کمرشخون و زخم بدن و گرد و غبار صحراسه کفن بود در آن وادی سوزان به برشپسرانم به فدای پسرانش تا حشرپدرانم همگی خاک قدوم پدرشاین حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوستاین چه شمعی است که جانها همه پروانه ی اوستعطش روز جزا با عطشش رفت ز یادآب ، خاکت به سر و آبرویت باد به بادبا لبِ تشنه بریدند سر مهمان رالعن الله علی آل زیاد و زیادبه دلش داغ لب حضرت عباس بُودبحر از این داغ زند تا صف محشر فریاددیده بر آب روان دوخت ولی آب نخورددید تصویر سکینه به روی آب افتادمدح او را همه از نعره ی دریا شنویدکه ز خون جگرش آب به دریا هم دادتربیت یافته ی یوسف زهرا این استکز لبش داغ عطش بر جگر بحر نهادروز محشر که علم در کف عباس بُوداهل محشر همه این بیت بیارید به یاد:این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوستاین چه شمعی است که جانها همه پروانه ی اوستنازم آن کشته که جان یافت کمال از بدنشتا ابد خنده به شمشیر زند زخم تنشجامه از زخم بدن دوخته بر قامت خویشپیرهن از تن و تن پاره تر از پیرهنشآب غسل تن صد پاره اش از خون گلوخاک صحراست کفن بر بدن بی کفنشجایی از زمزمه ی ماتم او خالی نیستاین شهیدی است که عالم شده بیت الحزنشتیر دشمن به جگر ، خنجر قاتل به گلوزخم شمشیر به سر ، چشمه ی خون در دهنشتا نفس داشت به آن قوم نصیحت میکردچه گنه داشت که شد سنگ جواب سخنشهر دلی یک حرم پیکر صد پاره ی اوستهر کجا مینگرم نیست بجز انجمنشاین حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوستاین چه شمعی است که جانها همه پروانه ی اوستزیر شمشیر ، امامت به همه عالم داشتبه لبش زمزمه ، در دیده دو صد زمزم داشتزخمها بر جگرش بود که ناپیدا بودهمه میسوخت و از زخم زبان مرهم داشتبا خدا در یَم خون عهد شفاعت میبستاز گلوی علی اصغر سندی محکم داشتتیر غم بود که بر سینه ی او میباریدهمه را کرد فراموش و غم عالم داشتگر همه ملک خدا چشمه ی چشمی میشدبه خدا در غم او اشک مصیبت کم داشتوقت مرگ از نفسش روح مسیحا میریختکه به خون پیکر هفتاد و دو عیسی دم داشتمیشنیدند ملائک همه و میدیدندکه ز صبح ازل این زمزمه را آدم داشتاین حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوستاین چه شمعی است که جانها همه پروانه ی اوستهر کجا حکم الهی است سخن گو سر توستشاخه و نخل و نی و طشت طلا منبر توستبه قیامت قسم از صبح قیامت تا حشرهمه ایام قیامت همه جا محشر توستآنچه گفتند و نگفتند به اوصاف بهشتهمه در یک گل لبخند علی اصغر توستآنچه بخشید به اسلام بقا خون تو بودآنکه خون تو بقا یافت از او خواهر توستعضو عضو بدنت نیزه و زخمت آیاتورق مصحف آغشته به خون پیکر توستدوست میخواست تو را کشته ببیند ورنهنیزه فرمان بر تو تیغ ثنا گو سر توستنه محرم نه صفر بلکه همه دوره ی سالباید این بیت بخوانیم که یاد آور توستاین حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوستاین چه شمعی است که جانها همه پروانه ی اوستدر سقیفه ز مِیِ فتنه چو پیمانه زدندشعله گشتند و به شمع و گل و پروانه زدندعوض اجر رسالت به رسول دو سرادخترش فاطمه را شعله به کاشانه زدندصدف و دُرّ ز فشار در و دیوار شکستتا که در کرب و بلا تیر به دُردانه زدندزدن دخت علی ، ریختن خون حسینلگدی بود کز اول به در خانه زدندحرم شیر خدا را به اسیری بردندکعب نی بود که بر پهلو و بر شانه زدندناز پرورده ی زهرا و علی زینب رااز پی دلخوشی زاده ی مرجانه زدنداز ازل بود همین ترجمه و تفسیرشآنچه فریاد ز دل ، عاقل و دیوانه زدنداین حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوستاین چه شمعی است که جانها همه پروانه ی اوستای که با خون گلویت شده قرآن تفسیرآیه آیه شده اوراق تنت از شمشیربر تنت آیه نوشتند ز شمشیر ، ولیجمله جمله همه را نقطه نهادند به تیرپسرانت همه در راه خداوند شهیددخترانت همه بر یاری اسلام اسیرآنچه گفتند و نگفتند رسولان خداگشت با خون دل و خون گلویت تفسیرجان فشانی به سر دستِ تو دارد از شوقکه به پیکان بلا خنده زند کودکِ شیربه نماز تو بنازم که پس از ذکر سلامبر سر نیزه درخشیدی و گفتی تکبیر(میثم) از حنجره ی سوخته فریاد زندپرسد ای مردم عالم ز صغیر و ز کبیر:این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوستاین چه شمعی است که جانها همه پروانه ی اوستسازگار



     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    تیرا آواتار ها
    اگر ای دوست تو را عقده ی عالم به گلوستداستان تو و غم صحبت سنگ است و سبوستآستان بوس حرم باش و بپرس از در دوستاین حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوستاین چه شمعی است که جان ها همه پروانه ی اوستدل هر کس که حسینی ست ز خود بی خبر استکشته ی عشق حسین از همه کس زنده تر استبس که آن جلوه ی توحید مرا در نظر استهر کجا می نگرم نور رخش جلوه گر استهر کجا می گذرم جلوه ی مستانه ی اوستاین حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوستاین چه شمعی است که جان ها همه پروانه ی اوستهر خدا جوی تمسک به ولایش داردهر گرفتار غمی سر به هوایش داردهر سری آرزوی بوسه پایش داردهر دلی میل سوی کرب و بلایش داردما ندانیم چه سِرّی ست که در خانه ی اوستاین حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوستاین چه شمعی است که جان ها همه پروانه ی اوست


    محمدجواد غفور زاده(شفق)


    منبع

     
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •