تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




خواستگاری پس از شکست عاطفی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:snow white
آخرین ارسال:مهدی پوری
پاسخ ها 9

خواستگاری پس از شکست عاطفی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    من تو تاپیک جدایی یا صبر داستان ارتباط قبلیمو کامل توضیح دادم دیروز اولین روزجداییمون بود و به من خیلی سخت گذشت
    اما خدا داره کمکم میکنه ک بتونم فراموشش کنم
    مسیله جدید این هست ک از مهرامسال ک کارشناسی ناپیوسته قبول شدم پسری تو دانشگاه به من ابراز علاقه کرد اینطوربگم که ایشون سه شنبه منو دیدن جمعش با نگاهاو رفتاراشون به من علاقشونو نشون میدادن و جمعه ی هفته بعد یکی از همکلاسیام ک خانوم میانسالی هستن رو واسطه قرار دادن و از من خواستگاری کردن و من هم ک فکرم درگیر رابطه قبلی بود ردش کردم اما دست برنداشت و هر هفته یه نفرو میفرستاد و دو بار هم خودش جلوی راهمو گرفت تا باهام صحبت کنه ولی من اوایل اصلا ازش خوشم نمیومد احساس میکردم عشقش الکیه و بدون شناخت داره تصمیم میگیره
    تا اینکه 10 روز پیش برای بچه های کلاس خودمون یه پیج تو فیس بوک ساختیم و ایشون با یه اسم دیگه منو اد کردن به من مسیج دادن ک من همون خواستگارتونم اولش نخواستم حرفاشو گوش بدم ولی کم کم برام جالب شد
    آخه اون خیلی از من اطلاعات داشت و همه رو تک به تک بهم میگفت و من مونده بودم اینا رو از کجا میدونه اینکه کاردانی کجابودم رتبم تو آزاد و سراسری چند شده متولد کجام پدرمادرم کین شغلشون چیه آدرس خونه و خیلی از علاقه مندیهامو میدونست
    به من گفت همون سه شنبه ک دیدمتون علاقه مندشدم  یه عمره دنبال همچین دختر نجیب و بااصالتیم شما همه اخلاقاتون با من جوره 1000بارم پسم بزنید باز دست بردار نیستم.گفت از سه شنبه تا جمعه همه جور تحقیقی کردم اول اومدم دنبالتون خونتونو پیداکردمو تحقیق کردم از همسایه ها بعد به یکی از دوستام ک تو وزارت علومه سفارش کردم همه اطلاعات شمارو بهم بده.و رفتار سنگینتون تو کلاس بیشتر منو جذب کرد


    راستش وقتی این حرفاشو شنیدم یکمی ازش خوشم اومد تو رابطه قبلیم دوستم هیچوقت این سماجتارونمیکرد پرروبازی در نمیاورد ولی این اصلا خسته نمیشه هرچی ردش میکنم باز میاد .اولین بار که خودش اومد باهام صحبت کنه دستو پاش میلرزید لکنت زبون گرفته بود و یه بارم یکی دیگه از همکلاسیامو فرستاده بود ک اون میگفت خیلی دوستت داره میبینتت تپش قلب میگیره .
    تو رابطه قبلی به خاطر وجود 2 تا آبجیاش و مادرش ک خیلی وابسته پسرش بو من شکست خوردم ولی این خواستگارم آبجی نداره (فک کنم یه برادر داره فقط ) و در رابطه با من که خیلی حسودم نسبت به مرد زندگیم , خواهر نداشتنش حسنه.
    وضع مالیشم خیلی خوبه هم تو شرکت کار میکنه هم کار آزاد داره(فروشگاه و تولیدی پوشاک)
    نمیدونم چیکار کنم . ازمن اجازه میخواد ک خانوادش زنگ بزنن خونمون
    ولی من میترسم از شکست دوباره از اینکه تازه یه روز از جداییم میگذره و بخوام وارد رابطه جدیدی بشم یا همش از خودم میپرسم نکنه به خاطر انتقام از اون بخوام با این ازدواج کنم
    ازم خواست همدیگرو بیرون دانشگاه ببینیم دوسه بار ولی من قبول نکردم چون نمیخوام مث قبل وابسته شم میخوام همه چی منطقی پیش بره اونم اصرار نکرد و گفت هرطورشماراحتید.گفتم ک اصلا دلم نمیخواد تو دانشگاه کاری کنید ک تو چشم باشیم.

    راستی ترم 1 کارشناسی ناپیوستس 24سالشه و من 21
    موسیقیدانم هستن پیانو ویالن سنتور و گیتار رو حرفه ای کار میکنه
    البته راجب اینا تحقیق نکردم حرفاییه ک خودش زده و صددرصد اطمینان ندارم

    یکی دیگه از بچه های کلاسم خواستگاری کردن ک البته باب میلم اصلا نیست و به هیچ وجه به اون فکر نمیکنم بهشونم گفتم  حالا این دو تا پسرا متوجه شدن ک اونیکی خواستگاری کرده همش در حال بحث باهم دیگن و من اصلا این شرایطو دوس ندارم  همیشه تو کلاس معذبم و حس میکنم دوتابچن ک افتادن به جون هم. یه طوری شده ک همه دارن متوجه میشن
     
     


     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام، این یکی رو خوب گفتی!
    حس میکنم دوتابچن ک افتادن به جون هم
    با خانواده ات راحت نیستی؟؟ نمی تونی حرفاتو بهشون بزنی؟؟ هر کی واقعا می خواد اول با خانواده اش بیاد منزل شما اونوقت معلوم میشه حداقل قصدش واقعا ازدواج هست، اونوقت خودت و خانواده ات باید در موردشون و در مورد آشناهاشون تحقیق کنید تا بتونید در موردشون تصمیم بگیرید. دختر خوشکلی هستی؟ اگه بله، که باید بیشتر مواظب خودش باشی چون خیلی ها فقط با هوسشون میان خواستگاری مثلا همین پسری که یه روز فقط تو رو دیده و به قول خودش عاشق شده بیشترش به خاطر هوس هست تا عشق! حداقل حداقل باید با خانواده شون بیان جلو تا اونوقت شما و خانواده ات بخواهید در موردشون تحقیق کنید. در ضمن پسری هم که فرضا بعد از اینکه با خانواده اش اومد جلو و شما به خاطر یه دلیل کاملا منطقی ردش کردید ولی ول کن نبود هم اون اون اقسامی هست که به احتمال 90 درصد با هوس اومده جلو.
     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    این خواستگارم ازمن اجازه خواست ک بعد محرم صفربیان خونمون.قصدش ازدواجه چون بهش گفتم دوستی و این ادابازیارو نمیخوام اونم گفت منم نظرم همینه.و من ب هیچ وجه رابطه ای باهاشون برقرار نمیکنم چون تو محیط دانشگاهم هستیم محتاطانه تر باید رفتارکنم
    اگه من از خودم تعریف کنم ک جالب نیس.ولی اینطور میگن . سر زیبایی هم همیشه اذیت شدم چون پدرم بیش از حد حساس شده روم از بچگی هرجایی نمیتونستم برم هرکاری نمیتونستم انجام بدم  و یا مثلا هرجا که میرم برای تست واسه کار بلافاصله قبول میکنن بدون اینکه به تواناییهام توجه بشه درحالیکه من تیپم مناسبه و حجابمو در حد معقول رعایت میکنم.
    (شاید دلیل این زود دلبستنم ب جنس مخالف این باشه ک پدرم همیشه حساسیت بیش از حد بخرج داده و زیادی غیرتی بوده به و یکم ازهم دوریم)
    فقط بامادرم راحتم.ایشونم نظرشون اینه ک زودتر ازدواج کنم و اجازه بدم بیان خواستگاری . چون میگه دلم نمیخواد اشکاتو ببینم بعد شکست خوردنت دوس دارم زودتر سروسامون بگیری ک خیالم راحت شه.

    هرچی بیشتر سماجتشو میبینم بیشتر خوشم میاد حس میکنم ک شاید واقعا منو میخوادو مث اونیکی نامردو بی عرزه نیست. اگه هوس بود با یکی دوبار رد کردن میرفت پس چرا انقد اصرار داره ؟

    به نظرتون بگم مادرش زنگ بزنه خونمون قرارو بذارن واسه بعد محرم صفر؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    هوس یه مقوله نسبتا پیچیده هست (و تشخیص اون از عشق واقعی) مثلا در مورد قبلی، اون از راه دوستی وارد شده بود تا بتونه بدستت بیاره ولی این یکی فعلا ظاهرا از راه خواستگاری می خواد وارد بشه. ولی بدون که هر کی هم فرضا اومد خواستگاری یا فرضا گفت دوست دارم وقربون صدقت رفت الزاما عاشقت نیست و از ته قلب دوستت نداره بلکه بخاطر همین زیبایی ظاهریت هست (یعنی به خاطر وجود خودت نیست بلکه به خاطر ظاهرته) در نتیجه فرضا اگه چنین شخصی باهات ازدواج کنه چند وقت که باهات بود دیگه دلش رو میزنی چون اصلا نمی فهمه عاشق شدن یعنی چی!!
    سماجت میکنه بازهم الزاما نشونه اینکه خیلی عاشقت تشریف داره نیست و فقط به خاطر زیباییت چشش رو گرفتی و الا مثل بچه ها به جون هم نمیوفتادن! (الان اگه یه خورده زشت بودی هیچ کدوم نگاهت هم نمی کردن!) الان که سنت کمه و یه خورده هم احساساتی هستی شاید نتونی بفهمی کی عاشق واقعیت هست و فریب ظاهرشون و رفتاراشون یا حرفاشون رو بخوری ولی اگه می خوای واقع بینانه تر برخورد کنی اصلا به این چیزهای ظاهریشون توجه نکن علاقه فقط به ظاهر نیست (رفتار و حرف های ظاهری) به فداکاری واقعی (نه ریاکارانه) هست.
    عشق فداكاري دو جانبه است. عشق باهم رشد كردن است. لازم هست كمي خودخواهي را بياموزي، قبل از آنكه عاشق ديگري باشي بايد عاشق خودت شوي بايد خودت را دوست داشته باشي كه بداني حق و حقوقت در روابط چيست.
    در مورد اینکه مادرش زنگ بزنه یا نه باید خودش پیشنهاد بده نه تو، در کل به پسرها توجه نکن و نگاهشون نکن (بیشتر از حد متعادل) که سریع جو گیر میشن! کوچکترین لبخندی هم بهشون نزن. اگه خواستن خودشون برای ملاقات خانواده ها اعلام آمادگی میکنن. در ضمن به هیچ وجه به پیشنهاد دوستی (یا به قول بعضی هاشون آشنایی!) آنها پاسخ مثبت نده. در کل باید رفتارت سنگین باشه که کسی به خودش اجازه دادن این پیشنهادها رو نده (پیشنهاد دوستی).

     
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    **شادی** آواتار ها
    سلام snow white عزیز
    تاپیک قبلیت رو خوندم و بسیار متاسف شدم. اما اینکه تونستی سریع به زندگی عادی برگردی ,تصمیم داری یه انتخاب منطقی داشته باشی و قبل از مطمئن شدن از شرایط مناسب خواستگارت زمینه ایجاد وابستگی رو فراهم نکردی واقعا جای خوشحالی داره.
     یه مورد مهمی رو اشاره کردی اینکه سماجت و اصراری که این خواستگارت داره چون تو پسر مورد علاقت خیلی وجود نداشته, برات جالب توجه شده...اینجا باید خیلی مواظب باشی چون شما تازه از یه رابطه عاطفی بیرون اومدی و این بیرون اومدنت بالاجبار بوده پس ممکنه ناخوداگاه هراونچه که تو خواستگار جدیدت هست و تو اون پسر نبوده برات تازگی یا جذابیت داشته باشه... اما سماجت همیشه هم نشونه مثبتی نیست,و گاهی ممکنه برای این باشه که فرصت فکر کردن و دقیق شدن رو از طرف بگیرن...
    بهرحال اینکه تصمیم گرفتین شروع ارتباط و وابستگی, از طریق خواستگاری و شناخت خانوادگی باشه کاملا تصمیم درست و منطقی هست.
    آرزوی خوشبختی و آرامش دارم برات.
     
     
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    maryam.azadeh آواتار ها
    سلام
    انسان یه موجود پویاست که قدرت عجیبی داره خودشو با شرایط جدید سازگار کنه.
    خیلی وقت ها حوادثی پیش میان که در عین مهیب و وحشتناک بودن شون، اثراتی از خودشون طی مرور زمان به جا میزارن که نشون میده اون حادثه، نه تنها مهیب و وحشتناک نبوده بلکه رویداد خوبی بوده در زندگی ما ولی ما به زمان نیاز داشتیم تا بینش مون بالاتر بره و فلسفه وقوع اون حادثه رو درک کنیم.
    مثلا وقتی یه نفر وارد دنیای فوتبال میشه و با علاقه شدید و مفرط، سعی داره فوتبال رو یاد بگیره ولی پاهاش قدرت کافی ندارن و ظاهرا با شکست مواجه میشه و مجبور میشه این رشته ورزشی رو کنار بزاره ولی در اثنای کنار گذاشتن فوتبال، درمی یابه که دست هاش خیلی قوی هستن و در نتیجه وارد رشته ورزشی پرتاب دیسک میشه و میشه یه قهرمان جهانی!
    روزی که مربی فوتبال، این شخص رو از کلاس بیرون کرد، براش ضربه ی بزرگی بود و دنیا پیش چشمش تیره و تار شد. اون مربی میتونست شاگردشو نگه داره تا در وضعیت متوسط یا زیر متوسط ادامه بده و سالهای عمرش تلف بشه و هیچوقت هم به یه تیم معروف راه پیدا نکنه ولی اخراجش کرد تا به قابلیت حقیقی خودش پی ببره و در یه فضای جدید، ستاره بشه.
    ما چه بخواهیم و چه نخواهیم در حال رشد هستیم و مدام داریم می اموزیم و از خطاهامون درس میگیریم و به تجربه هامون اضافه میکنیم. تعلقات خاطر ده سال پیش شما، شاید نصف شون دیگه براتون جذاب نیستن و چیزهایی که ده سال پیش رنج تون میدادن حداقل نصف شون الان دیگه براتون رنج اور نیستن و شاید خیلی هم جذاب و مهیج باشن.
    زندگی مثل یه رودخانه جاری هست. ما داریم در امتدادش حرکت میکنیم و هر روز، یه اغاز دوباره هست و میتونه روزی باشه که به یک کشف تازه نایل بیایم و یه راز جدید رو پیدا کنیم.
    حتی در سنین سالخوردگی هم انسان ها درس میگیرن، می اموزن، تجربه کسب میکنن و باورهاشون تغییر پیدا میکنن. در حقیقت هیچ شکستی وجود نداره و هر رویدادی میتونه دریچه ای برا رسیدن به یه موفقیت تازه باشه. در واقع هر شکستی، یه جور موفقیت هست که با زبان رمزالود نوشته شده و هنر زندگی این هست که اون زبان رمزی رو بشناسیم و رویدادها رو رمزگشایی کنیم.
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    تصمیممو گرفتم دیگه اگه عشق قبلیم التماسمم کنه قبولش نمیکنم
    میخوام منطقی ازدواج کنم واگه خانوادم نطرشون به خواستگارم مثبت باشه جواب منم همینه
    حس میکنم میتونه پای حرفو انتخاب وایسه حتی یه بارم ازمن شماره نخواست همیشه حریمارو حفظ کرد حتی وقتی ردش میکردم باز بار بعدی مودبانه درخواست میکرد
    6ساعت باهم اینترنتی راجب همه چی حرف زدیم فک میکنم مناسب باشه
    همه تو دانشگاه تاییدش کردن . 24سالشه ولی استقلال زیادی داره تو زندگیش
    دلم میخواد زودتر ازدواج کنم ک ذهنم درگیره عشقای الکی نشه دیگه توان ندارم
    قرار شد سه شنبه نیم ساعت تو دانشگاه همو ببینیم آخه من هنوزم درست چهرشو ندیدم همیشه خجالت کشیدم از چشم تو چشم شدن باهاش
    گفت این هفته مادرشون میان خونمون با مادرم صحبت کنن
    عاشقش نیستم دوسشم ندارم ولی از جسارتو اصرار و عقاید و اخلاقاش خوشم میاد شرایط مالیشم خیلی خیلی خیلی خوبه که اینو اصلا نمیدونستم تا دیشب ک بهم گفت (حس میکنم میخواسته ببینه چقدر به پول اهمیت میدم)
    میخوام عاقلانه ازدواج کنم بدون عشق کورکورانه
    خیلی خستم
    برام دعا کنید
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    به نظر میاد که  وضعیت ناجوری شده.ولی یه جورایی هم باحاله که سر آدم دعوا بشه!
    از شوخی گذشته...من هم یه جورایی باهات همدردی میکنم چون در حالی که داشتم سعی میکردم یه نفرو فراموش کنم یه دفعه یه خواستگار برام اومد و ظرف یکی دو هفته هم قضیه جدی شد.هنوزم نمیتونم وجود شخص جدید رو تو زندگیم بپذیرم.ولی اینو میتونم بهت بگم که الان خیلی وضعیت حساسیه برات.بهتره زود قضاوت نکنی و زود تصمیم نگیری.چون به تازگی ضربه خوردی و ممکنه برای رهایی از حس ناامیدی یکدفعه با عجله تصمیمی بگیری که خیلی پشیمونت کنه.تا میتونی به خودت زمان بده و در مورد شخص جدید هم حسابی تحقیق کن.اگه هم در مورد صداقتش برای رابطه جدی با خودت مطمءن شدی و هم اینکه شرایط اولیش با شما جوره مثل شرایط خانوادگی و فرهنگی و...بعد تحت نظر خونواده ها با هم رفت و آمد کنید تا ببینید اخلاقتون با هم جور میشه ... و بقیه مساءل.
    موفق باشی
     
     


     
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    تا قضیه قبلیتو از ذهنت کاملا خارج نکردی تن به رابطه جدید ندی که کاملا میتونه درد سر ساز  باشه به طرفتون بگین عجله نکنن تا شما خوب فکراتونو بکنین اگه واقعا شمارو بخان حتما یه مدت که چه عرض کنم چند سال براتون صبر میکنند توکل به خدا عجله نکنید که برای فرار از رابطه اشتباه قبلیتون به رابطه دیگری تن بدید اونم در عرض چند ماه که اصل نمیتونه شناختی حاصل شده باشه   یا علی
     
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •