تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




هیچوقت اعتماد به نفس نداشتم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:parastoo13
آخرین ارسال:narges☺
پاسخ ها 6

هیچوقت اعتماد به نفس نداشتم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
     سلام،
    من 29 سالمه، 15 ساله افسردگی و اضطراب اجتماعی و اعتماد به نفس پایین زندگیمو تحت تاثیر قرار داده البته شدتش فرق می کنه گاهی کمتر و گاهی بیشتر، تاحالا چندبار به روانشناس و روانپزشک مراجعه کردم که تحت جلسات رواندرمانی قرار گرفتم و بعد از 15 الی 20 جلسه ادامه ندادم چون حتی یک درصد هم تاثیر نداشت
    شرح کامل مشکلاتم رو تو یک پست "افسردگی پایدار" نوشتم ولی اینجا یه سوال دارم، این اواخر چهار متخصص روانشناس توی فضای مجازی به من گفتند که باید رواندرمانی و دارودرمانی با هم انجام بشه تا جواب بگیرم، قبلا هم روانشناسم منو فرستاد پیش روانپزشک ولی تشخیص ایشون این بود که به دارو احتیاجی نیست، میخواستم بدونم کار داروها چیه؟ میتونه این داروها طرز فکرمو عوض کنه؟احساسم چی؟ توی افزایش اعتماد به نفس، تقویت روحیه و مثبت نگری تاثیر داره؟
    همیشه سعی کردم با تغییر رفتارام عوض بشم ...فکرم و احساسم واقعا ارادی عوض نمیشه، سعی می کنم مثبت باشم و .... کتاب میخونم، مشاوره میگیرم، توی کارگاه و همایش های مربوطه شرکت می کنم ولی جواب نمیده؟
    یعنی من ذاتا و به صورت ژنتیکی این خصوصیات و مشکلات را دارم؟ یا امیدی هست ؟ همه ی جوونیم رفت و هنوز دارم دور خودم میچرخم
    لطفا راهنماییم کنید

     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    narges☺ آواتار ها
    سلام دوست عزیز
    دارواز نظرهایی که هورمون های مغز جاب جا میکنه موثر هستند ولی از لحاظ احساسات اصلا اینطوی نیست
    اگر 20 سالم دارو مصرف کنی ولی خودت نخوای که خوب بشی هیچ تغییری نمیکنی
    دارو های افسردگی خودشون کمی عوارضو دارن تو واقعا باید بخوای تا بتونی مصرف کنی نتیجه بگیری
    البته نمیدونم باید روانپزشک بگه مشکل اصلی شما چیه
    شما که دارای تحصیلات هستید میشه بپرسم چرا فکر میکنید اضطراب اجتماعی دارید
     
    مطمئن باشید اگه بخواهید حتما میتونی
     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    maryam.azadeh آواتار ها
    سلام
    نرگس جان حرفاشون درست هست.
    من یه توضیحی اضافه تر بهتون میدم امیدوارم موثر باشه:
    افکار و عقاید و دیدگاه های ما از مغز ما منشا میگیرن. داروهای اعصاب و روان، بر روی نورون ها، پالس های الکتروشیمیایی بین نورون ها و هورمون هایی که از مغز ترشح میشن اثر میزارن. بالطبع بر افکار و طرز نگرش ما بی تاثیر نیستن. اما برای تغییر دادن فکر و شخصیت، روان درمانی موثرتر از دارو درمانی هست درحالیکه دارو درمانی هم بی تاثیر نیست.
    بهترین راه این هست که از روانپزشک تون بپرسین. اما در مورد تغییر روش و افزایش اعتماد به نفس، شما نیاز به یه نیرو محرکه دارین که نیرو محرکه شما میتونه حضور یک عشق در زندگی تون باشه، میتونه شغل شما باشه، میتونه کارهای عام المنفعه ای باشه که برا مردم فقیر یا بیمار انجام میدین، میتونه رسیدگی و توجه شما به پدر و مادرتون باشه و..............
    سعی کنین نقاط مثبت زندگی تونو برجسته کنین و مدام با خودتون مرور کنین. افتخارات زندگی تونو پیدا کنین و چندان به عیب هاتون فکر نکنین و در نظر بگیرین هیچ انسانی بی عیب روی کره زمین زندگی نمیکنه. هیچکس از خطا مصون نیست و ضمنا دنیا ظرفیت اینو نداره که ادم به تموم ارزوهاش برسه. هرکسی تا یه جایی پیش میره و هیچکس صاحب همه چیز نیست.
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    ممنون از راهنماییاتون، نرگس جان در مورد سوالتون باید بگم، "اضطراب اجتماعی" تشخیص سه دکتر روانشناس بوده .حالا این که من تحصیلات نسبتا خوبی دارم نمیدونم چه تعارضی با این موضوع داره؟
    من تقریبا ده ساله همونطوری که گفتم خواستم و میخوام که برطرف کنم این مشکل رو ، حرف اطرافیان و خانواده هم همینه، همش میگن دست خودته، کافیه بخوای ولی من همیشه به مشکلم آگاه بودم و خواستم که حلش کنم و هرکاری از دستم برمیومده انجام دادم ... ولی .....
    مریم جان در مورد اون نیروی محرکه واقعا ازتون ممنونم، واقعا بدون انگیزه نمیشه یه قدم هم برداشت
    مرسی
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    maryam.azadeh آواتار ها
    خواهش عزیزم
    نیرو محرکه رو خودت میتونی پیداش کنی. عواملی که به زندگی ما انگیزه میبخشن، چندان ازمون دور نیستن. خیلی وقت ها امیدبخش ترین عنصر زندگی دقیقا در چند قدمی ما قرار داره ولی ممکنه سال های متمادی رو در افسردگی و بی انگیزگی سپری کنیم و از حضور اون عامل امیدبخش و روح افزا غافل بمونیم.
    میتونین دور و برتونو نگاه کنین. قطعا خیلی بهتون نزدیکه.
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    narges☺ آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'parastoo13' pid='33456' dateline='1384681331'
    ممنون از راهنماییاتون، نرگس جان در مورد سوالتون باید بگم، "اضطراب اجتماعی" تشخیص سه دکتر روانشناس بوده .حالا این که من تحصیلات نسبتا خوبی دارم نمیدونم چه تعارضی با این موضوع داره؟
    من تقریبا ده ساله همونطوری که گفتم خواستم و میخوام که برطرف کنم این مشکل رو ، حرف اطرافیان و خانواده هم همینه، همش میگن دست خودته، کافیه بخوای ولی من همیشه به مشکلم آگاه بودم و خواستم که حلش کنم و هرکاری از دستم برمیومده انجام دادم ... ولی .....
    مریم جان در مورد اون نیروی محرکه واقعا ازتون ممنونم، واقعا بدون انگیزه نمیشه یه قدم هم برداشت
    مرسی

     

    سلام
    تعارضش اینجاست که شما وقتی تو اجتماع بودید ودانشگاه میرفتید چه حالتی شدید که فکر میکنید اضطراب اجتماعی دارید؟
    بعدم روانشناس که از خودش نگفته حتما ی چیزی دیده یا بهش گفتید
     
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •