تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




میخام با فردی که ایدز و معتاد ازدواج کنم ولی ... زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:asiyeh
آخرین ارسال:mobina.tabatabaiy
پاسخ ها 13

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

میخام با فردی که ایدز و معتاد ازدواج کنم ولی ...

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
     
    نامه یه دختر دبیرستانی در صند.وق

    من تا حالا عاشق نشده بودم ولی الان که عاشق شدم دست وپام رو گم کردم من خیلی دوسش دارم شما بگویید چیکار کنم ولی متاسفانه ایدز داره و معتاد هم هست .آیا درسته که من با چنین شخصی زندگی مشترک آغاز کنم -خانواده ای من کلا مخالف این تصمیم من است من هم بعضی وقتا فکر میکنم که دارم خطا و اشتباه جبران ناپذیری را انجام میدم ولی چیکار کنم من عاشقش شدم حتی اگه لازم باشه جونم رو بهش فدا میکنم همه میگن که لات است ولی من باور ندارم ....

    بچه ها به این دختر چه جواب میدین؟


     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    اینکه عشق نیست ........................
    بدبخت شدنوبه خاک سیاه نشستنه 
    این دخترمومیبینه وخانواده شوافرادباتجربه دوروبرش پیچش مو
    تازه دبیرستانی هم هست بیشتراحساساتیه
    اخه کسی که معتاده وایدزداره چه اینده ای میتونه بسازه!
    جزاینکه هرروزکتک بخوره وداغ فرزنددارشدن تودلش بمونه سودی نداره
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    سلام
    ببخشید ها اما یک بچه دبیرستانی این حرف هارو زده و همه میدونن که این شکل تصمیم گیری عاشق شدن ها اقتضای سنشه.
    100% تصمیمش غلطه و باید جلوشو بگیرن چون مطمئنا وقتی بزرگ تر شد میفهمه که میخواسته چه کاری بکنه با زندگیش.
     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    دوستان دقت کنید ایشون راه حل خواستن.

    شما اگه میتونید بروشور تهیه کنید بین دانش آموزان مخصوصا این دختر خانم ،پخش کنید ک سرانجام ی فرد ایدزی رو نوشته باشه.

    از عواقبی ک ایدزی ها ومعتادان دارن. عواقبش هم تو نت یا روز نامه ب وفور یافت میشه.

    رفتارشون با خانواده چ جوریه؟تو اجتماع چطورین؟
    زندگی فقط عزیزم دوست دارم نیست ،بلکه خرج و مخارج داره...با خودش بسنجه ی فرد ک مصرف کننده هست چطوری میتونه خرجی بده؟
    چطوری میتونه ی مانتو بخره؟
    چطوری میتونه ب فامیل نشون بده بگه این همسرمه؟الان سرحاله فردا دیده نشد چی؟

    ب نظر بنده تمام جوانب رو بهشون بگید شما ک مشاورید و میتونید ،نذارید کسی گرفتار شه.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    سلام.
    اول از همه باید در مورد اون آقا پسر اطلاعاتی رو بدست بیارین....
    بهتره ایشون رو به چالش بکشین!
    بعد علت اصلی علاقه شون رو جویا بشین. و ازش بپرسین که چه علتی داره که با اینکه نسبت به وضع زندگیشون آگاه هستن باز ابراز علاقه می کنن و دوست دارن با ایشون ازدواج بکنند.
    احتمال داره که رابطه ای در بین باشه (مثلا رابطه جنسی که به واسطه اون دختر خانم در ظاهر ابراز علاقه می کنن و در حقیقت به نوعی کتمان کاری انجام میشه)
    اگر چنین مساله ای در بین نبود به ایشون تکلیف بدید تا در مورد خانواده های معتاد و افراد مبتلا به ایدز اطلاعاتی رو جمع آوری بکنن (با این کار ایشون رو واقعیت درمانی میکنین )
    ازشون بخواهین که آینده خودشون و فرزندانشون رو بعد این ازدواج براتون تشریح بکنن! در آخر یک نتیجه گیری کلی هم ازشون بخواهین.....
    یک احتمال هم وجود داره که ایشون ممکنه صرفا هدفشون از این ازدواج همدردی و کمک به فرد بیمار هست! دوست دارن خودشون رو فدای بهبودی شخص بکنن! در اینصورت پیشنهاد بدید که بجای ازدواج به فکر گزینه های دیگری برای کمک باشند.
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    سلام این هم دومین نامه ازاین فرد
    نوشته برام مهم نیست وضعیتش مهم اینه که علاقه هست .من خیلی دوسش اونمبهم ابراز علاقه و لی قول داده دیگه سراغ مواد نره من هم باور کردم قرار است درمورد بیماریش هم درمان شود -ان شا...خوب میشودخانتم لطفابرایش دعا کنید چون شما تنها کسی هستید که مرا درک میکنید هر چن این راه درستی نیس ولی برام مهم نیس که چه آینده ایی در انتظار دارم میخام که خداوند مارو به هم برسونه چون بعد مدت کوتاهی ازاین دنیا میرویم زود یا دیر خواهیم مرد.من میخام خانم پیششما بیام ولی روم نمیشه تو چشمای شما نگاه نمیدانتم شما پیش خودتان چه فکر میکنید چه جوری میتونید توی چشای کسی نگاه که از راه خلاف میره نمیدونم چه جوری شما رو ملاقات کنم امیدوارم راهی برایم پیدا تا دیر نشده شما رو ملاقات کنم من خیلی به حرفهای شما فکر کردم ولی به هیچ نتیجه ای نرسیدم امیدوارم که به عنوان خواهر مر ا دراین راه بیشتر راهنمایی کنی
    خانم لطفا کمکم کن چون تنها کسی که میتونه کمکم کنه شما هستید

     
    علت ویرایش :
    کوتاه کردن ارسال (حذف نقل قول سجاد صالحی)
    سجاد صالحی
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    بنظر من چون این دختر به قول خودش برای دفعه اول عاشق شده، فکر می کنه عشق یعنی همین! فکر می کنه یعنی اینکه خودت رو فدای کسی کنی بدون اینکه از اون توقع و انتظاری داشته باشی، در حقیقت ایشون عشق یکطرفه رو با عشق واقعی اشتباه گرفته. اگه اون پسره به قول خودش عاشق دختر بود حتی یک ثانیه به خودش اجازه نمیداد با وجود این بیماری خطرناک به این دختر نزدیک بشه و زندگی و آینده اون رو به خاطر خودخواهی خودش نابود کنه. از طرف دیگر غیر از خود دختر بچه ای هم که بخواد بوجود بیاد در معرض خطر هست و این کار و این عشق یکطرفه فقط گناه هست و نه عاشقی. بنظر من اگه می تونید براش در مورد عشق واقعی و از خودگذشتگی های طرفین (اون هم ازخودگذشتگی در عمل و بصورت غیر ریاکارانه و نه فقط در حرف) توضیح بدید. و بهش بفرمایید که این احساسی که داره فقط و فقط یک عشق یکطرفه خطرناک است و طرف مقابل اصلا چنین احساسی نسبت به اون نداره (و نباید گول حرف های طرف رو بخوره) چون اگه داشت یک لحظه هم نمیذاشت با وجود بیماری خطرناکش و اعتیادش این دختر بیگناه بهش نزدیک بشه و یا بهش وابسته بشه پس اون فقط به فکر خودش و خودخواهی خودشه. اینکه پسره هم بهش مثلا ابراز علاقه کرده و مثلا گفته می خواد مواد رو ترک کنه فقط برای فریب هست. در ضمن این بیماری هنوز درمانی نداره.

     
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    راهله آواتار ها
    سلام
    من فکر میکنم این خانم با این اقا  رابطه داشته که در نامشون نوشته هر دو با هم از این دنیا میرویم ولی باز هم باید تحقیق کنید
    در مورد اعتیاد این خانم هم باید تحقیق شود
    واسه کل بچه ها در کلاس یک داستان تعریف کنید که مثلا فردی بوده که با پسری معتاد که ایدز داشته دوست شده و بعد ادامه داستان رو بگید که اون دختر بیمار شده و....
    و از بچه ها بخاین که نظراتشون رو بگند مستقیم از کسی نخاین واستون توضیح بده
    که اینطوری با اینده چنین فردی از دید دوستاش و همکلاسی هاش اشنا بشه چون نوجوانان حرف دوستاشون روشون بیشتر تاثیر میزاره
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    سلام.
    اعتماد سازی یکی از اصول مشاوره است.
    باید به مراجع اطمینان داده بشه که همه گفت و گوی رد و بدل شده بین مشاور و مراجع به صورت یک راز باقی خواهد موند .

    ولی در مورادی باید این قانون شکسته بشه.
    مثلا اگر مراجع در موضع آسیب قرار بگیره !
    یا اینکه خودش درخواست بکنه اطلاعات لازم در اختیار فرد خاصی قرار بگیره ....!
    یا اینکه مشاور احساس خطری داشته باشه... مثلا در مشاوره های خودکشی این موضوع باید مد نظر قرار بگیره و مشاور باید این مساله (داشتن افکار خودکشی) رو با خانواده ، دوستان و آشنایان و یا مسئولین ارگان خاصی که به نوعی با مراجع در ارتباط هستن رو در میان بگذارند......


    از بحث دور نشیم!
    پیشنهاد میکنم اول از همه با ایشون رابطه حسنه داشتهخ باشین تا اعتماد سازی لازم انجام بشه !
    ایشون به احتمال خیلی قوی برای مشاوره حضوری مراجعه خواهند کرد....
    و همچنین احتمال قوی تر اخذ تصمیم مناسبتر بعد از مشاوره حضوری است!!!!
    اگر نتونستین با ایشون به توافق برسین وظیفه شماست این مساله رو به نوعی با والدین این دختر درمیان بذارین! هر چند اعتماد مراجع از شما سلب بشه!!!!!
    در ضمن اولیت کارتون رو به کشوندن این دختر برای مشاوره حضوری بدید.....

    علیرغم احترامی که به مشاور عزیز "راهله" دارم ؛ به نظرم داستان سازی برای دانش آموزان بیشتر موجب ترس دختر از مشاوره حضوری و خود افشایی خواهد بود.....
    همونطور که میدونیم ایشون در معرض خطر قرار دارند.....
    احتمالات زیادی بر روابط پنهانی و حتی اعتیاد دختر هست ! ولی در حد یک فرضیه هستن و هنوز به مرحله اثبات نرسیده اند....

    شاید در آینده حتی گزینه ازدواج این دختر با اون فرد بیمار بهترین گزینه پیش رو باشه!

    الله اعلم
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    maryam.azadeh آواتار ها
    سلام
    عشقی که این دخترخانم احساس میکنه، صرفا یه احساس هست که منطق قوی براش وجود نداره.
    دخترها و پسرها در سنین نوجوانی، خیلی وقت ها احساسات ناشی از تحولات هورمونی بدن شون رو با عشق حقیقی اشتباه میگیرن.
    اصولا رفتارهای احساسی وقتی عقل اونا رو ساپورت نکنه شخص رو به بیراهه میبرن.
    بیماری ایدز در حال حاضر درمان نداره و منشا اون یه ویروس هست و از طرقی قابل انتقال به دیگران میباشد.
    یکی از راه های الودگی به این ویروس، روابط جنسی هست و همچنین انتقال خون بدون اینکه ازمایشی براش انجام بشه. اگه این دختر انتخاب کرده که با یه فرد ایدزی ازدواج کنه یعنی سرایت این بیماری رو پذیرفته و مشکلی ظاهرا باهاش نداره.
    اما یک بیماری وخیم و لاعلاج، میتونه زندگی رو به کام ایشون و همه اطرافیانش زهر کنه.
    این بیماری سیر خودشو طی میکنه تا در نهایت بدن فرد مبتلا اونقدر ضعیف بشه که به انواع بیماری های ویروسی یا میکروبی و حتی سرطان مبتلا بشه که اینجا مرحله اخر سیر بیماری ایزد هستش و در واقع نقطه پایان زندگی.
    اگه ایشون بخوان بچه دار هم بشن بچه به احتمال خیلی زیاد با همین بیماری تولد میشه و سالهای سال پدر و مادری که خودشونم مبتلا هستن باید شاهد رنج کشیدن کودک شون باشن.
    حتی اگه طرف مقابل این خانم، اعتیاد هم نداشت و فرد مثبتی بود بازهم ازدواج با بیمار اچ آی وی مثبت، کار عقلانی نیست.
    اعتیاد داشتن همسر به حد کافی گرفتار کننده و مشقت بار هست و رنج یه بیماری لاعلاج، اونو دردناک تر میکنه.
    این دختر در سنی قرار داره که والدین اش میتونن براش در بعضی موارد تصمیم گیری کنن.
    چون ایشون به دام یه عشق وهم الود گرفتار شده الان فقط والدین اش میتونن اونو از این تصمیم گیری فوق بی منطق نجات بدن.
    ایشون الان برای خودش تصمیم گرفته ولی باید این پیش بینی رو کرد که بعد از ازدواج، بهرحال فرزندی تولد بشه( خواسته یا ناخواسته) و این فرزند محکوم هست سال ها یه بیماری بی درمان رو تحمل کنه و توسط دوستانش طرد بشه و ناگزیر، انزوا رو انتخاب کنه.
    چون این تصمیم گیری موجب ویران شدن زندگی یک یا چند نفر دیگه خواهد شد و ایشون هم سن کمی دارن، قطعا مداخله جدی والدین لازم هست تا بهش اجازه سقوط درین پرتگاه مهلک رو ندن.
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •