تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




خانواده زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:mpl
آخرین ارسال:mpl
پاسخ ها 12

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

خانواده

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    باسلام،بنده کارمند یک اداره دولتی با مدرک فوق لیسانس و 6 سال سابقه هستم و حقوقم 800 ه ت هست.خانم بنده نیز لیسانس وکارشناس ازمایشگاه شرکت دولتی با 7 سال سابقه و تازه رسمی شده و حقوقش از 500 ه ت شده 1 میلیون ت شده.ساکن رشت هستیم و 1 بچه 20 ماهه داریم. من اهل لاهیجان و خانم اهل لنگرود هست (فاصله دو شهر 15 کیلومتر).من یه مشکل اساسی که دارم اینه که خانمم به شدت وابسته به خانواده اش (پدر و مادر وخواهر و دو برادرش)هست.بخاطر همین تمام ایام تعطیل رو باید با اونا باشه. بمن هم میگه هر جا اون هست منم باید باهاش باشم .خودش خونه پدر ومادر من 2-3 ساعت میاد و بمن هم میگه حق نداری تنهایی بری خونه پدر ومادرت. بعد هم انتظار داره خونه شون بگم بخندم هیچ اظهار نارضایتی هم نکنم.اخم نکنم. هر جا هم دارن میرن من با ماشینم اینا رو ببرم (با اینکه باباش ماشین داره) و هیچی هم نگم. مثلا همین 3 روز تاسوعا-عاشورا، هر 3 روز رفتیم خونه مادرش. بمن میگه نباید لاهیجان بری. البته نرمش من طی این  6 سال ازدواجمون، هم بخاطر عکس العملش هست که در صورت مخالفت با نظرات وتصمیماتش از شب تا صبح گریه میکنه یا اونقدر عصبانی میشه و گریه میکنه که از هوش میره. میگه بخاطر بابام چون دچار استرس میشه (سابقه بیماری استرس داره) طلاق نمیگیرم. خودش میگه بخاطر حرف مردم ازدواج کرده و عملا هیچ نیازی به شوهر نداره و با پدرو مادرش خوشه ،بعدش هم با بچه اش خوشه. بهش میگم خودت برو خونه پدر و مادرت هرچقدر دوست داری برو ، من در حد یه وعده غذایی در هفته باهات میام اونجا. میگه نه .همش با هم. من رو فقط برای خدمت به خانوادش میخواد و درواقع از من استفاده ابزاری میکنه و میگه با خانواده خودت کمترین رابطه را داشته باش .سوال اینه که زوجین با توجه (به کارمند بودن ) چطور باید اوقات فراقت و ایام تعطیلی شون رو پرکنن، همش خونه مادر زن باید برن ! یا در حال ایده آل ونرمال بطور مساوی باید بین خانواده هاشون تقسیم کنند. یعنی ایام تعطیلی رو سه قسمت کنن: یک سوم خونه مادرزن،یک سوم خونه مادرشوهر، یک سوم هم با هم دیگه باشن. ولی برای ما همش شده مادر زن. موندم چیکار کنم. واقعا در آنپاس قرار گرفتم.

     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام.
    دوست عزیز علت اصلی وابستگی بیش از حد همسرتون به خانواده اش خود شما هستین!
    یک زن در اولین وهله دوست داره شوهری کاملا مستقل داشته باشه؛ به نظر خود شما در چه مساله ای استقلال کامل رو ندارین؟
    در بالا اشاره ای به درآمد هاتون کردید؛ آیا میزان درآمد کم شما نسبت به همسرتون تا بحال برای شما مساله ساز بوده؟
    همسرتون نسبت به درآمدی رو که بدست میارن اختیار تام دارن؟
    در مورد سن ؛ میزان تحصیلات خودتون و همسرتون اطلاعاتی رو بفرمایین.

    تا به حال چه راهکاری رو بررای مقابله با این مشکل امتحان کردید؟ نتیجه چی بود؟
    آیا مستقیما به همسرتون این رفتار نابجا و بیمورد رو گوشزد کردید؟ ایشون چه نظری دارن؟

    با اینکه هر دو شما شاغل هستین بالطبع وقت کمی رو با هم می گذرونین! احتمالا این یکی از علت های اصلی مشکل هست!
    اوقاتی رو که با هم هستین رو چطور سپری می کنین؟
    آیا واقعا با روحیات همسرتون آشنایی کامل رو دارید؟ میدونین ایشون دوست دارن اوقات فراغتشون رو چطور سپری بکنن؟

    به نظرتون تو خونه والدینش چطور تقویت میشن؟ چرا واقعا نیاز دارن که اونجا باشن؟
    آیا تا بحال ازش پرسیدید که چه انتظاری از شما دارن؟

    آیا اکثر برنامه ریزی ها رو خود شما انجام میدید؟ (بجز اوقاتی رو که در خونه والدین همسرتون هستین)

    مسئولیت های زندگی مشترک رو چطور تقسیم کردید؟ شما چه سهمی از این مسئولیت ها دارید؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    با تشکر از حسن توجه تان، درست میگین من از لحاظ تامین هزینه های زندگی مستقل نیستم و وابته به پول همسرم بابت پرداخت قسط و ... هستم. ماهی نصف پولش رو بابت هزینه های زندگی بمن میده. هر وقت هم بحثی میشه پولش رو به رخم میکشه. خوب این چی ربطی داره از اولش هم بخاطر همین مشارکت در هزینه های زندگی ( باتوجه باین شرایط اقتصادی) رفتم با یک زن کارمند ازدواج کردم وگرنه مرض که نداشتم برم زن کارمند بگیرم بعد بخواد بجای اینکه اون از من تمکین کنه من از اون تمکین کنم. هرچی گفت بگم چشم. در مورد سن، من 33 سالمه وفوق لیسانسم و اون 32 سالشه و لیسانس. این رفتارش رو بارها بهش گفتم ولی تو کتش نمیره.حرف حرف خودشه، میگه مگر تو زنده نباشی که من بخوام تنها برم جایی! اوقاتمون در طول هفته که باهمیم مشکل خاصی نداریم، تو نامه اولم هم نوشتم فقط در ایام تعطیلی هست که ما همش باید بریم خونه مادرش. و اوقات فراغت آخر هفته خونه مادرش بهترین جای ممکن براش هست. از من هم انتظار داره همش باهاش باشم و جای دیگه نرم و باخانواده اش بگم بخندم، اونا رو بیرون ببرم خونه فامیلاشون بگردونم .اصلا براش مهم نیست که من شاد هستم یا نه. امان از دست روزگار، که با مردهای ما چیکار کرد . زمونه عوض شده ما مردها باید مطیع امر زنانمون باشیم (از علائم ظهور آقا). بااینکه هردو اهل نماز وروزه هستیم و این همه روایات درخصوص اطاعت زن از مرد داریم و اینکه زن برای خروج از خانه باید از مرد اجازه بگیره، الان برعکس شده. و توجهی باین مسائل مذهبی نداره. برنامه ریزی معمولا بطور مشترک میگیریم و مسئولیت های زندگیمون هم تقسیم کردیم. از این بابت مشکل نداریم.
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    بالاخره روزهای ابتدایی زندگیتون که تعطیل بوده و در خونه خودتون بودید اون روزها چه کارهایی کردید؟ آیا به همسرتون  خوش میگذشته؟ و وقتی خونه مادر شما میان بهشون خوش میگذره؟ شما در خونه مادرتون به همسرتون توجه می کنید؟ برخورد خانواده شما با همسرتون چگونه است؟
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    سلام.
    دوست عزیز من حس میکنم شما به نوعی در این قضیه پیشداوری میکنین! به نظرتون حس من درست هست؟
    چرا حس میکنین همه انتظارات همسرتون از شما اینه که پیشش باشین؟ این یکی از بزرگترین مشکلات در زندگی زناشویی هست!

    یک مورد هست که لزوم داره بیشتر در موردش تحقیق کنین!
    مرد با تشکیل خانواده عهده دار مسئولیت و مخارج خانه و خانواده هست! در تامین نیاز نباید از همسرش انتظاری داشته باشه! همسر باید در مورد درآمدش اختیار تام داشته باشه...
    هر چند همه ما میدونیم که هزینه های زندگی سرسام آور هست! ولی اگر کمی سطع توقعمون رو پایین بیاریم به راحتی میشه یک خانواده رو با یک حقوق اداره کرد....
    در این بین هستن همسران وفاداری که کمک خرج همسرشون هستن! همسر شما یکی از اون اشخاص هست!
    پس دیدگاهتون رو تغییر بدید .....
    اگر تا به امروز به همسرتون به عنوان یک دستگاه چاپ اسکناس نگاه می کردید نیاز هست کمی در این مورد تغییر عقیده داشته باشین....
    فکر میکنم تاپیک قبلی بنده رو با دقت مطالعه نکردید و به برخی سوالات پاسخ ندادید....
    همسرتون چرا دوست دارن وقتشون رو در خونه والدینشون سپری کنن؟
    اونجا چطور تقویت میشن؟
    چرا به خونه والدین شما کمتر میان؟ چه چیزی باعث رنجش ایشون میه؟
    چه راهکارهایی رو تا بحال امتحان کردید؟ نتیجه چی بود؟
    و برخی سوالات دیگه......


    واما پیشنهادات من!
    اول از همه هزینه های اضافی زندگی تون رو کم کنین تا وابستگی کمتری به درآمد همسرتون داشته باشین چرا که فقط شما مسئول هزینه های زندگی هستین نه همسرتون!
    دوم در اولین فرصت جلسه ای تحت عنوان انتقاد از همدیگر بذارین . البته قبلش باید هر دو متعهد شوید که نباید بحث رو به جاهای باریک بکشونین و هدف از این جلسه صرفا آگاهی یافتن به علایق و نیازهای همدیگر و تکامل خودتون باشه . ضنما افزایش صمیمیت راس همه اهداف باشه.... طی جلسه هر یک از طرفین انتقاد و انتظاراتش رو یکی یکی مطرح بکنه و به طرف مقابل اجازه دفاع داده بشه...
    سوم سعی کنین به زندگی تون رنگ و بوی جدیدی بدید و تنوع سازی بکنین... ایجاد روحیه بهترین ابزار برای مقابله با بیشتر مشکلات هست.


    راهکارها رو ساده فرض نکنین در عین اینکه ساده هستن بسیار بسیار سودمند هستن. هرچند شاید قبول کردن برخی واقعیات فعلا با روحیات شما سازگار نباشه ....
    اگر واقعا قصد و نیتتون بهبود روابط هست پس باید حداکثر تلاشتون رو کرده باشین
     
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    سلام دوست گرامی mpl عزیز!
    من نمیدونم این مساله اتفاقی بود یا اینکه با هماهنگی قبلی دو کاربر متفاوت مساله و دلمشغولی ذهنیشون رو به عنوان تاپیک مشاوره درخواست کردند....
    شما و کاربر محترم همیاری " ناراحت" تقریبا یک مشل رو مطرح کردید!
    جساراتا به صورت فرضی من به هر دوی شما به عنوان یک زوج نگاه میکنم....
    "ناراحت" و "mpl "
    اگر مایل باشین مشاوره خانواده برای شما ترتیب بدیم....
    اگر واقعا زوج واقعی باشید که فبها المراد ولی اگر زوج واقعی نباشین فکر کنم با بحث های آتی راحت تر با خواسته ها و نظرات جنس مخالف آگاه خواهین شد.....ان شا الله دوستان هم در این مشاوره کمک خواهند نمود... خصوصا مشاور محترم سرکار خانم شادی

    اگر مایل هستین اطلاع بدید!
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد صالحی
    سلام دوست گرامی mpl عزیز!
    من نمیدونم این مساله اتفاقی بود یا اینکه با هماهنگی قبلی دو کاربر متفاوت مساله و دلمشغولی ذهنیشون رو به عنوان تاپیک مشاوره درخواست کردند....
    شما و کاربر محترم همیاری " ناراحت" تقریبا یک مشل رو مطرح کردید!
    جساراتا به صورت فرضی من به هر دوی شما به عنوان یک زوج نگاه میکنم....
    "ناراحت" و "mpl "
    اگر مایل باشین مشاوره خانواده برای شما ترتیب بدیم....
    اگر واقعا زوج واقعی باشید که فبها المراد ولی اگر زوج واقعی نباشین فکر کنم با بحث های آتی راحت تر با خواسته ها و نظرات جنس مخالف آگاه خواهین شد.....ان شا الله دوستان هم در این مشاوره کمک خواهند نمود... خصوصا مشاور محترم سرکار خانم شادی

    اگر مایل هستین اطلاع بدید!


     خیلی خوب- آقای صالحی شاید خوداین آقا به نوعی خانمش رو به اینجا کشونده تا شما ها اونارو مشاوره بدین خیلی خوب آفرین به این آقا
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    باتشکر از اظهارنظر آنا، از اولش هم همینجوری بود، صبح روز بعد از عروسی بازم ناهار رفت خونه مادرش! هر جا هم میخوایم بریم میگه با اونا بریم. با اونا بهش بیشتر خوش میگذره، زیاد هم اهل برقراری رابطه عشقولانه نیست،خوشش نمیاد.میگه باید روحیه اش داشته باشم. خونه مادرم هم هواشو دارم نمیذارم تو اون چند ساعتی که میریم اونجا بهش بد بگذره. رفتار اونا هم باهاش خوبه. ولی بیشتر اوقات بعد از اینکه از اونجا اومدیم بیرون ، یه حرف اونا رو بهونه قرار میده و رو مخم راه میره که هفته بعد یا دیگه نریم اونجا یا باز  هم کمتر از قبل بریم.


     
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    باتشکر از آقای صالحی، در مورد این جمله که "همسر باید در مورد درآمدش اختیار تام داشته باشه..." این برمیگرده به همون اول قبل ازدواج، که آدم یک معیار ازدواجش ، بخاطر شرایط بد اقتصادی و حقوق کم خودش، کارمند بودن همسرش انتخاب میکنه. بعدش هم در صحبت های اولیه رو این قضیه مورد توافق رسیده بودیم که در مخارج زندگی هردو سهیم باشیم. وگرنه الان نه خونه داشتیم نه ماشین داشتیم و  ... که همینایی که الان داریم خودش برای خانواده آرامش میاره. حتی میشناسم زن ومردی که درآمدشون یکجا قرار میدن ،بعد هزینه میکنند. اگر هم نمیخواست در این مورد سهیم باشه همون بهتر که سر کار نمیرفت، کار با اون همه استرس و چشم و هم چشمی با همکاران، سر کوفت زدن ها در مقایسه با شوهرهای دیگران و... از این طرف هم برا بچه پرستار بگیری که اگه یه روز مریض هم باشی تو خونه نمیتونی باشی و استراحت کنی و دهها مورد دیگه که به واسطه کارمند بودن همسر، آدم تحت فشاره. شاید بپرسین چرا اصلا ازدواج کردین که این استرس رو تحمل کنین. تو این مملکت جوونی که میخواد نیازهاش بطور مشروع برطرف کنه باید چیکار کنه؟!! اصلا جایی هست؟ از سن 15 سالگی هی باید سرکوب کنه تا کی؟!! با این وجود من در سن 26 سالگی ،خدا شاهده واسه اینکه به گناه آلوده نشم رفتم ازدواج کردم.  از اون ازدواج هایی که معمولا تو اینجا راهی برای برگشت نداری. در کل اینو میدونم که دختر و پسر زمانی باید به سراغ ازدواج (اونم از نوع دائمیش) برن  که نیاز به همسر رو در خودشون احساس کنن! نه اینکه بخاطر حرف مردم برن تن به ازدواج بدن و بجای اینکه تمام فکر و ذهن و احساسشون رو نسبت بهم خرج کنن و بقیه مسائل  رو در حاشیه بذارن و در واقع یک روح بشن در دو بدن ، باعث آزردن طرف مقابل بشه.
     
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    سلام .
    خیلی عالی...
    پس هر دو برای مشاوره حاضر هستین...درسته؟
    مشاوره رو از صفر شروع میکنیم....
    هر دو احساس میکنین صمیمیتتون کم شده، اساس میکنین بیشترین ضربه روانی رو متحمل شدید ، احساس میکنین تو انتخاب اشتباه کردید ، احساس میکنین طرف مقابل درکتون نمیکنه!!!!!اینها آفات یک زندگی هستن.... در صورتی که به واقع اینطور نیست!!!!
    قبل از شروع مشاوره ازتون درخواست میکنم با صداقت تمام تنهاترین هدفتون بهبهود رابطه باشه...چرا که مشکل چندان بزرگی ندارین که خدای نکرده تحمل کردن همدیگر براتون غیر قابل قبول باشه....مورادی رو هم که در جمله بالایی اشاره کردم رو کلا بیخیال بشین ...
    پس با هم شروع میکنیم...
    سعی کنین همزمان و با هم در تالار حضور داشته باشین و نظراتتون رو بصورت جداگانه ارسال کنین...
    برای مدیریت بهتر جلسه مشاوره لازم هست قبل از شروع تکلیفی که در بالا بهتون پیشنهاد کرده بودم رو انجام بدید.
    (جلسه انتقاد و پیشنهاد از هم برای آشنایی و آگاهی بیشتر از انتظارات طرف مقابل)
    در اولین فرصت انتظاراتتون از همدیگر رو برای هم بیان کنین.
    مواردی که بیشترین اختلاف نظر رو با هم دارین رو در تاپیکی جدید بیان کنین تا یک به یک با هم بررسی کنیم....
    میخواتم عدالت به صورت کامل رعایت بشه ...
    اگر مایل باشن اطلاع بدید که هر دو تا تاپیک قبلی (هم تاپیک شما و هم تاپیک همسرتون )رو ببندم.

    یا علی!
     
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •