تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




برخورد درست با وسواس همسرم چیست؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:naghme
آخرین ارسال:ahadsf
پاسخ ها 9

برخورد درست با وسواس همسرم چیست؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    من و همسرم هردو دانشجوییم
    سوال من اینه که در مقابل وسواس همسرم باید چه واکنشی نشون بدم که به وسواسش دامن نزنم و دعوامون هم نشه.
    راستش مادر همسرم به نوعی وسواس دارن و متاسفانه از بچگی وسواس به صورت ژنتیکی و تربیتی برای همسرم به وجود اومده.
    اوایل ازدواج وسواسش به شدت روی ظاهر و آرایش من بود که خیلی برام آزاردهنده بود که الان خداروشکر دیگه سر اون قضیه گیر نمیده.
    در حال حاضر وسواسش بیشتر در مورد مسائل شرعی و همچنین درس خوندنشه(میگه گاهی مجبوره یه جمله رو چندین بار بخونه آخرشم احساس میکنه یاد نگرفته یا حفظ نشده.)
    خیلی بهش اصرار کردم واسه مشاوره رفتن. میره هراز گاهی. ولی نمی دونم چقدر جدی می گیره.(خوابگاهه برای همین نمیدونم چقدر جدی پیش مشاور میره) چون مشکلش به قوت خودش باقیه.
    وقتی سوالای شرعی براش پیش میاد و با اس ام اس یا تلفن به دفتر مرجعش می پرسه مدام میاد از من می پرسه این منظورش فلان چیزه؟ الان مطمئن باشم که درست فهمیدم و درست دارم انجام  میدم و ....؟ یا اگه یه لباس نجس رو بخوام بشورم مدام سوال میکنه خوب شستی؟ چه جوری شستیش و...؟
    وقتی پی در پی ازم سوال می پرسه به شدت اعصابم خورد میشه و وقتی اعصابم خورد بشه دیگه نمی تونم تحمل کنم و جواب سوالاشو بدم و دعوامون می شه. البته آخرش خودش معذرت خواهی میکنه که به خاطر این مشکل باهام بد حرف زده.
    شبیه این مشکلو با یه دوستم هم داشتم. تو درس خوندن وسواس داشت و هربار می خواست بیاد درسو واسه من بگه و چک کنه ببینه درست فهمیده یا نه یا میخواست من براش کامل بگم. ولی اعصابم به این کاراش نمی کشید و اونم فکر می کرد نمی خوام چیزی که بلدم رو بهش یاد بدم. و طوری شد که آخر از هم دلخور شدیم و چندماه قهر بودیم. بعد از آشتی کردن هم تمام سعیمو می کردم حداقل ارتباط درسی بینمون برقرار بشه تا مشکلات قبل پیش نیاد.
    اینو گفتم که بگم در مقابل همچین رفتاری صبر و تحملم متاسفانه کمه. البته در مقابل همسرم به اون شدتی که با دوستم مشکل پیدا کردم نشده خداروشکر. ولی می خوام بدونم باید چی کار کنم و چه رفتاری داشته باشم؟
    این که به سوالاش جواب بدم علاوه بر خورد شدن اعصاب خودم باعث نمیشه ایشون رو هم در ادامه ی وسواسش یاری کنم؟
    اگرم جواب ندم خب وسواس آزاردهنده س دیگه بهم میگه تو درکم نمی کنی دارم دیوونه می شم بهم آرامش نمیدی و این حرفها
    برای بهبود همسرم و اینکه دعوامون نشه چی کار کنم؟[hr]راستش نمی دونم جای این سوال توی همین موضوعه یا باید ببرم تو قسمت اختلاف با همسر؟؟؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    کسی نمیاد منو راهنمایی کنه؟؟؟؟؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    دوست عزیز این واکنش شما (عصبانیت) در برابر پرسش های پی درپی ایشون زیاد غیر منطقی نیست ، شما عیبی نداری و شوهرشما هستن که بیماری وسواس دارن و باید از نزدیک بصورت جدی مداوا بشن ...
    برین پیش مشاور و این مسئله رو جدی بگیرین چون در آینده بیشتر از الان اذیتتون میکنه بفکر درمان شوهرتون باشید ...
    .
    ضمنا برای جواب گرفتن زیاد عجله نکنید مشاورامون سرشون زیادی شلوغه
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'ahadsf' pid='33883' dateline='1384888592'
    دوست عزیز این واکنش شما (عصبانیت) در برابر پرسش های پی درپی ایشون زیاد غیر منطقی نیست ، شما عیبی نداری و شوهرشما هستن که بیماری وسواس دارن و باید از نزدیک بصورت جدی مداوا بشن ...
    برین پیش مشاور و این مسئله رو جدی بگیرین چون در آینده بیشتر از الان اذیتتون میکنه بفکر درمان شوهرتون باشید ...
    .
    ضمنا برای جواب گرفتن زیاد عجله نکنید مشاورامون سرشون زیادی شلوغه

     

    ممنونم از راهنمایی تون آقای ahadsf

    هر موقع به خاطر استرس وسواسش تشدید میشه مصر میشه مشاوره رو ادامه بده ولی کاهش که پیدا کنه باز بی خیال می شه.
    منم خب نمی تونم زیاد بهش بگم برو و اینا. گاهی فکر می کنم اگه زن وسواس داشته باش مرد راحت تر می تونه بهش کمک کنه فوقش گاهی دعواش می کنه و جلوی کاراشو می گیره ولی وقتی کار برعکسه کار سخت تره.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    maryam.azadeh آواتار ها
    سلام
    با توضیحاتی که دادین به نظر میاد ایشون مبتلا به بیماری وسواس هستن. خب زمینه ژنتیکی هم داشتن و متاسفانه وسواس خیلی به عوامل ژنتیکی ربط داره و در اکثر مواقع از پدر یا مادر به فرزند میرسه.
    خوشبختانه این بیماری قابل درمان هست و داروهایی وجود دارن که کلا وسواس رو ریشه کن میکنن. یکی از اشناهای ما فرد تحصیل کرده ای هم بود و همین بیماری یهو در ایشون پدیدار شد. خودش به روانپزشک مراجعه کرد و شروع کرد به قرص خوردن. اطرافیانش مدام ایشون رو منع میکردن که قرص فلان ضرر رو داره و..... ولی این خانم درمان رو پی گرفت و بعد از 2 یا 3 سال علایم وسواس کلا ناپدید شدن و الان بیشتر از 10 ساله داره با ارامش و اسایش تمام زندگی میکنه.
    بهترین راه ایشون مراجعه به روانپزشک هست. وقتی خودش سختی شرایطی رو که در اون قرار داره درک کنه خودش تشویق میشه که بره پیش دکتر و درمان رو شروع کنه.
    میتونین از راه شرع( چون ایشون اعتقاد دارن) وارد بشین و بهشون بگین: "وقتی دچار نگرانی هستی و یه لباس رو چندین بار می شوری آب زیادی مصرف میشه و این اسمش اسراف هست که در اسلام حرامه". طبعا ایشون میپرسن که خب راه دیگه چی هست و بهشون بگین که در کوتاه ترین زمان ممکن لباس رو زیر آب جاری بگیرن تا پاک بشه و ازشون بخواین امتحان کنن. طبیعتا ایشون چون مشکل وسواس دارن نمیتونن در زمان کوتاه آبکشی رو انجام بدن. شما هم خیلی ظریف و ملایم بهشون پیشنهاد بدین روی این مشکل شون کار کنن.
    کلمه وسواس رو سعی کنین هرگز جلوی ایشون استفاده نکنین. کسانی که چنین مشکلی رو دارن بارها و بارها از فامیل و دوست و اشنا این واژه رو شنیدن و از چندین باره شنیدنش حس انزجار و بیزاری دارن.
    بهش بگین که دچار درگیری ذهنی و نگرانی هست و این نگرانی و درگیری ممکنه موجب گناه بشه. بگین که اسراف جزو گناهان هست و حتی میتونه از دفتر مرجع اش اینو بپرسه.
    بدین نحو ترغیبش کنین که به روانپزشک مراجعه کنه و درمان رو شروع کنه. وقتی قرص ها رو شروع کرد تشویقش کنین ادامه بده و ازش حمایت روانی به عمل بیارین.
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    مریم جان ممنون از حرفای مفیدت
    مخصوصا جملات آخرت فوق العاده به دردم می خوره. با اینکه همسرم قبول داره وسواسشو ولی فکر کنم همون طور که گفتین اگه از کلمات دیگه مثل درگیری ذهنی و نگرانی استفاده کنم خیلی بیشتر جواب بده و راحت تر با مشاوره رفتن کنار بیاد.
    ممنون عزیزم
    راستی وسواس همسرم بیشتر وسواس فکری هست. البته فکر کنم چون مقاومت کرده و عمل نکرده به اجبارهای ذهنی خودش الان اینطوریه و قبلا در عمل هم بوده. یعنی در مورد نجس و پاکی مدام نمیره بشوره ولی هی می شینه فکر میکنه و بررسی میکنه و سوال می کنه که ببینه طبق احکام الان پاک شده یا نه.

    یه سوال وسواس حتما نیاز به روانپزشک و درمان دارویی داره؟
    یعنی مشاور یا روانشناس کافی نیست؟
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    نه نغمه خانوم میبینین که فقط مشاوره جواب نداده دیگه ...
    چرا نمیخواین مشکلو ریشه کن کنید ...
    برین روانپزشک ویزیت کنن و درمان بشه برای همیشه ...
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    ممنون
    اتفاقا این آخرین باری که در مورد این مساله حرف زدیم خودش گفت که میخواد بره پیش روانپزشک.
    امیدوارم ادامه بده و مشکل به طور کامل انشاالله حل بشه
    ممنونم از همه
    خب اینطوری که فهمیدم کلا مهمترین کاری که من باید بکنم اینه که تشویقش کنم برای ادامه مشاوره و رفتن پیش روانپزشک
    راستش چون مادرم هم اول ازدواج درگیر وسواس بود و با برخوردای پدرم کم کم تعدیل شده بود(البته کار پدرمو درست نمی دونم چون گاهی به شدت دعوا می کردن با هم)، فکر می کردم برخورد درست من خیلی می تونه تاثیر داشته باشه تو روند بهبود همسرم و برای همین سوالمو مطرح کردم.
    متشکرم
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    خیلی خوبه که خودشم به این نتیجه رسیده باید بره پیش روانپزشک

    البته که برخورد و رفتار شما خیلی مهمه

    سعی کنید کمکش کنید و پشتیبانش باشید تا از لحاظ احساسی کم نیاره و خیلی مصرانه تا درمان کانل پیگیرش باشین
    با آرزوی موفقیت
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •