خود میان بینی در طول زندگی   

خود میان بینی در مراحل مختلف رشد با توجه به مفاهیم ؛ خود آگاهی ، ذهن خوانی ، توانایی وانمود سازی

توانایی تمیز واقعیت از نمودسازی ، ابعاد نظر به ذهن ، نظریه ذهن و اوتیسم ، عوامل موثر بر شکل گیری نظریه ذهن

  

خود میان بینی

به عقیده پیاژه ، کودک مرحله پیش عملیاتی آنقدر جذب احساسهای خود است که نمی تواند بفهمد افکار و کشفهای دیگران متفاوت از افکار و کشفهای اوست . او گمان می کند که همه مدام مثل او فکر می کنند . این ویژگی ، که به نظر می رسد مانع درک واقعیت از طرف کودک می شود و خطای استدلالی ایجاد می کند خود میان بینی نامیده می شود . می توان این مفهوم را چنین تعریف کرد :

تمایل به قضاوت درباره ی خود و ناتوانی در ادراک وجود نقطه نظرهایی غیر از نقطه نظر خود . 

خود مداری می تواند شکلهای مختلف داشته باشد . جاندار پنداری یکی از آنهاست. کودک ویژگیهای انسانی را به اشیای بی جان یا به حیوانات نسبت می دهد . ساخته پنداری یکی از اشکال آنست یعنی کودک می پندارد که دنیا ، به طور کامل به وسیله ی انسانها و برای انسانها ساخته شده است . شکل دیگر خود میان بینی واقعیت پنداری است ، یعنی نسبت دادن ویژگیهای فیزیکی حقیقی به رویدادهای خیالی ، مثلاً کودکی که خیال می کند رویایش در اتاق است .

تشخیص خود فاعلی ، در چند ماه اول زندگی شروع به شکل گیری می کند . یعنی کودک احساس از خود بعنوان فاعل یاعامل دارد که از سایر اشیاء افراد مجزا است ، اما می تواند به آنها توجه کند و روی آنها تأثیر بگذارد .

تشخیص خود فاعلی برای کودک به این معنی است که اعمال او باعث می شود که اشیاء و افراد به صورت قابل پیش بینی واکنش نشان دهند .( هارتر 1998 ) . با گذر زمان کودک به تأثیرات متفاوتی پی می برد که می تواند به او کمک کند خود را از سایر افراد و اشیای مجزا کند .

در سال دوم زندگی ، کودکان نوپا ، ساختن جنبه دوم خود یعنی خود مفعولی را آغاز می کنند . کودک با ویژگیهای خود به صورت هوشیارانه آگاه می شود . تمام کودکان در 2 سالگی نام خود را بکار می برند و برای نامیدن تصویر خود با اشاره به خودشان از ضمیر شخصی(( من یا مرا )) استفاده می کنند .

خود مفعولی مانند خود فاعلی از طریق مراقبت دلسوزانه پرورش می یابد . کودکان نو پای دلبسته ی ایمن در مورد ویژگیهای خود و والدینشان ، از همسالان دلبسته ی ایمن خود آگاهترند . ( مثلاً اندامهای بدن را نام می برند ) .

خودآگاهی

خودآگاهی خیلی زود بخش مهمی از زندگی هیجانی و اجتماعی کودکان می شود . هیجانهای خودآگاه به پیدای درک خود کودکان نوپا بستگی دارد . خودآگاهی به اولین تلاشهای کودک برای پی بردن به دیدگاه دیگران نیز منجر می شود .برای مثال ، خودآگاهی با پیدایش رفتار خودآگاهانه ی شرم و خجالت ارتباط دارد و با اولین نشانه های همدلی نیز همرا ه است . توانایی پی بردن به حالت هیجانی دیگری و احساس کردن همراه با او ، یا پاسخ دادن هیجانی مانند او .

خودآگاهی به کودکان نوپا ، امکان مقایسه کردن خودشان با دیگران را می دهد ، درست به همان صورتیکه اشیای مادی را گروهبندی می کنند .

کودکان بین 18 تا 30 ماهگی خود و دیگران را از لحاظ سنی ( بچه ، پسر یا مرد ) ، جنس ( پسر یا دختر ) ، جسمانی ( بزرگ و قوی ) و حتی خوبی و بدی ( من دختر / پسر خوبی هستم ) طبقه بندی می کنند .

آگاهی کودکان نوپا از این طبقه های اجتماعی خیلی محدود است ، ولی این آگاهی را برای سازمان دادن رفتار خودشان به کار می برند .

خود آگاهی در اواسط کودکی چدین بار تغییر می کند و حالتهای متفاوتی می گیرد . ابتدا کودکان می توانند خود را برحسب صفات روانی توصیف کنند . و بعد مقایسه ویژگیهای خود با ویژگیهای همسالانشان را آغاز می کنند . و سرانجام ، در مورد علتهای قوتها و ضعفهایش گمانه زنی می کنند . این شیوه های جدید فکر کردن درباره ی خود ، تأثیر مهمی بر عزت نفس در حال رشد کودکان دارند .

در سالهای دبستانی ، کودکان خود مفعولی اصلاح شده تر یا خودپنداره را پرورش می دهند ، به این صورت که مشاهدات خود را از رفتارها و حالتهای درونی ، در آمادگی یا گرایشهای کلی سازمان می دهند ، به طوری که بین 8 تا 11 سالگی تغییر عمده ای در آنها ایجاد می شود .

 در اواسط کودکی تغییر دیگری در خود پنداره ایجاد می شود : کودکان در حدود 7 سالگی ، اقدام به مقایسه اجتماعی می کنند .

آنها ظاهر ، تواناییها ، و خود را در مقایسه با دیگران ارزیابی می کنند . محتوی خود پنداره ، هم حاصل تواناییهای شناختی و هم پسخوراند دریافتی از دیگران است . هربرت مید ( 1934 ) اظهار داشته است که خود کاملاً سازمان یافته زمانی نمایان می شود که خود فاعلی کودک ، دیدگاه خود مفعولی را که به نگرش نسبت به کودک شباهت دارد بپذیرد . نظر مید نشان می دهد که مهارتهای درک دیگران ، مخصوصاً توانایی پی بردن به آنچه دیگران فکر می کنند . برای رشد خود پنداره بر اساس صفات شخصیت ، اهمیت زیادی دارد .

توانایی نوجوان در تأمل کردن درباره ی افکارشان ، همراه با تغییرات جسمانی و روانی انها ، به معنی آنست که بیشتر به خودشان فکر می کنند . پیاژه معتقد بود که فرا رسیدن عملیات صوری با شکل جدیدی از تمرکز بر خود همراه است . ناتوانی در متمایز کردن دیدگاههای انتزاعی خود و دیگران ( پیاژه 1955 ) . زمانی که نوجوان تجسم می کنند که دیگران به چه چیزی فکر می کنند دو تصور تحریف شده در مورد رابطه ی بین خود و دیگران نمایان می شود .

تصور اول تماشاگران خیالی نامیده می شود . نوجوانان همواره خود راروی صحنه می بینند . آنها متقاعد شده اند که کانون توجه همه قرار دارند . در نتیجه شدیداً ، خودآگاه می شوند و اغلب از هیچ کوششی برای اجتناب از شرمندگی فرو گذار نمی کنند . تصور تماشاگران خیالی به ما کمک می کند تا بفهمیم چرا نوجوانان ساعات زیادی را صرف ظاهرشان می کنند . این کار حساسیت بالای آنها به انتقاد دیگران را نشان می دهد .

دومین تحریف شناختی ، افسانه شخصی است . چون نوجوانان خیلی مطمئن هستند که دیگران آنها را مشاهده و به آنها فکر می کنند .عقیده ی کاذبی را در مورد خودشان پرورش می دهند . آنها احساس می کنند که استثنایی و بی نظیر هستند بعلاوه غرق در ناامیدی هستند . ( الکایند 1994 ) .  

تماشگران خیالی و افسانه شخصی در دوره انتقال به عملیات صوری ، شدیدتر هستند ، اما زمانی که استدلال انتزاعی تثبیت می شود ، کاهش می یابند .با این حال ، این برداشتهای تحریف شده از خود لزوماً بیانگر برگشت به خود محوری نیستند .

در عوض این برداشتها ظاهراً پیامد پیشرفت در درک دیگران هستند که باعث می شوند نوجوانان در مورد آنچه دیگران فکر می کنند ، خیلی نگران باشند (لاپسلی ، 1993 ) .

نظریه ذهن یا ذهن خوانی

بیشتر رفتارهای روزانه زندگی مستلزم تعامل دیگران و مستلزم فکر می باشند . به این معنا که فرد می باید نوعی ارزشیابی شناختی از موقعیت اجتماعی داشته باشد و بتواند ارتباط خود با دیگری را در بافت یا زمینه اجتماعی خاص آن در نظر گیرد . به این منظور انسان باید بتواند بر ارزشیابی هایی از خود و دیگری بعنوان موجوداتی هدفمند و دارای تمایلات و باورها دست یابد .

توانایی شناختی ادراک دیگران بعنوان موجوداتی هدفمند و دارای باورها و تمایلات درک این مطلب که دنیای بیرون همیشه آن نیست که انسان می پندارد و هم چنین توجه به این موضوع که کودک چگونه و در چه زمان در دوران رشد بر باورها ،تمالات ، حالات روانی خود و دیگران آگاهی می یابد و آن را در پیش بینی رفتار آنها دخالت می دهد ، تحت عنوان نظریه های کودکان درباره ذهن پژوهشهای بسیاری را در سالهای اخیر موجب شده است .

توانایی یاد شده را ذهن خوانی نیز گفته اند . نظریه ی ذهن شامل مفروضه هایی است : ذهن فطری ، مستقل از دنیای بیرونی است ، حوادث و رویدادها را به صورتی درست یا نادرست مجسم می سازد ، آن رویدادها را تفسیر می کند و بر مبنای آن بر حوادث بیرونی اثر می گذارد .

از سنین 3 تا4 سالگی کودکان بر هیجانات و تمایلات دیگران شناخت می یابند . پل هاریس یکی از نظریه پردازان شناخته شده در این زمینه معتقد است کودکان درباره ی هیجانات ، تمایلات و باورها دیگران نوعی فرضیه سازی دارند که می توان آنرا نظریه ذهن یا ذهن خوانی دانست . یعنی کودکان قادرند هیجانات دیگران را پیش بینی کنند .

مکانیسم وانمود سازی      

کودکان طریق این مکانسیم می تواند حالات روانی خود را به دیگران فرافکنی نماید . آگاه شدن کودک بر حالت روانی خود به او این امکان را می دهد که این حالات روانی را در دیگران شناسایی یا پیش بینی کند . به عبارت دیگر شناخت حالت فرد دیگر مستلزم آن است که خود در جای دیگری فرض شود .

هاریس وجود سه شرط را برای ذهن خوانی لازم می داند :

1- خود آگاهی

2- وانمود سازی

3- توانایی تمیز دادن واقعیت از وانمود سازی

1- خود آگاهی از حدود ماه هیجدهم به بعد آغاز می شود و در دو سالگی کودک می تواند حالات هیجانی خود را به صورت کلامی بیان کند .

2- وانمود سازی ادعایی است بر اینکه یک چیز ، ( چیزی که در دنیای خارج وجود دارد ) چیز دیگری است . توانایی مزبور در بازیهای نمادین یا استعاری در حوالی دو سالگی به خوبی مشهود است . کودکان با حیوانات مصنوعی و یا عروسکهای خود صحنه ای از زندگی خود را بازی می کنند . بین 2 تا 3 سالگی کودک موجودات جاندار را در بازیهای استعاری خود دخالت داده و هیجانات و تمایلات خاص خود را به آنها نسبت می دهد .

3- توانایی تمیز واقعیت از وانمود سازی : کودکان در جریان بازیهای نمادین واقعیت را از وانمود سازی تفکیک می کنند . در این باره ابهامی ندارند ، هر چند گاهی ممکن است این ابهام بوجود بیاید . ولی هر گاه بزرگسالان خود را در بازی یک کودک دوساله وارد کند کودک در این باره که آیا رفتار وی واقعی است یا وانمود سازی دچار ابهام می شود .

ولی از حوالی 3 سالگی به بعد است که تمییز واقعیت از وانمود تثبیت می شود . وقتی کودک نسبت به حالات هیجانی خود آگاه باشد می تواند از توانایی وانمود سازی استفاده کرده و حالات هیجانی خود را به موجودات بی جان یا به افراد دیگر نسبت دهد و بفهمد که واقعیت در تصور افراد دیگر می تواند متفاوت از واقعیت برای خود آنها باشد .

نتایج پژوهشها نشان می دهد کودکان از حدود 4 سالگی به یعد می تواند از شناخت بر تمایلات دیگران در جهت پیش بینی حالات هیجانی آنها استفاده برند و این شناخت فقط مبتنی بر یک ارتباط قالبی میان موقعیت ها با هیجانات نیست .      

عوامل موثر در اشاعه نظریه ذهن

مونو ( 1996 ) معتقد است چندین حرکت علمی و پژوهشی باعث شهرت نظریه ذهن شده است .

1- باور معرفت شناختی مبنی بر این که بررسی ذهن با وجود گرایشی که به مادی سازی آن وجود دارد قابل کاهش به سطح دیگر نیست و نمی توان به منظور تحلیل کردن آنرا کاهش داد .

2- تأثیر کردار شناسی : کردار شناسی شناختی با پژوهشهایی که در زمینه زبان و تواناییهای ارتباطی بر روی میمونهای پیشرفته انجام داده است تأثیر زیادی بر گسترش نظریه ذهن داشته است . مثل پژوهشهای پرماک و وودرنت ( 1978 ) .

3- مجموعه پژوهشهای انجام یافته توسط محققینی چون شانز ، برتون و بیگلی ( 1982 ) ، روی یادگیری زبان ، به ویژه کسب ، فهم و استفاده صحیح از واژه های مربوط به حالات ذهنی ، از دیگر منابع و حرکتهای پژوهشی اند که در پیدایش نظریه دهنی ، تأثیر داشته اند .

4- مهمترین عاملی که مستقیم بر نظریه ذهن اثر گذاشته است تحقیقات فلاول و همکاران وی روی تفکیک نمودن از واقعیت است ، با ملاحظه محدودیتهای کودکان در درک دیدگاههای متقابل بین فردی ، فلاول و همکاران او بر آن شدند تا توانایی مزبور را در زمینه ی درون فردی ، یعنی وقتی خود فرد است که از یک موضوع دیدگاههای متفاوت دارد بررسی کنند ( فلاول 1992 ) . فلاول با طراحی این نوع آزمایشات تأثیر زیادی بر رشد ذهن گذاشته است .


نظریه ذهن و درخود ماندگی یا اوتیسم   

برخی از نظریه ها علت ناتوانی کودک درخود مانده را به نظریه ذهن و توانایی رمز خوانی حالات هیجانی دیگری ارتباط می دهند .

اوتیسم یا درخود ماندگی به علل مختلفی نسبت داده شده است ؛ از جمله علل احتمالی ، ناتوانی

شناختی و یا علل مربوط به تکلم و گفتار .

نظریه ی اوبسون ( 1995 ) :

اوبسون فکر می کند ، یکی از ناتواناییهای اولیه و اساسی کودک درخودمانده ، ناتوانی او در رمز خوانی حالات هیجانی دیگری است . او فرض را بر این نهاده است که شاید به علت برخی ناتوانی های مادرزادی تحولات کودک درخود مانده در این زمینه به اشکال برخورده است . اوبسون ، توضیح می دهد ؛ که ناتوانی کودک در خود مانده ناشی از عدم توانایی در درک آزمایشات نبوده است بلکه به علت ناتوانی در درک هیجانات دیگری است . پژوهشهای دیگر اوبسون ، نظر او را تأیید می کنند ، به این معنا که کودک درخود مانده در تفکیک و در نسبت دادن حالات هیجانی و حالات ذهنی به انسانها مشکل دارد و و دیگر ناتوانیهای او ، از جمله ضعف در بازی های استعاری و وانمود سازی نیز از این مشکل اساسی ناشی می شوند .

نظریه لسی و بارون کوهن

از نظر این محققین کودک درخود مانده توانایی فرا تجسم را ندارد و به همین دلیل نمی تواند به یک نظریه ذهن در مورد حالات هیجانی و باورهای دیگران دست یابد . دلایلی که محققین در جهت تقویت و اثبات نظریه خود عنوان می کنند . بر مبنای ناتوانی و ضعف کودکان درخود مانده در بازیهای استعاری و وانمود سازی است .

لسی و همکار او استدلال می کنند که چون بازی وانمود سازی و نمادین از شواهد اولیه استفاده از فرا تجسم است . بنابراین ضعف کودکان درخودمانده در بازیهای وانمود سازی می تواند گواهی بر ضعف آنها در فعالیتهای فراتجسمی باشد .

در این راستا ، لسی و همکار وی ، کودکان درخود مانده ، کودکان عادی و کودکان سندرم داون را که همگی به لحاظ سن عقلی جور شده بودند در موقعیت آزمایش ادراک باور کاذب قرار دارند ، بر حسب نتایج ، کودکان درخود مانده ، نسبت به دو گروه دیگر ، ناتوان تر بوده و در تست کلاسیک باور کاذب توفیق به دست نیاوردند.

پژوهشگران استدلال می کنند ، برخلاف کودکان سندرم داون که در کلیه وجوه رشد تأخیر دارند ، تأخیر کودک درخود مانده به طور خاص در پرورش نظریه ی ذهن یا توانایی فرا تجسم است .

توانایی ادراک حالات دیگران و رمز خوانی هیجانات و شناخت بر علت آنها ، چه در خود و چه در دیگران تا دوران نوجوانی ادامه دارد . کودک سنین قبل از دبستان در ارتباط با شناخت حالات دیگری توانا می گردد . ولی صورتهای پیچیده تر این ادراک ، از جمله (( شاید من بخواهم تو بدانی که من چه احساسی دارم )) به دوره های بالاتر سنی ارتباط می یابد . 

 
منابع

1- محسنی ، نیک چهره . نظریه ها در روانشناسی رشد ، تهران ، نشر پردیس 1383 .

2- برک لورا ای . روان شناسی رشد ، ترجمه یحیی سید محمدی ، تهران ، نشر ارسباران ، 1386 .

3- وندر زندن ، جیمز دبلیو. روان شناسی رشد . ترجمه حمزه گنجی . تهران ، انتشارات بعثت 1376
اینترنتی