تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




نمیخوام تحملشون کنم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:بانوی ایرانی
آخرین ارسال:mana_memar
پاسخ ها 3

نمیخوام تحملشون کنم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام به همه دوستا تالار همیاری

    من8 ساله ازدواج کردم تازگی ها احساس میکنم خیلی از ادمایه اطرافم رو نمیتونم تحمل کنم ادمایی مثل برادر شوهرم که تا منو میبینه مثل خاله زنکا شروع میکنه به غیبتو دو بهم زنی
    ادمایی مثل زنداداشم رو که همیشه از شرایط زندگی ناراضین
    ادمایی مثل جاریم که همیشه توقعات بیجا داره و زبان متلک گوی دراز
    ادمایی مثل شوهر خواهرم که همیشه نمک میخوره و نمکدون میشکنه
    ادمایی مثل خواهر شوهرمو که احساس میکنه ما هووهاشیم نه زن برادراش وووووووووو
    یه مدت رفت امد با این دست ادما رو کم کردم اما در کمال تعجب همسرم از این قضیه ناراحت شده از دیشب هم با من قهره که تو باعث شدی رفت امد ما محدود به چند نفر خاص بشه
    به من میگه تحملشون کن ببخششون نمیتونم ونمیخوام تحملشون کنم این طوری راحت ترم
    دیروز بهش گفتم این ادمایی که  تو میگی ببخششون تحملشون کن اگر من دست از پا خطا کنم پرچم رسوایی منو رو سقف خونشون میزنن
    اخر دیروز گفتم اگه خیلی دلت برای همنشینی با این ادما تنگ شده بسم الله میخواهی منو حذف کن عوضش کلی ادم به لیست شب نشینی هاتو مهمونی هات اضافه میشه
    دیشب هم رفت تو اتاق دیگه خوابید از صبح هم باهام تماس نگرفته همیشه ساعت 2 خونه بود هنوز خونه هم نیومده
    اشتباه از منه یا اون
    باور کنید تحمل ادمایه اطرافم برام سخت شده
    ارامشی که تو تنهایی هست تو جمع نیست

    ممنون میشم راهنماییم کنید
    یا حداقل دلداریم بدید

     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    **شادی** آواتار ها
    سلام بانوی ایرانی عزیز.
    بهمیاری خوش اومدین...
    نمیخوام بگم اشتباه از شما بوده اما میتونستین روال سازنده تری رو درپیش بگیرین... وقتی که تغییر دیگران از وظیفه و عهده ما خارجه بهترین کار پذیرش و سازشه... این لیستی که شما اسم بردین رو شاید بتونین از ذهن و دل خودتون حذف کنین اما بخشی ازینها منابع دلبستگیهای همسرتون هستن و تا زمانیکه همسرتون ازین افراد بدی ندیده یا خودش به این نتیجه نرسیده که ارتباط با این افراد اشتباهه اجبار شما برای قطع ارتباط با آشناهاش فقط باعث دلگیری همسرتون میشه...شاید تنهایی آرامبخش باشه اما نیاز به جمع و ارتباط با دیگران تو نهاد همه ماهست و واقعا نادیده گرفتن یا سرکوب کردنش یک نوع ظلمه...همسرتون درست میگه اگه نمیتونین اونهارو ببخشین لااقل تحملشون کنین...ارتباطی که با این افراددارین شاید محدود میشه به چند ساعت تو هفته اما بخاطر این چند ساعت دارین کل لحظات خودتون و همسرتون رو هم نابود میکنین...منتظر تماس همسرتون نشینین و خودتون برای آشتی پیش قدم شین اجازه ندین قهر اونهم بخاطر افراد دیگه, بینتون فاصله ایجاد کنه...
    شما کلا از بودن تو جمع بیزارین یا فقط دررابطه با این افراد این حس رو پیدا میکنین؟
     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    من هم دقیقا مشکل شما رو دارم البته لیستم به این بلندی نیست. ولی چند روز اخیر بحث من و شوهرم همین بوده. من بیشتر در مورد خانواده شوهرم این مشکل و دارم و جالب اینجاست که شوهرم خودش هم قبول کرده که مثلا باباش پشت سر من حرف میزنه و بی احترامی میکنه و من حق دارم ازش خوشم نیاد ولی توقع داره مدام به خاطر اون ببخشمشون. اخه چند دفعه واقعا- حرف من هم همینه وقتی ادم از همنشینی با بعضیا فقط تنش واسش می مونه چرا باید رفت و اومد؟؟ تو تنهاییمون ما خیلی با هم خوبیم ولی وقتی میریم و میایم بحثا شروع میشه. ن طاقت دوریمون و دارن نه تحمل نزدیکیمون و ! مگه ادم رفت و امد نمی کنه که انرژی بگیره؟ این رفت و امدا که فقط انرژی ادم و می گیره. چرا نباید کار درست و کرد- چرا شوهر من نباید بشینه تو خونش به زندگیش برسه؟ با ادمای شبیه خودش رفت و امد کنه؟ چرا فکر می کنیم باید فامیل و به هر قیمتی تحمل کرد؟
     
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •