اگر خانوم ناراحت و اون اقا واقعا زن و شوهر باشن من دعا می کنم که انشالله بحث نکرده باشن و این تصادف ناراحتشون نکرده باشه

فط اینو بگم که تو حرفاتون چیزای مثبتی بود هااااا ... یه مورد اینکه شوهرتونم می خواد زندگی خوب بشه نشون به اون نشون که می خواد وقتی میرید منزل پدر و مادرشون بهتون خوش بگذره تا بیشتر برید تا جای دیگه غیر از منزل پدر و مادر خودتونم بهتون خوش بگذره به اصطلاح پا تون باز شه خونه پدر و مادر یاشون یه جورایی سیستم پاداش رو می خوان به کار ببرن این یه حرکت مثبته ها ازش نگذرید

ولی متاسفانه شما با گفتن مسائل بلافاصله بعد از مهمونی انرژی مثبت کل قضیه رو از ایشون می گیرید کاش یه کوچولو گاهی هم صبوری کنین چیزی نگین اخرش حتما همه چیز بهتر می شه

یه مورد مهم دیگه شم اینکه وقتی گریه می کنی یه روز خوبه یعنی طاقت اشکاتو نداره شاید خودت سیاست کافی نداری تا از فرصت استفاده کنی و کمکش کنی که زندگی بهتری برات بسازه نمی گم من با سیاستم ها ولی پیش مشاور بری یه ذره یاد بگیری که چیا بهش بگی دلش نرم شه بهتره یا پیش این خانوم پیرزنا گاه یاگر نشستی ببین چه اصول مارمولکانه ای بلدن که دوست دارن برای جونا بریزن رو دایره ولی جوونا پایه نیستن

خیلی حیف شده که این همه حرف پول بین شما هست توی زندگی انشالله که محبت بیشتر بشه بینتون چیزای دیگه کم رنگ شده .. ولی خودتم زندگیو ی کمی سخت گرفتی ها
اخه کی می گه شما می خواید تعطیل باشید یا باید برید خونه مادر پدر شما یا ایشون ؟ یه هفته ام برید تو طبیعت ماهی کبابی بپزه همسرتون براتون (تا جایی ک من می دونم خیلی می چسبه یه بارم شما بشینی با بچه بازی کنی شوهرت غذای خوش مزه بپزه! ها؟ عشقولانه بهش فکر کن) یه هفته همکاراشونو دعوت کنید یه هفته از دوستای شما زحمت داره اما خوش می گذره اخه چرا باید این همه محدود کنید خودتونو ها؟