تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




تردید در خواستگاری به خاطر رفتار ضد و نقیض این خانم !؟! زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:keyvan1985
آخرین ارسال:keyvan1985
پاسخ ها 16

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

تردید در خواستگاری به خاطر رفتار ضد و نقیض این خانم !؟!

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    بدون فوت وقت میرم سر اصل مطلب..
    2 سال هست که این خانم رو از طریق دانشگاه می شناسم، البته همکلاسی نیستیم ایشون 2 ترم پایینتر هست.
    متاسفانه خیلی زود بهش وابسته شدم و خیلی دیر فهمیدم که وضع مالی خانوادش در قیاس با خانواده من به مراتب بهتر هست (پدر ایشون یک تاجر متمول هست و پدر بنده مهندس عمران)، این رو گفتم که در جریان باشید به هر حال یه مقدار اختلاف از لحاظ اقتصادی و به تبع اون فرهنگی بینمون وجود داره!
    بگذریم.. طی این مدت که ایشون رو می شناسم بنا به دلایلی (منجمله عدم اعتماد به نفسی که در اثر همین اختلاف سطح مالی خانوادهامون وجود داره) حقیقتا شهامت این رو پیدا نکردم که مستقیما باهاش صحبت کنم اما بصورت غیر مستقیم متوجهش کردم که بهش علاقه دارم..
    الیته ایشون اوایل واکنش خاصی به این قضیه نشون نداد و بیشتر وقتها هم همدیگرو می دیدیم قضیه به نگاه!! ختم می شد..
    تا اینکه من فارغ التحصیل شدم و حدود 10 ماه ندیدمش، اما توی این مدت از طریق دنیای مجازی باهاش در ارتباط بودم و بهش ابراز علاقه کردم، اما بازم هیچ پاسخی نگرفتم!
    تا اینکه..
    هفته پیش تصمیم گرفتم برم و از نزدیک باهاش صحبت کنم، ولی متاسفانه روز اول که دیدمش موقعیتش پیش نیومد یعنی از دور دیدمش، اونم نگاه کرد و بعد سوار ماشین شد و رفت..
    چند روز پیش دوباره دیدمش، اینبار موقعیت اینو داشتم که برم جلو اما دیدم با اینکه متوجه حضور من شده بی محلی میکنه و بعد که در حالیکه با دوستش از روبروی من رد میشد یه اخم سنگین کرد و راهشو کشید و رفت!
    خیلی برام عجیب بود، یعنی اولین بار بود که توی این 2 سال بهم اخم میکرد! راستش خیلی جا خوردم و ناامیدانه  بلند شدم که برم بالا، وارد ساختمون که شدم دیدم با دوستش داره از پله ها میره بالا، اینبار یکی دوبار برگشت سمت منو و نگاه کرد و به دوستش یه چیزی گفت و...
    حالا من موندم که باید اون اخمو جدی بگیرم (به معنای عدم تمایل به برقراری رابطه) = جلو نرم! یا اینکه بذارم به حساب ناز کردن های متداول خانمها وقتی متوجه میشن یه بنده خدا بهشون وابسته شده!
    ممنون میشم به خصوص خانمها راهنمایی کنن - مرسی.

    پ.ن
    من 27 سالمه و این دختر خانم 22 سال + هدف من از برقراری این رابطه ازدواج هست و علیرغم تمام ترسی که دارم در مورد انتخاب این خانم کاملا مطمئن هستم.
     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    شما بهتره مستيما باهاش صحبت كنين و بگين كه هدفتون چيه بهر حال اون خانوم هم يه جوابي بهتون ميدن و حداقلش اينكه تكليفتون با خودتون روشن ميشه و هي با خودتون نميگيد كه چرا خواستتون رو باهاش مطرح نكردين.موفق باشين
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'ladanladan20' pid='33809' dateline='1384870587'
    شما بهتره مستيما باهاش صحبت كنين و بگين كه هدفتون چيه بهر حال اون خانوم هم يه جوابي بهتون ميدن و حداقلش اينكه تكليفتون با خودتون روشن ميشه و هي با خودتون نميگيد كه چرا خواستتون رو باهاش مطرح نكردين.موفق باشين

     
    ممنون از لطف شما؛
    اون که البته، ولی سئوالی که برای من پیش اومده اینه که با توجه به این واکنشها اصلا درست هست که برای صحبت کردن (حتی صحبت اولیه) پا پیش بذارم یا..!؟
    این اخم کردنه نشونه تنفر نیست به نظز شما؟ 
    برای من شکستن غرورم مهم نیست چون واقعا دوسش دارم و حاضرم بهاش رو بپردازم اما چون محیطی که همدیگرو میبینیم جایی هست که همه آدمو میشناسن یه مقدار..
    نظرتون چیه؟


     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    به نظر من شما با صحبت رو در رو و جواب ايشون به يقين ميرسين و اين خيلي بهتره تا اينكه بخواين از طريق اين  واكنشها كه فقط برداشت خودتونه به نتيجه برسين .حرفتونو بگين يا جواب مثبت يا خدا نكرده منفي اينطوري همش با خودتون درگير نيستين و كاراشو بر حسب برداشتهاي خودتون ارزيابي نميكنين[hr]وچون خودم دخترم ميگم كه دخترها از مرداي ترسو خوششون نمياد شهامت داشته باشين برين محكم حرف دلتونو بزنين.[hr]البته براي مطرح كردن درخواستتون جاي و فرصتي رو انتخاب كنين كه در محل سكونت يا تحصيل اون خانوم باعث مشكل و سوء تفاهم نشه
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    سلام
    دوست عزیز.من خودم یک دخترم.خیلی وقتها دنیای ما خانمها با دنیای آقایون چنان متفاوته که از یک چیز واحد دو برداشت کاملا متفاوت خواهیم داشت.اگه شما یادتون نمیاد چیز بدی به   این خانم گفته باشید که ناراحتش کرده باشه در وحله اول بهتره بیشتر دقت کنید تا شاید یادتون بیاد.!
    یا چیزی که احتمال بدید شاااااید ناراحتش کرده باشه.در غیر این صورت احتمالا رفتارش به این دلیله که نمیفهمه شما ازش چی میخواین و شاید فکر کرده بدون هدف دارید باهاش ارتباط برقرار میکنید.شاید بهتر باشه هر چه سریعتر بهش اصل قضیه روبگید.
    براتون آرزوی موفقت دارم
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'ne11833' pid='34157' dateline='1385070549'
    سلام
    دوست عزیز.من خودم یک دخترم.خیلی وقتها دنیای ما خانمها با دنیای آقایون چنان متفاوته که از یک چیز واحد دو برداشت کاملا متفاوت خواهیم داشت.اگه شما یادتون نمیاد چیز بدی به   این خانم گفته باشید که ناراحتش کرده باشه در وحله اول بهتره بیشتر دقت کنید تا شاید یادتون بیاد.!
    یا چیزی که احتمال بدید شاااااید ناراحتش کرده باشه.در غیر این صورت احتمالا رفتارش به این دلیله که نمیفهمه شما ازش چی میخواین و شاید فکر کرده بدون هدف دارید باهاش ارتباط برقرار میکنید.شاید بهتر باشه هر چه سریعتر بهش اصل قضیه روبگید.
    براتون آرزوی موفقت دارم
    مرسی از لطف شما خانم؛
    عرضم به حضورتون که من اصولا آدمی هستم که خدا رو شکر همیشه رابطم با اطرافیانم به خصوص توی محیط دانشگاه همیشه خوب بوده (چه آقایون و چه خانمها)، تابحال هم توی روابطم مشکلی با شخص خاصی نداشتم و اساسا اهل توهین و تحقیر افراد نیستم؛
    چه برسه به اینکه بخوام به قول شما حرف بدی به دختری بزنم که بهش علاقه دارم و میخوام باهاش زندگی کنم!

    اما این قضیه رو که مطرح کردید راستش یه مسئله ای ذهن خودم رو مشغول به خودش کرد!
    من از اونجایی که همیشه به متون عاشقانه علاقه مند بودم گهگاهی قطعه شعر یا نوشته ای رو که مناسب با حال اون لحظه م هست روی وال فیسبوکم (که میدونم توسط این خانم مانیتور میشه!) شِیر میکنم!

    شب قبل از این اتفاق (که برای اولین بار این برخورد رو با من کرد) هم یه قطعه از اباذری گذاشتم با این مضمون:
    [align=start]آنقدر زیبایی که فراموش میکنم[align=start][align=start]این فقط یک عکس است[align=start][align=start]بی اختیار[align=start][align=start]نوازشت میکنم
    حالا از شما که یه خانم هستید، سئوال میکنم؛ وقتی این قطعه رو میخونید سوء تفاهمی براتون ایجاد میشه!؟
    (یعنی مثلا ایشون پیش خودش فکر کرده که این آقا حتما به من نظر بد داره!؟!)
    عجب گرفتاری شدیم به خدا 

     
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    سلام دوست عزیز
    شما که اینقدر به این خانم علاقمندید چرا یک بار برای همیشه خودتون رو راحت نمیکنید و مستقیم پا پیش نمیذارین؟ این شعر که شما گذاشتید هم میتونه سوء تفاهم ایجاد کنه. دخترخانم ها بخصوص وقتی روی کسی حساس میشن اونقدر فوکوس میکنن که ممکنه خیلی از کارهای معمولی اون طرف رو اشاره ای به خودشون بدونند. من هم اگر جای ایشون بودم و یه آدم ،ببخشید که میگم، بلاتکلیفی رو میدیدم که نمیدونستم هدفش از این کارها چیه، اخم میکردم. اگه دوستش داری بهش بگو. بعضی وقتها این انتظار ها واقعا عذاب آوره... شاید رفتار ایشون هم مربوط به همین بلاتکلیفی میشه...
    به نظر من برید جلو و حرف دلتونو بهش بزنید.
    موفق باشید
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'بهار29' pid='34299' dateline='1385153395'
    سلام دوست عزیز
    شما که اینقدر به این خانم علاقمندید چرا یک بار برای همیشه خودتون رو راحت نمیکنید و مستقیم پا پیش نمیذارین؟ این شعر که شما گذاشتید هم میتونه سوء تفاهم ایجاد کنه. دخترخانم ها بخصوص وقتی روی کسی حساس میشن اونقدر فوکوس میکنن که ممکنه خیلی از کارهای معمولی اون طرف رو اشاره ای به خودشون بدونند. من هم اگر جای ایشون بودم و یه آدم ،ببخشید که میگم، بلاتکلیفی رو میدیدم که نمیدونستم هدفش از این کارها چیه، اخم میکردم. اگه دوستش داری بهش بگو. بعضی وقتها این انتظار ها واقعا عذاب آوره... شاید رفتار ایشون هم مربوط به همین بلاتکلیفی میشه...
    به نظر من برید جلو و حرف دلتونو بهش بزنید.
    موفق باشید

     
    بله خب.. اگر اینطور که شما میگی باشه من بهش حق میدم.. راستش من بعد از اون اتفاق کلا اکانتم رو دی اکتبو کردم و به خودم قول دادم که مستقیما باهاش صحبت کنم.. همونطور که عرض کردم آدم خجالتی هم نیستم و روابط اجتماعیم خوبه و حتی توی دانشگاه مشکلی برای برقراری ارتباط دوستانه با جنس مخالف نداشتم (در واقع اصلا فرقی برام نمیکردم) و به همین خاطر دوستان خیلی زیادی دارم که حتی هم رشته ای من هم نبودند چه برسه به همکلاس!
    اما نمیدونم چرا در این مورد خاص برقراری ارتباط تا این حد برام مشکل شده.. شاید به خاطر ترس از شنیدن جواب منفی، شاید عملکرد ضعیفم تا اینجا و...
    نمیدونم ولی در کل برام راحت نیست، با این وجود به قول شما این انتظار بدجوری داره اذیتم میکنه، کلا برنامه زندگیمو بهم ریخته!
    به هر حال ممنونن.

     [hr]در مورد تعلل خودم کاملا بهش حق میدم که شاکی شده باشه..
    چون من لبخند رضایت همین خانم رو هم یکسال پیش دیدم اما جلو نرفتم!
    در مجموع هم نه آدم کم رویی هستم نه از لحاظ روابط اجتماعی مشکلی دارم اما اینکه چرا در این مورد خاص تا این حد اعتماد به نفسم ضعیف شده واقعا برای خودمم سئواله!؟!
    میدونم احمقانست اما ترسم بیشتر از بابت شنیدن جواب رده، یا در حالت بدتر اینکه اصلا تحویلم نگیره..! 
    باور کنید بحث غرور هم نیست، من غرورم رو همون موقع که (غیر مستقیم) بهش گفتم دوسِت دارم و اعتراف کردم که میدونم که تو از من بهتری به خاطر این خانم زیر پام گذاشتم، امروز هم پشیمون نیستم اما یه حس بازدارنده درونی همش بهم میگه ممکنه با گرفتن جواب منفی همین دلخوشی رو هم که داری از دست بدی..
    راستش من 2 سال و اندی (درست یا غلط) توی خلوت خودم با یادش زندگی کردم و اینکه بتونم به خودم بقبولونم از فردا دیگه بهش فکر نکنم واقعا برام عذاب آوره.. هرچند قبول دارم که با این روال هم به جایی نمیرسم!
    خلاصه توی شرایط بدی گیر کردم..
    دودلم! یه دلم میگه برم جلو یه دلم میگه دست نگه دار! 
     
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    aram آواتار ها
    آقای کیوان بالاخره که چی؟ تا کی باید صبر کنین. می خوائین خود طرف براتون پیام بده و اظهار رضایتش رو بده؟ کمی به خودتون جرات بدین و برین جلو و نظر ایشون رو محترمانه جویا بشین. البته با این پیش فرض که ایشون هم حق قبول کردن و هم حق قبول نکردن دارن. اینطوری خودتون فقط عذاب می کشین. اصلا شاید دختر خانم رضایت دادن ولی بعدا مشکلاتی پیش بیاد که خود شما نتونین ادامه بدین وحی منزل نیست که از هر کسی خواستگاری کردین حتما به ازدواج ختم بشه و یا طرف مقابل جوابش مثبت باشه.[hr]امیدوارم که موفق باشید. بلا تکلیف موندن خیلی آزار دهنده است. شما انشالله درخواست خودتون رو بکنین شاید ایشون فبول کردن.
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'aram' pid='34449' dateline='1385276172'
    آقای کیوان بالاخره که چی؟ تا کی باید صبر کنین. می خوائین خود طرف براتون پیام بده و اظهار رضایتش رو بده؟ کمی به خودتون جرات بدین و برین جلو و نظر ایشون رو محترمانه جویا بشین. البته با این پیش فرض که ایشون هم حق قبول کردن و هم حق قبول نکردن دارن. اینطوری خودتون فقط عذاب می کشین. اصلا شاید دختر خانم رضایت دادن ولی بعدا مشکلاتی پیش بیاد که خود شما نتونین ادامه بدین وحی منزل نیست که از هر کسی خواستگاری کردین حتما به ازدواج ختم بشه و یا طرف مقابل جوابش مثبت باشه.

     
    اون که البته.. کاملا منطقی هست که ایشون هم مثل بنده و سایر انسانهای روی کره زمین حق انتخاب داره!

    درمجموع صحبتهای شما رو کاملا قبول دارم و احتمالا تا پایان این هفته قضیه رو باهاش درمیون میذارم..

    ممنون از راهنماییتون.
     
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •