تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




شرایط خواستگارم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:snow white
آخرین ارسال:مهدی پوری
پاسخ ها 111

صفحه‌ها (12): صفحه 8 از 12 نخستنخست ... 678910 ... آخرینآخرین

شرایط خواستگارم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:71#
    برگردید ونظرات ددووستانو یه بار دیگه مرور کنید البته منطقی هر چی باشه ما جنس خودمونومیشناسیم بهتره دست از توجیه بردارینن 
    یا علی
     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:72#
    باورکنید من اصلا احساسی راجبش فک نمیکنم چون حس خاصی بهش ندارم
    عاشقش نیستم ک نتونم جز اون به کسی فکرکنم فقط به نطر من این رفتاراش دوس داشتنیه ن بی فرهنگه ن آدم افراط گریه
     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:73#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'snow white' pid='36832' dateline='1387056367'
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'عصر یخبندان' pid='36828' dateline='1387056054'


     


     
    من خودم دوس ندارم تنها برم جایی باشوهرم برم راحت ترم
    انقد جامعه ناامنه ک هروقت میریم بیرون یه مشکلی پیش میاد خب حق داره مراقب زنش باشه
    من ذاتا این تیپ مردا رو دوس دارم
    میدونم دخترای دیگه نمیتونن باهمچین مردی زندگی کنن ولی من عاشق این رفتارام
    راجبه تدریس تو دانشگاهم به نتیجه رسیدیم قرارشده فقط دانشگاه دخترونه یک روز تدریس داشته باشم

     

     
    خب معلومه هر زنی دوس داره با شوهرش بره بیرون، ولی مسئله اینکه هیچ زنی دوس نداره شوهرش قدم به قدم با ی نفر دعواکنه. همه مردها دوست دارن از زنشون حمایت کنن ولی خب افراط درهر کاری باعث مشکل میشه.
    شما ی جوری میگید دانشگاه دخترونه ی روز درس بدم که انگار اون دانشگاه الان منتظر شماست که مدرکتون رو بگیرید وبرید اونجا تدریس کنید، خواهرم از کجا معلوم اگه چندوقت دیگه ی دانشگاه مخلوط(دختر وپسر) پیدا شد، شما میتونید از عشقتون(تدریس در دانشگاه)بگذرید؟؟؟؟؟؟
    ببنید باتوجه به اینکه دوستانم گفتند بازاری ها اخلاق بازاری دارن، امیدورام که این قضیه رو درک کنید.
    ماسه ا پسر داریم هشدارهای لازم رو بهت میدیم چون جنس خودمون رو میشناسیم ، همونطوری که شما دخترا جنس خودتونو میشناسید.
    فک کنم ماهرچی بگیم شما میخوای بگی به این دلیل من ازش خوشم میاد،خب اگر از این شخصیت خوشت میاد بروبه بابات بگو یا این یا هیچکس دیگه ولی امیدوارم چند وقت دیگه نیای ی تاپیک جدید باز کنی.

     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:74#
    ولی تا جایی که من میدونم وعلم میگه اینا دقیقا فقر فرهنگی وتعصب بیجاس که اونم ناشی از فقر فرهنگیه 
    میگین نه ؟بهتره این مسیلرو بین چند نفر مطرح کنید بعد ببینید نظرشون چیه
    دوست داشتن یک ادم خیلی ارزش داره به قدری که برا رسیدن بهش میتونی هر سختیو تحمل کنی چون ارزش داره ولی این اقا حتی خودشم نتونسته کنترل کنه بعدشم معذرت خاهی وتوجیه رفتارش اینا پس چیه؟؟؟ اگه در مورد یکی از دوستات همچی اتفاقی میافتاد شما بهش میگفتین از شدت علاقه بوده کارش؟؟؟اگه بگین اره که من دیگه حرفی ندارم ولی اکه بیکین نه باید تو معیاراتون برا اینن ادم تجدید نظر کنید البته نظر پدرتون در راس همه اینهاست
    یا علی
     
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:75#
    اخلاق بازاری ینی چطوری؟
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:76#
    من دوس دارم آقا بالا سر داشته باشم ک هی بهم بگه این کارو بکن اون کارو نکن
    ذاتم این مدلیه
    واسه تدریس تو دانشگاه هیچ مشکلی ندارم چون پدرم مدرس دانشگاهن آشنا زیاد دارن فقط باید مدرکمو بگیرم
     
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:77#
     فرق بین یه تحصیل کرده تو دانشگاه و یه مغازه دار چیه به نظرتون؟؟حتی تو بحث کردن ؟حتی تو طرزبیان؟تو نحوه احترام متقابل این ادم تو بازاربزرگ شده همونطور که خودتونم گفتین مدت زیادیه داره کار میکنه ت بازار پس کاملا اینا تو رفتارشم مشخصه 
    برید فرق بین این دونوع ادمو در بیارید بعد به فکر اازدواج باشین بازم برا بارچندم میگم فقط بسپرین به پدرتون حتی اگه مخالفت کنند بازم به صلاحه چون بزرگتون کرده براش احترام قایل باشین
     
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:78#
    مسلمه ک واسه حرف پدرم احترام قایل میشم . به خودشم گفتم حرف آخرو پدرم میزنن.ولی خب این خواستگارم ک بی سواد نیست. تحصیلاتشو داره ادامه میده . بعدشم کارش ک فروشندگی نیس ک مثلا وایسه قیمیت بده. اینا یه تولیدی دارن با کلی کارگر ک پوشاکو به خیلی از فروشگاها میفرستن. تازه تو شرکتم هست

     
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:79#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'snow white' pid='36837' dateline='1387057248'
    اخلاق بازاری ینی چطوری؟

     
    شما کل قضیه رو ول کردی چسبیدی به همین ی جمله من، خب اخلاقش همین کارهایی که داری میبینی، هرچند شما اینو بحساب دوست داشتن قبول دارید.
    ببین ی کاری کن برو به چندتا بزرگتر مثلا عمو ،دایی و چندتا ادم تحصیلکرده  بهشون بگو که ی دوستی دارم که این اتفاقها براش افتاده(یعنی شرایط خودتو بجای دوستت جا بزن(بوسیدن و سیلی زدن و ....)بگو نظرتون درباره این پسر چیه؟؟
    شما که به ما اعتماد ندارین حداقل ازچندتا بزرگتر بپرسید.
    وای تو عمرم اینقدر حرف نزده بودم،ولی واقعا دلم میسوزه چون دارم آیندتو با این آقا میبینم،که اگه بخوای باهاش ازدواج کنی کلی از ارزوهاتو باید کنار بذاری،کلی محدود میشی،و مهمتر ازاینکه همین آقا میشه پتکی که دخترعموهات میزنن تو سرت.
    راستی ی چیزی وقتی میگی ی خدابیخبری رفته گفته منو بوس کرده، تو که میگی هیچکس به غیر از مادوتا نبود اونجا، پس ی چورایی میشه گفت خود این آقا رفته گفته و خصوصیت بد سومیش میشه گفت نمیشه اعتماد کرد بهش.
    فکر کنم نکته های کافی رو بهتون گوشزد کردیم دیگه بقیه اش به شما ربط پیدا میکنه.


     
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:80#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'عصر یخبندان' pid='36841' dateline='1387057985'
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'snow white' pid='36837' dateline='1387057248'
    اخلاق بازاری ینی چطوری؟


     
    شما کل قضیه رو ول کردی چسبیدی به همین ی جمله من، خب اخلاقش همین کارهایی که داری میبینی، هرچند شما اینو بحساب دوست داشتن قبول دارید.
    ببین ی کاری کن برو به چندتا بزرگتر مثلا عمو ،دایی و چندتا ادم تحصیلکرده  بهشون بگو که ی دوستی دارم که این اتفاقها براش افتاده(یعنی شرایط خودتو بجای دوستت جا بزن(بوسیدن و سیلی زدن و ....)بگو نظرتون درباره این پسر چیه؟؟
    شما که به ما اعتماد ندارین حداقل ازچندتا بزرگتر بپرسید.
    وای تو عمرم اینقدر حرف نزده بودم،ولی واقعا دلم میسوزه چون دارم آیندتو با این آقا میبینم،که اگه بخوای باهاش ازدواج کنی کلی از ارزوهاتو باید کنار بذاری،کلی محدود میشی،و مهمتر ازاینکه همین آقا میشه پتکی که دخترعموهات میزنن تو سرت.
    راستی ی چیزی وقتی میگی ی خدابیخبری رفته گفته منو بوس کرده، تو که میگی هیچکس به غیر از مادوتا نبود اونجا، پس ی چورایی میشه گفت خود این آقا رفته گفته و خصوصیت بد سومیش میشه گفت نمیشه اعتماد کرد بهش.
    فکر کنم نکته های کافی رو بهتون گوشزد کردیم دیگه بقیه اش به شما ربط پیدا میکنه.


     

     

    جریان بوسیدنو هیچکی نمیدونه
    جریان خواستگاریو رفته به همه گفته
     اتفاقا آدم راز داری به نظر میاد همیشه من واسش مهم بودم از این جهت باکسی راجبم حرف نمیزنه
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (12): صفحه 8 از 12 نخستنخست ... 678910 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •