تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




سرد بودن همسرم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:fatemeh22
آخرین ارسال:maryam.azadeh
پاسخ ها 13

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

سرد بودن همسرم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    من با همسرم حدود یک ساله که عقد کردیم من اول زیاد دوستش نداشتم چون کلا عقایدش با من فرق می کرد ولی خودش خیلی اصرار به ازدواج داشت می گفت خیلی دوستم داره . اون قبلا دوست دختر داشته و با دوستای پسرشم خیلی ارتباط داره یعنی انگار جای منو براش پر کردند با اینکه من توی عقدم احساس می کنم خیلی از آمدن پیش من خوشحال نیست، وقتی پیشم میاد ساعت 10میاد یعنی همیشه دیر میاد برای چیزی خریدن برای من خساست داره،احساس مسئولیتی در مورد من نداره، غرور بی اندازه داره،هرجایی که هستم می گم بیا دنبالم نمیاد، می گم پول بده می گه پرو میشی می گم با دوستات این ور رو اونور نرو میره، گوشیشو اصلا نمیزاره نگاه کنم حتی میگم هرچی داری پاک کن بعد بده بازم میترسه چیزی رو ببینم خیلی بلند پروازه و اکثر حرفهایی که می زنه هیچ کدوم به سرانجام نمی رسه با خانوادم مشکل داره به برادرم شدیدا حسادت می کنه و یک نکته دیگه اینکه ما قهرهای طولانی داریم یک ماهه و الان  یک ماه ونیم که قهریم  و نسبت به من سرده وقتی نمیاد اصلا اذیت نمیشه تو رو خدا یکی بهم کمک کنه چون تصمیم گرفتم بهش بگم دیگه نمیتونم باهات زندگی کنم و طلاق بگیرم.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    آیا موقع ازدواج درمورد ایشون تحقیق کردین؟

    آیا ایشون خصوصیات مثبتی هم دارن؟

    چه ملاکی داشتن که ایشونو به همسری پذیرفتین؟

    سن خودتون و سن ایشون چنده؟

    چه برنامه ای واسه آینده دارن؟

    رابطتون با ایشون چطور بوده؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    بله، ما با هم فامیلیم و می دونستم دوست دختر داره اما چون خیلی برای ازدواج پافشاری کرد راضی شدم وگفت دیگه هرکاری کرده رو می زاره کنار و من بهش اعتماد کردم اما الان اصلا بهش اعتماد ندارم و هر وقت پیشم نیست فکرم مشغوله که کجای و با کیه؟ اون 24سالشه و من 22 سالمه  برای آینده همش بلند پروازی میکنه  من امیدی بهش ندارم، رابطمون وقتی با هم بودیم خوب بود ولی به محض جداشدن از این رو به اونرو میشیم و افکاری داره که فکر می کنه باید منو تربیت کنه یعنی همیشه طبق نظر او باشم و همش در مورد حرف های من جبهه میگیره و همش از خانوادش طرفداری می کنه ما وقتی دعوا می کنیم فقط به همدیگه محل نمیدیم و هرکی میره برای خودش برای آشتی کردن حتما یکی باید واسطه بشه نکات مثبت زیاد نداره فقط فکر میکنم  فامیل بودنمون به خاطر یک سری مشکلات خانوادم 
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    بحث در مورد اینکه درگذشته ارتکاب اشتباه شدین فایده نداره و منم نمیخوام ملامت کنم فقط بدونین شما دچار یه اشتباه در تصمیم گیری شدین در ازدواج با این آقا و گول خوردین ولی الان خودتون هستین که باید اشتباهی که انجام دادین رو جبران کنید ...
    معلومه که شوهرتون هنوز به بلوغ فکری نرسیدن ...
    در حقیقت زندگی کردن با همچین مردی که آثار بی بندوباری داشته باشه برای هر دختری سخته و نمیشه الکی به شما امید داد با ایشون زندگیتونو ادامه بدین ولی طلاق هم تصمیمی نیست که بشه راحت درموردش تصمیم گرفت ...
    شما بادونستن اینکه اون اینکارس قبولش کردی و وقتی دیدی قولشو شکسته ازش ناامید شدی و ناامیدی شماهم ممکنه برحق باشه چون احتمال اینکه دوباره قول بده و بازم سر حرفش نمونه زیاده ...
    بهترین کمک برای شما در این حالت میتونه خانوادتون باشه ... بهتره اونارو هم در جریان بزارین و خانواده شوهرتون هم باید بدونن پسرشون چیکار میکنه ...

    نظر خانواده هاتون در مورد رابطه شما کارهای شوهرتون چیه؟
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    خانواده شوهرم آره می دونند که خونه ما که میخواد بیاد دیر میاد و خیلی رفیق بازه ولی فکر میکنم نمیتونند حریف اون بشن که دست از کاراش برداره یعنی همینطور عادت کردند البته من چیزی ازش ندیدم جز چند تا پیام که هزارتا قسم وآیه خورده که من با هیچ کس ارتباط ندارم  ولی از رفتاراش از سرد بودنش من این  احساس و دارم که یا باکسی هست یا رفیق بازه با دوست های پسرش کلا خیلی بهش شک دارم اون خیلی میگفت دوستم داره ولی از رفتاراش چیز دیگه ای دیده میشه  بقیه می گن تو زیاد پیشش نیستی آخه آدم خب شبانه روز که نمیتونه باهاش باشه اونم توی عقد کلا من آدم طلاق نیستم ولی دوست دارم درستش کنم که اگه نشد بعد جداشیم تو رو خدا بگید چکارش کنم[hr]یک چیز دیگه که من فراموش کردم بگم اینکه با اینکه شرایط من از همسرم بالاتر اون همش میخواد منو تحقیر کنه مثلا میگه یک جوری لباس بپوش که به من بیای کلا آدمی با اعتماد به نفس خیلی بالا و غرور شدید اما طبق نظر بقیه فکر نمی کنم من خیلی  اینطور که فکر می کنه بد باشم
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'fatemeh22' pid='34066' dateline='1385038595'
    تصمیم گرفتم بهش بگم دیگه نمیتونم باهات زندگی کنم و طلاق بگیرم.

     
     
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'fatemeh22' pid='34086' dateline='1385046635'
     کلا من آدم طلاق نیستم ولی دوست دارم درستش کنم
     
    بلاخره تصمیمی که میگین گرفتین چیه!؟


    من تشویقتون نکردم طلاق بگیرین و گفتم بهترین راه حل اول راه درمیون گذاشتن خانوادس ... اونا بهتر میبینن مشکلاتو و بهتر درک میکنن و بهترین مشاور هم هستن ... میدونم چقدر شرایطتون سخت و دشواره و خدا خودش کمکتون کنه ولی به هرحال شما ناگزیر از تصمیم گیری در مورد آیندتون هستین ... هنوز سنی هم ندارین و نباید آینده خودتونو تباه کنین و باید همه چیو بررسی کنید و بهترین تصمیمو بگیرید ...

    شما میگی دوسش داری ولی هیچ نکته مثبتی هم نداره این آقا به گفته خودتون! پس چیه این آقا رو دوست دارین ...؟

     
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    من نمیگم دوستش دارم و زندگی به این شیوه رو هم دوست ندارم ولی خب طلاق هم راه خوبی نیست من میخوام یک راهکار به من یاد بدین که دست از رفیق بازی برداره و رفتارش با من عوض بشه. با تشکر از پاسخگویتون
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    سلام دوست گرامی
    با توجه به گفته های خودتون تصور میکنم هر دوتاتون هنوز به اون شناخت کافی نرسیدن
    ببین بدترین کاری که یک زن میتونه در حق زندگیش انجام بده قهر کردن هست . دوست گرامی اول اینکه نباید بخاطر پافشاری تصمیم به ازدواج میگرفتید و نه به این اسانی بخواهید تن به طلاق بدهید .
    در مرحله اول اگر با همسرتون قهر هستید همین الان باهاشون اشتی کنید و سعی کنید دلشو بدست اورید . حتی میتونید یک کادو مناسب براش بگیرید
    وقتی اشتی کردی بیاید اینجا بگو یید تا بقیه راهنمایی براتون بگیم
    خدایا :
    هیچ چیز به اندازه تنهایی برایم لذت بخش نیست
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    سلام.دقیقا شرایط من رو داری.حتما حتما با بزرگترها مشورت کن و حتما برین مشاوره...نکنه فکر کنی عروسی کنید بهتر میشه؟؟؟الان که عقدید ذوق و شوق و احساس مسوولیت نداره چه برسه بعد که خرش از پل گذشت.ببخش بدبینانه حرف زدم ولی چیزیه که خودم تجربه کردم.توی رفتار والدینش با هم هم دقیق شو و بدون از اونها الگو گرفته...منطقی باش و هوشیار به نشانه ها....کسیکه دوست دختر داشته خیلی سخت قیدشون رو میزنه.بهر حال همسرت تنوع طلبه.هوشیار باش
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    به نظر من هم تا قبل از اینکه کامل مطنئن نشدی قابل درست شدن هست کاری رو نکنی که بیشتر تو این شرایط گرفتار بشی. سعی کن توی روابطت با اون دست به عصاتر راه بری. تو باید احتمال هرچیزی رو برای خودت تصور کنی
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •