تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




فکر میکنه من زنشم! زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:ne11833
آخرین ارسال:مهدی پوری
پاسخ ها 32

صفحه‌ها (4): صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

فکر میکنه من زنشم!

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:21#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'مهدی پوری' pid='34423' dateline='1385235207'
    اقای صالحی یه چی گرفتی دستت ورو متنا میکشی این حرفایی که من نوشتم مال خودم نبود برین هر رساله ایو میخاین نگاه کنین بعدشم اگه بحث نظر دادنه منم نظردادم پس شما حق ندارین روش خط  قرمز بکشین

     
    سلام.
    حق با شماست! تمام رساله های مجتهین به همین نکته اشراه کردند. من منکر نیستم!
    ولی یکی از اصلی ترین اصول مشاوره احترام به عقاید مراجع هست! ما کاری نداریم نماز میخونه ، روزه میگیره ، زکات میده ، خمس میده ، امر به معروف میکنه ، نهی از منکر میکنه یا نه!
    من هم مثل شما فردی مذهبی هستم و شاید با عقایدی عمیقر از شما......
    یکی از اهداف تالار همین هست که فرهنگ ایرانی اسلامی رو ترویج بده !
    مگر میشه هر کاربری اومد قبل از حل شدن مشکلش ما اون رو سلابه بکشیم و از باب نصیحت و تنبیه در پی اصلاح اون باشیم؟
    هر سخن جایی و هر نکته مکانی!
    دوست عزیز اشتباه نگیرین ایشون نیومدن نظر خواهی بکنن! ایشون اومدن تا در مورد مشکلشون مشاوره بگیرن...

    ارسالهای مغایر با قواعد مشاوره نه تنها توسط من بلکه توسط دیگر مدیران و مشاورین ویرایش خواهد شد.
    بهتره به اونها با دید مثبت نگاه کنیم! نه دید منفی!
    ارسالهای خود بنده هم تا قبل از این هم ویرایش و هم حذف شدن.....حتی گاها مدیر کل تالار هم برخی ارسالهاشون رو بلافاصله بعد از ارسال مجبور شدن تغییر و یا حذف کنن!

    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:22#
    maryam.azadeh آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'ne11833' pid='34399' dateline='1385229116'
    دوستان عزیز
    واقعا از توجه و راهنماییهای خوبتون ممنونم.راستش از وقتی نظرات شما رو خوندم یه مقدار از حس تنهایی و اضطرابم کمتر شده.
    واقعیتش ،من خیلی هم آدم متعصب مذهبی نیستم...کلا خونوادگی!ه ع ولی من وقتی این آقا در جلسه سوم دیدارمون دست منو گرفت بیشتر از اینکه احساس گناه یاچیز دیگه داشته باشم برام سوال ایجاد شد که :ه از اون حرفهای مذهبی که جلسات اول میزد و از کتابهای مذهبی که خونده میگفت یا هر بار که تلفنی حرف میزدیم در خلال حرفهاش میگفت که چه کارهایی در طول روز انجام داده،مثلا دعا و زیارت عاشورا و مسجد و ...جزءش بود حتما!و حالا گرفتن دست من بعد از سه جلسه بدون محرمیت یا حدودی که برای ایشون قاعدتا باید تعریف شده باشه!
    احتمالا ایشون فقط خواسته با این کار حسش رو به من منتقل کنه و به گفته یکی دیگه از دوستان،اونقدرها به موضوعات مذهبی پایبند نیست یا اطلاعات کافی نداره.فقط یه چیزهای خاصی که خودش دوست داره رعایت میکنه و بقیه رو حتی اونقدری هم که میگه راجع بهش مطالعه نداره.

    [hr]در مورد روابط احساسی سابق باید بگم حق با شماست!
    من هنوز محصل هستم و خیلی از روزها همکلاسیمو میبینم.ایشون متاسفانه خیلی خوش قیافه هست!و از اون بدتر اینکه به من هم حس داره....میتونم بخونم از نگاههاش و حتی حرفهایی که میزنه.ولی هیچ وقت به حسمون به هم اعتراف نکردیم.اونو نمیدونم ولی من این کارو نکردم چون  مثل روز برام روشنه که عاقبتی برام نداره.آدم عصبی و بد اخلاقی هس ایشون و تا حالا 10 بار با هم بحثمون شده و حتی دعواهای خفن هم داشتیم.
    بگذریم.
    من از روی عقلم فکر میکردم که ازدواج با آدمی با مشخصات خواستگار فعلی ام به نفع منه.اما حالا نمیدونم باید به این موضوع شک کنم با توجه به شواهد ،یا اینکه ادامه بدم بیینم به کجا میرسه قضایا؟

     

    عزیزم شناخت ادم ها کار چندان ساده و راحتی نیست و به زمان نیاز داره.
    دنیایی که میلیاردها ادم درش زندگی میکنن طبعا میلیاردها نوع خط مشی و رفتار وجود داره که خب خیلی ها یک مقدار بهم شبیه هستن و خیلی ها دنیاهاشون فرسنگ ها با هم فاصله داره.
    مذهب یه چارچوب خاصی داره و کسانی که دلشون میخواد از مذهب پیروی کنن معمولا تلاش میکنن خودشونو در اون چارچوب قرار بدن و از خط قرمزهایی که دین براشون تعریف کرده عبور نکنن.
    نمیشه به قاطعیت گفت طرف شما اعتقادات دینی ندارن و نقش بازی میکردن! به راحتی نمیشه چنین نظری داد. به احتمال بالا ایشون واقعا خودشو مذهبی میدونه ولی بنا بر دلایلی یکسری پرانتزهایی رو برای خودش باز کرده. 
    مسلما طبق قوانین دینی، تماس با نامحرم گناه هستش. ولی ایشون به این قسمت از احکام دینی یا اعتقاد ندارن و یا اینکه اعتقاد دارن ولی سخته که بخوان به این بخش از احکام عمل کنن.
    از این دست ادم ها زیاد دیده میشن که مثلا توی ایام محرم چادر سر میکنن و 11 ماه دیگه سال رو بدون چادر و با ارایش میان خیابون. بعضی پسرها هستن که ماه رمضان رو روزه میگیرن و بقیه ایام سال حتی مشروب هم میخورن. بعضی دست دادن با زن های غریبه یا گرفتن دست اونا رو گناه نمیدونن ولی خمس و زکات شونو سروقت میپردازن.
    طبعا بعضی اعمال این نوع افراد با مذهب ناسازگار هست ولی نکته اینجاست که خود اون شخص با تمام وجودش خودشو مذهبی میدونه در عین اینکه میگه ضرورتی نمیبینه همه احکام و قوانین دینی رو رعایت کنه!
    بعید هست که ایشون از ابتدا براتون ظاهر سازی کرده باشن. اما اگه شما واقعا منع شرعی براتون اهمیت داره میتونین بهشون تذکر بدین که این حریم ها رو رعایت کنن و اگه برای خودتون هم مساله چندان فرقی نداره اون یه داستان دیگه هست.
    مساله اصلی شما الان این هست که نامزدتونو دوست ندارین. فرست ایمپرشن نگرفتین، بیشتر سعی دارین وجود ایشون رو واکاوی کنین و عیوب شو پیدا کنین. نقاط مثبتش به چشم شما نمیان و در عوض نقاط منفی ایشون( یا اون مواردی که از دید شما منفی هستن) در چشم تون پررنگ و درشت جلوه میکنن.
    روی این مساله عمیقا فکر کنین. کسی که مدت هاست باهاش مراوده دارین و بارها اونو دیدین و باهاش حرف زدین، منطقا باید یه حسی بهش داشته باشین. اگه این حس وجود نداره کل قضیه جای تجدید نظر داره.
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:23#
    دوستان
    از نظرات و توصیه های همه تون ممنونم.
    بعد از مطرح کردن موضوع در تالار و دیدن نظرات شما تصمیم گرفتم خیلی قاطعانه با ایشون در مورد سوالاتی که دز ذهنم شکل گرفته بود صحبت کنم و از ایشون توضیح خواستم.در مورد گرفتن دست و تماس فیزیکی گفت که فکر میکرده وقتی به طور رسمی از دختری خواستگاری کرده و جواب مثبت شنیده دیگه مانعی برای این کار نیست!من گفتم که اگر شما آدم مذهبی و اهل کتاب مذهبی خوندن هستید باید بدونید که این حرف شما توی هیچ کتاب مرجعی نوشته نشده.گفت:خب من اون لحظه یه حس نزدیکی بهت داشتم که خواستم منتقلش کنم!
    اینکه ایشون بی تجربه و در روابط با جنس مخالف نپخته هست بهم ثابت شد.که ترجیح میدادم چنین نبود.چون بیشتر رفتارهاش منو متعجب میکنه.دلم میخواست همسرم آدمی باشه که خودش یه سری چیزها رو بلد باشه نه که من مرتب قرار باشه همه مسایل رو بهش یاد بدم
    به نظرم ایجاد علاقه در طرف مقابل یه ظرافتها و اصول خاص خودشو داره که ترجیح میدادم ایشون این چیزها رو میدونست .
    یک مساله هم اینه که من و ایشون از هم دور هستیم و خیلی کم همدیگه رو از نزدیک میبینیم.با این شرایط فر میکنید طبیعیه که ایجاد علاقه ایندر ب تاخیر بیفته یا در هر حال بایستی تا به حال ایجاد میشد؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:24#
    عزیزم من وقتی با همسرم ازدواج کردم  اخلاقهاش و رفتارهاش  شبیه نامزد شما بود ولی من این رفتار هاشو نه تنها منفی تلقی نمی کردم بلکه فکر میکردم به خاطر علاقه زیاد ایشون هست ومن متقابلا بهش علاقه مند شدم طوری که نمی تونستیم دوری همو تحمل کنیم چون در دو شهر متفاوت بودیم ولی تلفن همیشه دستش بود و عجله میکرد برای مراسم عقد . حالا که چندین سال گذشته مطمئنم که همه کارهای ایشون از روی علاقه بوده نه چیز دیگه چون هنوز هم همونجور هستن مهربان و صمیمی . وقتی یک نفر علاقه مند میشه و از عشقش مطمئنه همه تلاششو میکنه که به عشقش برسه نه اینکه مدت چندین سال شما فقط از روی نگاه یه نفر احساس کنی بهت علاقه منده. اون کسی بهت علاقه منده که پا پیش گذاشته و اصرار داره باهاتون ازدواج کنه نه اونیکه توی کلاس نگات میکنه شاید اون به همه دخترا نگاه میکنه یعنی انتخابشو نکرده هنوز . گذشته ازاین شما میگید اگه اون روزی شما رو انتخاب کرد و ازتون خواسگاری کرد شما اونو مناسب ازدواج نمی دونید پس چرا کسییو که بهتون علاقه منده رو رد میکنید؟بهتون بر نخوره ولی الان بعضی از دخترا هی خواستگارا رو به بهانه های الکی رد میکنن و یه وقت میبینن سن ازدواجشون گذشته من خودم چندین نمونه اشو تو فامیل دیدم.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:25#
    بنظر من علاوه بر اینکه از نظر عقلی و منطقی باید شرایط خواستگار رو بررسی کرد، تا حدی باید حتما قبل از عقد علاقه به طرف مقابل باشه نمیشه گفت که علاقه بعد از عقد ایجاد میشه! اومدیم نشد!! می خواهید چکار کنید همینطوری تحمل کنید! در مورد اون همکلاسی تون هم که قبلا گفته بودید، بنظر شخص سالمی از نظر اخلاقی نیست. در مورد ایشون هم همونطور که خود شما گفتی انگار خیلی برای لمس و ... عجله داره! شاید عشقش فقط توی همین چیزا خلاصه میشه! حتما قبل ار اینکه ارتباطتون بیشتر بشه در مورد مسائل و اختلافات و سوالاتی که در ذهنتون هست باهاش صحبت کنید و باید به صورت جدی بهشون جواب بده نه اینکه بخواد بهانه گیری کنه، اگه الان بخواد این کارو بکنه و جواب نده دیگه بعدش که خیالش از عقد کردن راحت شد دیگه اصلا جواب نمیده و ممکنه مشکلات جدی ایجاد شه.

     
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:26#
    من باهاش در مورد بیشتر سوالهام صحت کردم.و عکسالعملش خیلی عجیب بود.همه اش میخندید و مدام میگفت که مسایل کوچیک زیاد گیر میدم.حتی بهم گفت"سوالهات مثل خودت کوچیکند"!شما فکر میکنید اگه کسی واقعا دوستتون داشته باشه میتونه به این راحتی همچین حرفی رو بهتون بزنه؟!
     [hr]
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'ستاره--' pid='35731' dateline='1386264548'
    عزیزم من وقتی با همسرم ازدواج کردم  اخلاقهاش و رفتارهاش  شبیه نامزد شما بود ولی من این رفتار هاشو نه تنها منفی تلقی نمی کردم بلکه فکر میکردم به خاطر علاقه زیاد ایشون هست ومن متقابلا بهش علاقه مند شدم طوری که نمی تونستیم دوری همو تحمل کنیم چون در دو شهر متفاوت بودیم ولی تلفن همیشه دستش بود و عجله میکرد برای مراسم عقد . حالا که چندین سال گذشته مطمئنم که همه کارهای ایشون از روی علاقه بوده نه چیز دیگه چون هنوز هم همونجور هستن مهربان و صمیمی . وقتی یک نفر علاقه مند میشه و از عشقش مطمئنه همه تلاششو میکنه که به عشقش برسه نه اینکه مدت چندین سال شما فقط از روی نگاه یه نفر احساس کنی بهت علاقه منده. اون کسی بهت علاقه منده که پا پیش گذاشته و اصرار داره باهاتون ازدواج کنه نه اونیکه توی کلاس نگات میکنه شاید اون به همه دخترا نگاه میکنه یعنی انتخابشو نکرده هنوز . گذشته ازاین شما میگید اگه اون روزی شما رو انتخاب کرد و ازتون خواسگاری کرد شما اونو مناسب ازدواج نمی دونید پس چرا کسییو که بهتون علاقه منده رو رد میکنید؟بهتون بر نخوره ولی الان بعضی از دخترا هی خواستگارا رو به بهانه های الکی رد میکنن و یه وقت میبینن سن ازدواجشون گذشته من خودم چندین نمونه اشو تو فامیل دیدم.

     
    ستاره خانوم.
    از راهنماییهاتون ممنونم.
    من متاسفانه دختر سخت گیری هستم.به خصوص اول رابطه خیلی برام مهمه که طرف چه طور باهام برخورد میکنه.همونطور که من با ملاحظه برخورد مسکنم و وقتهایی که قراره ببینمش سعی میکنم بهترین چهره خودمو نشون بدم ،از اون هم همین انتظار رو دارم که به ظاهرش برسه و همینطور مواظب رفتارش باشه.با هر کسی هر طور که خواست نمیتونه رفتار کنه و بگه منظورم این بوده و تو باید میفهمیدی.این آقا اینطوری بود.من حتی به اینکه واقعا برای من ارزش و احترام قایل بود یا نه الان شک دارم.

     [hr]در ضمن من معتقدم که ایجاد علاقه در طرف مقابل یه سری اصول و ظرافتهای خاص خودشو داره و اصل اولش اینه که بتونی احساس طرف مقابل رو درک کنی و اینکه بفهمی چه چیزهایی بیشتر متاثرش میکنه و بعد وارد عمل بشی.نه که همون اول به همون روشی که خودت فکر میکنی درسته پیش بری و اصلا هم متوجه احساسات طرفت تو اون لحظه خاص نباشی.
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:27#
    من باهاش در مورد بیشتر سوالهام صحت کردم.و عکسالعملش خیلی عجیب بود.همه اش میخندید و مدام میگفت که مسایل کوچیک زیاد گیر میدم.حتی بهم گفت"سوالهات مثل خودت کوچیکند"!شما فکر میکنید اگه کسی واقعا دوستتون داشته باشه میتونه به این راحتی همچین حرفی رو بهتون بزنه؟!
    خير. ايشون ظاهرا بيشتر از ازدواج به مسائل جنسيتيش توجه داره تا عاطفي. شما بايد ببيني ميتوني اين عقيده اش رو قبول كني يا نه.
    در ضمن من معتقدم که ایجاد علاقه در طرف مقابل یه سری اصول و ظرافتهای خاص خودشو داره و اصل اولش اینه که بتونی احساس طرف مقابل رو درک کنی و اینکه بفهمی چه چیزهایی بیشتر متاثرش میکنه و بعد وارد عمل بشی.نه که همون اول به همون روشی که خودت فکر میکنی درسته پیش بری و اصلا هم متوجه احساسات طرفت تو اون لحظه خاص نباشی.

    متاسفانه ظاهرا ايشون دقيقا همينطوري هست كه شما ميگيد يعني به احساسات طرف مقابلش و اينكه واقعا چي براش مهمه يا به چه روشي بايد باهاش رفتار كنه اهميتي نميده و فقط هر طوري كه در تصورات خودش درسته بدون توجه به شرايط و طرف مقابلش عمل ميكنه و اين مساله در آينده مشكل ساز خواهد شد.

     

     
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:28#
    سلام. راستش به نظر من همونطور كه اون رك حرفشو ميزنه(در مورد چاق بودن شما يا اتو كردن لباس و ...) شما هم رك ولي مودبانه حرفتونو بزنيد. بگيد كه اين دوران فقط براي آشنايي بيشتره ونه چيز ديگه! بگيد كه از يه فرد مذهبي انتظار چنين رفتاهايي رو نداريد.كلا از چيزهايي كه دوست نداريد انجام بده حرف بزنيد و اجازه بديد با فرهنگ خونوادگي شما بيشتر آشنا بشه. اما اينكه قيافه اش به دلتون ننشسته، موضوع قابل تامله. حالا اگه اخلاق و رفتارش خيلي خوب بود، ممكن بود در همين دوره آشنايي به مرور قيافه اش هم براتون خوشايند بشه. ولي وقتي رفتارش هم مورد پسندتون نيست به خاطر موقعيت شغلي و تحصيليش صلاح نيست خودتونو توي دردسرهاي بعدي بندازيد.

     
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:29#
    سلام خانم
    من فک کردم شما به نتیجه رسیدین ولی مثل اینکه کلا رشته کار از دستتون در رفته معمولا تو این دوره بیشتر طرفین از هم ترعیف میکنن که بتونن تو دل همدیگه جابشن این اقا دقیقا داره برعکس عمل میکنه هنو ازدواج نکرده وهیچ نسبتی با شما نداره اینطور راحت در مورد شما (چاقی و....)اظهار نظر میکنن از رفتارهای این اقا به نظر میاد که در اینده با کوچیکترین مشکلی بهتون بازم بگه که من که گفتم شما چاقین وفلان پس چرا اصرار داشتی باهاتون ازدواج کنم
    اینکه قیافشم به دلتون ننشسته بستگی به شخصیت خودتون داره چون قیافه عادی میشه ولی طرف باید خصلتای اخلاقیش اینقد خوب باشه که قیافه توش گم بشه ببینید خانم صرفاا پولو مهریه انچنانی نمیتونه خوشبختی بیاره البته منکره داشتنش نیسستما نه هر کی داشته باشه مسلمه رفاه داره اسایش داره ولی ارامش با پول بدست نمیاد ازدواج برای به ارامش رسیدن تو قرانم به این موضوع اشارهه شده یعنی گفته ازدواج کنید تا با همسرتان به ارامش برسید نه اسایش  چه بسا خیلیا ازدواج نمیکنند تا اسایش داشتهه باشند چرا که ازدواج مسولیت زیاد داره ولی تجرد نه
    خلاصه اینکه اگه دنبال ارامشید ببینید این اقا در اینده میتونن مایه ارامش شما بشن یا نه چون فرض کنید تو زندگی مشترک از یه مسیله ای ناراحت بشید نیاز به دلگرمی واخلاق خوب دارید نه اینکه شوهر بگه حالا که ناراحتی پول میخای؟؟خنده دارم هت تازه
    پس این اقارو بدون پولو ثروتش بزارید رو دایره ودر مورد اخلاق رفتار ایمان وبقیه مسایلش نمره بدید اگه قبول شد که خوب پولشم میشه یه پون مثبت از خونوادم کمک بگیرید وتوکل به خدا
    انشالا عاقبت بخیر بشیم همه جوونا
    این حرفا برا این نبود خدای نکرده توی دلتونو خالی کنم ولی پول ضامن خوبی برا خوشبختی نیس چه بسیارند خانومایی که میگن مهرم حلال جونم ازاد بیشتر تحقیق کنید دایره انتخابتونم خیلی کوچیکه فقط محدود به یه نفر نباید باشه
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:30#
    من چند روز پیش با ایشون حرف زدم به قصد تموم کردن رابطه.کلی بحث کردیم و ایشون حتی پذیرفت که از ابتدا رفتارش درست نبوده با من.اما من نمیتونم در آینده مطمین باشم که بازهم از این اشتباهات نمیکنه!برای همین آب پاکی ریختم روی دستش و گفتم موضوع علاقه و اون حس ازدواج هست که بعد از 4 ماه برای من هنوز ایجاد نشده و بعید میدونم بعد از این هم ایجاد بشه بنابراین بهتر دونستم که همینجا تمومش کنیم که هم خودم و هم شما رو از علافی و ضربه خوردن بیشتر نجات بدم.کلی بحث کردیم. در نهایت ایشون باز یه حرفی زد که به نظرم عجیب و خنده دار اومد....گفتش که اجازه میخواد یه مدت راجع به این قضیه فکر کنه!من اون لحظه حس کردم شاید جای من و ایشون برعکس شده و من نمیدونستم!ایشون احیانا عروس خانوم تشریف دارن و برای جواب دادن به زمان نیاز دارن!اما در هر صورت گفتم میتونه فکراش رو هم بکنه ولی نظر من عوض نمیشه.
    فرمودید که از بزرگترها کمک بگیرم.مشکل من در واقع همینجاست!
    نزدیکترین شخص به من که مادرم هست،الان فکر میکنه آسمون دهن باز کرده و این آقا دکتر افتادن پایین!من هرچی بگم مثل گل لگد کردنه.میگم به این دلایل از رفتارهاش خوشم نیومده و میخوام جواب منفی بدم تو کتشون نمیره!میگن الکی بهونه میگیری.مثل ستاره خانوم میگن باید چشم بپوشی و بری سر زندگیت.چند سال دیگه حسرت میخوری که خواستگار به این خوبی رو رد کردی.چند سال دیگه این چیزهایی که الان میگی برات معیار و ملاک نخواهد بود!چه میدونم.شاید راست میگن.
    من نمیدونم.همینکه فکر کنم دیگه از یه درگیری فکری دیوانه کننده تو زندگیم خلاص شدم،احساس آرامش میکنم!
    شاید همین خودش یه نشونه است که با این آدم خوشبخت نمیشدم.
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (4): صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •