تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




ازدواج با پسر 3 سال از خودم کوچکتر زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:mina71
آخرین ارسال:mina71
پاسخ ها 10

ازدواج با پسر 3 سال از خودم کوچکتر

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام دوستان عزیز
    من یه دختر 21ساله هستم 3ماه هست که با یه آقایی هستم که 3سال از من کوچکتره به قصد ازدواج هستیم اما خانواده من میگن باید درسم تموم بشه بعدا ازدواج کنم.من ترم 1کارشناسی ناپیوسته هستم ایشون ترم 1کاردانی . با هم همشهری هستیم اما در حال حاضر ایشون یزد زندگی میکنن و بنده کرج. تمام معیارهای منو داره .فقط خانواده ایشون مذهبی هستن . منم خودم چادری هستم  اما ایشون خانوادشون در جمع های غریبه هم چادر سر میکنن. در حال حاضرم آقا پسر کار پاره وقت انجام میده. ولی من حس میکنم خانواده آقا پسر برای ازدواج ما یه مقداری مردد هستن .شما بگید من چکار کنم ؟؟
    با توجه به معیارهامون یه مقدار به هم علاقه مند شدیم ولی البته آقا پسر علاقه اش خیلی زیاده ولی من میترسم انتخابم اشتباه باشه.
     

    علت ویرایش:تغییر عنوان
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام
    من حس میکنم آقا پسر فعلا شرایط ازدواج براش مهیا نیست.
    همونطور که میدونین گسرا کمی دیرتر به استقلال میرسن. ایشون هنوز متکی به خانواده هستن، همزمان دارن درس میخونن و هنوز خدمت سربازی هم نرفتن . درسته؟
    علاقه ایشون کمی عادی جلوه میده چرا که درسنی هستن که این علاقه مفرط یکی از حالات فیزیکی انسان هست!
    هر چند شدت بسیاری داشته باشه ولی عمق احساسی درونش نیست....هرچن د هستند افرادی که خارج از این استثنا باشن..

    در ضمن ایشون سنشون کمتر از شماست! اگر کمی بی طرف به موضوع نگاه بکنیم هنوز پختگی لازم رو ندارن...

    پیشنهاد میکنم کمی بیشتر فکر کنین؛ والدینتون هم حتما در این تصمیم گیری کمکتون خواهند کرد.

    نظر کلی خود شما چیه؟
    معیارهاتون رو میتونین برامون تشریح کنین؟
     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    maryam.azadeh آواتار ها
    سلام
    این اقا پسر سن شون هنوز کم هست. 18 سالگی سن مناسبی برا ازدواج نیست مگر در شرایطی خاص و استثنایی.
    ضمنا افراد در سنین زیر 20 سال معمولا پایداری و ثبات در افکار و کردارشون وجود نداره و مدام از فازی به فاز دیگه تغییر میکنن. اینکه میگین ایشون با معیارهاتون تطابق دارن بله درسته الان همینطور هست ولی ممکنه طی زمان ایشون تغییر کنن و احتمالش زیاده.
    درسته که سن ازدواج یه قانون قطعی و قاطع نداره ولی عموما ازدواج هایی که زیر 20 سالگی رخ میدن چندان با موفقیت روبرو نمیشن. چون فرد همیشه احساس میکنه تجربه جوانی رو نداره و به اسارت دراومده. البته واژه اسارت برا امری مثل ازدواج، واژه مناسبی نیست. ولی چون ازدواج مساوی هست با پذیرش یکسری تعهدات متقابل و درک این تعهدات، نیاز به بلوغ فکری داره. در نتیجه به جوان زیر 20 سال امکان داره فشار بیاد و براش پذیرش این تعهدات، سخت و دشوار باشه. در نتیجه تلاش میکنه از قبول این تعهدات به نحوی فرار کنه و کم کم از زندگی مشترک و همسرش فاصله میگیره و سعی میکنه برا خودش یه دنیای مستقل و ازاد تشکیل بده.
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    میگن خانما زودتر از آقایون به بلوغ فکری میرسن ولی آدم با دیدن موارد اینچنینی یه علامت ؟ بزرگ توی ذهنش شکل میگیره که آیا واقعا اینجوری هست یا..!؟
    ما صحبت از 25-26 سال کردیم و گفتیم آقایون حتی توی سن 21-22 سالگی هم پختگی لازم برای تصمیم گیری در مورد ازدواج رو ندارن.. دیگه وضعیت یه تینیجر 17-18 ساله که هنوز دوره بلوغ جنسیش رو هم به صورت کامل سپری نکرده مشخص هست..
    من یه مطلبی رو با اطمینان کامل خدمتتون عرض کنم.. آقا پسرها توی سن 17-18 سالگی ذهنشون عمدتا درگیر برآورده کردن نیازهای جنسیشون هست در نتیجه تصمیماتشون هم بیشتر برگرفته از احساسات ناشی از ترشحات هورمونی خاص دوران بلوغ هست، که عموما بصورت ابراز علاقه افراطی (خارج از حد نرمال) تظاهر پیدا میکنه و با عشق اشتباه گرفته میشه!
    ضمن اینکه حساب این رو بکنید که این آقا 5-6 سال دیگه که دو دو تا چهارتا کردن توی زندگی رو یاد گرفت احتمال اینکه به این نقطه برسه که انتخابش به هر دلیل اشتباه بوده زیاد هست، چون طرز فکرش با امروز خیلی خیلی خیلی (این رو با اطمینان میگم) فرق داره؛ حالا بحث سنین بالای 40 سال و مشکلات مربوط به روابط زناشویی و... جای خود!
    در مجموع بنده کاملا مخالفم؛ نه تنها با این کیس بلکه بطور کلی با مواردی که خانم بزرگتر از آقا باشه مشکل دارم و به عقیده من (هر چند هیچ توجیه علمی براش وجود نداره) این حرکت خلاف نظام طبیعی ازدواج هست!
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    ممنون از توجهتون
    منم الان هم خودم و هم خانوادم با ازدواجم مخالفن میگن حدود 4سال دیگه باید تصمیم به ازدواج بگیرم .
    معیارهای من واسه ازدواج :
    1. آقا پسر حتما سربازی رفته باشه .
    2. یه کار ثابت داشته باشه.
    3. در حد متوسط پس انداز مالی داشته باشه که وقتی ازدواج میکنه محتاج کسی نباشه.
    4. از نظر مادی . فرهنگی تاحدودی به خانواده خودم نزدیک باشه.
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    پس دختر خوب بهتره که این فرصت چهار ساله رو به خودت و به آقا پسر بدی!
    و در عین حال نباید در این مدت چهار ساله هیچ تعهدی بینتون باشه
    این چهار سال برای اینه که هم شما درستون تموم شه هم آقا پسر بزرگتر و پخته تر بشن و ببینید که آیا باز نظرشون رو انتخاب شماست؟!
    اینارو بهش بگید
    و بهتره رابطه خاصی بینتون نباشه تا وارد احساسات نشید و جفتتون بعد از این چهار سال راحت تر بتونید تصمیم گیری کنید!

     
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'mina71' pid='34798' dateline='1385547059'
    4. از نظر مادی . فرهنگی تاحدودی به خانواده خودم نزدیک باشه.

     
    این مورد خیلی مهمه.. خیلی خوبه که بتونید آدمی رو در طراز خودتون پیدا کنید اما تجربه این 10 سال (از 18 سالگی تابحال) به من ثابت کرد که حقیقتا احتمال بسیار کمی وجود داره که آدم در طول زندگیش با همچین کیسی برخورد کنه.. بنابراین به این نتیجه رسیدم که کلا در این مورد نباید زیاد سخت گرفت؛ هرچند باید اعتراف کنم که ترجیح میدم مثل همین بحث سن و سال اگر قرار باشه بخصوص از لحاظ مالی اختلاف سطحی وجود داشته باشه، خودم در طراز بالاتر باشم..

    مشکلی که الان دارم هم دقیقا همین هست که وضع مالی دختری که بهش علاقه دارم به مراتب بهتر از وضع مالی پدر من هست؛ البته با خیلیها منجمله مادرم در این مورد مشورت کردم، ایشون هم مثل سایرین در مجموع این قضیه رو توی بحث ازدواج اونقدر حائز اهمیت نمیدونه که باعث نگرانی من شده.. اما دغدغه مشترک هر دوی ما بحث توقعات طرف مقابل در آینده هست!

    به هر حال نمیشه انتظار داشت دختری که در رفاه کامل توی خونه پدرش بزرگ شده و همه ایده آلها رو در اختیار داره، شرایط یک زندگی متوسط (حتی در شروع راه) رو بپذیره..! روی همین حساب حداقل تا این لحظه نتونستم با خودم به توافق برسم که میتونم این خانم رو خوشبخت کنم؛ نمیتونم با این احساس مسئولیت (شاید افراطی) کنار بیام!

     
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    سلام
    پسرا تازه تو سن 24 .25 سالگی رفتاراشووون ثابت میشه ؛تا اون موقع خیلی تغییر میکنه !!!
    الانو نگاه نکن عزیزم .... باز اگه سنشون بیشتر بود میشد یه چی گفت...بیشتر فک کن دوستم
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    پس با این حساب این ازدواج آینده مبهمی خواهد داشت....نظر شما چیه؟

    من یک پیشنهاد دارم ....
    اینکه این رابطه که روز به روز به وابستگی کشیده میشه رو کلا قطع کنین تا هر دو بتونین کاملا توسط عقل و منطق تصمیم قطعیتون رو بگیرین چرا که وابستگی به وجود آمده ناخودآگاه احساس در تصمیم گیری وارد میکنه و معمولا در این شرایط تصمیمات درستی اتخاذ نمیشه....

    اگر بعد از قطع رابطه حس کردید که واقعا گزینه مناسبی برای ازدواج بودند و در این مورد هم شماها و هم خانواده ها به توافق رسیدین فرصت محدودی بدین تا ایشون اولا وضعیت خدمتیشون رو مشخص بکنن و ثانیا استقلال رو به معنی واقعی درک بکنن بعد اقدام به ازدواج بکنین....
    خوشحال میشم نظرتون رو بدونم....
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    من با نظرات همتون موافقم .
    آقای صالحی من این کار رو امتحان میکنم و حتما نتیجه اش رو بهتون اطلاع میدم . واقعا از راهنمایی های خوبتون ممنونم الان یه مقدار از سر در گمی در اومدم.
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •