تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




رفتارای پرخاشگرانه عجیب زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:خانوم مجرد
آخرین ارسال:aram
پاسخ ها 11

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

رفتارای پرخاشگرانه عجیب

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    من یه دختر 27 ساله هستم. مذهبی و تحصیلکرده.
    امان از وقتی عصبی بشم. هیچ کاری رو بد نمیدونم و خیلی خطرناک میشم همه چیزو پرت میکنم.تنها چیزی که باعث خودزنی و این رفتارای من میشه افراد خانواده هستن وقتی عصبانیمو جواب نمیدن چون من اهل حرف زدنم و وقتی کسی موقع عصبانیتم سکوت کنه چون دستم به جایی بند نیس طرفو میزنم و گوشیمو پرت میکنم مهم نیس کجا بخوره مهم نیس پدر و مادرمو امشب زدم یعنی بهشون حمله کردم و خودمو روی زمین میکشیدم و داد میزدم حس میکنم خواهر برادرای کوچکتر که منو دیدن چقد حس مفلوکانه بهم دارن
    از نو جوانی حدود راهنمایی که بودم این رفتاراو دارم . قبلا سرمو محکم میکوبیدم تو کمد یا دیوار . حالا گوشیمو پرت میکنم یا سمت طرف یا سمت دیوار تلویزیون .... در اتاقو محکم از عمد میکوبم باز میکنم دوباره میکوبم این عادی ترین کاره
    خودمو میزنم یقه لباسمو پاره میکنم موهامو میکنم اما پدر مادرم مخصوصا مادرم هیچ واکنش ارامش دهند ای نشون نمیده
    مادرم خیلی زحمت منو کشیده و هر کاری برام کرده و شاید حتی لوسم کرده از نظر اینکه کارای منم واسم انجام داده بهر حال تو بحثا هیچوقت حق رو به مادرم نمیدم چون حرف نمیزنه بگه منطقش چیه اما
    دوس ندارم اینطور باشم کلی مطلب وقتایی که اروم بودم خوندم این چیزایی که گفتین رو خوندم اما درست نمیشم
    مامانم عادت داره ج نده اعصابمو خورد میکنه بعدم میگه تو مهلت ندادی جواب بدم
    من اینطوری تبرو و شخصیت خودمو از بین میبرم
    جدیدا لباسی بخرم تو خونه بپوشم بهم نیاد بازم داد میزنم و در و محکم میکوبم.. شاید چون راه حلی نمیبینم واسه دردام...
     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام خانم من مشاور نیستم ولی یه پیشنهاد به نظرم رسید شما که مدرک کارشناسی ارشد دارید  می توانید برید سر کار .چون به نظر من با سر کار رفتن هم روحیه تان بهتر میشه اعتماد به نفس تان بالا میره هم اینکه انشاالله تو محیط کار برایتان خواستگار خوب پیدا میشه ما هم برایتان دعا میکنیم
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    ممنونم از دعاتون.
    میدونید من درورتر از امروز ها رو میبینم
    یعنی فک کنید تو مشاجره با همسرم اینطور رفتار کنم قطعا میگه من دیوونه هستم واقعا رفتار و گفتارم بد میشه فحشای بد میدم
    نمیدونم چرا خواهر برادرام اینطور نیستن؟ 5 تا بچه ایم من دختر بزرگم
    تو یه سایت روانشناسی نوشته بود اگه این 10 مورد رو در رفتارتون دارید فعلا ازدواج نکنید من کلیشو داشتم
    ازدواج نکنم خیلی بهتره [hr]دنبال کار هستم به طور جدی خدا کنه پیدا شه لااقل سرم گرم بشه
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    سلام دوست عزیز آیا تابحال بدلیل این مشکلتون به مشاور یا روانشناسی مراجعه کردین؟

    اینکه خودتون متوجه این مشکل شده اید و قصد دارید تغییر کنید خیلی خوبه مطمئنا اگه بخواین تغییر کنین این هدف در دسترسه ... ولی بنظر من ساده ترین روش مراجعه به روانشناس و گفتگوی حضوریه و شک ندارم مشکلتون قابل درمان هست ... ممکنه مقداری پیش فعال باشید یا هر دلیل علمی دیگه ای ...

    همین که قصد و نیت شما بر تغییر هست کافیه تا مشکلتونو با یه رواشناس در میون بزارید ... سریع ترین راه حل همینه ...
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    ممنونم که وقت گداشتید و متن رو خوندید
    رفتم مشاور.. میگفت بده اینطوری ازدواج هم کنی شوهرت که پدر مادرت نیست.. تحملت نمیکنه و فلان... گفت برو ورزش زبان... اخه این شد مشاوره؟ همه اینارو خودمم میدونم... اولا کلاس رفتن به خاطر مشکل مالی نمیتونم برم این به کنار... بعدم من خودم از الانم هم میترسم چه برسه به ازدواج! معلومه خوشبخت نمیشم اینطوری...
    من وقتی به استیصال برسم قوی نیستم خودمو کنترل کنم میگم هر چه باداباد .. بعدش از رفتار خوم پشیمون میشم اما همچنان طرفم رو مقصر میدونم که منو به این حال و روز انداخته
    فقط هم مادرم و در مواقعی پدرم و خواهر برادرم باعث عصبانیت این مدلی من میشن
    هزار بار گفتم به مامان بابام وقتی عصبانیم میکنید سکوت نکنید ج بدید که شدشدتر نشه
    اما دریغ از توجه
    انقد داد و خود زنی و حمله بهشون میکنم بلکه دست از سکوتشون بکشن اما منو به حال خودم میزارن
    نمیبخشمشون
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    راهله آواتار ها
    سلام
    ورزش مانند کوه نوردی ،پیاده روی، رقص،شطرنج هزینه ای نداره
    وقتتون رو پر کنید سر کار بروید بدوید کتاب بخونید اشپزی کارهای هنری نقاشی
    از نظر طب سنتی افرادی که پرخاشگری میکنند و تند خو هستند دارای مزاج صفرا هستند
    اب زیاد بخورید غذاهای صفرا بر مانند زرشک الوبخاراو... بخورید
    حجامت کنید
    هر وقت عصبانی شدید خشمتون رو به بالش منتقل کنید مشت و لگد به بالش بزنید
    میتونید چیزهایی که شما رو ناراحت میکنه رو روی کاغذ بنویسید بچسبونید به بالش و تا میتونید به اون لگد بزنید تا خشمتون رو خالی کنید
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    اتفاقا صفرا دارم افرین [hr]میدونی راهله
    اینارو قبلا هم خوندم بالش و غیره
    اما موقع عصبانیت اصلا به ذهنم نمیرسه یا بی فایده میدونمش...
    بعدم واسه پدر مادرم احترام قائل نیستم اگه نه نباید اینطور باهاشون رفتار کنم
     
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    aram آواتار ها
    سلام این حالاتی که شما نوشتین از زمان نوجوانی دارین، آیا اون زمان اتفاقی براتون افتاده یا نه؟ در ضمن هر اتفاقی که افتاده باشه با درمان هومیوپاتی شما به راختی قابل درمان هستید. پزشکان هومیوپات محل زندگی خودتون رو از سایت انجمن هومیوپاتی ایران پیدا کنید و به یکی مراجعه کنین. متاسفانه  در طب رایج به حالات روحی فرد توجه کافی نمیشه.
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    سلام ارام عزیز
    ممنون از راهنماییت
    دیشب تا 3 فکری شده بودم اتفاقا همه گذشته جلو چشمام بود اتفاق زیاد افتاده...اینکه از 4 5 سالگی یادمه دور و بر بازیهای جنسی میچرخیدم نمیدونم چرا! واقعا این موضوع ازارم میده  ازار جنسی از دوران ابتدایی .. بعد خودم خودمو در اختیار مردها قرار دادم.. تا فقر و عدم اعتماد بنفس و نا زیبایی چهره و .. نزدیک و صمیمی نبودن والدین با ما فرزندان و ... نبود دختر تو فامیل که باهاش همدم بشم... تا تمسخرهای جدی که تک تکش تو ذهنم مونده.. حتی توسط پدرم!!! که لیسانس حقوق داره...!!!!!
    تا اینکه کسی دوستم نداشته و یکبار به کسی که دوستش داشتم 10 سال ابراز علاقه کردم و گفت تو از ایده ال های من دوری و من حسی بهت ندارم و تا الان خیلی اتفاقای دیگه افتاده ....
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    یه جورایی عزت نفس ندارم این حسو داشتم همراه خودم ...فقط اسمشو نمیدونستم
    ببین من هیچ کاری رو عیب ندونستم و خیلی بابت این موضوع درمونده هستم
    همش میگم بیخیال گذشته اینده رو دریاب
    اما گذشته تو ناخوداگاه من تاثیرشو گذاشته... و تو رفتارام و شخصیتم .. متاسفانه [hr]خدا اجرت بده که بهم امید و اطمینان دادی
    خیلی ازت ممنونم
    حالم خیلی بهتره از وقتی با دوستان صحبت میکنم اینجا
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •