تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




تفاوت های فرهنگی! زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:کیان مهرپرور
آخرین ارسال:سجاد صالحی
پاسخ ها 24

صفحه‌ها (3): صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

تفاوت های فرهنگی!

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:21#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'سجاد صالحی' pid='36141' dateline='1386572956'
    سلام.
    پس قصد ازدواج کردنه....
    ولی اگر جاتون رو با دختر خانم عوض کنین چه حسی پیدا میکنین؟ ایشون بخاطر داشتن روابط جنسی با شما بکارتشون رو از دست دادن.... و تازه الان شما به این فکر افتادین که نظر خانواده تون هم براتون مهم بود...

    برای چند دقیقه جای خودتون رو با ایشون عوض کنین.
    چه انتظاری از طرف مقابلتون داشتین؟
     
     

    تمام حرفهاتون متین
    درسته که اون الان شرایطش با بقیه دخترها فرق داره اما یچیزی که واقعا اعصابمو خورد میکنه اینه که انقد مغروره که اینو یه ضعف نمیدونه یعنی بارها شده بهم گفته برو به زندگیت برس عذاب وجدانم نداشته باش هیچ دینی از جانب من به گردنت نیست!
    همین حرفهاش باعث شده منم این قضیه رو زیاد مهم ندونم متاسفانه!
    خب موقعی که ما اینکارو کردیم چیزی از تفاوتهای بین خانواده ها نمیدونستم فکر میکردم همه چی اوکیه اما بعد فهمیدم راه سختی پیش رومه

     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:22#
    rahaii آواتار ها
    سلام دوست عزيز:


    مسئله ي اول متاسفانه یکی از مشکلاتی که در جریان انتخاب همسر در اکثر جوانان مشاهده می شود این

    است که ابتدا وارد رابطه می شوند سپس عاشق می شوند و بعدهم وابسته اما تازه آخر سر به فکر "شناخت" از یکدیگر

    برمی آیند در حالی که بعد از وابستگی شناخت اصلا معنا ندارد و کاملا تحریف شده است همان  اشتباهي كه شما در اين

    رابطه انجام داديد و آن وارد شدن به رابطه جنسي و عاطفي بود كه منجر به از دست دادن پرده بكارت ايشون شد.
     
     
    اما مسئله دوم ببینید خانواده در زندگی مشترک زوجین نقش بسیاری دارند بخصوص زوج هایی که شرایط شما را دارند اگر

    یکی از خانواده ها راضی نباشد در بلندمدت مشکلاتی به وجود می آید اما یکی از ارکان مهم ازدواج هم داشتن قدرت تصمیم
     
    گیری و استقلال است....یعنی گفتن اینکه برای ازدواج آماده ام کافی نیست باید با حفظ احترام والدین و شنیدن توصیه
     
    های آنان در نهایت "نظر" خود را بگویید.
     
    اما برای مطرح کردن چنین موضوعی ابتدا باید هدف و معیارها و داشته هایت را مشخص کنی؟
     
    آیا معیارهایی که مدنظر تو و خانواده ات است در آن دختر موجود است اصلا خانواده دختر و پسر تناسبی دارند؟
     
    آیا داشته ای داری؟ منظور از داشته تنها شامل مادیات نیست زیرا مادیات لازمه ولی کافی نیست منظور این است که
     
    آیا شما هم اکنون می توانی مسئولیت یک خانواده را برعهده گیری؟ آیا تا حال مسئولیتی برعهده داشتی؟
     
    و هزاران آیاهای دیگر...........
     
    پس شرط اول آگاهی و شناخت خود است.شرط دوم خانواده ایست که در آن زندگی می کنی
     
    اگر پدر و مادر منظبت و سخت گیری داری توصیه می کنم یکباره سر اصل موضوع نروی...
     
    بهتر است ابتدا با مادرتان قدری در مورد افراد ازدواج کرده صحبت کنی و سپس بگویید من هم نیاز دارم یک روزی ازدواج
     
    کنم اما نظر شما برایم خیلی مهمه...می خواهم مرا راهنمایی کنید تا راه را اشتباه نروم....زیرا شما تجربه ای فراوانی
     
    دارید...
     
     
    کلا بهتر است ابتدا بگویید نظرتان برایم بسیار مهم است برای همین می خواهم باهاتون مشورت کنم تا راهنماییم کنید
     
    و در آخر موضوع را بگویید
     
     
     
    بهتر است بگویید ما فقط می خواهیم مدتی زیر نظر شما بدون صمیمیت با هم ارتباط داشته باشیم تا یکدیگر را
     
    بشناسیم و ببینیم آیا تناسبی با هم داریم سپس آنوقت با موافقت شما ازدواج خواهیم کرد.و واقعا همین طور هم
     
    هست یعنی شما باید یک دوره شناخت را تجربه کنید زیرا شناخت قبلی شما اصلا درست نیست.
     
    بازهم توصیه می کنم باید یک دوره شناخت زیر نظر خانواده بدور از هرگونه صمیمیت و رابطه عاطفی طی شود. و در
     
    ضمن بعد از مطرح كردن موضوع به خانواده و مخالفت از سوي خانواده شما باید قاطعانه دلیل اصلی مخالفت خانواده را جویا

    شوید و از آنان بخواهید دلیل موجه برای مخالفت خود بیاورند.(شاید واقعا دلیل آنان منطقی است)


    موفق باشيد

     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:23#
    ممنون خانوم رهایی از گفته های منطقیتون
    راستش در مورد شناخت خودم و قبول کردن مسئولیت یه زندگی باید بگم خب حرف خانوادمو قبول دارم من بدون شغل و درامد که نمیتونم یه زندگی رو اداره کنم پس باید حداقل یکسالی صبر کنم
    و اینکه میگید شناخت باید زیر نظر خانواده و بدون هرگونه صمیمت باشه کاملا درسته اما در مورد ما چطور صدق میکنه؟!
    ما خیلی با هم جور شدیم خیلی صمیمی اصلا دقیقا مثل زن و شوهر نمیتونیم دیگه بدون احساس به شناخت هم بپردازیم ضمن اینکه در این مدت دوسال از هم شناخت کافیو بدست آوردیم
    و در مورد اینکه به مادرم بگم همونطور که گفتم مادر و پدرم از قضیه خبر دارن که من یه دخترخانومیو میخوام در این مورد مشکلی ندارن یعنی اونجوری نیستن که بگن ما باید برات انتخاب کنیم، چون برادر بزرگمم همسرشو خودش انتخاب کرد و الانم زندگی خوبی دارند اما بحث اینجاست که من چطور بگم من این دخترو میخوام با وجود تمام تفاوتها؟!
     فکر اینکه بخوام با خانوادم مخالفت کنم منو شدیدا ناراحت و داغون کرده

     [hr]سجاد جان ممنون بابت پیگیریت
    بله حق با شماست من واقعا نمیتونم از عشقم بگذرم اونم حالا که همه چیشو در اختیارم گذاشته واقعا نامردیه
    من اصلا به ازدواج با کس دیگه حتی نمیتونم فکر کنم، این دختری که عاشقشم از دید من یا لااقل برای من همه چی تمومه
    بقول شما باید تلاشمو بیشتر کنم راه سختی پیش رومه و بقول خودش راه سخته اما مقصد زیبا و قشنگه
    ولی متاسفانه من بین دو راهی گیر کردم که جفت راه ها برام عزیزن یعنی نه میخوام خانوادمو ناراحت کنم و نه عشقمو از دست بدم

     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:24#
    سلام.
    پس بهتره فعلا پیش داوری نکنین.
    اگر واقعا شرایط ازدواج رو دارید کم کم با خانواده کاملا محترمانه صحبت بکنین.
    زمینه خواستگاری رو فراهم بکنین. منتظر واکنش واقعیشون باشین. و اگر هم شرایط ازدواج و استقلال رو ندارین از نظر اخلاقی فعلا بهتره مدتی رو قطع رابطه کنین با این تفوات که کاملا پایبند و متعهد باشید.

    کم نیستن کسایی که مجبور شدن حتی برای خواستگاری برن و تنها از عهده مسئولیت ها بر بیان....
    البته منظور من این نیست که تاثیر خانواده تون رو کاملا خنثی بکنم... به هر حال شرایط شما کمی متفاوت تر از بقیه هست.

    شما باید فعلا تمرکز کامل رو بر گرفتن اجازه و تائید خانواده تون داشته باشین....

    و این شرایط خاص به خودش رو می طلبه!!!
    تا زمانی که خودتون رو فردی کاملا پخته و مستقل نشون ندید و در اصل اینگونه نباشید نه تنها به انتخابتون بلکه حتی به خودتون هم به شکل یک نوجوان که از سر احساس تصمیم میگره نگاه خواهند کرد....
    ولی اگر دلایل منطقی و معقولی رو در دفاع از انتخابتون ارائه بدید چه بسا اونها حتی بیشتر از شما به ازدواجتون رغبت و علاقه نشون بدند....
     
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •