تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




پشیمانی بعد از دعوا در دوران قبل از عقد زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:itna
آخرین ارسال:itna
پاسخ ها 52

صفحه‌ها (6): صفحه 2 از 6 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین

پشیمانی بعد از دعوا در دوران قبل از عقد

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    منو بخشد ولی هنوز اشتی نمیکنه.میگه هیچوقت یادم نمیره و نمیتونم اشتی کنم باهات
    باید روش کار کنم تا اشتی کنه باهام
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    lale آواتار ها
    سلام اول حرفم با اون عزیزیه که قبل خانم رهایی مشاوره غلط داده وشماهم تا این تحت تاثیر حرفاش(البته شاید)قرار گرفتین!
    خواهشا به سوال نویسنده دقت کنین ایشون پرسیدن چیکار کنم که آشتی کنیم!!!!
    واما شما...
    یادتون نرفته که این حرفتون بقدری زشته که شما نتونستین اینجا بنویسین،بقدری زشت بوده که دخترخالتون گفته منم بودم نمی بخشیدمت.تلاش کنین وخسته نشین!
     
    پاسخ با نقل و قول

  3. پشیمانی بعد از دعوا در دوران قبل از عقد  سپاس شده توسط anahid

  4. ارسال:13#
    maryam.azadeh آواتار ها
    سلام
    وقتی یکی به یکی دیگه حرف زشت و بی ادبانه میزنه طبعا موظف به عذرخواهی هست. اما دلیلی نداره التماس کنه و شخصیت شو پیش طرف مقابل خرد کنه.
    اقدام اولیه شما برا عذرخواهی کاملا صحیح و بجا بود ولی در ادامه با التماس کردن، یه مقدار کار رو مشکل کردین.
    معمولا دخترها از پسرهایی خوش شون میاد که یه مقدار اقتدار و جذبه داشته باشن البته نه به اون معنا که مثلا کسی توهین کنه و بعدش هم کار خودشو تحسین کنه. جذبه و اقتدار به این شکل که تحت هیچ شرایطی سر خودشو خم نکنه. البته شما نگفتین چه توهینی کردین و شاید هم لفظ بدی بوده که قابل بازگو کردن نیست. ولی بهرحال همه اشتباه میکنن و درک این مساله مهم هست که شما هم مثل ایشون یه انسان هستین و انسان میتونه یه وقت هایی خطاکار باشه.
    الان التماس ها و تمنای بخشش مداوم شما برا ایشون ازار دهنده و اعصاب خرد کن هست. چون قلبا دوست دارن تصویر مقتدر شما رو به عنوان یه مرد، توی ذهن شون حفظ کنن.
    بهتره یه مدت کوتاه زمان بدین و اصلا باهاشون تماس نگیرین( حتی از گوشی مادرتون) تا خاطره اون حرفا در ذهن شون کمرنگ بشه و در عین حال، شما هم دست نیافتن و جذاب میشین برا ایشون.
    شما بیش از وظیفه اخلاقی تون، عذرخواهی کردین و در حال حاضر، ایشون هستن که باید یه قدمی بردارن و بیان سمت شما.
    در کل نگران نباشین.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:14#
    ممنون از همتون هر چی بود تموم شد
    منو بخشید ولی اشتی نکرد گفت بزار برای اینده که تو اومدی خواستگاریم.اینجوری دعوا نمیکنیم.منم گفتم نیتونم اینجوری.تو توقع داری با این ناراحتی که از من داری بزاری برای چند سال دیگه و این ناراحتی تو تبدیل به یه کینه بشه که نشه بعدا جبرانش کنم.من هنوز عاشقشم اونم گفت منم تو رو دوست دارم بیشتر از تو ولی نمیتونم اشتی کنم مثل قبل چون یادم نمیره.
    بزار حرفای زشتمو همینجا بگم الان که همه چی تموم شده بینمون
    چند بار جلوی من زیادی شالشو میکشید عقب میگفتم درست کن میخواست حرصمو دربیاره.گذشت صبحش اس دادم که بخوای اینجوری بیای تو فامیل به مشکل میخوریما.اینو بگم کلا رعایت میکنه خیلی نمیکشید عقب جلو من کشید عقب که حرصمو دربیاره.بعد گفتم مثلا یکی تو رو اینجوری ببینه مثلا میگه فلانی هرزست(منظورم اون نبود چون میشناسمش که چه جوریه یعنی وقتی پسری اطرافش هست اونقد اخم میکنه که پسره دو هزاریش میوفته که اهلش نیست)ولی این گرفت به خودش که به من گفتی هرزه حالا هر چی توضیح بده منظورم تو نبودی.میگفت بعد شب قبلش گفتم نگاه کن این بی حیا رو خیلی به شوخی و خودمونی.اون همه ی حرفامو جدی گرفته بود.بد گفت اره من هرزم بی حیام اصن من فاحشه دیگه بهم اس نده که داره بهم توهین میشه.منم کنترلمو از دست دادم گفتم برو با همون فامیلاتون لاس بزن که خوب چیزین.به خدا من ادم بی ادبی نیستم.دختر خالم وقتی این حرفارو از دهن دختره شنید میگفت فلانی همیچن حرفی زده؟اونم شوکه شده بود ولی گفت من پسر خالمو از بچگی میشناسم منظوری نداشته و از این حرفا......اصن بلد نیست حرف بد بزنه و .......خلاصه منو بخشید ولی اشتی نکرد و گفت حرفات یادم نمیره و اشتی نمیکن
    من منظورم از هرزه یه چیزه دگه بود ولی بد رسوندم حرفمو.حالا هر چی توضیح دادم بهش که من با تو نبودم مثلا گفتم اگه با همچین وضعی تو خیابون بگردی بعضی ها همچین فکرایی میکنن من روت غیرت دارم دوست ندارم کسی نگاه چپ بهت کنه.بعد اون ماجرای حرص دادن رو گفت.اما وقتی گفت که من کلمه هرزه رو بکار برده بودم حالا هر چی خواستم درستش کنم نتوستم.
    خلاصه گفتم برو به زندگیت برس
    خودت اومدی جلو منو عاشق خودت کردی حالا هم خیانت کردی بهم و میخوای ترکم کنی بعد گفتم میدونم مقصر 100 درصد منم ولی توضیح دادم 100 هزار بار گفتم ببخشید شرمندم.واسطه فرستادم ولی اشتی نکردی
    کلا خودش منو خواست منو عاشق خودش کرد و حالا هم اینجوری ترکم کرد.کلا وارد زندگیم شد که منو نابود کنه .همون یه ذره درسیم که میخوندم هم الان نمیتونم بخونم.اونم میگه درس دارم ولی نمیتونم بخونم.ولی منو به کل نابود کرد.کاشکی جوابشو همون بار اول که بهم اس داد رو نمیدادم که به اینجا نمیکشید
    م.
    بله خانم ازاداه مریم.اتفاقا دختر خالم گفت دیگه محلش نزار خودش میاد پیشت.تو اصرار کنی اون بیشتر خودشو میگیره.منم ادم زن ذلیلی نیستم ولی مجبور شدم بخاطر حرفای زشتم زیادی التماسشو کنم ولی از الان دیگه کاریش ندارم.اون روز که رفتم دنبال دختر خالم از خونه دختره.دختره با مامانش دختر خالمو همراهی میکنن تا دم در .بعد مادرش میخواسته منو ببینه باهام سلام علیک کنه.چون میدونست قراره بعدا دامادش بشم.من روم نشد برگردم سلام کنم/یعنی رفتم جلوتر وایستادم که مثلا حواسم نبود چون با دخترش دعوا کرده بودم روم نشد سلام کنم.ولی دختر خالم میگفت خیلی دوست داشت از نزدیک ببینه تو رو هر چی دختر کوچیکش صداش میزد اصن حواسش ب اون نبود خیره شده بود به ماشین من که من بیام سلام کنم .ولی دختر خالم گفت متوجه شد که تو متوجه نشدی و حواست نبود.ناراحت نشد ازت نگران نباش نمیگن نیومد سلام کرد میگن حواسش نبود
    هییییییی
    برم عطرو بندازم تو اشغالی
    بای دوستان
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:15#
    maryam.azadeh آواتار ها
    اینکه شما رو بخشید خودش گام مهمی بود. بهتون تبریک میگم.
    دوست عزیز، هرزه بودن یا هرزه نبودن یک انسان به روسری داشتن یا نداشتنش ربطی نداره.
    کسی که گوهر وجودش ناب باشه در هرحال خودشو از گزند غریبه ها حفظ میکنه.
    خب خود جنابعالی هم موهاتون رو از کسی نمیپوشونین( خب شما اقا پسر هستین) ولی کسی نباید به خودش اجازه بده بهتون برچسب بزنه.
    باور کنین من بارها و بارها به چشمم دیدم دخترهایی رو که قربان صدقه موهای زیبای فلان پسر میرفتن!! به چشمم بارها دیدم دخترهایی که وصف زیبایی چشم فلان پسر رو میکردن. بارها دیدم دخترهایی که ذوق میکردن بدن نیمه برهنه فلان هنرپیشه مرد رو توی فلان فیلم دیدن( مثلا اون اقای هنرپیشه با مایو بوده). بارها و بارها دیدم دخترهایی که عکس چهره فلان هنرپیشه یا خواننده رو از خودشون جدا نمیکردن و شاید ساعت ها بهش خیره میشدن. چه بسیار هستن دخترهایی که وقتی پاشونو از خونه میزارن بیرون تا وقتی برگردن به چهره و اندام پسرهای مختلف خیره میشن و شاید توی رفت و برگشت 2 ساعته تصویر هیکل و صورت 100 تا پسر در ذهن شون نقش ببنده.
    اما این موارد دلیل نمیشن که بگیم پسرهای جامعه هرزه هستن!! هرکسی موظف هست چشمش رو پاک نگهداره و ملاک هرزگی اندازه روسری و قد مانتو نیست. هرزه کسی هست که به راحتی بدن خودشو در اختیار بیگانه ها بزاره( خواه دختر باشه یا پسر فرقی نداره).
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:16#
    پستمو ویرایش کردم اخرش به اون حرفای شما هم رسیدم که محلش نزار گفتید.بخونیدش جالبه
    منم منظوری نداشتم نمیدونم چی شد این کلمه به ذهنم اومد.الانم که فکر میکنم خیلی بیخود و سر هیچ دعوا کردیم.بخاظر همین خیلی پشیمونم که چرا همچین حرفی زدم تا قبلش عین لیلی مجنون بودیم ولی بدش ....
    چون تو شهر ما بندرعباس طرفای مراکز تجاریش دختره...زیاده و من دیدم با خودم که پسرا تا یه دختر رو میبینن هر چی از دهنشون درمیاد میگن.ولی منظور من یه چیز دیگه بود.داشتم یه چیز دیگه میگفتم که منظورمو به یه چیزی برسونم که متوجه بشه منظورم چیه ولی منظورمو به بدترین شکل ممکن گرفت و وقتی گفت دیگه اس نده اعصابم برای چند دقیقه ریخت به هم یه ادم دیگه شده بودم و گفتم برو لاس بزن با همون...... که کار بدتر بیخ پیدا کرد
     
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:17#
    maryam.azadeh آواتار ها
    ارسال ویرایش شده تون رو خوندم. دقیقا همینطوره و وقتی شما یه مقدار خودداری کنین و ایشون رو در محاق قرار بدین خودشون به سمت تون خواهند اومد.
    دختر خاله تون حرف شون کاملا درسته. عذرخواهی هم میزان و اندازه ای داره و لازم نیست از حد بگذره.
    متوجه شرایط خاص شهر شما هستم. حق دارین یه مقدار روی بعضی مسایل حساس باشین. اما اصل زندگی مسایل دیگه ای هستن که اگه به اون مسایل درست پرداخته بشه، مسایل فرعی تری مثل روسری و یه دکمه باز یا بسته پیراهن، به اسان ترین شکل ممکن قابل حل خواهند بود.
    مهم اینه که قلب شما دو نفر برا همدیگه بتپه و روحیات تون و دیدگاه هاتون تا حد قابل ملاحظه ای بهم نزدیک باشه. بتونین با هم ارتباط کلامی صمیمانه برقرار کنین و حرف همو و حس همو بفهمین. فیزیک ظاهری همدیگه رو دوست داشته باشین و در برقراری رابطه چشمی با هم موفق باشین.
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:18#
    وقتی با هم هستیم خیلی خوب همدیگه رو درک میکنیم با هم شوخی میکنیم و هر دوتا ورزشکاریم.اتفاقا خیلی شیک و باوقاره وقتی تیپ مدرسه میزنه من خیلی خوشم میاد.کلا مشکلی نداشتیم باهم ولی یه کار احمقانه همه چیو بهم زد.مامانش خیلی رو من حساب باز کرده.ولی روم نمیشه بگم دخترتون رو نمیخوام به خودش گفتم که بهش بگه یه وقت بخاطر ادم بی ادبی مثل من معطل نشن.دختره موقعیت خوبی داره یعنی رو دست میبرنش.فامیلاشون هم نشونش کرده بودن ولی مادرش گفته بود پسره فلانی میخوادش.الان موندم چکار کنم؟باید باهام باشه از الان تا تحت کنترل من باشه ولی خودش میگه بزار وقتی رسما اومدی جلو.ولی من نمیتونم عشقمو تا چن سال ول کنم.ولی گفتم روی من حساب نکن به مادرت بگو بخاظر من الاف نشن که اگه خواستگار خوب داشتی بری
    ولی هم من میدونم و هم اون میدونیم که ما اخرش به هم میرسیم ولی تو روردواسی و به خاطر دعوامون تعارف تکه پاره میکنیم
    معمولا پسرا به سختی گریه میکنن.من چون اینو اینقد دوست دارم و وقتی برای چندمین بار متوالی به جواب اشتی گفتنم گفت نه اشکم سرازیر شد.بعد ی چیز جالب اینه که دختره نمیگه فراموشت میکنم.میگه بزار برای اینده.مثلا هر کی باشه میگه برو دیگه اصن سمت من هم نیا.من میرم با یکی دیگه مثلا.بعد به من میگه من تو رو مجبور نمیکنم تا چن سال به پام بمونی برو با یکی دیگه همش تعارف داریم با هم.
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:19#
    maryam.azadeh آواتار ها
    اگه روابط تون درحال حاضر صمیمانه هست و مشکل خاصی وجود نداره میتونین هرچه سریعتر برا خواستگاری اقدام کنین.
    اما قبلش سعی کنین در مورد نوع پوشش ایشون به یه نتیجه منطقی برسین طوری که برا هردوتون قابل قبول باشه و کسی به اون یکی چیزی رو تحمیل نکنه.
    اگه ایشون علاقه ای به حفظ حجاب (در اون حد که شما دوست دارین) ندارن، خیلی براشون دشوار هست که خودشونو تغییر بدن. اینو در نظر بگیرین که شخصیت، عادات و عقاید دیگران به اسانی قابل تغییر یافتن نیستن.
    اگه الان و این لحظه درصد بالایی با هم تفاهم دارین، خب هرچه زودتر برین خواستگاری و عقد کنین به نفع تون خواهد بود. اما اگه سر بعضی مسایل هنوز نتونستین همدیگه رو قانع کنین، پیش از خواستگاری سعی کنین مسایل رو حل و فصل کنین.
    پاسخ با نقل و قول

  11. ارسال:20#
    صمیمانه که نیست هیچ سایه همو با تیر میزنیم
    به نظر شما چقد طول میکشه برگرده و اشتی کنه و یا اصن ممکنه برگرده یا هیچوقت برنگرده و چه مدت لازمه تا باهاش ارتباطی نداشته باشم تا اون برگرده
    الان در مرحله جدایی هستیم و برام خیلی سخته
    الان با هم صمیمی نیستیم اصن و با هم از دیشب حرف نزدیم. در واقه دیشب جوابشو داد که گفت بزار برای اینده بهش گفتم من دوست داشتم و دارم  و خداحافظ برای همیشه ولی اون گفت منم دوست داشتم(یعنی الان ندارم) وقتی پرسیدم یعنی الان نداری با ترسس جواب میده یه جوری که نه خودشو جلوم کوچیک کنه نه منو زیادی بزرگ کنه و گفت هنوزم واسم احترام داری ولی نه مثل اون وقتا(زمان قبل از قهرمون)
    کلا وقتی ازش یه سوالهایی که میکنم که ممکنه به جداییم برای همیشه به انجامه یه جوری جواب میده که منو از دست نده و یه جوری هم میگه که خودشو مثل قبل مشتاق نشون نده که ضایع بشه
    الان که شرایط ازدواج نیست به هیچ وجح نه من نه اون سنمون کمه من 21 اون 17
    وقتی گفت هنوز واسم احترام داری ولی نه مثل قبل بهم برخورد که یه دختری که 4 سال از من کوچکتره همچین حرفی به منی بزنه که اصلا ادم بی ادبی نیستم و هنوزم راجبم فک میکنه بی ادبم و خودخوری کردم سر این حرفش و الان نه حرفی داریم نه چیزی با هم
    در مورد حجابش مشکل حادی نبود من نگفتم چادر بپوشه الانم اتفاقی دیدمش ولی اصلا نگاش نکردم ولی از ودور که دیدمش حجابش خیلی خیلی خوب بود.من اون روز نمیفهمیدم که میخواد حرصمو در بیاره و به عمد رعاییت نمیکرد و اگه زودتر میگفت شایدب با هم قهر نبودیم.حجابش خیلی خوبه من مشکلی ندارم با حجابش ولی میخوام به مادرم بگم به مادرش بگه که به فکر من نباشه اگه کسی رو داشت بده به اونا.چون دلمو خون کرد.هر چی التماسشو کردم.اشک پسر به سختی در میاد ولی مال من دراومد.میگفت فک کردی فقط اشک تو دراومد.میگفت وقتی اون حرفا رو زدی من گریه کردم و انتظار نداشتم عشقم همچیم حرفایی رو بهم بزن.ولی گریه کردن تو خون دختراست ولی پسر باید خیلی ناراحت باشه که اشکش بخاطر دختر بریزه و به هر دری بزنه که جبران کنه ولی جواب نده الان که اشتی نکرده باهام عین جواب رد میمون.به نظرتون احتمال برگشتن هست؟خودش میگفت نه .چون نمیتونم حرفاتو فراموش کنم و بیا از هم دور باشیم و کم کم عادت میکنیم.انگار نه انگار عشقش نمیتونه بدون اون ادامه بده
    به نظرتو احتمال بازگشتش هست؟
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (6): صفحه 2 از 6 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •