تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




پشیمانی بعد از دعوا در دوران قبل از عقد زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:itna
آخرین ارسال:itna
پاسخ ها 52

صفحه‌ها (6): صفحه 4 از 6 نخستنخست ... 23456 آخرینآخرین

پشیمانی بعد از دعوا در دوران قبل از عقد

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:31#
    داداش  از من داشته باش صد درصد بر میگرده

    اگه کس دیگه ای تو زندگیش نباشه و یا وارد زندگیش نشه بر میگرده

    اگه کسی وارد زندگیش بشه پس دیگه تو هم ازش بگدر وگرنه تا 1 ماه دیگه برگشته باید یه کم صبر کنی

    تو یه ماه دیگه ازش سراغ بگیر

    صبر کن این خانوم از این  نوع ادم هایی که دیر بدی های ادم ها از ذهنش بیرون میره
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:32#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'مهسا 23' pid='36024' dateline='1386485763'
    داداش  از من داشته باش صد درصد بر میگرده

    اگه کس دیگه ای تو زندگیش نباشه و یا وارد زندگیش نشه بر میگرده

    اگه کسی وارد زندگیش بشه پس دیگه تو هم ازش بگدر وگرنه تا 1 ماه دیگه برگشته باید یه کم صبر کنی

    تو یه ماه دیگه ازش سراغ بگیر

    صبر کن این خانوم از این  نوع ادم هایی که دیر بدی های ادم ها از ذهنش بیرون میره

     
    از اون ادمایی هست که تو زندگی از گل بیشتر کسی بهش نگفته بعد اون حرفی من خودش براش سنگینه و به قول خودش کسی تا حالا جرات زدن حرفایی که تو بهم زدی رو نداشته
    خدا کنه برگرده چون دارم دیوونه میشم از اون بدتر اینه که مادرش گفته اشکالی نداره با هم در ارتباط باشن این یعنی اگه اشتی بودیم با خیال راحت با هم در ارتباط بودیم و دیگه ترسی از پدر مادرش نداشت ولی حیف که ....


     [hr]امروزم بر سر یه سوتفاهم دختره فکر کرد من کسی رو اجیر کردم که باهام اشتی کنه و گفت بهش بگو خر خودتیو ازای حرفا
    ممنونم بابات کمک همتون.نه من به اون علاقه دارم و نه اون به من.روز به روزم داره دشمنیمون بیشتر میشه
    فردا هم دختر خالم میره خونشون که همه چیو یه مادرش بگه که من نه اونو میخوام و نه اون منو.که پس فردا نگه چرا نیومدی جلو.الان بدونه بهتره تا بعد که همه ی فامیل دختره متوجه بشن.
    کلا بخاطر کمکاتون ممنونم.
    الانم ناراحت نیستم و سرمو بالا گرفتم و نه اشک میریزم و نه چیزی.یه خورده گرفته هستم ولی حل میشه
    خدابزرگه یکی بهتر از اینو میگیرم
     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:33#
    من باهاش بد میشم بعد از دعوامون هم یه خورده نرم تر بود ولی بیشتر که باهاش بد شدم بدتر شد یعنی حرفام از روی ناچاری ،نارحتی،عصبانیت که چرا برنمیگردی و از این حرفا
    هنوزم دلم پیشش گیره به قول خودش که اون اوایل اشناییمون میگفت عشق که منطق سر نمیشه الان ماجرای منه من باهاش تند میشم ولی عاشقشم و نمیدونم چرا بد میشم باهاش و همین موضوع باعث بدتر شدن میشه
    اون به من قول داد که ترکم نکنه
    اونی که بخاطر من قشو ضعف میرفت نباید اینجوری باهام برخورد کنه من دوسش دارم از مادرم بیشتر نباشه کم تر نیست
    به قول مادرم یه دیوونه سنگو میندازه تو چاه......الان مصداق منه
    یاید برگرده
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:34#
    دختر خالتون رفت خونشون مادرش چی گفت؟
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:35#
    چن بار خواست بره به دلایلی نشد دختره گفت اگه میخواین بیاین من باید زودتر بگم به مادرم که چی گفتی بهم چون شما صد در صد نمیگید ک به دخترش چی گفتین من گفتم اتفاقا میاد همه چیو میگه از توهینای من و از همه چی از اون سفر که تو سفر چه کارایی میکردی که منو به دست بیاری و اینجوری ترکم کردی و ...
    دختره گفته به مامانم گفتم که همه چی تموم شده ولی نگفتم سر چی  خواستم برات بد نشه که پس فردا خانوادم احترامتو نکن ولی برای خودم بد میشد خلاصه من مطمئنم که نگفته چون جراتشو نداره و برای خودش بد میشه که با من بیرون میومده و اگرم گفته باشه مادرش به مادرم میگفت که همچین قضیه ای هست و از این حرفا
    من خودمو نمیتونم گول بزنم که من دوسش دارم من عاشقشم تقصیر خودم بود که دعوا کردم باهاش باید درستش کنم.باهاش دعوا  میکنم ولی دوسش دارم دست خودم نیست.من ایندمو با اون میخوام باشم چون از هر نظر کامله.غلط کرد که اون اوایل منو خواست منم عاشقش شدم حالا میخواد بره
    من اگه بخوام کسی رو به غیر از این مریم بگیرم میتونم خیلی راحتم میتونم ولی من مریمو میخوام خانوادش خیلی خوبن عین خانواده خودم از هر نظر با هم تفاهم داشتیم نمیدونم چی شد که اون روز اگه چند دقیق فک میکردم و هر چی از دهنم بیرون میومد نمیگفتم الان اینطوری نبودیم ما
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:36#
    توی ماجرا شما یه کم داره بچه بازی میشه
    نه که بگم بچه اس اما داره لجبازی میکنه
    به نظر من راه درست همین به دختر خالتون بگید بره همه چی بگه و از مادرش کمک بخاد تا اگه میشه اشتیتون بده اگرم نه  تمومش کنی

    مادرش اگه عاقل باشه بلد چطور حلش کنه

    پس زودتر بزار بزرگتر ها وارد مسئله بشن
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:37#
    مشکل اینجاست که اون تو پر قو بزرگ شده با کوچکترین حرف بدی ناراحت میشه
    منم دست کمی از اون ندارم جفتمون مغروریم هر دو تامون غرورمون شکست اون غرورش با حرفای من شکست من با التماس کردن
    دخترخالم یه جورایی ناامیده میگه من دیگه نمیرم پیشش خودمون رو زیاد کوچیک کردیم اگه دوست داشته باشه برمیگرده  ولی مادرم گفت من میرم رودرو صحبت میکنم باهاش شاید اشتی کرد
     فردا مادرم بره خونشون با خود دختره حرف بزنه اگه باز گفت نه با مادرش صحبت میکنیم که تموم شه گرچه برام سخته
    استخاره گرفتیم این بود که اقدام کنید گرچه در این راه سختی هست ولی اخرش خیره[hr] خودش گفت به مادرم گفتم هر چی بینمون بوده تموم شده ولی دلیلشو نگفتم تا برای تو بد نشه ولی برای خودشم بد میشد.با شنیدن این خبر یعنی جدایی رسمی ما دوتا البته اگر واقعا گفته باشه ولی فک نکنم چون بعد از ظهری و دیروز مادرم چن بار زنگ زد به مادرش مادرش جواب نداد یا رفته بود گردش(معمولا  کسی تو این شرایط گردش نمیره )اولین کاری که مادرش میکرد با مادرم ضحبت میکرد که واقعا همه چی تموم شده و میگفت چی شده که تموم شده و از این حرفا درسته؟ تا حالا صد و بیست بار ازش خداحافظی کردم ولی اینبار یه ایمیل بلند براش نوشتم از احساساتم نسبت بهش گفتم از لحظات خوبی که باهاش بودم گفتم و از اینکه به مادرش گفته گفتم عیبی نداری من ادم بدم.اینبار نه با دعوا حرف زدم که باز اعصابش خورد بشه نه با شکایت که چرا گفتی
    خلاصه حرفام بیشترش احساسی بود یعنی احساس از روی دل.حرف دلم بود چون من عاشقش بودم.بهش گفتم من میکشم کنار تا تو راحت باش و از این حرفا ولی کوچکترین حرفی بهش نزدم گفتم حسابی تو این 20 روز  بحث کردیم که دیگه حوصله دعوا نداریم خلاه خیلی نرم ازش خداحافظی کردم
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:38#
    همینطور که حدس میزدم مادرم رفت خونشون مادرش از هیجی خبر نداشت و گفته پسرت راجب مریم حرفی بهت نمیزنه و از این حرفا و گفته سلاممو بهش  برسون
    اینا یعنی اینکه هنوز نگفته هیچی منم دیشب یه نامه احساسی به دور از دعوا براش نوشتم و خداحافظی کردم ازش
    خیلی شیک و محترمانه
    منم گفتم اگه خبر نداشت تو هیچی نگو بزار زمان بدیم شاید حل شد شاید ند اگرم نشد سرش سلامت
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:39#
    اخرین وضعیت ما
    دختره هیچی به مادرش نگفته که تموم شده مادرم هم چند بار رفته خونشون که یه جورایی مادرش اگه خبر داره به مامانم غیر مستقیم بگه که واقعا تموم شده یا نه که هیچی که نگفت هیچ تازه سراغ منو میگرفت و میگفت خودشون با هم در ارتباطن ولی من به روی دخترم نمیارم اینا یعنی اینکه کوچکترین حرفی نزده . داداشش از کنار خونمون رد شد بهم سلام کرد و رفت و مشخصه که هیچی نگفته
    منم باهاش در ارتباط نیستم یعنی دیگه نمیخوام اعصابشو خورد کنم چون الانم جوابمو نمیده
    الان من چکار کنم.میخوام بعد از چند مدت بهش بگیم، البته از طرف مادرم که از خوده دختره سوال کنیم که ما چکار کنیم خودت هر جور صلاح میدونی به ما بگو تا ما همون کارو کنیم تا تو راحت شی و بگیم که پسرم یعنی من گفته من راضی نیستم مریم خراب بشه و بره پیش مامانش از من بد بگه یا هر جوری که خودش دوست داره.
    من عاشقشم برام فرقی نمیکنه چه جوری تموم بشه .من راضی نیستم اون ناراحت بشه بزار من خراب شم تا اون راحت باشه
    الان ما چکار کنیم ؟من نظر خودم اینه که یه چن مدت یه ماهی پیگیرش نشم شاید برگشت برنگشت هم از خودش میپرسیم که چکار رکنیم نمیتونیم تا چند سال مادرت و خانوادت بی خبر باشن بعد بفهمن بدتر میشه بالاخره باید بگی سری بینمون نیست پس فردا پشتم حرف درنیارن که نیومد جلو و از این حرفا تو هم که منو نمیخوای حداقل به مادرت بگو که تموم شده درسته حرفام؟
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:40#
    lale آواتار ها
    itnaعزیز شما مدام مینویسین دیگه کاری به کاریش ندارین وباز دارین کنکاشش میکنین....اگراین دخترخانوم مثلا 90درصد دخترا باشه مطمئن باشین بعد یه مدت کا خودشون به آرامش رسیدن وبا توهین هایی که بهش کردین کنار اومدند حتما بهتون نزدیک میشن...پس لطفا کاروخراب تر نکنین...یه مدت سکوت کامل بکنین..یه جورایی شاید وشایدو دارن گربه رو دم ...
    که بعد ازدواج ازاین کارا نکنین.
    منظورم از سکوت کامل سکوت کامله دیگه تو چت وامثالهم  بازیگوشی نکنین
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (6): صفحه 4 از 6 نخستنخست ... 23456 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •