تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




نسبت به شوهرم سرد شدم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:پرنیا
آخرین ارسال:بهار29
پاسخ ها 12

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

نسبت به شوهرم سرد شدم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    باسلام 
    من مدت 3 ماه هست که عروسی کردم  و حدود 1سال و نیم عقد کرده بودیم تو دوران عقد به واسطه دخالت اطرافیان خیلی مشکل داشتیم به واسطه همین موضوع زندگیمون رو با کلی ناراحتی و دلخوری از هم شروع کردیم .طوری که روز عروسی با هم قهر بودیم .
    تو این مدت 3 ماه که باهم زندگی میکنیم من هیچ انگیزه و حسی نسبت به زندگی و شوهرم ندارم و همین باعث دعواهای ما شده که البته در کنار اینها وقتی دعوا میکنیم شوهرم شروع به کتک زدن من میکینه .و بعدش پشیمون میشه و معذرت خواهی میکنه که دیگه فایده نداره ومن از دلم بیرون نمیره .حتی دلم نمیخواد رابطه ای باهاش داشته باشم .از طرفی هم هیچ کدوم از اعضای خانوادم نمیدونن که ما رابطمون اینجوریه .از شوهرم سرد شدم ولی میخوام زندگی کنم از طرفی کابوس وقتی که منو کتک میزنه از  ذهنم نمیره .داغون شدم .از زندگی خسته شدم .دوست دارم یه مدت از شوهرم دور باشم نبینمش ولی خوب نمیدونم کار درستی هست یا نا .لطفا راهنماییم کنید خیلی داغونم .

     [hr]خواهش میکنم راهنماییم کنید .خیلی شرایط بدی دارم.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام همیار عزیز
    لطفا سن،سطح تحصیلات خودتون و همسرتون رو بفرمایین
    میشه در مورد همسرتون بیشتر توضیح بدید؟
    علت اصلی دعواها چیه؟
    سعی کردید در دعواها کوتاه بیاین یا نه؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    سلام 
    من 29 سالمه و مدرکم لیسانس و شاغل و دارای موقعیت اجتماعی خیلی خوب که البته از وقتی ازدواج کردم اصلا اعتماد به نفس ندارم و حس میکنم هیچ ارزشی ندارم و شوهرم 28 سالشه و هنوز دانشجوی کاردانی هستش  و توی شرکتی که کار میکنه شغل مناسبی نداره .
    همسرم پسر خیلی مهربون و حساس ولی خوب خیلی زود عصبی میشه و وقتی عصبی میشه کنترل رفتارش شدیدا از دستش خارج میشه و فکر هیچ چیزی رو نمیکنه که البته بعدش پشیمون میشه که ولی خیلی چیزا رو از بین برده .
    متاسفانه ما تو دوران عقد خیلی ضربه خوردیم و من شخصا احساسم خیلی کم شده حتی میدونم که باعث بعضی از دعوا ها من هستم ولی واکنش های همسرم وحشتناکه .  حرفای خیلی بدی میزنه  بدترین فحشها رو میده که من بد دهن بودنش رو حس میکنم به خاطر تاثیر پذیری از محیط کارش هست ولی واسه من قابل تحمل نیست.
    در مورد خانوادش هم اجازه اینکه بخوام کوچکترین حرفی بزنم ندارم چون منجر به به یه دعوای بد میشه .تو این مدت با هر دعوا و کتک که منو زده در حدی بوده که تا مدتها درد زدنش رو تحمل کردم یه بار بینی ام به شدت ضرب خورد یه بار صورت کبود شد یه بار دستم و حالا هم که یه طرف صورت از دندونم تا گوشم درد میکنه و خیلی راحت میگه که بعد از چند روز خوب میشی .این رفتار واسش عادی شده و بعد از دعوا فکر میکنه با یه عذر خواهی و نوازش من زندگی باید به روال عادی برگرده و اصلا خودش رو مقصر نمی دونه .از طرفی هم خیلی به مادرش وابسته و تحت تاثیر حرف اونه .یکی از دعواهایی که بیشتر ما داریم و نیاز به دعوا نیست ولی دعوا میشه اینه که اگه هر کاری هم خودمون داشته باشیم اگه مادرش بگه بره اونجا رفتن به خونه مادرش واسش اولویت به کار زندگیش هست .
    من برای اینکه پای خانواده ها به این ماجرا باز نشه چون میدونم بفهمن دیگه همین جا پایان زندگی مشترک میشه .از طرفی اگه خانواده هم بخوان حمایتی داشته باشن همسرم خیلی با ادبی و پرو رویی میگه خوب کاری کردم .نه میتونم به کسی بگم نه این رفتارش رو میتونم تحمل کنم .
    الان به جایی رسیدم که حتی حسی واسطه برقراری رابطه جنسی هم باهاش مشکل دارم چون همش صحنه هایی که منو میزنه میاد تو ذهنم .
    آقای صالحی مشکل خیلی زیاد دارم حتی یه مشکلاتی هم من خودم دارم ولی کابوس کتک زدن همسرم منو دیوونه داره میکنه .
    من تو اجتماع و محیط کاری جتایگاه خیلی خوبی دارم رشته تحصیلی ام مهندسی هستش ولی با این رفتارای همسرم حس میکنم هیچی نیستم یه آدم به درد نخور.
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    lale آواتار ها
    سلام
    باید بگم درکتون میکنم...وقتی به هردلیلی منطقی یاغیرمنطقی،کینه تو دل آدم ایجاد میشه،یه لبخند زدن هم مشکل میشه چه برسه به سایرکارهای عاطفی.سوالی که به ذهنم راجع به مشکلتون میرسه اینه که آیا شما تو این مدت باهم  دردودل کردین؟اصلا حرف همو میفهمین؟شده از ناراحتیهاتون بگین؟سعی کرده باشین که متوجه اشتباهشون(مثلا اولویت قراردادن مادرشون)بکنین؟
    اگه نشده امتحان کنین واگه پیش اومده ولی نافرجام بوده ازعلت نافرجام بودنش برامون بنویسین؟بذارین با روحیه شوهرتون هم آشنابشیم.شاید مشاوره که نه!بتونیم از تجربیاتمون دراختیارتون بذاریم.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    سلام  ما با هم نمیتونیم درد و دل کنیم چون منجر به دعوا و فحش دادن همسرم میشه و یه اخلاقی  که داره زود قهر میکنه و می ذاره میره کاری که یه زن شاید انجام بایستی بده .در مورد این موضوع که از اینکه منو میزنه و این دفعه دیگه تحمل فراموش کردنش واسم سخته بهش گفتم ولی جوابش اینه که زبون درازی نکن تا کتک نخوری .آخه من این نبودم کسی اینقدر کوچیکم نمی کرد چه برسه به اینکه بخوام از شوهرم کتک بخورم .
    همسرم یه آدم لجباز و مغرور و تقریبا خاله زنکه البته یه سری خصوصیات خوب هم داره از طرفی خیلی مهربونه ولی در اولویت اول زندگیش مادرش هست من هم نسبت به این موضوع حرف بزنم میشه دعوا و کتک کاری .
    اینو میدونم که منم تو دعوا کردن مقصرم فقط اون نیست ولی خوب منم یه حدی تحمل دارم واقعا چیزی که بی انگیزم کرده کتک زدناشه که به هیچ کس هم نمی تونم بگم .کاملا نسبت بهش بی حوصله شدم .دلم میخواد چند روز ازش دور باشم نمی دونم کار درستی هست یا نه 
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    lale آواتار ها
    درمورد تصمیمی که میخواین بگیرین(چند روز ازش دور باشین):میخواین کجا برین ؟خونه پدرتون شهر خودتونه؟اگه خونه پدرتونیه شهردیگه ست میشه باروی خوش به بهونه مسافرت برین...اما اگه تو یه شهرین متاسفانه باید بگم ممکنه کینه رو تشدید کنه وجنبه قهر داشته باشه...
    امکانش هست چند روز باروی خوش ازشوهرتون دور باشین؟
    البته فراموش نکنین این حل مساله نیست یه جورایی پشت گوش انداختنه...ولی برا روحیه تون خوبه.سعی کنین بشینین آروم وباحوصله همون مدلی که همسرتون می پسنده،حداقل یکی از مشکلاشو که شمارو بیشتر آزرده کرده(کتک زدن)حل کنین.اگه نشد از مشاوره حضوری که همسرتون هم باشه استفاده کنین.
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    باسلام
    راهکارهای مختلفی برای حل مشکل بین زوجین وجود داره اینکه دو طرف بخان قهر کنن یا از هم دور باشن یا کتک کاری بکنن راهبردهای کودکانه است و نشان دهنده عدم بلوغ عاطفی بین دوطرف هست وقتی یک زوج میخان با هم ازدواج کنن تنها بلوغ فیزیولوژیک ملاک نیست بلکه باید دوطرف به بلوغ هیجانی و روانی و عقلی هم برسند بنابراین سن تنها تعیین کننده نیست
    بهرحال این انتخاب صورت گرفته و الان باید به فکر کاهش آسیب باشیم
    شما با علم به اینکه همسرتون این خصوصیات اخلاقی را داره وارد زندگی مشترک شدید(با توجه به اینکه فرمودید که در دوران عقد هم باهم مشکل داشتید) در اوائل زندگی مشترک این عدم تفاهم ها تا حدودی طبیعی است منتها مهم این هست که دو طرف بتونن این ناسازگاری ها را مدیریت کنن در این رابطه چون شما به مشاور رجوع کردید شما باید مسئولیت عمده مدیریت رابطه را بر عهده بگیرید
    تجربه ثابت کرده اغلب مردها زمانی دست به کتک کاری همسرشون میزنن که " اقتدارشون" زیر سوال رفته باشه و مرد احساس کهتری داشته باشه که به طریق کتک زدن این کمبود را میخاد جبران کنه
    سعی کنید در اختلاف سلیقه ها به جای داد و بیداد و برخورد  فیزیکی  در ابتدا سعی کنید که هیچ صحبتی با هم نکنید و محل را ترک کنید چون با توجه به عصبانیت هردو ممکنه کار به جر وبحث و... بکشه بعد از اینکه کمی آروم شدید بدون قهر و کنایه زدن به طور واضح و شفاف و در عین حال محترمانه نظرتون را به همسرتون بگید سعی کنید که جملاتتون هم به ترتیب زیر باشه  و بیشتر با ضمیر " من " شروع بشه

    من وقتی شما  در فلان موقعیت ،  فلان کار را انجام می دید  احساس می کنم که ......
    مثلا  : من وقتی شما همیشه به حرفهای مادرتون گوش میدید حس میکنم که به من بی توجه شدید(یا هر احساسی که از اون کار همسرتون دارید)
    متاسفانه خانم ها فکر میکنن که نباید به همسرشون بگن که چه کاری را دوست دارن و این عقیده را دارند که او خودش باید بفهمد ولی این یک خطای شناختی ذهن خوانی است و شما باید به طور شفاف در مورد نیازها و خاسته هاتون با همسرتون صحبت کنید
    اگر واقعا قصد ادامه زندگی را دارید باید برای زنده نگه داشتن عشق تلاش کنید
    عشق به طور خود بخودی از آسمان نمیاد نیاز به تلاش داره
    برای تغییر این رفتار  همسرتون هم ( که تغییر دادن  کل ویژگی های همسر کاری اشتباه است) باید صبور باشید و از چاشنی محبت به جا استفاده کنید
    در ضمن اصلا این مسائل را با خانواده ها در میان نگذارید که باعث حرمت شکنی بیشتر میشه
    سعی کنید با توجه به اینکه هردوی شما انسان های بالغی هستید مسائل تون را خودتون حل کنید و درصورت نیاز از یک متخصص کمک بگیرید
    شادباشید
     
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    سلام 
    من در دوران عقد مرتب پیش مشاور می رفتم .مشکلاتی که در دوران عقد داشتیم متاسفانه از ساده بودن و بی تجربگی همسرم بود که تحت تاثیر یکی از اطرافیان قرار گرفته بود و باعث اختلاف و ناراحتی شده بود.
    همه چیزایی که شما میگید رو قبول دارم و جاهای دیگه هم خیلی در مورد اینا مطالعه کردم ولی خوب خیلی خوب نتونستم اجرا کتم و با هر دفعه دعوا و زدنهای شوهرم اصلا میلی به محبت بهش دیگه ندارم .
    الان اولین مشکلم اینه که نمیتونم کاراشو فراموش کنم و ازش خوشم نمیاد .اول میخوام یه راهی پیدا کنم که بتونم حسم رو عوض کنم چون خودم خیلی اذیت میشم.
    بعد هم در مورد خانوادش هر جوری صحبت کنم در نهایت متهم من هستم .حالا اونا هر کاری هم کنن و اذیتی کنن من نباید حرف بزنم .
    در ضمن همسرم کمی خاله زنکه با اون رفتارش چکار کنم؟ [hr]ممنون لاله جان .خونه پدرم هم نزدیک خودمون هست .از طرفی هم طاقت دوری از من رو نداره که بزاره چند روز برم و بتونم آرامش پیدا کنم .از طرفی خودم هم این شرایط خیلی اذیت میشم .
    جالبه که مرتب اظهار عشق و دوست داشتن میکنه ولی من همش حس میکنم دروغ و تظاهر هست و مسخره است واسم .
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    سلام یه نکته بگم و اینکه از جهت حساس بودن زیاد همسرتون درباره مادرش با من مشابهید. اوایل من هم البته نه مثل شما به این شدت سعی کردم از این حساسیتش کم کنم اما اصلا فایده نداشت و تازه فهمیدم یه جورایی اغلب پسرها در مورد مادرشون این حسو دارند من هم سعی کردم که به طور مستقیم مخالفتی با این قضیه نکنم.  من تا حدودی در باره کارهای بقیه افراد خانواده انتقاد میکنم اما از مادرشون نه و یا اگر انتقادی باشه این کار رو به طرز زننده که موجب جبهه گیری بشه انجام نمیدم و سعی میکنم ملایم و حالت گله مندی داشته باشه. من اینطور بهتر نتیجه گرفتم. بر خلاف دوستان من با کمی فاصله گرفتن البته به صورتی که تا حد امکان حتی خانواده ها هم باخبر نشوند، موافقم . اینکه میگین خیلی بهتون وابسته ستنشونه خوبیه و شما میتونید از این علاقشون برای از بین بردن عادات زشت همسرتون استفاده کنید. البته شما خودتون هم مشکلی شبیه من دارید و من فکر میکنم از آنجاییکه قبلا همیشه تایید شده اید تاحدودی یکدنده و مغرور هستید و نمیتونید در هیچ موردی نسبت به همسرتون کوتاه بیاین و همین اوضاع رو وخیمتر میکنه.  سعی کنید روی خودتون تسلط بیشتری پیدا کنید و خوددارتر باشید از اینکه بلافاصلا جواب همسرتون رو بدین.من تمرین کردم و شد. نتیجه هم گرفتم. شکسته شدن حریم ها خیلی بد هست. نگذارین این موضوع برای شما یک مسئله عادی بشه که دیگه هیچ جوری درست بشو نیست. از همین حالا دست بکار شین و اول روی خودتون کار کنید سعی کنید سکوت رو تمرین کنید  با سکوت کردن نگذارید کار به کتک زدن برسه . به مرور که روابط بهتر شد یا در زمان آرامش شوهرتون با تایید اینکه شوهر و زندگیتونو خیلی دوست دارین و میخواین طوری زندگی کنید که در کنار هم همیشه احساس آرامش کنید، با حالت گله مندی از شوهرتون بخواین که سعی کند مثلا فلان کار را نکند. سعی کنید محیط خانه را برای شوهرتون امن و مورد علاقه کنید. در این کار باید صبر و حوصله به خرج بدین ولی  انشاءا... سرانجام خوبی خواهد داشت
    موفق باشید
    منتظر شنیدن خبرهای خوب شما هستیم
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    سلام بهار جان 
    من تا قبل از ازدواجم خیلی مغرور و لجباز و یکدنده بودم ولی همه اینا رو کنار گذاشتم چون همسرم اینقدر لجبازه که اگه منم بخوام لجبازی کنم شاید تا الان همه چیز تموم شده بود. الان واسه اینکه بتونم روحیه بگیرم دارم واسه خودم سرگرمی درست میکنم باشگاه میرم ولی حسم دیگه به همسرم حس قبل نیست .دیدنش خوشحالم نمیکنه یاد کاراش می افتم .اول میخوام بتونم این حس عوض بشه.
    از طرفی راجع به مادرش هر جریانی تو زندگی ما هست میره به مادرش میگه و اونم به خواهراش میگه  واسه همین هم من جدیدا اگه چیزی پیش بیاد هم دیگه به همسرم هم نمیگم خودش هم فهمیده که یه سری چیزیایی که البته مربوط به زندگیمون نیست رو بهش نمیگم .
    ممنون از راهنماییتون .
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •