تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




ازدواج مجدد بعد از فوت شوهر زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:hamed_pourkharazi
آخرین ارسال:**شادی**
پاسخ ها 5

ازدواج مجدد بعد از فوت شوهر

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    باسلام ... 
    من 6 ماه پیش با یه دختر خانمی که نسبت فامیلی داشتیم آشنا شدم .. پدر این دختر خانم 5 سال پیش به رحمت خدا رفت .   و این دختر خانم تنها فرزند خانواده هست  که 19 ساله هستند.که سالها با مادر و دختر باهم زندگی میکنن و خدارو شکر مشکل مالی ندارن .
     رابطه ما جدی بود از همون اول آشنایی و قصد ازدواج داریم باهم . ولی قرار ما بعد از تمام شدن دانشگاه دختر خانم هست . و مادر دختر هم از این قصد ما خبر داره .
    مشکل ما (هم من و هم این دختر خانم) این هست که مادر این دختر خانم قصد ازدواج داره ..  و توجهی هم به رضایت دختر خودش نداره و دخترش هم به شدت از این موضوع راضی نیست . و فعلا تا موقع ازدواج خودش راضی به این کار هم نمیشه . ولی قصد مادرش جدی هست ..  این دختر خانم هم که قراره همسر من بشه الان تو موقعیت روحی بدی قرار گرفته .. دوست نداره کنار یه فرد غرببه دیگری زندگی کنه و البته نمیخواد جای  پدرش را کسی دیگه پر کنه . 
    روحیه دختر خانم به شدت افت کرده و من خیلی نگرانشم .  روز به روز بدتر میشه و از این راز دلش هم من به زور باخبر شدم .. همش داره خود خوری میکنه ...  چند باری هم با مادرش صحبت کرده حرف دلشو گفته که من نمیخوام کسی دیگه بیاد جای پدرم و از اینجور حرفا ...  که مادرش قبول نکرده .. 
    حالا خواهشم این هست  که یه راه حلی برای این کار به ما پیشنهاد کنید که شاید با امید خدا تونستیم مادرشو فعلا برای مدت محدودی منصرف کنیم حداقل تا زمان ازدواج ما دوتا ... تا شاید به امید خدا روحیه معشوقه من بهتر بشه .. 
    این تصمیم مادرش شب و روز برای ما دوتا نذاشته ... 
    با تشکر..
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام
    هرکس یبار به دنیا میاد و یبار هم از دنیا میره!
    پس هرکس حق داره ازین نعمت زیبا اما کوتاهه زندگی نهایت لذت رو ببره!
    حق طبیعی اون خانوم هم همینه که آزادانه و طبق میل خودش ازین نعمت استفاده کنه!
    بنظرم بهتره شما با دخترخانوم صحبت کنید و بگید که این حق طبیعی مادرشه و بگید که بعد ازینکه شما ازدواج کردید مادرش چقدر تنها میشه!

     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    سلام .. ممنون از نظرتون ..
    ولی میدونید قضیه چیه .. دخترش میگه صبر کن بعد ازدواج من .. وقتی بعد از این که من از این خونه رفتم اون موقع من بیشتر آمادگی دارم به این تصمیم تو .. ولی الان میگه تحمل ندارم ..  
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    خب مادرش راضی نمیشه صبر کنه تا بعد از ازدواج شما ازدواج کنه؟
    در غیر اینصورت که نمیشه به اجبار بهش گفت صبر کن اول ما عروسی کنیم!
    بهترین کار اینه که با دخترشون صحبت بشه تا ذهنیتش خوب بشه نسبت به ازدواج مادرش

     
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    **شادی** آواتار ها
    سلام جناب hamed_pourkharazi
    بهمیاری خوش اومدین...
    اینطور که شما گفتین مهیا شدن شرایط برای ازدواجتون دست کم 3سال دیگه زمان نیاز داره میخواستم بپرسم اگه شرایط ازدواج برای شما و این دختر خانم مهیا بود ولی بزرگترها مشکل خاصی مثل بحران مالی یا خانوادگی داشتن و از شما میخواستن برای ازدواج تا 3سال دست نگه دارین عکس العمل شما چی بود؟
    واقعیت اینه که حق با این مادر محترم هست...ایشون یه دختر جوون مجرد نیست که موقعیت ازدواج همیشه براش پیش بیاد و از طرفی, هم بدلیل شرایط سنی و بحران میانسالی و هم بدلیل شرایط اجتماعی, نیاز به یک همدم, همراه و حامی داره...اینکه دختر گفته "تا ازدواج من دست نگه دارین تا من از این خونه برم و بعد شما ازدواج کنین" نشون میده با نفس ازدواج مامانش مشکلی نداره فقط میخواد تا زمانیکه تو این خونه هست فرد دیگه ای جای پدرش حضور نداشته باشه...صدالبته  این احساس دختر هم قابل درکه ولی همیشه شرایط مطابق میل ما نباید پیش بره گاهی باید منافع و واحساسات دیگرون رو بمنافعو احساسات خودمون ترجیح بدیم یعنی دقیقا همون برخوردی که انتظار داریم دیگرون با ما انجام بدن و اگه ازدواج برامون ضروری هست تمام تلاشمون رو میکنیم تا موافقت بزرگترها و شرایط رو جلب کنیم.
    اول ازتون میخوام یک چیز رو خوب بررسی کنین, اینکه این ادعاها و ابراز ناراحتی های دختر برای این نیست که شمارو برای ازدواجی زودتر از موعدمقرر آماده کنه؟
    و بعد درباره خود دختر, بهتره تلاشها برای جلب موافقت دختر از طرف مادرش انجام نگیره چون اصرارها و تلاشهای مادر, برای دختر تفسیر دیگه ای داره و این تصور براش بوجود میاد که علاقه مامانم به پدرم از بین رفته داره به روح پدرم خیانت میکنه میخواد یه مرد غریبه رو جای پدرم وارد این خونه کنه و ... همین تفاسیر باعث میشن نتونه عمق مسئله و ضرورت این ازدواج رو درک کنه...بنابراین برای اینکه ایشون خودش به اون پذیرش برسه, یه شخص سومی که ذینفع نباشه مثل یه روانشناس/مشاور یا حتی یه دوست مورد قبول اینجا میتونه دلیل و ضرورت این امر رو برای دختر بشکافه بهش اطمینان بده کسی قرار نیست جای کسی دیگه رو پر کنه یاد و مهر پدرت تا ابد تو قلب تو و مامانت زنده ست اما زندگی درجریانه و شرایط میطلبه که مامانت برای ادامه زندگی تکیه گاهی امن داشته باشه.
    و مسئله دیگه که میتونه تاحدودی ایشون رو آروم کنه آگاهی از جنبه های شرعی این ازدواجه...بهتره خودتون هم تحقیق کنین ولی تا جاییکه من اطلاع دارم با ازدواج مادر ایشون, اون آقا برای دختر همانند پدرش محرم میشه...
     
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •