تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مخالفت مادرم باازدواجم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:قلب شکسته
آخرین ارسال:قلب شکسته
پاسخ ها 5

مخالفت مادرم باازدواجم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
     باعرض سلام من دختری 23 ساله هستم که حدود یک سالی با پسری هم سن خودم اشنا شدم عاشقانه همدیگه رو دوست داریم طوری که جدایی برامون خیلی سخته ازاول اشناییمون هم خانواده هامون خبرداشتن وبا تایید بزرگترها ادامه دادیم طوریکه الان خیلی عاشق همیم و وابسته شدیم ایشون دانشجوی ارشدهستن وپیش پدرشون کارمیکنن ... منم کارشناسیمو میخونم...ازلحاظ اخلاقی خیلی پسرپاک و مهربونیه ولی حالا مادرم مخالفه میگه مادرش خیلی کنجکاوه و بی ادب و این مشکل سازه برات ....بهتره بیخیال این جریان شی...ولی نه من میتونم نه عشقم....توروخدا راهنماییم کنین خیلی درموندم....ممنون

     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام . به همیاری خوش اومدید.
    آیا تا بحال درخواست رسمی برای ازدواج از طرف مقابل داشتین؟ یا اینکه فعلا در حد صحبت هست ازدواجتون؟

    آیا شما هم حرف مادرتون رو تصدیق میکنین؟میشه یک نمونه مثال بزنین؟
    با آقا پسر در مورد این مشکل صحبت کردید؟
    نظر خود شما چیه؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    ممنونم....منظورتون ازدرخواست رسمی اگه خواستگاریه نه هنوز...ولی خانواده ها باهم به منظورازدواج ما در اینده ارتباط دارن....و ماهم باهم اشنامیشیم...وهمه فامیلامون میدونن ماقراره باهم ازدواج کنیم...بله به نظرمن هم مامانشون کنجکاوه و درموردهمه چی نظرمیده...ونسنجیده حرف میزنه...نه به خود ایشون من حرفی نزدم ولی خودش این اخلاق مامانشوقبول داره...بامامانم بین خودمون مشورت میکنیم نمیخوام فکرکنه من با مامانش دشمن شدم ومامانشو دوست ندارم چون ایشون خیلی به مامانم احترام میذارن...من قبول دارم ایرادمامانشو ولی به نظرمن اونقدر عشقم امتیازمثبت داره که میشه این ایرادوتحمل کرد که این حرفموبه مامانم گفتم ولی میگه توهمه چیو قبول میکنی ونمیفهمی...نمیدونم چیکارکنم...
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    ما فرض میکنیم که این آقا پسر کاملا با شرایط و معییارها و اهداف شما همخوانی داره ...
    تحصیلات خوب، سن مناسب ، فرهنگ همخوان ، ایدئولوژی و عقاید یک سان ، تربیت خانوادگی مشابه ، شغل ، درآمد و وضعیت خدمتی مشخص

    حالا فرض کنیم شما زیر یک سقف رفتین و با هم زندگی میکنین....
    به نظرتون آیا این آقا پسر در آینده خواهند تونست که استقلال کاملی داشته باشند؟ آیا مادر ایشون رو میتونین تحمل کنین؟
    آیا همسرتون میتونن مرز مشخص و معینی رو در زندگی آتی تعیین بکنن که مادرشوهرتون نتونن از اون مرز تخطی بکنن ؟ به طور عامیانه دخالت و فضولی در زندگیتون نداشته باشن؟
    چه تضمینی برای اینکار در دست دارین؟ 


    پیشنهاد میکنم حتما بیشتر در اینمورد فکر کنین و اگر لازم دونستین با خواستگارتون حتما در میان بذارین....
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    مرسی که برام وقت میذاریدوسوالاموجواب میدید....واقعاممنونوالاایشو ن اینجوری نشون میدن که مستقل هستن یعنی رابطشون باخانواده درحین احترام به شکل مستقل هست... اگه بهشون مطرح کنم فکرنمیکنه با مادرش جوردرنمیام؟؟ و دشمنی میکنم؟ یکباردرموردپدرشون گفتم میخوام خودمون برای زندگیمون تصمیم بگیریم باپدرشون صحبت کردن دراین موردوپدرشون قبول کرد...ولی نمیدونم درموردمادرشون هم اینجوری میشه یا نه؟.....بازهم مرسی بخاطروقت گذاشتنتون...
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •