تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




قصدش چیست؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:amir000
آخرین ارسال:amir000
پاسخ ها 23

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

قصدش چیست؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    آخه گفته بود بابام تا 2 3 سال دگه نمیذااره کسی بیاد جلو.ب نظرتون اهمیت ندم با جواب قطعی تر میاد؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    maryam.azadeh آواتار ها
    برای ازدواج شما دو نفر، شرط لازم و ضروری امادگی هردوتون هست. نظر پدر و مادر ایشون یا پدر و مادر شما، در اولویت دوم قرار داره. در واقع نقش والدین در ازدواج فرزندهاشون، نقش مشاور هست و تصمیم اول و اخر با خود شما دو نفر هست.
    اگه حس متقابل بین تون وجود داره و دیدگاه ها و سبک زندگی تون بهم دیگه شبیه هست، سعی کنین تردید نداشته باشین. 
    با ایشون شفاف صحبت کنین و نظر شخص خودشو به نحوی جویا بشین. اگه واقعا ایشون امادگی کامل داره، برا خواستگاری اقدام کنین و موانع موجود رو هوشمندانه از سر راهتون بردارین.
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    برای خواستاری دو دلم اونم 19 سالشه چکاری کنم رفتارش بهتر شه و کم کم برای خواستاری پیش برم! مثلا واسه 1 سال دگه
     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    maryam.azadeh آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'amir000' pid='34954' dateline='1385669550'
    برای خواستاری دو دلم اونم 19 سالشه چکاری کنم رفتارش بهتر شه و کم کم برای خواستاری پیش برم! مثلا واسه 1 سال دگه
     

     
    دو دل بودن تون از کجا منشا میگیره؟
    ایا در انتخاب تون شک دارین؟ یا اینکه حس میکنین سن شما و یا ایشون هنوز مناسب ازدواج نیست و ترجیح میدین 1 سال صبر کنین تا بهتر بتونین زندگی رو مدیریت کنین؟
    اگه در انتخاب تون شک دارین، اصلا نیازی نیست 1 سال از عمر خودتون و ایشون بخواد هدر بره و در طی این مدت، هردوتون فرصت های بهتری رو از دست بدین تا در نهایت به این نتیجه برسین که مثلا مناسب هم نیستین و یا.......
    برا اینکه دو نفر به شناخت کافی از همدیگه دست پیدا کنن، نهایتش 3 ماه زمان لازم هست که طی این 3 ماه، میشه قرارهای بیرون گذاشت و به طور پیوسته با طرف مقابل در ارتباط بود و بر خصوصیات و شخصیتش اگاهی پیدا کرد.
    اما برا شناخت کامل از همدیگه، 100 سال هم کمه. هیچکس نمیتونه انسان دیگه ای رو حتی اگه فرزندش باشه به طور کامل بشناسه. هر انسانی یه قسمت از درون خودشو برا هیچکس اشکار نمیکنه. هرکسی مکنوناتی در قلبش هست که هرگز و برای هیچکس و تحت هیچ شرایطی بروز نخواهد داد. برا انتخاب همسر و ازدواج، نیازی به تلاش برای کشف رازهای درونی طرف مقابل نیست. ما هرگز موفق نخواهیم شد به اون راز پنهانی که در درون دوستان مون، خانواده مون و یا نامزدمون وجود داره دست پیدا کنیم.
    اما شناخت کافی برا یه ازدواج موفق، طی 2 یا 3 ماه به دست میاد.
    برا وقت و زمان خودتون و طرف مقابل تون ارزش قایل بشین.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    برای چی دودلی 25 سالته می خوای دیگه چند سالت بشه هرچی بیشتر طولش بدی بیشتر سرد میشی. تو الان از نظر وجدانی و از نظر جنسی با یک دختر درگیر شدی این فکرا رو قبل از این مسائل باید میکردی. این دختر هم اگه بخواد با شخص دیگه ای ازدواج کنه دچار مشکل میشه، تو مسئولی تو مسئول عملی هستی که انجام دادی. اگه فکر میکنی واقعا مرد هستی باید مثل مرد پای عملت وایستی و هرچه زودتر برای خواستگاری اقدام کنی (حداکثر ظرف یکی دو ماه آینده) اونوقت میتونی بگی که تو از این نظر وظیفه خودت رو انجام دادی و دختر باید در مورد خودش تصمیم بگیره. تو اگه برای خواستگاری مصمم باشی پدرش یا کس دیگه ای نمیتونه مانع بشه. حداکثر طی یکی دو ماه آینده خودت رو برای خواستگاری رسمی آماده کن. امیدوارم تصمیم درستی بگیری.
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    ممنون از توجهات  شما دوستان.تمامی صحبت های شما حکیمانه و منطقیست و من هم قبول دارم و قصدم هم همینه. ولی دو دلی من ب دلیل اینه که تو اون دو هفته ک کلی رفتم دنبالش و سر راهش سبز میشدم خیلی خودشو میکشید کنار حتی بهش دسته گل هم دادم و بی دلیل عصبانی بود.خیلی اصرار میکردم اونم میگفت امیر ب زور ک نمیشه انقد نیا دنبالم.گفتم میخوام میام خاستگاری! گفت بیای هم جوابم منفیه.حالا همه اینارو گفت. ولی این رفتار آخرش ک برگشت و معذرت خواست و دوباره هیچ میلی واسه ادامه نشون نداده و جواب منم نداده منو دو دل کرده.ا(لبته تو مشورت با بعضی از قدیمیا و با تجربه ها میگن اون خواسته ببینه اگه هنوز پاش وایسادی معلوم کارشو درست انجام داده و نگهت داشته با این کاراش و حالا بیشتر اسبشو میتازونه تا جایی ک تو جا داشته باشی).لبته شما منظورتون اینه به این دودلی هاخاتمه بدمو برم جلو واسه ی جواب قطعی میدونم.
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    متاسفانه شما شرع و عرف رو زیر پا گذاشتید و خیلی عجولانه عمل کردید ولی اینکه هنوز پای کاری که کردید وایستادید نشون میده که به ایشون واقعا علاقه دارید واین کارتون سوء استفاده نبوده ولی کار عجولانه تون باعث شده که این دختر بهتون اعتماد کامل نداشته باشه و از علاقه شما مطمئن نیست برای همین شما رو به چالش میکشه و شاید با خودش تصور می کنه که آیا شما پسری هستید که با هر دختری که جلوتون سبز بشه دوست میشید و فورا باهاش رابطه جنسی برقرار میکنید ؟ اگه اینطور نیست اصرار شما به ازدواج و اقدام برای اینکار سوءتفاهم رو از بین میبره حتی اگه ظاهرا خودشو مخالف نشون بده ولی باطنا خوشحال خواهد شد اون کل آبروی خودش وخانواه اشو در اختیار شما قرار داده پس خیلی دوستتون داره مطمئن باشید ضمنا چون ایشون بچه طلاق هستش باید خیلی مواظب باشید بچه های طلاق خیلی حساس هستند و تشنه محبت . چون مشکلی که برای پدر و مادرشون پیش اومده اینها رو آسیب پذیر کرده مخصوصا اگه طلاق به خاطر بی وفایی پدر بوده باشه اینو به همه مردا تعمیم میدن . خلاصه این دختر محبت و توجه مضاعف شما رو میطلبه  اگر توانش رو دارید پا پیش بگذارید .
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:18#
    راهله آواتار ها
    سلام
    به همیاری خوش امدین
    این خانم با توجه به اینکه بچه طلاق هستند نیاز زیادی به محبت دارند اما از طرف دیگه نمیتونند به غیر هم جنس خودشون اعتماد کنند
    به علت اینکه با مادرشون زندگی میکنند و احتمالا پدرشون رو دوست ندارند و مسایل دیگه
    و در کل دیدشون نسبت به ازدواج مثبت نیست و این ترس باعث میشه که نتونند ازدواج کنند
    شما باید کاری کنید که بتونید اعتمادشون رو بدست بیارید
    اینکه با ایشون وارد رابطه جنسی شدید یک جورایی باعث عدم اعتماد به شما شده
    شاید این رو نگویند چون به هر حال نیاز به محبت داشته ولی راهشو بلد نبوده
    الان هم شما رو دوست داره و هم ،نسبت به شما بی اعتماد شده
    اولین کاری که میتونید انجام بدین اینه که برید خاستگاریشون و اطمینان ایشون رو واسه ازدواج جلب کنید
    و حتما ایشون رو پیش یک روانکاو ببرید
    چون ایشون دید منفی ای نسبت به اقایون دارند سعی کنید دیدشون رو عوض کنید
     
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:19#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'amir000' pid='34984' dateline='1385704525'
    ممنون از توجهات  شما دوستان.تمامی صحبت های شما حکیمانه و منطقیست و من هم قبول دارم و قصدم هم همینه. ولی دو دلی من ب دلیل اینه که تو اون دو هفته ک کلی رفتم دنبالش و سر راهش سبز میشدم خیلی خودشو میکشید کنار حتی بهش دسته گل هم دادم و بی دلیل عصبانی بود.خیلی اصرار میکردم اونم میگفت امیر ب زور ک نمیشه انقد نیا دنبالم.گفتم میخوام میام خاستگاری! گفت بیای هم جوابم منفیه.حالا همه اینارو گفت. ولی این رفتار آخرش ک برگشت و معذرت خواست و دوباره هیچ میلی واسه ادامه نشون نداده و جواب منم نداده منو دو دل کرده.ا(لبته تو مشورت با بعضی از قدیمیا و با تجربه ها میگن اون خواسته ببینه اگه هنوز پاش وایسادی معلوم کارشو درست انجام داده و نگهت داشته با این کاراش و حالا بیشتر اسبشو میتازونه تا جایی ک تو جا داشته باشی).لبته شما منظورتون اینه به این دودلی هاخاتمه بدمو برم جلو واسه ی جواب قطعی میدونم.

     
    بتازونه که مثلا چی بشه؟؟!! مثلا چی گیرش بیاد؟!! احساسات خودش رو تحریک کنه که بیشتر اذیت بشه؟!! نه. اون بخاطر رابطه ای که با تو داشته بهت بدبین شده و شاید هم احساس گناه میکنه. تو برای خواستگاری اقدام کن و نشون بده که واقعا برای ازدواج ایشون رو می خوای نه اینکه فقط می خوای باهاش دوست بمونی و آخرش هم معلوم نباشه چی بشه! البته قبلش هم با خودش در مورد زمان خواستگاری بصورت جدی هماهنگ کن (زمان رو حداکثر یکی دو ماه آینده قرار بدید).
    از نظر کار و سربازی و حمایت خانواده ات مشکلی نداری؟
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:20#
    از نظر کار و سربازی و حمایت خانواده مشکلی ندارم.در ضمن همیشه پسرها ب دخترا بعد رابطه جنسی بدبین میشن و شکاک میشن و اعتمادشون کم میشه!که همین طورم شدم ولی با کنجکاوی و دیدن سابقه ایشون و رفتارشون فکرم عوض شد.من میتونم به مادرم بگم خونشون زنگ بزنه با مادرش حرف بزنه!جفتشون در جریانه هستن .ولی دل خودم میگه اون اگه منو بخاد باید بروز بده.اون بروز نداده.میترسم بازم طاقچه بالا بزاره.کلا تک فرزندها لوس هستند مخصوصا که دختر طلاق باشه.اینارو میدونم.ولی خودم فکر میکنم زمانی ک من خیلی رفتم دنبالشو دسته ل دادمو رفتمو اسرار میکردم این از ضعف من بدش اومده..حالا گذشته از اینا اگر یه مدت 20 روزه بگذره بعد زنگ ب خونشون بزنیم فکر میکنم بهتر باشه
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •