تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مشورت درباره چگونگی رفتار با دوستم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:sookootetalkh
آخرین ارسال:sookootetalkh
پاسخ ها 6

مشورت درباره چگونگی رفتار با دوستم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با سلام خدمت مشاورین محترم این سایت و دوستان خوبم

    یه مشکلی برام پیش اومده که از شما راه حل میخوام . شاید با عنوان این مشکل فکر کنید که خیلی پیش و پا افتاده هست و من چه طور خودم نمیتونم حلش کنم اما فکر میکنم تو زندگی هممون از این مشکلات کوچک وجود داشته باشه که نیاز به مشورت داشته باشیم .
    من در روابطم با دوستانم همیشه سعی میکنم از اشتباهاتشون صرف نظر کرده و ارتباطم رو باهاشون حفظ کنم البته نه در حد اینکه خودم رو بخوام بی شخصیت کنم ولی فکر میکنم آدم اگه برای روابطش ارزش قائل باشه به هر حال سعی میکنه سر یه سری اشتباهات که هر کسی میتونه اونو انجام بده روابطمو از بین نبره ولی دیگران در رابطه با من اینگونه رفتار نمیکنند نمیدونم دلیلش چی میتونه باشه به عنوان مثال مادر یکی از دوستان مریض بوده و من از این موضوع بی اطلاع بودم بعد از 20 روز تصادفی یکی از دوستان رو دیدم و این موضوع رو شنیدم بلافاصله بهش زنگ زدم اولش بر نداشته دوباره که زنگ زدم برداشته و خیلی سرد صحبت کرده و بلافاصله (1دقیقه هم نشده) گفته قطع کنم خودم یه ربع دیگه باهات تماس میگیرم بعد از یک ساعت تماس گرفته و دوباره که خواستم احوالپرسی کنم با لحن سرد گفته میبخشی پشت خطی دارم قطع کن دوباره تماس میگیرم این کار ایشون خیلی بهم برخورده حس کردم میخواد مقابله به مثل کنه بعد نیم ساعت که دوباره زنگ زده یکی از همسایه ها اومده بود دم در و در بازه موضوعی حرف میزدیم و من نتونستم بردارم و دوباره بهم زنگ زدم که همسرم به موبایلم زنگ زد و من دوباره مجبور شدم جواب بدم و تلفونو برندارم بعدش بلافاصله بهش زنگ زدم اولش کسی برنداشت دوباره زنگ زدم یه خانوم مسنی برداشت و من ازش احوالپرسی کردم که گوشی رو قطع کرد دوباره گرفتم دیگه کسی گوشی رو برنداشت!!! به نظر شما این کار او میتونه درست باشه من نمیدونم باید چیکار کنم منو راهنمایی کنید از طرفی بهم خیلی برخورده و از طرف دیگه خوب نمیخوام رابطه ام بهم بخوره

     علت ویرایش:تغییر عنوان

     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام دوست عزیز
    من نمیدونم میزان صمیمیت شما با این دوستتون چقدر هست و از مسایل گذشته و چیزهای دیگه ای که ممکنه باعث این رفتار دوستتون شده باشه،خبر ندارم.اما حدس میزنم که شما در کل در باره همه روابطتون با دوستان و آشنایان چنین باشید که به نظر خودتون آدمی هستید که مرتب از بقیه احوال پرسی میکنید و به مسایل بقیه حتی گاهی بیشتر از مسایل خودتون اهمیت میدید.این رو عرض میکنم چون خودم یه دوست شبیه شما داشته ام.ولی دوست عزیز...این رو هم بدونید که مسلما همه مردم مثل شما فکر نمیکنند و احتمال داره حتی رفتار شما به نظرشون عجیب بیاد یا طور دیگه ای براشون جلوه کنه مثلا شاید به اشتباه فکر کنند که شما قصد فضولی در کارها و مسایل مربوط به آنها را دارید.بنا براین توصیه من به شما اینه که وقتی متوجه شدید یا حس کردید امکان داره دوستتون زیاد تمایلی نداره به اینکه حتما در مورد احوال مادرش با شما صحبت کنه ،شما هم اصراری به خرج ندهید.اتفاقا اینطوری شاید به نظر رفتار شما سنگینتر بیاد و برای طرف مقابل دلچسب تر جلوه کنه.حتی ممکنه بعدا خودش تماس بگیره و عذرخواهی کنه و خودش بخواد که با شما صحبت کنه.
    موفق باشید
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    دوست عزیز!
    نمیدونم یا من بد توضیح دادم یا شما بد متوجه شدید ! اگه براتون مهمه یکباره دیگه مطلب رو بخونید . من نوشتم مادر دوستم به تازگی مریض شده همه رفتن عیادتش همه احوالشو پرسیدن و من چون دیر متوجه شدم بلافاصله زنگ زدم تا حالشو بپرسم به نظرم دوستم توقع داشته که من زودتر حال مادرشو بپرسم اینجا شهرستانه و این چیزا خیلی مهمه! ولی من نمیدونستم خبر نداشتم به هر حال تحیلی که شما از نوشته من داشتین برام خیلی جالب بود!
     

     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    کسی نمیتونه در رابطه با این مشکل کمک کنه؟!
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    maryam.azadeh آواتار ها
    سلام
    احوال پرسی و گاه به گاه سراغ دوستان رو گرفتن و همدردی باهاشون در شرایط سخت و از همه مهم تر تشخیص اولویت ها طبعا وظیفه اخلاقی ادم هست.
    زمانی که مادر دوست تون مریض شده و خصوصا اگه یک مقدار مریضی ایشون جدی باشه، در بین برنامه های معمولی تون اولویت با احوال پرسی از ایشان هست. اما شما هم بالاخره درگیری های خاص خودتونو دارین و خیلی مواقع پیش میاد ادم از احوال پرسی کسی غافل میشه و یا برنامه هاش طوری چیده شدن که عملا وقتی برا احوال پرسی پیدا نمیکنه.
    با توجه به توضیحات شما، این برخوردی که دوست تون با شما داشتن برخورد نادرستی بوده.
    البته هرکسی خصلت خاص خودشو داره. هستن افرادی که یه مسایلی براشون خیلی مهم هست و یه مسایل دیگه ای براشون کم اهمیت تره. برا دوست شما احوال پرسی فوری از مادرشون، خیلی اهمیت داره و اینو به حساب وظیفه مطلق دوست شون میزارن. درحالیکه توقع ایشون یک مقدار نابجا هست. درسته وظیفه اخلاقی شما حکم میکنه حال مادر ایشون رو بپرسین ولی فوریت و سرعت عمل شما الزاما وظیفه تون نیست. دوست تون باید یه مقدار فکر کنه و ببینه شاید شما هم درگیری هاتون توی این مدت خیلی زیاد بوده و واقعا فرصت زنگ زدن به دوستان تونو نداشتین. خیلی مسایل هستن که ممکنه پیش بینی شده نباشن و هیچکس نمیتونه ازتون توقع داشته باشه که از اسمون بهتون وحی شده باشه که مادر دوست تون مریض هست. مهم اینه که بالاخره تماس گرفتین و بدیهیه که دوست تون برخورد جالبی باهاتون نداشتن.
    اما چون دوست شما نگران حال مادرش هست و ممکنه در وضعیت روحی نامناسبی باشه بهتره که شما از این رفتار ایشون چشم بپوشین و البته یه مدت کوتاه با ایشون در تماس نباشین. بعد از طی اون مدت، خودتون برا زنگ زدن بهش پیش قدم بشین و صادقانه بهش بگین دیر از موضوع با خبر شدین. طبعا اون موقع ایشون هم رفتار مسالمت امیزتری باهاتون خواهند داشت.
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    از راهنمایی تون بسیار ممنونم
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •