تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




با افسردگی چه کنم؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:maryam.azadeh
آخرین ارسال:maryam.azadeh
پاسخ ها 62

صفحه‌ها (7): صفحه 2 از 7 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین

با افسردگی چه کنم؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    سلام
    درکت میکنم منهم بعداز شوک ناگهانی مرگ پدرم همین احوال رو داشتم همش از خدا گله میکردم .
    پدرم لحظه رفتنش تنها بود تا برسیم کنارش رفته بود هیچ کدوممون کنارش نبودیم سن بالایی نداشت هیچ مشکل جسمی هم نداشت سرحال بود .همه شوکه شدیم یاداوری اون روزا دیوونم میکنه بت زندگیم بود میپرستیدمش عاشقش بودم همش از خدا ناراحت بودم میگفتم کاش حداقل یکیمون پیشش بودیم شاید...
    بعد رفتنش یه زلزله مهیب زندگی کل خونوام رولرزوند هممون داغون شدیم سنگ صبور وحامی هممون بود یه فرشته زمینی بود وقتی میخندید میخندیدم غصه دار میشد غصه میخوردم.
    همیشه از خدا میخواستم زودتر از همه برم اما...
    هنوز هم بعداز یکسال ونه ماه ونیم باورم نشده که دیگه نیست خوش به حالت نرگس جون که کنار پدرت بودی
    لحظه اخر برای من لحظه ای بود که اروم ومهربون توغسالخونه خوابیده بود خیلی بهش وابسته بودم الان هم که دارم بهش فکر میکنم اشک امونم رو بریده.
    هروقت خوابش رو ببینم محکم بغلش میکنم به این خیال که نگه دارمش التماسش میکنم نره زار میزنم اما دیگه برنمیگرده محکومم با واقعیت کنار بیام .هنوز هم پسرم ازم باباییش رو میخواد میگه بابایی بیاد مارم ببره پیش خدا میگه بابایی پاش درد میکنه خوب که بشه میاد پیشمون .
    هنوزم وقتی مجبور میشم برم مراسم خاکسپاری کسی حالم بد میشه مامانم دستام رو میگیره ارومم کنه پاهام سست میشن .دیدن جای خالیش دردناکه تنها مرحم این درد بزرگ زمان هست نذار عزیزانت از غصه تو عذاب بکشن.یه بار پدرم تو خواب سزنشم کرد که چرا اینهمه بهم ریختم گفت چرا سیاه پوشیدی چرا اینقدر داغونی اروم باش از اون به بعد سعی کردم به خاطر ارامش روحش ارومتر باشم.
    بامرور زمان ارامشت بیشتر میشه قول میدم سخته میدونم همه ماها یه درد مشترک داریم ازاده جان نرگس جان برا هردوتون ناراحت شدم تسلیت میگم.
    بودن کنار کسایی که درکت میکنن مرهم بزرگیه برای زخمات سعی نکن جای زخمت رو تازه کنی جاش تا ابد میمونه اما تلاش کن براش مرهم پیدا کنی.هنوز جوونی خودت رو درگیر قرص نکن.
    برات از خدا ارامش میخوام
     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    maryam.azadeh آواتار ها
    نرگس جان
    مشکلی که الان با خدا دارم به خاطر بلاهایی هست که سرم اورده. همین روزگاری که دارم به خاطر ظلمی هست که خدا در حقم کرده.
    قبل از این فجایع هم چندان ایمان قوی نداشتم. ایمان یه حالت روحی هست که باید در ادم باشه و تلقینی و القایی نیست. وقتی از اولش چندان حس مثبتی بهش نداشتم طبعا با این بلاهای بزرگ و جبران ناپذیری که سرم اورد نفرتم هزار برابر شد بهش.
    ___________________________

    مهرسا جان
    حس شما رو تا جایی که میتونم به خوبی درک میکنم. من و شما هردومون اسیب دیدیم ولی من به خاطر دلایل متعددی که در پست اول و پست های بعدی توضیح دادم خیلی اسیب پذیرتر هستم و ادمی که شکننده تر باشه زودتر و سخت تر میشکنه.
    ممنون که باهام همدرد هستی بازم خیلی متاسفم به خاطر فوت پدر نازنین ات.
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    طباطبایی آواتار ها
    سلام
    ببخشید من فقط بخشی از مطالب رو مطالعه کردم
    به نظر بنده اگر حقیبقتا از این کفرگویی ها که فرمودید ناراحت هستید بهتره که با یک مشاور دینی مطمئن در کنار مشاورهای روانشناسی گفتگو داشته باشید و ابهامات و شبهاتتون رو برطرف کنید ..

    دین یک احساس نیست ، یک اعتقاد و یک منش زندگی هست که باید به دنبالش برید، چیزی مثل یک احساس دوست داشتن نیست که مثلا برای یکی پیش بیاد و برای دیگری نه...

    شما باید خودتون رو دوست داشته باشید و دنبال راهی برای خوشبختی خودتون باشید
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    maryam.azadeh آواتار ها
    خانم طباطبایی عزیز
    بله قطعا ناراحتم و خوشحال نیستم. ولی احساس کینه و نفرت و خشم منو ول نمیکنه.
    چرا خانومم من فکر میکنم علاقه و عشق به خدا باید در ضمیر افراد وجود داشته باشه. من چنین حسیو هیچوقت تجربه نکردم. ممکنه نفرت چند ماه اخیر نوظهور باشه توی زندگیم ولی اون عشق خاص و خالص رو که خیلی ها میگن نسبت به خدا دارن من هرگز توی عمرم تجربه نکردم.
    در شرایط تنگنا معمولا کفرگویی خیلی ارومم میکرد همیشه.
    درد من درد بزرگی هست. ممنون از پیشنهادتون ولی اگه بنا باشه من از مشاور دینی سوال بپرسم و ایشون به من بگه تو باید عشق تو و مادرتو از دست میدادی، نتیجه این حرفش میشه که نفرت من به خدا و پیامبر صد هزار برابر میشه.
    اینکه خدا خودش خواسته و دلش خواسته و باید اینجوری میشد و این حرفا، برا من نمیشن دلیل!
    موندم که چطور وقتی مردم مظلوم و بیچاره کشور سومالی، از گرسنگی میمیرن علمای عزیز دینی، مدام ابراز تاسف میکنن و اقا یه فکری کنین براشون و این حرفا. ولی وقتی یه نفر دو تا از عزیزترین هاشو از دست میده بهش میگن خب باید اینجوری میشده حکمت خدا بوده! چطور هست که مرگ بر اثر گرسنگی مردم سومالی، حکمت خدا نیست و بدبخت شدن و خاکستر نشین شدن من، حکمت خداست؟
    واقعا کسی جلوی من این حرفا رو بزنه متاسفانه باهاش بدجوری برخورد میکنم.
    البته جسارت نشه خانم طباطبایی گل! شما نازنین ترین هستین. پیشنهادتون هم واقعا صادقانه و خالصانه فرمودین. اصلا روی صحبتم با شما دوست گلم نبود. از دست بعضی دور و بری های خودم شاکی هستم که در کمال بی دقتی، میان چنین حرفایی رو میزنن. میخوان منو اروم کنن ولی بدتر میکنن حال منو و کینه و نفرتم صد برابر میشه.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    سلام مریم جان

    افرادى كه به افسردگى مبتلا مى‏شوند، در واقع عواطف و هيجانات آنها دچار اختلال مى‏شود و قادر به ابراز هيجانات و عواطف خود نيستند. اگر كسى پنج تا (يا بيشتر) از علايم زير را در يك دوره يك هفته‏اى داشته باشد، دچار افسردگى اساسى شده است؛ البته به شرط اين كه اين علايم ناشى از يك بيمارى جسمانى نباشد:
    1. خُلق افسرده در اكثر مواقع روز (مثل احساس غمگينى و پوچى) ؛
    2. كاهش قابل توجهى در علاقه يا احساس به فعاليت‏هاى روزمرّه (تقريباً در همه روز) ؛
    3. بى‏ خوابى يا پرخوابى تقريباً هر روز ؛
    4. احساس خستگى مفرط تقريباً هر روز ؛
    5. تحريك يا كندى روانى - حركتى تقريباً هر روز ؛
    6. احساس بى ‏ارزشى ؛
    7. كاهش تمركز و كاهش توانايى تفكر ؛
    8. افكار خودكشى به صورت مكرر (البته بدون داشتن طرح خاص يا اقدام به خودكشى)
    علل افسردگى‏
    علل گوناگونى، منجر به بيمارى افسردگى مى‏شود؛ از جمله:
    1. عوامل روانى - اجتماعى ؛ مانند: رويدادهاى زندگى و استرس محيطى.
    2. عوامل ژنتيكى ؛ مطالعات خانوادگى نشان مى‏دهد كه با كم شدن ميزان قرابت خانوادگى، احتمال ابتلا به اختلال خُلقى نيز كاهش مى‏يابد. همچنين اگر يكى از والدين مبتلا به اختلال افسردگى است، 25 درصد شانس ابتلا به اختلال خُلقى در فرزندان وجود دارد. و اگر پدر و مادر هر دو افسرده باشند، شانس بچه‏ها براى ابتلا به افسردگى 50 تا 75 درصد افزايش مى‏يابد.
    3. عوامل زيست شناختى ؛ نوسان در پيك‏هاى عصبى - به ويژه دو ناقل عصبى به نام‏هاى نوراپى نفرين
    در ضمن همه انسان‏ها نوسانات خلقى و غمگينى را در زندگى تجربه مى‏كنند و نبايد به محض غمگينى، احساس كنند كه به اختلال افسردگى مبتلا شده‏اند. فقط در صورتى مى‏توان برچسب افسردگى را به كسى زد كه حداقل پنج علامت از نشانه‏هاى ذكر شده، به صورت مستمر در او مشاهده شود.
    خب حالا اگر شما تصور میکنید افسرده هستید به موارد زیر توجه نمایید

    همان طور كه بيمارى يك امرى ناخوشايند براى تمام انسان‏هاست امّا  پى‏بردن به ارزش سلامتى و استفاده لذتبخش از تندرستى و قدردانى و سپاسگزارى از آفريننده همه زيبايى‏ها، تذكر بسيار مهمى است به انسان به عبارت ديگر براى پى‏بردن به ارزش هر نعمتى، ابتلا به فقدان آن، بهترين هشدار دهنده و مناسب‏ترين وسيله براى بيدارى انسان و استفاده بهينه از نعمت‏هاى الهى است. بنابراين بيمارى و كسالت نيز يك نعمت است و اگر نگاه ما به زندگى و حوادث آن اين‏گونه باشد، به طور كلى همه چيز عوض خواهد شد و همه فشارهاى روحى و افسردگى‏ها تبديل به نشاط و شادابى مى‏شود.بنابراين تجربه كردن حالات غمگينى و افسردگى، تا حدود زيادى طبيعى است امّا اگر حالت غمگينى بيش از شش ماه طول بكشد و علايمى از قبيل كم خوابى (يا پرُ خوابى در بعضى افراد)، بى اشتهايى، كاهش عملكرد، عدم تمركز حواس، حالات پرخاشگرانه و... را به دنبال داشته باشد نياز به مراجعه حضوري و تحت درمان قرار گرفتن را دارد.براى مقابله و درمان افسردگي، تكنيك‌هاي متعددي موجود است.بسياري از آنها در كنار مشاوره پزشكي و داروهاي ضدافسردگي استفاده مي شوند.


    1.مصرف دارو
    پزشك ممكن است استفاده از دارو را به عنوان روش‌هاي كمكي همراه با جلسه‌هاي مشاوره و درمان پيشنهاد كند.مصرف دارو باعث آرامش رواني شده و استرس را كاهش مي‌دهند و مقابله با افسردگي را آسان‌تر مي كنند.
    2.مشخص كردن هدف
    افرادي كه از اين بيماري رنج مي‌برند اغلب در زندگي روزمره غرق شده‌اند.تعيين هدف براي افراد حتي بدون از دست دادن انرژي كه با افسردگي همراه است به اندازه كافي مشكل است.اين تكنيك به فرد مي‌آموزد چگونه كارها را به بخش‌هاي كوچك‌تر و آسان‌تر براي اجرا تبديل كند.اين عمل با كمك به افراد براي دوباره به دست آوردن حس كنترل بر زندگي با اين بيماري مبارزه مي كند.دوباره يافتن اين قدرت افكار مثبت و و احترام به خود را در شخص تقويت مي‌كند.


    3 نرمش جنگنده اي قوي با انقباضات عضلاني ست و تصوير از خود،اعتماد‌به‌نفس و خودآگاهي را در فرد تقويت مي‌كند.نرمش همچنين سطح اعصاب مخصوصي كه براي بالا بردن روحيه شناخته شده‌اند را افزايش مي‌دهند.مشكل اينجاست معمولا شخص بيمار مي گويد كه به دست آوردن انرژي لازم براي شركت در كلاس‌هاي ايروبيك را ندارد.بايد به تدريج شروع كرد.حتي ده دقيقه تمرين در روز از هيچ بهتر است.براي افزايش انگيزه داشتن يك همراه خيلي بهتر است.حتي يك دور زدن ساده روش فوق العاده‌اي براي شروع است.

    راهكارهاي عملي
    1- مهمترين عامل خداي متعال است اگر انسان در زندگي خود خداوند را بشناسد و مشغول سير و سلوك به سوي او باشد و از دعا و مناجات بهره كافي ببريد، احساس كسالت و غم وتنهايي و دلتنگي نخواهد كرد زيرا خداوند خود فرموده اند ياد من آرام بخش دلهاست.

    2- در مورد اتفاق افتاده و نتايج احتمالي به خداوند توكل نماييد و هر آنچه اتفاق مي افتد را خواست خداوند بدانيد زيرا خداوند مي فرمايد حتي برگي بدون اراده خداوند حركتي نخواهد نمود.

    3-همانطور كه تجربه نموده ايد دوست خوب يكي ديگر از عوامل مهمي است كه مي تواند شما را از اين حالت بيرون آورده و تنهايي هاي انسان را پر كند و به انسان سلامتي رواني و آرامش ببخشد، از آن رو توصيه اكيد ما اين است كه همين لحظه با دوستان صميمي خود ارتباط برقرار نمايد و حتما قرار ملاقاتي را بگذاريد و اجازه ندهيد اين حالت بيش از اين روح شما را آزار دهد.سعي نمايد با دوستان خوب خود بيشتر معاشرت نمايد و با هم مسافرت داشته باشيد.
    4- مطمئنا در اين مدت همنشيني با كتاب را تجربه نموده ايد البته قبول داريم اهداف مطالعه متفاوت است اما كتاب بهترين دوست انسان است كه اتفاقا در زمينه پر كردن اوقات عمر انسان و خارج نمودن او از تنهايي مهارت بسيار زيادي دارد. كساني كه با مطالعه و كتاب و كتابخانه انس دارند، هرگز احساس ناراحتي و غم و تنهايي نمي كنند.در زمينه علاقه خود كتابي تهيه نموده و با برنامه ريزي سعي نماييد آنرا مطالعه نماييد.

    - ورزش از عوامل مهم اجتماعي شدن و خروج از اين حالت است. توصيه مي كنيم حتما در فعاليت هاي ورزشي شركت كنيد اين موضوع بسيار آرامش بخش و سازنده است.كم هزينه ترين اين فعاليتها پياده روي مي باشد.سعي نماييد صبح و يا عصر بمدت 45 دقيقه همراه كسانيكه دوستشان داريد اين كار را انجام دهيد.
    6. شركت در نماز جماعت در مسجد و همچنين شركت در مجالس اهل بيت(ع) و فعاليت هاي گروهي فرهنگي و مذهبي يكي ديگر از راه هاي مبارزه با احساس است.
    7. اجتناب از تنهايى؛ بكوشيد به جز مواقعى كه ضرورت دارد، در تنهايى قرار نگيريد.
    8. با افكار منفى خود مقابله كنيد؛ يعنى، هر وقت اين افكار به شما هجوم آورد. به هر صورت ممكن خود را از چنبره آن نجات دهيد؛ براى مثال خود را به كارى مانند مطالعه يا هر كار ديگرى كه امكان انجام آن براى شما هست، مشغول كنيد و نگذاريد ذهن شما جولانگاه افكار منفى باشد.
    9. به جنبه‏هاى مثبت خود فكر كنيد و بكوشيد آنها را در يك برگه‏اى به صورت فهرست، ليست كنيد.
    10. به جاى اينكه به كمبودها، عيب‏ها و ناكامى‏هاى خود بينديشيد؛ به موفقيت‏ها و آن امكاناتى كه در زندگى از آن بهرمند بوده و هستيد فكر كنيد. به عبارت ديگر امكانات و شرايط زندگى ما مانند يك ليوانى است كه بخشى از آن پُر است و بخشى خالى؛ به آن بخش پُر فكر كنيد و از آن بهره ببريد و غصه آن نيمه خالى را نخوريد. فرصت‏هاى زندگى را مغتنم بشمريد و از آنچه در آينده پيش خواهد آمد، نگران نباشيد.
    11. به تغذيه خود - به خصوص صبحانه - اهميت بدهيد و هيچ‏گاه بدون خوردن صبحانه، مشغول تحصيل يا مطالعه نشويد.
    12. هر وقت احساس دلتنگى مى‏كنيد، حدود ده دقيقه دوش آب ولرم بگيريد و در صورت امكان شنا كنيد.

    موفق باشید

     
    خدایا :
    هیچ چیز به اندازه تنهایی برایم لذت بخش نیست
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    maryam.azadeh آواتار ها
    خانم اسماعیل زاده عزیز
    مرسی از اطلاعات با ارزش تون
    از علایمی که گفتین 3 تاشو دارم فقط.
    ولی همون 3 تا در حد عجیب و غریبی اذیتم میکنن.
    پیشنهادهاتون همه عالی هستن. تا حدودی اهل مطالعه هستم و ورزش و این صحبتا.
    اما با اینکه فلان موضوع کار خدا بوده و اینا من اصلا میانه ای ندارم. اینکه خدا رو نقد کنم برام دلپذیرتره تا الکی سر تسلیم فرود بیارم درحالیکه حق با خودم بوده.
    در مورد شرکت در مراسم های اهل بیت، این دوره زمانه و شاید هم از خیلی سال پیش، همیشه افرادی که متولی امور مذهبی بودن و یا اهل نوحه خوانی و گریه و سینه زنی و این حرفا، افراد دگم، بسته، خشن و نفرت انگیزی بودن برام. نمیگم عزاداری برا امام حسین رو قبول ندارم اتفاقا احترام ایشون محفوظه برام. ولی چون اکثر قریب به اتفاق شرکت کننده های اینجور مراسم ها، ادم هایی هستن که به نظر من منفور هستن پس دلم نمیخواد کنارشون قرار بگیرم و اگه بنا باشه برا امام حسین عزاداری کنم دوست دارم توی خلوت و تنهایی خودم اینکارو انجام بدم.
    پیشنهادها و راهکارهاتون، همه خوب و مفید هستن ولی فکر کنم فقط بعضیاشون برا من مناسب باشن.
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    طباطبایی آواتار ها
    خانم مریم آزاده عزیز
    من کاری با حرفهای عوام ندارم و از شما هم نخواستم که به حرفهای عوام گوش بدید
    مگر شما حرفهای مردم عادی رو در مورد نحوه درمان افسردگی یا مثلا معده درد گوش میدید ؟
    برای پاسخ گویی به سوالات دینی و دردها و دغدغه های دینی هم به متخصص دینی نیاز هست، حداقل دو نفر که وارد باشند ...
     

     
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:18#
    maryam.azadeh آواتار ها
    فرمایش تون متینه من متوجه حرفتون شدم.
    منظورم اینه که اگه از یه متخصص دینی بپرسم و اونم بهم بگه حکمت خدا در مرگ عزیزانت بوده ممکنه باهاش خشونت فیزیکی پیدا کنم.
    من از این جمله بی ربط و زشت و توهین امیز بدم میاد. چه عوام بگن چه متخصصین فرقی نداره به حالم.
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:19#
    طباطبایی آواتار ها
    منظور بنده این هست که غالبا عوام وقتی از جایی کم میارن برای قانع کردن خودشون یا دیگران زود متوسل میشن به قضا و قدر الهی و ...
    اما ممکنه یک متخصص یا مشاور دینی حرفهای منطقی تری برای گفتن داشته باشه ..

     
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:20#
    maryam.azadeh آواتار ها
    بله بله متوجه منظورتون شدم. خوشحالم که دیدگاه من و شما درین مورد بهم شبیه هست.
    بله این سبک حرف زدن مال عوام و افراد بی سر و پا هستش.
    باشه من کینه و لجبازی ندارم میتونم با متخصص دینی هم حرف بزنم. مثلا خود شما الان یه متخصص دینی هستین. خانم ایزدی همچنین و حتی بعضی دیگه از اعضای این سایت و خصوصا شما دو نفر.
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (7): صفحه 2 از 7 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •