تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




از ازدواج فراریم خواهشا راهنماییم کنید زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:غمگینم
آخرین ارسال:غمگینم
پاسخ ها 7

از ازدواج فراریم خواهشا راهنماییم کنید

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام دوستان عزیزم
    میلاد هستم و 24 سال سنمه و تنها پسر خانواده دیپلم متالورژی هستم خیلی اهل مطالعه و رابطه ی اجتماعی خیلی خوبی دارم
    از لحاظ مالی پدرم یه خونه بهم داده و گفته برام هم ماشین میخره
    حالا بحث ازدواج اومده وسط و نمیدونم چرا به شدت مخالفت میکنم تا بحث ازدواج میشه کل درونم بهم میریزه.احساس میکنم که اگه زن بگیرم ازادیم از بین میره و ارامشم رو ازم میگیره
    احساس میکنم اگه زنم رو از لحاظ جنسی ارضا نکنم بهم خیانت میکنه و احساس میکنم که با کس دیگه ای دوست میشه و یه فکر دیگه ای دارم اینه که اگه هر کسی بشه زنم قبل از من با خیلی ها سکس داشته بخدا این فکر بعضی وقت ها منو به گریه میندازه
    خدا وکیلی دارم دیونه میشم تمام شرایط ازدواج برام مهیا است اما پیش خودم میگم چون کسی رو نمیشناسم نباید زن بگیرم تا حالا 3 تا خواستگاری رفتم یکیش دختر عموم بود که ندادنش خیلی ناراحت شدم یکیش که به دلم نشست اخری که رفتم خیلی ازش خوشم اومد اونم از من اما خونواده راضی نبودند من هم چیزی نگفتم....حالا این ها به کنار دور و ورم دختر زیاده اما پیش خودم میگم که اگه ازدواج بکنم دیگه بدبخت میشم و یه جوری احساس شکست میکنم و تحمل غر زدن یه زن رو ندارم
    نمیدونم چطور بگم از ازدواج فراریم بخدا یه دونه دوست دختر هم ندارم و از لحاظ جنسی مشکل هم ندارم اما نمیدونم چه دردیه که خوشم اصلا از بحث ازدواج نمیاد
    از یه طرف هم همه میگن خوشبحال کسی که زن من بشه چون اهل بی شرف بازی و خلاف نیستم فقط دونه دونه ای سیگار میکشم و خیلی خیلی مهربون و اهل سفر هستم
    تو رو خدا کمکم کنید همه ی دوستهام و فامیل های که همسن من هستند ازدواج کردند فقط من موندم
    راستی من کورد هستم و رسم ما اینه که دختر رو تو سن 18 سالگی شوهر میدن و واسه ی پسر ها تو سن 22 سالگی زن میارن
    اما من شدم انگشت نما چون تک پسر هم هستند همه به پدرم طعنه میزنن که نمیتونه واسه پسرش زن بیاره اما من الاغ نمیزارم و از همه داغونتر اینه که دلیلش رو نمیدونم
    عاجزانه ازتون میخوام که کمکم کنید
    منتظر جوابتون هستم
     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    **شادی** آواتار ها
    سلام جناب میلاد
    بهمیاری خوش اومدین...
    فکر میکنم یکم دیدگاهت به زن  و ازدواج رو تغییر بدی این مانع از سر راهت ورداشته میشه...
    گفتی تحمل غر زدن زن رو نداری؟ شده تا حالا همه چی برات فراهم باشه شرایط دلخواهت برات حاکم باشه اما شما غر بزنی؟ خب پس تو چه شرایطی ادم شروع میکنه به گله و انتقاد و به قول شما غر زدن؟ وقتی شرایط وفق مراد نیست داره بهش سخت میگذره و کاری هم از دستش ساخته نیست...هروقت تونستی تضمین کنی که تو زندگیت هیچ شرایط منفی ای پیش نخواهد اومد اون موقع میتونی از همسرت و اطرافیانت انتظار داشته باشی غر نزنن که اینهم غیر ممکنه بهرحال فراز و نشیب همیشه تو زندگی هست...پس راهش این نیست که کلا از ازدواج منصرف بشی راهش اینه که تو انتخابت دقت داشته باشی با دختری ازدواج کنی که به نسبت صبر و تحملش بالاتر باشه روحیه ضعیف و شکننده نداشته باشه البته بازهم نمیتونی مطمئن باشی که غرولندی نمیشنوی ولی خب غر زدن و بهونه گرفتن تو این افراد خیلی کمتره...
    و اما درباره اینکه فکر میکنی با ازدواج آرامشت رو از دست میدی,
    قانون پایستگی انرژی نیوتن رو شنیدی؟اینکه "انرژی از بین نمیره بلکه از صورتی به صورت دیگه تبدیل میشه"... آرامشی هم که شما داری قرار نیست با ازدواج از بین بره بلکه فقط نوعش فرق میکنه...
    الان شما تو آرامش 100درصدی بسر میبری؟هیچ مورد تنش زایی تو زندگیت وجود نداره؟بلاخره برای همه ما روزانه مواردی پیش میاد که حتی برای لحظاتی آرامشمون رو سلب کنه و این مونده به مهارت و مدیریت خودما که چطور با این عوامل مخل آرامش برخورد کنیم و کنار بیایم...بعد از ازدواج هم به همین صورته گاهی تو پستی بلندیهای زندگی دچار مشکل و ناراحتی میشی ولی این دلیل نمیشه قید ازدواج رو بزنی بلکه با بکارگیری مهارتهایی میتونی از پس تمام شرایط ناراحت کننده بربیای آرامش زندگیت رو حفظ کنی...
     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    واقعا اگه حس میکنی فعلا نیاز به ازدواج نداری خوب ازدواج نکن چه کاریه؟مث کسی که تشنه نیس به زور بخای بهش اب بدی
    خوب یکم در مورد ازدواج وتشکیل خانواده مطالعه داشته باشین از احساسات ومهربانی های وارامشی که یک زن به مرد میده باخبر بشید اگه دیدتون عوض شد برید سمت ازدواج والا هیچ وقت با اجبار کسی ازدواج نکنید بحث یه عمر زندگیه شاید درحق کسی ظلم بشه
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    maryam.azadeh آواتار ها
    سلام
    دوست عزیز نیاز به ازدواج، یه امر درونی هست که معمولا ایجاد شونده نیست. خودش در وقت لازم میاد و سراغ ادم رو میگیره.
    سعی کنین از هر نوع تلقینی (مثبت یا منفی) درین زمینه پرهیز کنین. هرچی خودتونو مجبور کنین به ازدواج، بیشتر حس فرار و بیزاری بهتون دست میده و هرچی به خودتون تلقین کنین که نباید ازدواج کنین، بازم میزان نفرت تون ازین مساله افزایش پیدا میکنه.
    مطمئنا عشق سراغ تونو میگیره و خودتون به سمتش متمایل میشین.
    در مورد اینکه نگران هستین نتونین همسر اینده تونو به لحاظ جنسی ارضا کنین، جای نگرانی نیست. چون در عمل خودتون یاد میگیرین چطور از عهده اش بربیاین.
    البته شما درین سن که هستین، معمولا باید حس تمایل به رابطه جنسی رو در درون تون داشته باشین. ایا اصلا چنین حسی سراغ تونو نمیگیره؟
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    دوستان عزیز من از تمام راهنمایی های شما ممنونم
    راستش هیچ کسی منو وادار به ازدواج نکرده و فقط یه حسیه که بهم میگه دیگه وقته زن گرفتنه چون تمام شرایطش رو دارم.خونه.ماشین .شغل و خیلی چیز های دیگه
    از لحاظ جنسی خوب معلومه که کشش نسبت به جنس مخالف دارم اما تو این زمینه خیلی رعایت میکنم تا گناه بار نشم چون واقعیتش نمیخوام از دستورات دینم سرپیچی کنم
    از لحاظ ارضا کردن شریکم به این خاطر میترسم چون ادم به شدت زودارضای هستم و میترسم نتونم شریکم رو راضی کنم و ازم دلسرد بشه
    بازم منتظر حرف هاتون هستم
    ممنونم
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    maryam.azadeh آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'غمگینم' pid='35567' dateline='1386106755'
    دوستان عزیز من از تمام راهنمایی های شما ممنونم
    راستش هیچ کسی منو وادار به ازدواج نکرده و فقط یه حسیه که بهم میگه دیگه وقته زن گرفتنه چون تمام شرایطش رو دارم.خونه.ماشین .شغل و خیلی چیز های دیگه
    از لحاظ جنسی خوب معلومه که کشش نسبت به جنس مخالف دارم اما تو این زمینه خیلی رعایت میکنم تا گناه بار نشم چون واقعیتش نمیخوام از دستورات دینم سرپیچی کنم
    از لحاظ ارضا کردن شریکم به این خاطر میترسم چون ادم به شدت زودارضای هستم و میترسم نتونم شریکم رو راضی کنم و ازم دلسرد بشه
    بازم منتظر حرف هاتون هستم
    ممنونم

     
    اینکه توانایی شو دارین حس جنسی تونو کنترل کنین جای تحسین داره. در مورد اینکه میگین زودارضا هستین این وضعیت فقط مربوط به شما نیست بلکه خیلی ها همین مشکل رو در بدو امر دارن. به مرور زمان و تکرار رابطه جنسی، خودتون حساب کار دست تون میاد. اما اگه بعد از ازدواج و تکرار رابطه جنسی همچنان زود ارضا باشین میتونین با مراجعه به پزشک مشکل تونو حل کنین. در مورد عوارض ویاگرا خیلی صحبت میشه و نمیشه این قرص رو بهتون پیشنهاد داد. ولی اگه پزشک تایید کرد که این قرص براتون مناسبه میتونین با خیال راحت اونو مصرف کنین و مشکل زودارضایی کاملا برطرف بشه.
    کاندوم های بی حس کننده و اسپری بی حسی هم میتونن خیلی موثر باشن.
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    وافعا از همتون ممنونم
    چند روز پیش تصمیم خودم رو گرفتم و به مادرم گفتم اگه کسی رو سراغ داره بهم پیشنهادش رو بده اون هم خوشحال شد و برام ارزوی خوشبختی کرد

    بازم منتظر راهنماییهاتون هستم
    بخدا من تا حالا یه دوست دختر نداشتم نه بگین زشتم یا خنگم اتفاقا رابطه ی اجتماعی خیلی خوبی دارم فقط نخواستم وارد محدودیت کسی بشم و عذاب وجدان بگیرم
    من طرفدار ازدواج سنتی هستم تا اینکه خودم سرخود برم کسی رو پیدا کنم
    پاسخ با نقل و قول

موضوعات مشابه

  1. اعتماد به نفس پایین
    توسط h_kh در انجمن افسردگی
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: 2014_04_15, 21:55
  2. با نامزدی های به هم خورده چگونه کنار بیاییم ؟
    توسط anahid در انجمن مقالات آموزشی در مورد ازدواج
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2014_03_29, 12:48
  3. خاک مهرآیین (وحید تاج)
    توسط niloofarabi در انجمن سرگرمی و تفریحی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2014_03_03, 12:47
  4. پایین کشیدن پرچم حیا در فیس‌بوک
    توسط ایزدی در انجمن دین و اندیشه
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2014_02_27, 13:54

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •