تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




منفی بافی و شک داره دیوانه ام میکنه زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:سمیره
آخرین ارسال:**شادی**
پاسخ ها 9

منفی بافی و شک داره دیوانه ام میکنه

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    من یک ماه هست که ازدواج کردم با کسی که 8 سال باهم دوست بودیم توی دوشهر جدا اون برای قم هست
    الان عقد بسته هستیم که فقط آخر هفته هم دیگه رو میبینیم
    دیشب با دوستش رفت بیرون وقتی آمد ساعت 12 بود
    بهش زنگ زدم گوشیش اشغال بود وقتی بعد از 3 بار تماس جواب داد و بهش گفتم گوشیت اشغال بود ...با صدای خواب آلود گفت که شاید اشتباه گرفتی ...ولی من درست گرفته بودم ولی چیزی نگفتم...ولی به صداش هم می امد که خودش داره نقش بازی میکنه
    از دیشب تا حالا فکرهای به سرم زده همش فکر میکنم داره بهم خیانت میکنه و نشستم توی این چند وقته رو مرور میکنم و دنبال سر نخ هستم
    خودم یه کم منفی باف هستم ولی نمیدونم این از سر منفی بافی من هست؟
    میشه راهنماییم کنید چیکار کنم ؟ که این فکر هام آزارم نده
    با همکارم مشورت کردم که اون میگه یه خط دیگه بخر و بهش اس بده و اینجوری امتحانش کن و همکارم پیشنهاد داد که خط رو میخوای بده به من  امتحانش کنم

    چیکار کنم
    شما میتونید راهنماییم کنید که توی این دوران عقد بهتر بشناسمش؟
     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    دوست خوبم من که کلا اصلا ازینجور امتحان کردنا خوشم نمیاد واقعا زندگی آدمو داغون میکنه
    مگه نمیگی 8 سال باهاش دوست بودی؟
    تو این مدت نشناختیش؟
    متوجه نشدی اهل خیانت هست یا نه؟
    8 سال زمان کمی نبوده برای شناخت حالا تو یکماه میخوای بشناسیش؟!
    قبلا چیزی ازش دیدی؟!
     

     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    **شادی** آواتار ها
    سلام سمیره عزیز
    الان چون تو مود احساسی منفی قرار داری اگه شروع کنی به مرور روزهای اخیر, این مود منفی روی حافظت تاثیر میذاره و دچاره تحریف خاطرات میشی و اتفاقا به همون چیزی که دنبالشی میرسی یعنی یه سرنخ برای به یقین رسیدن شکت پیدا میکنی , و همین میشه آغاز یه فاجعه... برای اطلاع از تاثیر خلق روی حافظه فقط کافیه بین مقالات علمی سرچ کنی... پس پیشنهادی که من بهت دارم اینه که با یه تصمیم احساسی و عجولانه ثمره اون 8سال صبر و انتظار که روزهای شیرین عقدتون هست رو خراب نکن... هیچ چیز بهتر از گفتگو نمیتونه یه مسئله رو برامون روشن کنه زمانیکه "بهش میگی گوشیت اشغال بود و ایشون میگه اشتباه گرفتی" خب اگه قانع شدی پس نیازی به این فکرها و احساسات منفی نیست ولی اگه قانع نشدی هیچ چیز به اندازه خود صحبتهای همسرت نمیتونه قانعت کنه... بجای کاراگاه بازی و متوسل شدن به حرفهای عوام که بقول تینا جان باعث از هم پاشیدن خیلی زندگیها میشه با خود همسرت صحبت کن نذار چیزی تو ذهنت گنگ بمونه حلش کن...این صحبت کردن دوفایده داره هم ایشون رو از میزان حساسیت شما آگاه میکنه و باعث میشه ازین به بعد تو این مسایل دقت بیشتری بخرج بده و هم به جای حدس و گمانهایی که هرگز تمومی هم نداره به یه نتیجه واضح و روشن درباره اتفاق دیشب میرسی...
     
     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'تینا مسرور' pid='35363' dateline='1385976268'
    دوست خوبم من که کلا اصلا ازینجور امتحان کردنا خوشم نمیاد واقعا زندگی آدمو داغون میکنه
    مگه نمیگی 8 سال باهاش دوست بودی؟
    تو این مدت نشناختیش؟
    متوجه نشدی اهل خیانت هست یا نه؟
    8 سال زمان کمی نبوده برای شناخت حالا تو یکماه میخوای بشناسیش؟!
    قبلا چیزی ازش دیدی؟!
     

     

     

    تینا جان ممنون از پاسخت
    در این هشت سال چیزی ازش ندیدم
    از بس زمانه گرگ شده همش با خودم میگم نکنه زندگی من خراب بشه و از دستش بدم یا بهم خیانت کنه

     
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    نقل قول نوشته اصلی توسط '----شادی----' pid='35372' dateline='1385983459'
    سلام سمیره عزیز
    الان چون تو مود احساسی منفی قرار داری اگه شروع کنی به مرور روزهای اخیر, این مود منفی روی حافظت تاثیر میذاره و دچاره تحریف خاطرات میشی و اتفاقا به همون چیزی که دنبالشی میرسی یعنی یه سرنخ برای به یقین رسیدن شکت پیدا میکنی , و همین میشه آغاز یه فاجعه... برای اطلاع از تاثیر خلق روی حافظه فقط کافیه بین مقالات علمی سرچ کنی... پس پیشنهادی که من بهت دارم اینه که با یه تصمیم احساسی و عجولانه ثمره اون 8سال صبر و انتظار که روزهای شیرین عقدتون هست رو خراب نکن... هیچ چیز بهتر از گفتگو نمیتونه یه مسئله رو برامون روشن کنه زمانیکه "بهش میگی گوشیت اشغال بود و ایشون میگه اشتباه گرفتی" خب اگه قانع شدی پس نیازی به این فکرها و احساسات منفی نیست ولی اگه قانع نشدی هیچ چیز به اندازه خود صحبتهای همسرت نمیتونه قانعت کنه... بجای کاراگاه بازی و متوسل شدن به حرفهای عوام که بقول تینا جان باعث از هم پاشیدن خیلی زندگیها میشه با خود همسرت صحبت کن نذار چیزی تو ذهنت گنگ بمونه حلش کن...این صحبت کردن دوفایده داره هم ایشون رو از میزان حساسیت شما آگاه میکنه و باعث میشه ازین به بعد تو این مسایل دقت بیشتری بخرج بده و هم به جای حدس و گمانهایی که هرگز تمومی هم نداره به یه نتیجه واضح و روشن درباره اتفاق دیشب میرسی...
     
     

     

    شادی جان تشکر میکنم
    با خودم میگم اگه باهاش درباره این موضوع حرف بزنم اگه موردی یا چیزی هم باشه پنهان میکنه
    ترجیح دادم چیزی نگم تا فکر کنه من هواسم بهش نیست تا اگه چیزی هست رو بشه
    باز هم اگه بیشتر باهام حرف بزنی ممنونت میشم ...نیاز دارم به صحبتات
    آخه حرفهایی همکارم روم تاثیر گذاشته ...اون میگه که تو که نمیتونی تا آخر عمر باهاش بسوزی که باید متوجه بشی و اگه چیزی بود طلاق بگیری
     
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    شادی جان و تینا جان میشه بیشتر باهام حرف بزنید؟
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    عزیزم شما تازه اول راه هستید اگه قرار باشه الان با یه اشغال بودن گوشی نامزدت اینقد فکر منفی بکنی تا آخرش نمی تونی بری و کم میاری! یادت باشه درسته که زمونه گرگ صفتی شده ولی قرار نیست با این بهونه شوهرت مثل پسر کوچیکت بهت جواب پس بده و یا مطابق میل شما رفتار کنه هر موقع شما زنگ زدی جواب گوشیت رو بده و یا همه چی رو به شما بگه که خدایی ناکرده شما فکر بد نکنی!
    همونطور که پیش میاد شما دروغهای کوچیکی به شوهرت بگید مثلا خواهرتون پیشتونه بگید تنهام ، نامزد شما هم شاید توی این شرایط باشه به خدا سخت میگیرید تجسس نکن به جاش محبت کن. جای اینکه فکرت رو صرف این کنی که چیکار کنم که بفهمم بهم داره خیانت میکنه فک کن چیکار کنی که بیشتر مهرت تو دلش بشینه و ایشون از الان به فکر عروسیتون باشه نتونه دوری شما رو تحمل بکنه
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    سمیره ی عزیزم فکرای منفیو از خودت دور کن خوشبین باش مثل قبل
    خداروشکر که میگی تو این 8 سال موردی ازش ندیدی
    پس بی جهت شک به دلت راه نده
    ازین راه های بچه گانه ام برای امتحان کردن شوهرت استفاده نکن چون اینکارا بدتر ذهن آدمو بدبین و شکاک میکنه شوهرت با توجه به تو و محبت و احترام به تو خودشو ثابت میکنه نه با این کارای بچه گانه پس اصلا از این روش استفاده نکن
    به شوهرت اعتماد داشته باش
    اوقات خودتو به خاطر مسئله ای که صحت نداره تلخ نکن

     
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    **شادی** آواتار ها
    سمیره جان شک یه فرایند منفی و مخربه و اگه تو وجود انسان ریشه بندازه بسرعت تمام حیطه های زندگی رو پوشش میده و یه زمانی متوجه میشی دچار اختلال مزمن پارانوئید شدی...پس از همین اول کار سعی کن بهش اجازه پروبال گرفتن ندی...بنا رو رو اعتماد و خوشبینی بذار چون اگه یک دلیل برای بدبین بودن به همسرت پیدا کردی درعوض هزارن دلیل برای خوشبین بودن بهش داری...خودت هم اشاره کردی که تو این 8سال مورد یا خطای خاصی از ایشون ندیدی...
    تو این موارد اصلا از این راهکارهایی که بهت پیشنهاد میدن مثل مزاحم شدن و تست کردن وفاداری همسر و ... استفاده نکن حداقل دو آسیب در پی داره یکی طبق مثال "یاد دزد پلکان انداختن" کنجکاوی ایشون رو برای کاری که اصلا تو اون فاز نیست برانگیخته میکنی و مورد دیگه اینکه اگه کسی که برای تست کردن مزاحم همسر شما میشه حتی فرد نزدیک و مورد اعتمادی برات باشه فقط کافیه یک آن دچار وسوسه های شیطانی بشه یا فردی مغرض باشه و با این کار ضربه ای جبران نکردنی به زندگیتون وارد کنه چون بهرحال انسانه و جایزالخطا...
     پس آرامش خودت رو حفظ کن و بنا رو رو اعتماد و خوشبینی قرار بده مگر اینکه خلافش بهت ثابت بشه نه اینکه با یک شک خودت بری دنبال اثبات...فقط کافیه تو زندگی مراقب ضعفها و خلاها باشی و تاجای ممکن برطرفشون کنی در این صورت تقریبا احتمال خطا و خیانت به صفر میرسه ...اینکار هم نیاز به بدبین بودن و تلاش برای به یقین رسوندن این شکها نداره چون در این صورت بر پایه یک شک آرامش رو تو کل زندگیت از بین میبری... 
    موفق باشی.
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •