تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




برخورد با جواب رد!؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:today
آخرین ارسال:ne11833
پاسخ ها 12

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

برخورد با جواب رد!؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
     سلام
    قرار بود که با دختر داییم ازدواج کنم،پدر و مادرش به ما جواب دادن و گفتن از نظر اونا مشکلی نیست،و قرار شد دخترشون فکر کنه،بعد از یک ماه اون هم جواب قطعی رو داد،و قرار شد که بعد از چند ماه(با توجه به درگیر بودن درس و کار) ما بریم برای صحبت و برنامه ریزی... اما دو روز قبل از اینکه ما راه بیفتیم،داییم زنگ زد و گفت پسر خالش اومده و ما جواب دادیم بهش!!!!!!
    من داشتم دیونه میشدم،چون اونا به من جواب قطعی داده بودن.یعنی من 6 ماه سرکار بودم!
    الان بنظرتون من باید چطور با این خونواده رفتار کنم،اونا یه ماه دیگه میخوان عقد کنن بنظرتون من باید برم به جشنشون؟؟،اگه نرم چون تو فامیل همه پیش بینی میکردن من با اینا وصلت میکنم،این جواب رد برام بد نمیشه؟
    همیاران و دوستان عزیز حالم خوب نیست لطفا کمکم کنید.
    سپاس
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام دوست گرامی
    شما دلیل اینکارشونو پرسیدید؟
    آیا از قبل پسرخالشون خواستگارشون بود؟
     

     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    نقل قول نوشته اصلی توسط تینا مسرور
    سلام دوست گرامی
    شما دلیل اینکارشونو پرسیدید؟
    آیا از قبل پسرخالشون خواستگارشون بود؟
     

     
     دلیل که گفتن پسر خالشو میخواد(به همین راحتی)،به ما گفتن بعد اومده.ولی من مطمینم از قبل صحبتی بینشون بوده،داییم به مانگفته،وقتی فهمیدن مارفتیم،جلو اومدن.شایدم داییم نخواسته یه ضرب جواب رد بده.
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    خب منم حدس میزنم حرفایی از قبل بینشون بوده
    اما اینکه گفتید این جواب رد برای شما بد میشه یا نه؟ باید بگم بهیچ وجه بد نمیشه، مگه شما کار خلافی انجام دادید که برای شما بد بشه؟!
    درسته که شوک به شما وارد شده و حتی رویاهایی که ممکنه در این مدت ساخته باشید نابود شده باشه اما قوی باشید، دخترداییتون انتخاب خودشو کرده و برای شما بهترین کار اینه که خیلی متشخصانه و با احترام به مجلس جشنشون برید و خودتونو محکم نشون بدید و توی شادیشون شریک بشید و برای خوشبختیشون آرزو کنید و کینه به دل راه ندید.
    کسی که باید شرمنده بشه اونه نه شما!
    ایشالا که شمام یه دختر مناسب و ایده آل برای ازدواج انتخاب میکنید

     
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    نقل قول نوشته اصلی توسط تینا مسرور
    خب منم حدس میزنم ...

     
    ممنون از توجهتون
    اما اونا که نمیخواستن باید همون اول به من نه میگفتن،من بهشون اعتماد کردم(هرچند یه مدت کوتاه)،و دلم شکست.اونا هیچ ارزشی برام قاىل نشدن،حرف شما درسته،ولی نمیتونم کس دیگه ای رو کنارش تصور کنم.(رفتن خیلی برام سخته).
    بنظرتون داییم یجوری نباید بفهمه که این کارش چقدر بد بوده؟
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    خب بنظرم بد نیست که مادرتون با داییتون در این مورد صحبت کنن و ناراحتی خودشونو ابراز کنن هرچند که چیزی تغییر نمیکنه جز اینکه ممکنه کدورت فامیلی پیش بیاد

     
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    چرا ما باید همیشه نقش آدمای خوبو بازی کنیم؟
    مهم نیست ین کار که برید خوبه یا نه و اینکه کدورت میشه یا نه

    اگر حس میکنید توی اون مجلس اذیت می شید نرید
    حرف بقیه هم اهمیتی نداره
    برای ازدواجم عجله نکنید چون بعضیا هم تو این مواقع برای اینکه کم نیارن! سعی میکنن زودتر از طرفشون مراسم بگیرن و با عجله و بدون فکر انتخاب اشتباه میکنن

    اونا کار اشتباهی کردن به نظر من مهم فقط اینه که شما تو این رابطه صدمه بیشتری نبینید به هیچ کی بی غیر از خودتون در این موارد فکر نکنید نه فامیل و نه بقیه افرادی که در دروازه رو میشه بست اما دهن اونا رو نمی شه


     
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    تا اینجا نظرم به نرفتنه،یعنی نمیتونم که برم.بنظرتون چطوره اگه جلوی رفتن خانوادمو بگیرم؟از اینکه بعد از این قضیه داییم بیشتر به مادرم زنگ میزنه تا از دلش در بیاره ورفت امدشو بیشتر کرده تا نشون بده هیچی نشده خیلی اذیت میشم.
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    سلام
    شما با داییتون توی دو شهر متفاوت زندگی میکنید یا خیر؟میخوام بدونم این بعد فاصله بوده که مانع از این شده که بعد از خواستگاری اونقدر فرصت نداشتید با دختر داییتون ارتباطی داشته باشید؟چون اگه مساله ای بود بایستی از رفتارش متوجه میشدید.
    ببینید.برای دختر خانمها مرتب خواستگار میاد و اینکه شما اسم دختری رو ببرید و منتظر بشینید تا همه شرایط جور بشه و اونوقت برای برقراری ارتباط با ایشون اقدام کنید کار درستی نیست.اون بنده خدا هم بایستی تکلیفش رو بدونه...
    توی پرانتز عرض میکنم...من خودم پسرخاله ام 4 سال پیش ازم خواستگاری کرد ولی گفته بود چون کانادا داره درس میخونه فعلا نمیتونه بیاد.فق دو هفته یه بار یه ایمیل برای من میفرستاد.ایشون خیلی از من بزرگتره و من از بچگی خیلی وقت بود که ندیده بودمش و نمیشناختمش.توی همین فاصله یه خواستگار برام پیدا شد که شرایطش از یه لحاظهایی خیلی بهتر بود.خبمن چه کار میکردم؟مینشستم پای کسی که معلوم نیست کی بیاد تازه بعد از 15 سال ببینمش؟بالاخره با هزار رودربایستی براش ایمیل دادم و قضیه رو گفتم.ایشونم خیلی بهش برخورد مثل شما..حتی خاله ام تا مدتی با مادرم حرف نمیزد.ولی به نظر من این مسایل عادیه.هر دختری مسلما خواستگار داره و بین اونها انتخاب میکنه که با کی ازدواج میکنه.شما باید زیاد به دل بگیریدبه خصوص که فامیل نزدیک هستن برای حفظ روابط حتی اگه جای شما باشم در مراسمشون هم شرکت میکنم.
    موفق باشید.
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    سلام
    شما با داییتون توی دو شهر متفاوت زندگی میکنید یا خیر؟میخوام بدونم این بعد فاصله بوده که مانع از این شده که بعد از خواستگاری اونقدر فرصت نداشتید با دختر داییتون ارتباطی داشته باشید؟چون اگه مساله ای بود بایستی از رفتارش متوجه میشدید.
    ببینید.برای دختر خانمها مرتب خواستگار میاد و اینکه شما اسم دختری رو ببرید و منتظر بشینید تا همه شرایط جور بشه و اونوقت برای برقراری ارتباط با ایشون اقدام کنید کار درستی نیست.اون بنده خدا هم بایستی تکلیفش رو بدونه...
    توی پرانتز عرض میکنم...من خودم پسرخاله ام 4 سال پیش ازم خواستگاری کرد ولی گفته بود چون کانادا داره درس میخونه فعلا نمیتونه بیاد.فق دو هفته یه بار یه ایمیل برای من میفرستاد.ایشون خیلی از من بزرگتره و من از بچگی خیلی وقت بود که ندیده بودمش و نمیشناختمش.توی همین فاصله یه خواستگار برام پیدا شد که شرایطش از یه لحاظهایی خیلی بهتر بود.خبمن چه کار میکردم؟مینشستم پای کسی که معلوم نیست کی بیاد تازه بعد از 15 سال ببینمش؟بالاخره با هزار رودربایستی براش ایمیل دادم و قضیه رو گفتم.ایشونم خیلی بهش برخورد مثل شما..حتی خاله ام تا مدتی با مادرم حرف نمیزد.ولی به نظر من این مسایل عادیه.هر دختری مسلما خواستگار داره و بین اونها انتخاب میکنه که با کی ازدواج میکنه.شما باید زیاد به دل بگیریدبه خصوص که فامیل نزدیک هستن برای حفظ روابط حتی اگه جای شما باشم در مراسمشون هم شرکت میکنم.
    موفق باشید.
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •