تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




میخام ازدواج موقت کنم کمکم کنید زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:مهدی پوری
آخرین ارسال:erelong
پاسخ ها 53

صفحه‌ها (6): صفحه 4 از 6 نخستنخست ... 23456 آخرینآخرین

میخام ازدواج موقت کنم کمکم کنید

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:31#
    سلام من هم با نظر پیمان عزیز موافقم. اتفاقا اینکه این رابطه صرف برطرف کردن نیاز عاطفی هست یه جورایی مسئله رو بدتر میکنه چون موقع قطع رابطه طرفین بدلیل داشتن رابطه احساسی بیشتر ضربه میخورند نسبت به کسی که فقط هدفش ارضای جنسی است و هیچ حسی به طرف مقابل نداره. به نظر من شما هر چه هم در شرایط بدی باشین توجیه خوبی برای انجام این کار شما نمیشه.... آدم میتونه احساس نیاز به یک همدم رو با یک دوست صمیمی همجنس برطرف کنه که بعدا هم به مشکلی ختم نشه. اتفاقا آدم با یه دوست همجنس خیلی راحتتر درددل میکنه....
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:32#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'بهار29' pid='35858' dateline='1386346803'
    سلام من هم با نظر پیمان عزیز موافقم. اتفاقا اینکه این رابطه صرف برطرف کردن نیاز عاطفی هست یه جورایی مسئله رو بدتر میکنه چون موقع قطع رابطه طرفین بدلیل داشتن رابطه احساسی بیشتر ضربه میخورند نسبت به کسی که فقط هدفش ارضای جنسی است و هیچ حسی به طرف مقابل نداره. به نظر من شما هر چه هم در شرایط بدی باشین توجیه خوبی برای انجام این کار شما نمیشه.... آدم میتونه احساس نیاز به یک همدم رو با یک دوست صمیمی همجنس برطرف کنه که بعدا هم به مشکلی ختم نشه. اتفاقا آدم با یه دوست همجنس خیلی راحتتر درددل میکنه....

     
    کاملا مخالفم که میگید احساس نیاز  به همدم رو میشه با همجنس برطرف کرد چون اگه اینطوری بود پس همه ازدواجا برا نیاز جنسیه وفقط اقایون وبالعکس خانوما فقط برا نیاز جنسی با هم ازدواج میکنن تو قرانم داریم ما از جنس خودتان همسرانی برای ارامش خودتان خلق کردیم خو اگه همدممون میتونست همجنس باشه پس این ایه چیه
    مسیله دوم اینکه درسته من با این خانم رابطه نداشتم ولی نیاز جنسی وعاطفی به هم وابستش به طوری که اگه جند بار رابطهبا طرف داشتهه باشی فراموش کردنش تقرریبا محاله
    مگه شما مطالبو نمیخونید که میگن الان دلیل بیشتر طلاقها ارضا نکردن همدیگه توی روابط جنسیه دلیلش اینه اگه بتونن همو ارضا کنن به ارامش میرسن واز نظر عاطفی بیشتر به هم نزدیک میشن به نظر من وقتی شما میخاید مشاوره بدید با این پیش فرض جواب میدین که ازدواج موقت نادرسته بعد دلیل میارید که این کارو نکنید که من مخالفم
    البته من هنوز هیچ اقدامبی نکردم وباید اینبار به یه نتیجه خوب برسم که یا برا همیشه این موضوعو از زندگیم حذف کنم یا برم سمتش

     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:33#
    بله من هم میدونم که بیشتر طلاقها به خاطر ارضا نشدن جنسیه ولی من این مطلبو به این دلیل به شما گفتم که شما نوشته بودید هدف برقراری رابطه جنسی نیست و بلکه فقط برطرف کردن یک نیاز عاطفیه.......
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:34#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'بهار29' pid='35865' dateline='1386349353'
    بله من هم میدونم که بیشتر طلاقها به خاطر ارضا نشدن جنسیه ولی من این مطلبو به این دلیل به شما گفتم که شما نوشته بودید هدف برقراری رابطه جنسی نیست و بلکه فقط برطرف کردن یک نیاز عاطفیه.......

     

    خوب حالا که میدونی نظرتون چیه؟؟؟

     
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:35#
    دوست گرامی من نگفتم شما بخاطر نیاز جنسیتون میخواهید وارد رابطه شوید گفتم افرادی که تن به ازدواج موقت میدهند یا عاطفی یا جنسی و در مورد شما هم عاطفی هست
    من پزشک میشناسم که شبا میره رستوران ظرف میشوره من مهندس میشناسم که میره پرده نصب میکنه حتی توی حیطه رشته خودم دانشجویی داریم که منشی و .....
    دوست عزیز من شرایط جامعه رو میشناسم میدونم چه خبره ولی شما هم باید تلاش کنی اگر بتونید وام بگیرید خیلی خوب میشه
    بهر حال صلاح مملکت خود را خسروان داند توصیه اکید من این هست شرایطتون حتما به مادرتون توضیح بدهید حتما کمکتون میکنند توی این دنیا کسی دلسوزتر از مادر و پدر نیست
    خدایا :
    هیچ چیز به اندازه تنهایی برایم لذت بخش نیست
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:36#
    من به نتیجه نرسیدم هنوزززززززززززز
     
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:37#
    منم فکر می کنم حالا که مشکلتون نیاز جنسی نیست و برای نیاز عاطفی صرفا قصد این ازدواجو دارید ممکنه بعدا ضربه بخورید ها! و از شما بیشتر اون خانوم دوباره ضربه بخوره.
    من نمی فهمم چطور از گرم بودن طبع حرف می زنید و یعد می گین دلیلتون نیاز جنسی نیست!!!!!
    به هرحال فکر کنم معمولا تو تجرد خانوما بیشتر به خاطر نیازای عاطفی اذیت می شن و آقایون بیشتر به خاطر نیازای جسمی. لطفا دقت کنید نگفتم یه خانوم نیاز جنسی نداره یا یه آقا نیاز عاطفی نداره فقط به نظرم وزن نیاز جنسی در آقایون و وزن نیاز عاطفی در خانوما بیشتره. چیزیه که بعد از ازدواجم بهش رسیدم.
    من تو 20سالگی ازدواج کردم ولی از اون دخترایی بودم که نیاز روحی به ازدواج رو از خیلی خیلی پیشترش داشتم. و اگر واقعا راست می گین که مشکل مسائل عاطفیه خب مثل خیلی های دیگه با دوستای هم جنس و کلاس رفتن و با خانواده بودن و اینها سعی کنید فعلا تا حدی خودتونو سرحال نگه دارید و تمام تلاشتونو بکنید برای ازدواج دائم.
    خودتونم قبول دارین که آرامشی که در ازدواج دائم هست در موقت مسلما نیست. ولی گویا به نظرتون ازدواج دائمتون میسر نیست و فکر می کنید حداقل از این نیمچه آرامش ازدواج موقت بهره مند بشین.
    ولی این رو هم در نظر بگیرید که با این درجه احساسات و عاطفه وقتی وارد این رابطه بشید جدایی به شدت براتون مشکل زا خواهد بود. اون وقت باید بیاید تاپیک بزنید که از عشقم جدا شدم و دلم پیششه و افسرده شدم و اینها. ضمنا اون خانوم بعد از یک شکست واقعا گناه داره شکست دوم رو هم تجربه کنه. تازه فکر کنم همسر دائم آینده تونم مجبور بشه بیاد اینجا تاپیک باز کنه که همسرم دلش پیش عشق قبلی شه و چی کار کنم و...
    اینارو با توجه به این گفتم که که می گید امکان دائمی شدن این رابطه وجود نداره و هرزمان امکان ازدواج دائم برای شما یا ایشون پیش بیاد تمومش می کنید.
    خلاصه که فقط به فکر الانتون نباشید. اگه الان مشکل عاطفی و تنهایی اذیتتون می کنه موقع جدایی به مراتب بیشتر از الان اذیت خواهید شد.
    و اینکه می فرمایید امکان ازدواج دائم براتون نیست. خب از روی یکی از نظرا به این نتیجه رسیدم گویا شما تلاش زیادی برای ازدواج دائم نکردین و فقط به تک و توک خواستگاری رفتن بسنده کردین. خب به نظرم برادر من مرد کار باشین و تمام تلاشتونو بکنید کار هرچند با درآمد اندک گیر بیارین.
    و توی این دوره و زمونه هم وجود دارن خانواده هایی که از مسائل مالی چشم پوشی کنن. نمونه ش خود من و خیلی موارد مشابه که دوروبرم و توی دوستام می بینم. همسرم دانشجو بود که اومد خواستگاریم هنوزم چندسال دیگه درس داره و فعلا مجبوریم عقد بمونیم تا بلکه به لطف خدا کار دانشجویی و خوابگاه متاهلی گیرمون بیاد و بتونیم زندگی مشترکمونو شروع کنیم. خب مسلما عقد طولانی مون خیلی مشکل سازه ولی هرچی که هست خیلی از نیازهامون برآورده می شه و آرامش بیشتری داریم و مشکلات تجرد رو نداریم. من خواستگارهایی هم داشتم که درسشون تموم شده بود و سرکار هم بودن و خونه و ... داشتن ولی خب این مسائل به هیچ وجه نه برای من نه خانواده م معیار انتخاب نیود.
    اینارو صرفا به این دلیل گفتم که این اصلا قانع کننده نیست که بگین دوسه جا خواستگاری رفتین و بهتون نه گفتن و می گین اصلا ازدواج دائم برام ممکن نیست و مجبورم ازدواج موقت کنم و اینها. به هرحال خانواده های این چنینی هم وجود دارن.
     
    اما اگر مشکل نیاز جنسی هم وجود داره و به هردلیلی در این تاپیک می خواید انکارش کنید(شاید به دلیل اینکه بهتون انگ هوسبازی و … نزنند) من در این مورد نمی تونم نظری بدم. چون مرد نیستم و مسلما نمی فهمم اذیت شدن یه مرد از این بابت یعنی چی. به هرحال خدا یه چیزی می دونسته که این تجویزاتو تو دینش گذاشته. به هرحال فکر می کنم حتی اگر این مشکل هم هست اگر براتون امکانش باشه که یه جوری باهاش کنار بیاید مسلما تلاش برای میسر شدن ازدواج دائم بیشتر از سرمایه گذاری روی این رابطه به نفعتون خواهد بود.
    امیدوارم خداوند به زودی همسری صالح بهتون عطا کنه و تا آخر عمر مایه آرامش همدیگه باشید.
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:38#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 's.esmailzadeh' pid='35884' dateline='1386357945'

    .
    دوست عزیز من شرایط جامعه رو میشناسم میدونم چه خبره ولی شما هم باید تلاش کنی اگر بتونید وام بگیرید خیلی خوب میشه


     
    داداش من با کدوم ضامن وام بگیرم؟؟؟اگه خود شما کارمندی بیا ضامنم شو وام بگیرم روز بعدش ازدواج میکنم قبول میکنید؟؟؟؟

     [hr]شما فرشته اید اگه همه خانوما مث شما فک میکردن گلستا ن میشد ولی تو همین تالار یه چرخی بزنید خانمایی هستن که سرویس برلیون میخا ن وبخاطر چشمو  هم چشمی دارن مرد زندگیشونو بد بخت میکنن
    دیگع گذشت اون زمانی که اخلاق ورفتار و...تو ازدواج ملاک یودد الان ماشینو پولو اینا ملاکه نداشته باشی فقط باید بار 100بارغرورتو له کنی وبازم نه بشنوی
    خدا یا عاقبتمونو ختم بخیر کن
     
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:39#

     با سلام
    ممنون از تمام دوستانی که نظرات خودشون رو ارسال می کنند. چندین بار در این تاپیک ها از دوستان خواسته شده که ارزشها و نظراتشون رو تحمیل نکنند و  به دور از جبهه گیری صحبت کنند . چه خوبه که بدون دیدن پروفایل نویستنده تاپیک، حتی حدس زدن جنسیت ایشون هم مشکل باشه.
    آقای پوری! آنچه همه رو نگران ازدواج موقت شما میکنه نه قبح ازدواج موقته بلکه تغییر شرایط ازدواج موقت در گذشته نسبت به اکنون می باشد و دیگر اینکه، شما تجربه زندگی دایم رو نداشتند و احتمال اون میره که در شرایطی ناخواسته مجبور! به قبول این ازدواج به صورت دایم بشوید که من در مشاوره خصوصی، این مطلب رو  به وضوح توضیح دادم. 
    نکته قابل تأملبرای ندیدن اشیاء دوروبر، نیاز نیست در جای تاریک باشیم، گاه روشنایی زیاد باعث میشود تا چشمان ما بر روی حقایق بسته شود.
    [size=x-large]باز هم می گویم از جمله بکاه و به رفتار بیفزا
    [/size]
    [size=x-large][/size]
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:40#
    همسر من 21سالشون بود موقع ازدواجمون. وقتی به مادرش گفته بود می خوام زن بگیرم تعجب کرده بود مادرش گفته بود آخه تو که چیزی نداری و هنوز کلی درس داری اما همسر من سرمایه ش توکلش به خدا بود. و خدا هم جواب توکلشو داد. نمی گم من خیلی خوبم نه واقعا خودم می دونم من لایق این ایمان و پاکی همسرم نیستم ولی به لطف خدا نه خودم نه خانواده م سنگ جلوی پاش ننداختیم و ازدواج سهل و آسونی داشتیم خداروشکر. به خدا توکل کرد و امیدش خدا بود و خدا هم تو همون مورد اول خواستگاری براش جور کرد.
    بله متاسفانه در فرهنگ غالب جامعه چشم و هم چشمی فراوانه ولی خدا مسلما هم کفو شمارو هم یه جایی توی این دنیا قرار داده. من ازدواج خودمو فقط مثال زدم. باور کنید دوروبرم کم ندیدم این ازدواج های دانشجویی رو.
    احسنت به این که اینقدر پشتکار دارین و سختی های زندگی رو به جون می خرین و اینقدر زندگی سالم و مومنانه ای داشتین. با این روحیه مسلما مرد زندگی خواهید بود برای همسر آینده تون به حول و قوه الهی. همسر من هم روحیه ی بسیار حساسی داره و بسیار احساساتیه و اتفاقا اون هم نیازهای عاطفی ش رو مهم ترین دلیل ازدواج تو این سن کمش برمیشمرد. من اوایل ازدواج از این روحیه ش تعجب می کردم و فکر نمی کردم مردی با این روحیه وجود داشته باشه. به خاطر این احساساتش هم متاسفانه ضربه های فراوانی از ناحیه ی دوستی هاش خورده. الان خداروشکر که من کنارش هستم.
    من روانشناس نیستم ولی فکر می کنم اگر شما هم روحیه ای شبیه به همسر من داشته باشین در عین حال که می تونید همسر ایده آلی برای یه خانوم باشین ولی واقعا زیربار این جدایی به شدت اذیت خواهید شد. از چاله خودتونو نندازین تو چاه برادر بزرگوار.
    با همه ی وجودتون از خدا بخواهید بهتون همسر صالح عطا کنه. تو قنوت نمازهاتون دعا کنید. و توی دلتون فقط و فقط این باشه که این کار از خدا برمیاد و بس. چه وامی جور بشه چه نشه چه کار جور بشه چه نشه. یه توکل سفت و سخت بکنید و مطمئن باشید بهترین جواب رو از خدا خواهید گرفت.
    می دونم یه دانشجوی ارشد اونم الان که انقد محدودیت گذاشتن واسه 4ترمه تموم کردن چقدر سرش شلوغه. ولی تلاشتونو بکنید با کار دانشجویی حل تمرین گرفتن پروژه های کاری گرفتن و… یه آب باریکه ای دست و پا کنید. بعضی خانواده ها وقتی ببینن طرف داره درس می خونه و جنم کار کردن رو هم نشون داده که داره اعتماد می کنن.
    و یه پیشنهاد دیگه این که از طریق دوستان متاهلتون برای پیدا کردن مورد برای ازدواج اقدام کنید. احتمالا خانوم یه دوست دانشجوتون که با همین شرایط ازدواج کرده راحت تر بتونه موردی شبیه خودش پیدا کنه.

    از خدا بخواهید و شک نکنید پاسختون رو میده.

    نمی دونم منم مصداق تذکر خانوم یا آقای حسینی هستم یا نه! به هرحال قصد تحمیل نظرمو بهتون ندارم! ولی فکر می کنم اگر تمرکزتون رو به جای این مورد بزارید روی ازدواج دائم آرامش بیشتری نصیبتون بشه.
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (6): صفحه 4 از 6 نخستنخست ... 23456 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •