تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




افسردگی و حس حقارت زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:Par0098
آخرین ارسال:maryam.azadeh
پاسخ ها 3

افسردگی و حس حقارت

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
     سلام.. 18 سالمه.پسر آخر و سوم خانواده هستم.پدرم وقتی 8 سالم بود فوت کرد و به دلیل مشکلات خانوادگی با تمام فامیل های پدری و مادری قطع رابطه کردیم یعنی از بچگیم اینجوری بوده.
    حالتا افسردگی شدیدی دارم . چون دوست دارم توی حداقل یه کاری جز بهترینا باشم ولی نیستم و وقتی میبینم دیگران مثلا توی ورزش یا درس از من بهترن حس بدی پیدا میکنم و در واقع چیزی ندارم که باهاش توجه کسی رو جلب کنم و بهش دل خوش کنم.
    ولی مشکل فقط این نیست . من نیازی شدیذی دارم به کسی که بهش محبت کنم و دوسش داشته باشم و اونم همینطور ولی نمیتونم جلب توجه و علاقه بکنم و فک میکنم کسی علاقه ای نداره تا با من باشه و از طرفی به دلایل خانوادگی نمیتونم با جنس مخالف رابطه داشته باشم و وقتی میبینم کسی توی رابطه ای هست به شدت احساس حسادت و انزجار بهم دست میده.
    لطفا بهم کمک کنید.این مسایل روی تمام زندگیم تاثیر گذاشته.امیدوارم سرتونو درد نیاورده باشم.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    parvane آواتار ها
    سلام
    خوش اومدید
    نکته بارزی که در صحبتهاتون دیدم اینه که - شما خودتون رو زیاد با دیگران مقایسه میکنید و همین امر باعث این حس در شما میشه که نسبت به دیگران در درجه پایینتری قرار دارید
    شما باید سعی کنید نسبت به خودتون شناخت بیشتری پیدا کنید - چون این شناخت باعث ایجاد اعتماد بنفس و انگیزه در شما میشه
    در مورد نیاز به محبت دوطرف که صحبت کردید - این حس در این برهه از سنی که هستید کاملا طبیعی هست - شما در سنی هستید که بلوغ عاطفی در اوج رشد خودشه و شما باید سعی کنید که کنترلش کنید

    انشاالله مشاورین عزیز میان و بیشتر از من شما رو راهنماییی میکنن
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    maryam.azadeh آواتار ها
    سلام
    فوت پدر گرامی تون و قطع رابطه با فامیل، شما رو یک مقدار اسیب پذیر کرده. برای هرکسی از دست دادن پدرش دردناک و غم انگیزه. اما خوب شما الان 18 سال تونه و یه انسان بالغ و عاقل محسوب میشین. کم کم وقت اون رسیده که افکار ازاردهنده رو کلا از زندگی تون حذف کنین. در مورد قطع ارتباط با فامیل، اصولا قطع رابطه مطلق، کار شایسته ای نیست و تاثیرات بدی روی فرزندان میزاره. شما میتونین رفته رفته با ادم های اجتماع و همچنین فامیل تون( اگه کینه ها تا حدودی رفع شدن) رفت و امد و مراوده داشته باشین. هرچی بیشتر با مردم اشنا بشین و دوستان بیشتری داشته باشین، بیشتر پی میبرین که هیچکس کامل نیست و همه مردم کوله باری از مشکلات شونو به دوش میکشن.
    سعی کنین از مقایسه کردن خودتون با دیگران، اجتناب کنین. جای این مقایسه های بیهوده، سعی کنین نقاط قوت خودتونو پررنگ کنین و با امتیازهای شخصی خودتون جلو برین. بالاخره هرکسی یه قابلیت هایی رو بیشتر از بقیه داره. قطعا درس و ورزش شما از خیلی ها موفق تره. صرفا نباید بالاتری ها رو ببینیم بلکه بهتره در احوال دیگران دقیق بشیم تا بفهمیم خیلی قابلیت ها هستن که در وجود ما به مراتب پررنگ تر از دیگران هستن.
    در مورد علاقه تون به ارتباط با جنس مخالف، اگه بنا باشه صرفا به این قضیه به چشم سرگرمی و تفریح نگاه بشه عاقبت خوبی نخواهد داشت.
    شما امروز اون شخص رو میبینین که با دوست دخترش سرگرم هست و ظاهرا داره خوش میگذرونه ولی چه بسیار هستن که از همین رابطه ها ضربه های سنگین خوردن. خیانت، دروغ، سرکار گذاشتن، فریب دادن، سوءاستفاده های جنسی و حتی باردار شدن دختر و............. از عوارض شایع و تکراری رابطه های بی قید و شرط دخترها و پسرهاست. 
    الان شما بهترین فرصت رو دارین که درس بخونین وارد دانشگاه بشین و یه تخصص پیدا کنین. وقتی فارغ التحصیل شدین بهتر میتونین جایگاه حقیقی تون رو در جامعه پیدا کنین. اون موقع میتونین با یه دختر رابطه سالم برقرار کنین، عشق تون بشه و در نهایت به وصال اش برسین. مطمئن باشین عشق حقیقی خودش سراغ تونو در وقت لازم خواهد گرفت.
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •