تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




خشونت و بی ادبی برادر زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:benamoneshan
آخرین ارسال:benamoneshan
پاسخ ها 14

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

خشونت و بی ادبی برادر

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    راستش میدونین که وضعیت کار در جامعه ما بحرانیه اگه کسی پارتی نداشته باشه نمیتونه بره سر یه کار آینده دار که شکر خدا این گزینه رو نداریم خودشم آدم قانعی نیست به حقوق ماهی 400 یا 500 راضی نمیشه زمان قدیم هم نیست که میگفتن از صفر شروع کن پله پله برو بالا و ترقی کن! پس این از وضعیت کار در نتیجه ازدواج هم با این وصف منتفی میشه چون نیازه که به هر حال بتونه اجاره خونه و خرج زندگی رو در بیاره . پدر و مادر هم همین که زندگی خودشونو با این شرایط اقتصادی جامعه بچرخونن هنر کردن . اما این که میگین دوستانش روش تاثیر دارن من مدتهاست که به این موضوع فکر میکنم و پر بیراه نمیگین چون دوستانش هم مثل خودش هستن از پدر و مادر پول تو جیبی میگیرن و بسیار نسبت به پدر و مادر گستاخ هستند نمیدونم چی کار میشه کرد به خاطر وجود برادرم رغبت نمیکنم برم خونه پدرم چون واقعا تحمل رفتارهاشو ندارم
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    maryam.azadeh آواتار ها
    با توجه به علایمی که توضیح دادین ایشون یک مقدار دچار حس پوچ گرایی شدن. وقتی در سن جوانی حس میکنن پیر شدن یعنی در واقع دچار حس ناامیدی شدن و بنابر دلایلی که یکی از عمده ترین اونها نبود شغل هست، زندگی براشون رنگی نداره و از یکنواختی بیزارن. چون یکنواختی زندگی ایشون رو رنج میده سعی دارن با داد و فریاد و یا تحقیر بقیه، یک مقدار جو رو عوض کنن و یکنواختی رو کمرنگ کنن.
    ایشون لازمه در وهله اول، حد توقعاتش رو از زندگی مشخص کنه. دلیلی نداره که همه مردم یا توی قصر زندگی کنن و یا اینکه فقیر خطاب بشن. ایشون داره توی خانواده متوسط مرفه زندگی میکنه دقیقا مثل خیلی از جوون های دیگه و از امکاناتی بهره مند هست که خیلی ها حسرت شو دارن. توی دنیایی که خیلی ها مجبورن شب رو روی پل عابر بخوابن ایشون توی اتاقش داره روی تخت میخوابه و نه گرما و نه سرما اذیتش نمیکنه. تونسته درس بخونه و فارغ التحصیل بشه، شام و ناهارش همیشه اماده هست و از سایه پدر و مادر بهره مند هستش. تنها چیزی که ایشون رو از خونه و زندگی بیزار کرده و وادارش میکنه برچسب فقر رو بی جهت به پیشانی خانواده اش بچسبانه، یکنواختی و تکراری شدن زندگیش هست.
    فلسفه بافی هاش و حرفهای ناامیدانه اش و پرخاشگری اش علیه عقاید دیگران هم ریشه در همین تکراری بودن زندگی اش داره.
    بهترین راه این هست که پدر محترم تون تلاش کنن( البته بعد از هماهنگی با پسرشون) شغل مناسبی برا ایشون پیدا کنن. با کمک اشنایان شون و یا فامیل و همسایه ها و......... اینکار شدنی خواهد بود. یه شغلی که با تحصیلات برادرتون تاحدودی متناسب باشه و به زندگیش انگیزه و امید ببخشه.
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    سلام دوست عزیز.
    برادر کوچک تر من هم دقیقا اینجوری هست. اون الان 24 سالش هست. سر بابا مامانم داد میزنه. ولخرجی میکنه و بابام رو تحت فشار میگذاره. سر هر غذایی دعوا به پا میکنه و اشک مامانم رو در میاره هر روز. ما گفتیم اگه بره سربازی درست میشه. اما نشد. مشکل برادر من این هست که بابام خیلی لوسش کرد و باهاش رک نبود. همیشه هر چقدر پول می خواست بهش می داد. ماشین بابام رو بر میداشت و می رفت.
    حالا چند تا حالت داره:
    1_ بابا مامانت بهش فهموندن که اگه بره از خونه بیرون اینا چقدر نگرانش میشن و برا همین به اصطلاح پر رو شده.
    2_ هرگز باهاش رک نبودن و وقتی کار بدی کرده جلوش مقاومت نکردن.
    3_ مادر و پدرتون از لحاظ بچه تربیت کردن دو قطبی بودن.
    4_ برادرت دوست یا دوست دختری داره که به پرخاشگری تشویقش میکنه.

    متاسفانه ما هم خیلی راه هارو امتحان کردیم. برادر من هم مهندس برق هست. تا وقتی باهاش آروم حرف میزنیم اونم آرومه اما تو اولین فرصت اگه چیزی باب میلش نباشه دادو بیداد و پرت کردن بشقاب غذا و ...
    من فکر میکنم اینجور آدم ها به مشاوره و روان درمانی خیلی جدی احتیاج دارن. چون اگه قرار بود درست بشن تا الان شده بودن.
    یه چیز دیگه هم هست. این مورد مشابه یکی از دوستانم بود. ممکن هست که فیلم های پرنو نگاه کنن و چون مجرد هستن و نمیتونن خودشون روتخلیه کنن خشن و پرخاشگر بشن. خیلی عذر میخوام که اینو میگم ولی این حالت نتیجه خود ارضایی زیاد هم هست. حالا شما اگه نتونستین پیش مشاور هم بفرستینش خودتون باید برین و توضیح بدین حالت هاشون رو.
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    ممنونم از پاسختون بله کاملا درسته پدر و مادرم هیچ وقت در تربیت بچه همراه هم نبودن . پدرم آدم بیمسئولیتی در این زمینه بوده و کارهای مادرم و خنثی و بی ارزش میکرده و صد البته دوستانی داره که متاسفانه اونو تشویق به پرخاشگری میکنند و مادرم هم الان به دلیل ضعف روحی و جسمی قادر به برخورد با او نمیباشد واقعا این رفتارهای برادرم معضل بزرگیست.
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •