تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




با يه دانش آموز مشكوك به دزدي چه كار كنم ؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:ali-azad
آخرین ارسال:م.حدادی
پاسخ ها 6

با يه دانش آموز مشكوك به دزدي چه كار كنم ؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    درود به بچه هاي همياري

    آقا من الان سه چهار روزيه كه يه مشكل ويژه دارم
    من توي يه هنرستان معلمم و رابطه خيلي خوبي هم با بچه ها دارم و به همين خاطر هم با بچه ها خيلي صميمي هستم و بيشتر از رابطه معلم و شاگردي رفيقيم با هم اما مشكلي كه اين هفته پيش اومده اينه:

    چند روز پيش چند تا از بچه هاي سال سومي امتحان داشتن و گوشي هاي موبايلشون رو دادن دست من كه سر جلسه ازشون به عنوان تقلب نگيرندو من گذاشتم توي دفتر كارگاه و همونجا نشستم شاگرداي سال دومي خودمم يك گروه يه گروه كارشون كه تموم مي شد اومدن كنارم توي دفتر با هم شوخي و بگو و بخند داشتيم تا وقتي كه براي نمره دادن به كارها رفتيم توي كارگاه و توي اون شلوغي من حواسم از گوشي ها پرت شد وقتي برگشتيم يه گوشي كم شده بود در حقيقت دزديده شده بود.

    ديروز يكي از بچه ها گفت احتمالن كار حسن باشه چون اون و حسن و يكي ديگه از بچه ها سه نفر آخر بودن و تا يكي دو دقيقه بعد از اينكه همه ما از دفترتون خارج شديم حسن توي دفتر نشسته بود ... بعدشم گفت من خودم مي رم بهش ميگم جريان رو و مي گم اگه كار تو هست بدش من من ميرم تحويل آقا مي دم خودمم به گردن مي گيرم آقا چون من درس خونم دعوام نمي كنه ... ولي حسن زير بار نرفته بود كه كار اونه و نزديك بوده دعواشون بشه ...

    حالا از طرفي من موندم و يه مشكل كه گوشي گم شده با يه مظنون كه هيچ شاهد قطعي ازش ندارم ... مي ترسم بهش فشار بيارم ولي بعدش معلوم بشه كارش نبوده و اونوقت هرگز نمي تونم خودمو ببخشم ... اون كسي هم كه صاحب گوشيه هرچي بهش اصرار مي كنم كه پول گوشيش رو ازم بگيره قبول نمي كنه ... حتي پول رو گذاشتم توي دستش ولي دوباره پول رو از شيشه ماشينم انداخت تو و در رفت !!! 

    شما بودين چي كار مي كردين تو اين شرايط ؟      
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    باسلام
    بهرحال تا زمانی که شما شواهد و مدرکی دال بر دزدی کردن اون پسر(حسن) ندارید درست نیست که بهش تهمت بزنید و بهتر این بود که اصلا باهاش در مورد این موضوع صحبت هم نمی کردید چون تهمت زدن گناه بزرگی است

    بهرحال باید صبر کنید تا ببینید گوشی چه اتفاقی براش پیش اومده شما هم که پول اون را پرداخت کردید ولی اون پسر قبول نکرد  پس دیگه عذاب وجدان نداره اگر هم خیلی ناراحتید میتونید پول را به خانواده اون آقا پسر بدید بدون اینکه خودش بفهمه
    شادباشید
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    ممنون اون بخش پيشنهادتون كه پول رو به پدرش بدم بسيار عالي است ... اگر كسي پيشنهاد ديگه اي نداشت و با روش هاي آروم نتونستم دزد رو بيابم حتما همين كارو مي كنم 

    ضمن اينكه من چندين بار كل كلاس رو نصيحت كردم در اين باره و گفتم كه اگر كسي مي دونه كار كيه و نگه داره به رفيقش در اصل خيانت مي كنه بهشون تضمين دادم كه من هيچ كاري با طرف ندارم و گفتم اگه خواستي گوشي رو برگردوني گوشي رو بده به فلاني تا اون به من بده و خودت رو من نشناسم و توي اين مدت هركدوم از بچه ها يه چيزي مي گفت يكي مزه مي پروند يكي مي گفت آقا هركي برداشته نامرده هر كسي يه چيزي مي گفت و اين حسن صداش در نميومد - سرش پايين بود و سكوت محض - همين منو بيشتر مشكوك كرد و باعث شد به اون يكي شاگردم اجازه بدم باهاش صحبت كنه ولي الان از اين كه بهش اجازه دادم بهش بگه پشيمونم ... اصلن يه وضع بديه 

    اصلا ناراحت پول موبايله نيستم اصلن گوشي گروني هم نبود مال 5 - 6 سال پيشه ، همون روز صاحب گوشي رو با چند تا هم محله ايش سوار ماشينم كردم كه برسونم و توي راه از عابر بانك پول گرفتم كه بدمش ولي هر چي اصرار كردم نگرفت من ناراحت اون بچه اي هستم كه از الان داره دزد ميشه و من نمي تونم هيچ كاري كنم ...

    مثلن عصري يه ساعت توي وي چت با شاگردام شوخي كرديم و آخرش يه كم رفيق گونه نصيحتشون كردم كه از الان مثلا براي عاشق شدنتون زوده و نرين خواستگاري ( چون دو سه تا از اين موارد داريم ) من خودم 24 سالمه هنوز نرفتم خواستگاري (كه قراره برم) ... هميشه مثل رفيق كنارشون بودم و الان بيشتر ناراحت اينم كه كي باشه عكس يكي از اينا رو توي نشريات به عنوان سارق ببينم ... واقعن عذاب آوره كه بابام رو مي بينم كه شاگرداش همه بهترين هاي شهر شدن و هميشه بهشون افتخار ميكنه و همين منو به معلمي علاقمند كرد اما شاگرداي خودم دزد و چاقو كش و كفتر باز هستن ...
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    **شادی** آواتار ها
    سلام آقای آزاد.
    این احساس مسئولیتتون در قبال شاگردهاتون واقعا قابل تقدیره...احسنت...
    شاید بهتر باشه صحبتم رو با یه اشاره ای به مفهموم کلی از داستان بینوایان شروع کنم...ژانوارژان از کلیسایی شمعدونهای نقره رو دزدیده بود و دستگیر شده بود. پلیس ,ژانوارژان رو میاره پیش کشیش کلیسا و میگه ما این شخص رو به جرم دزدین شمعدونهای نقره دستگیر کردیم,اما کشیش میگه نه ایشون دزدی نکرده من خودم این شمعدونهارو بهش هدیه دادم تا ببره بفروشه و با پولش نیازش رو برطرف کنه و همین کار بزرگوارانه کشیش, ژانوارژان رو متحول میکنه و تبدیل میشه به یه شخصیت مثبت و خیر و ...
    واقعیت اینه که اون کسی که گوشیش رو از دست داده در معرض آسیب خاصی نیست وشاید فقط یه خسارت مالی دیده باشه ولی حسن که در مظان اتهام قرار داره و حتی بخاطر این مسئله با همکلاسیش دعوا هم پیش اومده در معرض بیشترین آسیب قرار داره... هم فشار از حس نیاز یا وسوسه ای که به اینکار وادارش کرده بود ,هم استرس برملا شدن اینکار ,و هم حس ندامت و پشیمونی از انجام اینکار...
    شما درقبال رفتار بزهکارانه حسن و آینده ای که در پیش داره احساس مسئولیت میکنین اما صفت ستارالعیوب بودن خدا رو به خودتون یاداوری کنین و اجازه ندین کنجکاوی ذهنتون شما رو دچار خطا کنه, درخفا و بطور غیر مستقیم موثرترین کمک رو میتوین بهش برسونین...فرض رو رواین بذارین که این دزدی کار حسن بوده و همون کارهایی رو که قصد داشتین بعد از اثبات این دزدی, برای اصلاح حسن انجام بدین مثل گفتگو ,راهنمایی, بحث های دینی و ... همین حالا همه رو انجام بدین منتها نه برای شخص حسن بلکه برای کل کلاس بصورت دسته جمعی...
    اینکار شما چندین نتیجه مثبت بدنبال داره:
    بدون هدف قرار دادن حسن و بدون تخریب شخصیت و روحیه حساسش تونستین اون دینی رو که نسبت به شاگردتون حس میکنین ادا کنین...
    ممکن بود با اثبات فرضیتون چنان آسیبی به روحیه این نوجوون وارد شه که نه تنها فرصت راهنمایی و ارشادش براتون پیش نیاد بلکه از مدرسه و تحصیل هم گریزان بشه اما شما این فرصت اصلاح و ارشاد رو بسیار ماهرانه و غیرمستقیم پیش آوردین...
    و ضمن اصلاح غیرمستقیم حسن, یه آموزش پیشگیرانه هم به بقیه دانش آموزها ارائه دادین...
    امیدوارم این انگیزه زییایی که شمارو وارد عرصه معلمی کرذه همیشه یاریگرتون باشه...موفق باشین...
     
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    مرسی شادی خانم

    حرفاتون تاثیر گذار بود خیلی ... واقعا تصمیم گرفتم بی خیال پیدا کردن گوشی بشم و خوشحالم که موضوع رو با رئیس و معاونین در میون نگذاشتم و الان غیر از من و چند تا از بچه ها کسی اصلا خبر نداره از این جریان چون اگه کار به اونا می کشید می دونم که به شدید ترین شکل ممکن با قضیه برخورد می کردن و حتی یه بار دیدم که یه دانش آموز رو به خاطر خط کشیدن روی ماشین یه معلم داشتن برای ترسوندن (الکی) می بردن کلانتری !!!

    هر چند قبلا راجبه این موضوع نصیحتشون کردم هم به زبون یه بزرگتر و هم به زبون یه دوست ولی باز هم ادامه میدم . خوبیش اینه که چند وقتیه که منو خیلی قبول دارن و ازم خوششون اومده چون معلم ریاضیشون که قبلنا معلم منم بوده خیلی تعریف منو پیششون کرده که درسخون بوده و آروم بوده و باید الگوتون باشه و فلان و چنان ... بعضیاشون واقعا یه احساس برادری باهام دارن ... حرفاتون به فکرم انداخت که از این موقعیت بهترین استفاده رو بکنم ... موقعیتی که مطمئنا تا چند سال دیگه و زیاد شدن اختلاف سنم با بچه ها کمتر پیش میاد ...

    ممنون ازتون خیلی مفید بود ... فقط یه خواهش دارم من توی تالار مشاوره ازدواج - انتخاب همسر یه موضوع دیگه گذاشتم به اسم: " کی راجع بع موانعی که می دونم سر راه ازدواج هست حرف بزنیم ؟ " علاقمند شدم نظرتون رو راجع به این موضوع هم بدونم پیشاپیش ممنون
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    باسلام
    مساله ای دیگه ای که یادم اومد بگم بهتون این هست که به جای پیدا کردن متهم سعی کنید دلیل دزدی ایشون را به طور غیرمستقیم متوجه بشیدو به دنبال رفع اون باشید مثلا وضعیت خانوادگی اش و ارتباط پدر و مادرش با هم و اینکه واقعا ایشون از سر نیاز مالی این کار را انجام دادن یا دلیل دیگه ای داشته
    انشالا موفق باشید
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •