تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




من چیکارباید بکنم؟؟خواهش میکنم کمکم کنید زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:rahamahdavi
آخرین ارسال:maryam.azadeh
پاسخ ها 21

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

من چیکارباید بکنم؟؟خواهش میکنم کمکم کنید

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    آقای مهدی پوری عزیز واقعاممنون ازحرفاتون.
    راستش ما قبل ازاین هیچکدوم بانامحرمی درارتباط نبودیم واین اولین تجربه مون هست و چون قصدمون ازدواجه فکرکردیم حرف زدنمون گناه نباشه چون برادرمن وخواهرایشون هم 4 سال باهم رابطه داشتن و بعداز4سال رابطه باهم ازدواج کردن ماهم فکرکردیم اگه یه مدت باهم رابطه داشته باشیم مثل اوناشناختمون نسبت به هم بیشترمیشه ومثل اونا خوشبخت میشیم چون اونا عاشقونه همدیگه رو دوست دارن.
    راستش الان کل فامیل اونا ازاین موضوع اطلاع دارن وفقط مادر وخواهرش ازرابطه مادوتاخبردارن.
    ما فامیلیم ویه عمر چشم توچشم میشیم .
    ایشون همه حرفای من روقبول نمیکنن فقط اون حرفایی که به نظرشون منطقی میاد و بانظرخودشون مطابقت میکنه قبول میکنن و چندباربحث کردیم ونظر هرکدوممون که منطقی تر بود قبول کردیم.
    اصلا خودشو یه جوردیگه جانمیکنه ودرست همون طورکه هست رفتار میکنه.
    ایشون برای این 6-7 ماه دیگه پاپیش نذاشتن چون میترسیدن تااونموقع من ازدواج کنم ومیخواستن ازالان نظرمن رو بدونن که منم اول معیاراموگفتم وگفتم باهرکس معیاراموداشته باشه ازدواج میکنم وقرارشدهفته ای یه بارباهم صحبت کنیم ولی بعدش رابطمون زیادشد.....
    من اگه رابطمون روقطع کنم علاوه براینکه پا روی احساسات خودم میذارم وخودموعذاب میدم پس آبرومون چی میشه که خونوادش خبردارن ومن اگه باکس دیگه ای ازدواج کنم به اون خیانت کردم که 3 هفته باپسردیگه ای دل دادیم قلوه گرفتیم.
    عشق این آقابه من توفامیلشون پخش شده و دیگه آبرویی براش نمیمونه.
    از4سال پیش خانواده اون ازارتبط دخترشون بابرادرم خبرداشتن وتوخونواده ما فقط من ومادرم خبرداشتیم ولی خونواده اونااولش مخالف بودن ولی بعدش وقتی دیدن این 2 نفر خیلی همدیگه رومیخوان قبول کردن.
    راستی این آقامریضیش جدی ود وازترس ازدست دادن من انقدر فکروخیال کرده بود کهه مریض شده بود اما خداروشکر الان خوب شده....
    خیلی سخته که بخوایم رابطمونوقطع کنیم
    بازم ممنون ازحرفاتون
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    رهای عزیزم
    من هم با حرفای آقای مهدی پوری کاملا" موافقم .
    چرا ایشون نمیان مستقیما" با پدرتون در مورد احساسشون به شما صحبت کنن و از پدرتون وقت بگیرن؟؟؟
    لااقل این حرکت ایشون میتونه ثابت کنه واقعا میخوادت و قصدش ازدواجه . اینجوری شمام هم تکلیفت مشخص میشه و بدون استرس و دودلی و ترس از اینکه تا 7_8 ماه دیگه نکنه کسی بیاد خواستگاریتو به دل خونوادت بشینه , واسش صبر کنی .


    یاریم کن اگر روزی جایی چیزی را شکستم دل نباشد

    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    آناهید عزیزم ممنون ازلطفت راستش ایشون میخوان تا7-8 ماه دیگه ازنظرمالی به یه وضع مناسبی برسن تا دلایل مخالفت خونوادم کمتربشه و حداقل ازنظرمالی براش مخالفتی نباشه.
     [hr]آناهید جان اگه قصدش ازدواج نبود هیچ وقت با پدر ومادرش درمیون نمیذاشت وما چون فامیل هستیم ایشون نمیتونسته باقصد دوستی وارد بشه چون آبرومون بازیچه نیست و اگه خونوادم بفهمن میگیم قصدمون ازدواجه.اگه تو دانشگاه یا خیابون دوست میشدیم اونموقع شایدقصدش دوستی کوتاه مدت بوده باشه ولی الان همه فامیل وخونوادش منو عروس اون خونواده میدونن.
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    سلای رهای عزیزم
    نمیدونم در هرحال براتون ارزوی موفقیت و خوشبختی می کنم و دعا می کنم به هم برسید اگر که به صلاحته عزیزدلم .


    یاریم کن اگر روزی جایی چیزی را شکستم دل نباشد

    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    ممنون آناهید عزیزم.منم برای شما آرزئی بهترین ها رودارم
     
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    ولی من هنوزم رو حرفم هستم این جمله که پا رواحساسم میزارم کاملا غیر معقول وغیر منطقیه وفقط برا توجیه خودتونه در ضمن شما رابطه خاصی نداشتین که بخاد خیانت محسوب بشه پس ایینم یه توجیه دیگه 
    ببینید ایشون مگه میخان تو6ماه بانک بزنن که شرایط مالیش درست بشه؟/اینم یه توجیه دیگه البته از طرف پسر
    هنوز وارد احساسات نشدید زیادبهتره ایشون مثل یه مردبیاد وتا 6ماه دیگه از پدرتون وقت بگیره
    اینکه میگین خونوادشون منو عروسشون میدونن اینم از فقر فرهنگیه اون خانواده ناشی میشه یه لحظه فک نکردن که اگه به ازدواج ختم نشه با این اسم گذاری روی شما خیلی از موقعیتهارو از دست میدید؟
    نمیخام دلسردتون کنم ولی رابطه مخفی کاملا اشتباهه وتا پدرتون اجازه ندن این رابطه محکوم به شکسته پس بحث یه عمر زندگیو با احساسات قاطی نکنید مطمئن باشید اگه این اقا مناسب شما باشند پدرتون مخالفت نمیکنند چون شمارو بزرگ کرده وارزوش خوشبختی شماس به نظرمن این پنهون کاریا فقط بی احترامی به پدرتونه ونتیجه یه عمر زحمتش این کاراتون نیس
     
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'rahamahdavi' pid='36482' dateline='1386859214'
    ...
    من اگه رابطمون روقطع کنم علاوه براینکه پا روی احساسات خودم میذارم وخودموعذاب میدم پس آبرومون چی میشه که خونوادش خبردارن ومن اگه باکس دیگه ای ازدواج کنم به اون خیانت کردم که 3 هفته باپسردیگه ای دل دادیم قلوه گرفتیم.
    عشق این آقابه من توفامیلشون پخش شده و دیگه آبرویی براش نمیمونه.

    راستی این آقامریضیش جدی ود وازترس ازدست دادن من انقدر فکروخیال کرده بود کهه مریض شده بود اما خداروشکر الان خوب شده....


     
    اگه با کس دیگه ای ازدواج کنید هیچ وقت خیانت نکردید چون رابطه خاصی نداشتین ولی شما که اینقد ا خیانت میترسین پس چرا کارتونو از پدرتون که بزرگتون کرده مخفی میکنید؟؟؟مطلب بعدی اینکه شما اگه قصدتون شناخته این دلو قلوه دادن چیه ؟/یه لحظه فک کردین با این کاراتون اگه جواب پدرتون منفی باشه این ادم احتمال داره وضعیتش خیلی بدتر بشه؟؟/


    اینکه عشق این اقا پخش شده اینم خیلی کار اشتباهیه وناشی از فقر فرهنگی چون اگه بهم نرسین این قضیه برا شما گرون تموم  میشه

    شما نگران ابروریزی نباشید چون فعلا این کاراتون باعث میشه ابروریزی تشدید بشه فرض کنید شما با این اقا نتونید ازدواج کند اونوقت احتمال داره همه این روابط مخفیانه حتی با یه چیزای اضافی بر ملا بشه واین میشه ابروریزی واقعی

    در مورد مریضی این اقا هم باید بگم شاید واقعا یه مریضی روحی دارن ومیخان ربطش بدن به عشق به شما 
    خواهرم حواستون باشه یکم کاراتون ایراد داره بهتره هرچه زودتر دست از این روابط ومخفیکاریها بردارید شما مسول مریپی ایشون نیستید چون هیچ تعهدی هنوز در قبال ایشون به عنوان همسرش ندارید 
    یکم بیشتر دقت کنید راهی که میرین بدون اطلاع پدرتون اشتباهه
     
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:18#
    برادرعزیزم واقعا ممنون از راهنماییتون. من بهشون گفتم بیاین خواستگاری احساس میکنم خواهرشون که عروس ما هستن ترس از شنیدن جواب .....نه...... و شکسته شدن حرمت خونوادشون و سردی روابط توی اول زندگی اونا که هنوز 2 ماه هست که تشکیل شده.
    میشه کمکم کنید .
    راستش نمیدونم چطور رابطمون رو قطع کنم .
    من که بهش قول دادم همیشه باهاش میمونم و هیچوقت تنهاش نمیذارم...
    ولی برادرم خدا شاهده که مریضیش به خاطر من بو .من باچشمای خودم دیدم که بعد  از رابطه با من ذره ذره حالش خوب شد.
    الام مادرش از این که ما شبانه روزی باهم رابطه داریم و هی به همدیگه پیام میدیم خبر داره و ما چون فامیلیم بعد از قطع این رابطه خودش و خونوادش فکرمیکنن من واسم عادیه که یه مدت با پسری باشم و بعدش ولش کنم.
    پسره بهم احساس بدی پیدا میکنه ازاینکه من ولش کردم با این همه حرفای عاشقونه ای که بینمون رد وبدل شده بود...
    بعد از ازدواج من با کسی که خونوادم قبولش دارن نسبت به اون با غرض برخورد میکنه و چشمش روی من میشه و اون وقت تا آخرعمر چشمش رو من و زندگیم میمونه.
    من غلط کردم...اشتباه کردم ... باهاش حرفای عاشقونه  زدم ...قول دادم به پاش میمونم....قول دادم بجز اون به هیچکس دیگه ای دل نبندم... به خاطر همین قول هاست که میگم بهش مدیونم....چون اون روی قول من حساب کرده....
    نمیخوام از هرچی دختره به خاطربدقولی های من بدش بیاد...نمیخوام ازم نفرت پیدا کنه به خاطر قولای عمل نکردم.....نمیخوام همیشه به فکر انتقام باشه چون با احساسش بازی کردم....هر روز به خودم لعنت میگم که کاش 3 هفته پیش این رابطه رو قبول نمیکردم اما الان نه راه پس دارم و نه راه پیش....
    داداشم نمیدونم چیکارکنم؟احساس میکنم اون لحظه که تداوم این رابطه رو قبول کردم خدا چشمش رو از من کشیده بود که دچار چنین اشتباهی شدم........کاش الان 3 هفته پیش بود...
    ما وقتی حرف ذمیزدیم من خیلی مراقب بودم که بجزحرفای آشنایی چیزدیگه ای بین ما نباشه اما ذره ذره منو راضی کرد و الان حرف از شمع و پروانه و لیلی ومجنون و  ففط عشق بینمون رد وبدل میشه........
    برادرم کمکم کنید

     

     
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:19#
    راستش این آقابه من چندین بار با جدیت گفته که اگه به خاطر خونوادت مجبور بشی با شخصی به غیر از من ازدواج کنی.اول اون پسر رو میکشم.بعدش تو رو . وبعدش خودم رو
     
    ایشون اصلا حق ندارن همچی حرفی بزنن چون انسان صاحب اختیاره این رفتاراناشی از ناپختگی واحساسات شدید وشاید یه نوع بیماری باشه
     
    ایشونم بهم قول دادن که تا 2 سال دیگه امکان اومدن ندارن.
     پس چرا الان رابطه رو شروع کردن؟؟؟ادم وقتی میبینه شرایط ازدواجو نداره نباید خودشو درگیر رابطه عاطفی بکنه یا اگر میخاد شمارو برا خودش نگه داره باید با پدرتون حرف میزد وازش وقت میخاست
    واسم خیلی سخته این رابطه رو قطع کنم از یه طرف هم اون از عشق من مریض شده بود وبعد ازاین رابطه حالش کم کم داره خوب میشه....من نمیخوام یه نفربه خاطرمن انقدر عذاب بکشه.
    هر کس مسول زندگی خودشه مانباید به خاطردلسوزی با کسی ازدواج کنیم 
     
     
    راستی یه چیزدیگه اینکه این آقا به من قول داده که هرطورشده من خونوادت رو با این ازدواج راضی میکنم و اگه تو قول بدی به پای من میمونی نه تنها خونوادت بلکه تمام دنیا رو راضی میکنم 
     این حرفا زیاد منطقی نیست مگه معیارهای خونواده شما قراره عوض بشه؟؟خوب اگه میتونه راضی کنه بسم الله همین الان بیاد وبا حرف زدن منطقی خونوادتونو راضی کنه
     
    مادر من هم بااینکه من ازدواج کنم وبه یه شهردیگه برم کاملا مخالفه و میگه من یه همین دختر رو دارم وبدون اون نمیتونم زندگی کنم واز یه طرف این آقا هم تک پسرخونواده است و همه کار وزندگیش تو کرج هستش توقع بی جایی هستش که ازش بخوام تو تبریز زندگی کنیم.
    این کارو خیلی سخت تر میکنه چون معمولا وقتی پدر راضی نمیشه صحبتای مادرتون مییتونه به هر زحمتی باشه اونوراضی کنه ولی اگه مادرتونم مخاف باشن دیگه کارسخت میشه
     
     
     مشاورتالار خانم شادی نوشته:
    رهای عزیز
    بنظرم شما تو این تصمیمت کاملا با احساساتت داری پیش میری... احساسات ظریف و لطیف دخترانه ای که کاملا مغلوب عشق ورزیهای این آقا شده...

    با توجه به سن کمتون کاملا رفتارای احساسی شما واضحه ودقیقا مغلوب حرفای این اقا شدید
    چرا دوست داشتن این آقا انقدر شمارو  تحت تاثیر قرار داده که فکر میکنی هیچکس جز ایشون نمیتونه تا این حد دوستت داشته باشه؟

    چون اولین نفری هست که باهاش ارتباط دارین  فک میکنیدد هیچکس نمیتونه بیشتر از ایشون شمارو دوست داشته باشه ولی معمولا همه پسرا ازین عشق ورزیها بلدن اونم خیلی بهتر 
     
     
     
    تو ازدواجهایی که امکان رسیدن دو طرف بهم کم یا غیرممکن باشه این شدت عشق و تب اولیه خیلی رایجه که معمولا با اصطلاحات هیجانی و غیر منطقی مثل خودکشی یا کشتن طرف همراه میشه بهتره این مورد رو حتما تو تصمیمت لحاظ کنی
    این مسیله کاملا درسته چون اگه شرایط ازدواج برا هردوتون فراهم باشه ومطمئن باشید که مال همید نیازی به این همه حرفای احساسی وهیجانی واینکه خودکشی میکنند رو به همراه نداره
     
     
     
    ایشون برای این 6-7 ماه دیگه پاپیش نذاشتن چون میترسیدن تااونموقع من ازدواج کنم ومیخواستن ازالان نظرمن رو بدونن که منم اول معیاراموگفتم وگفتم باهرکس معیاراموداشته باشه ازدواج میکنم وقرارشدهفته ای یه بارباهم صحبت کنیم ولی بعدش رابطمون زیادشد
     خوب اینکه پا پیش گذاشتن درست ولی چرا به پدرتون نگفتن؟؟؟ایشون میخان شمارو تحت تاثیر خودش قرار بدن والا همون اول میومدن واز پدرتون 6ماه که چه عرض کنم 1سال وقت میگرفتن
     
    . من بهشون گفتم بیاین خواستگاری احساس میکنم خواهرشون که عروس ما هستن ترس از شنیدن جواب .....نه...... و شکسته شدن حرمت خونوادشون و سردی روابط توی اول زندگی اونا که هنوز 2 ماه هست که تشکیل شده.
     شما نباید به خاطر اینکه یه زندگی احتمال داره خراب بشه با این اقا ازدواج کنید شما زندگی خودتونو دارید اونا هم همینطور مطمئن باشید برادر شما به اندازه ای خانمشونوو دوست دارن که مشکلی پیش نمیاد
     
    الام مادرش از این که ما شبانه روزی باهم رابطه داریم و هی به همدیگه پیام میدیم خبر داره و ما چون فامیلیم بعد از قطع این رابطه خودش و خونوادش فکرمیکنن من واسم عادیه که یه مدت با پسری باشم و بعدش ولش کنم

    تاجایی که من از حرفاتون متوجه شدم خونواده ایشون زیاد مذهبی نیستن وبا اس ام اس دادن وتلفن زدن پسرشون به شما مشکلی ندارن  پس این نگرانیها زیاد منطقی نیس ودارید توجیه میکنید




    اگه میخاین راه درستو برین ودوباره نیاین واینجا اظهار ندامت نکنید وبه خودتون نگید غلط کردم  اشتباه کردم هرچه زودتر موضوعو به پدرتونو بگین حتما حتما حتما چون اگه دیر بشه واقعا راه بازگشتی نیست


    یا علی

     
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:20#
    آرزو کردن برای من دیگه خیلی دیره خیلی دیر ...


    یاریم کن اگر روزی جایی چیزی را شکستم دل نباشد

    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. ازدواج بکنم ؟؟با این دختر چه طور؟؟؟
    توسط mehdieurope در انجمن آشنایی جهت ازدواج
    پاسخ: 9
    آخرين نوشته: 2014_02_17, 00:37

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •