پدید آورنده : دکتر ابوالفضل خوش منش

یکی از موضوعاتی که در دهه های اخیر،در اروپا،در حوزه فلسفه و روان شناسی مطرح شد، مقوله ای به نام «معنادرمانی » (logothérapie ) است . این موضوع را برای اولین بار،دکتر ویکتور فرانکل ـ روان شناس و روان کاو آلمانی ـ مطرح کرد و با نگارش چندین کتاب آن را گسترش داد . وی در یکی از کتاب هایش به خاطرات بسیار وحشتناک خود از اردوگاه های کار اجباری آلمان در زمان جنگ جهانی دوم اشاره می کند و از نگرگاه علمی به بررسی نیروها و مفاهیمی می پردازد که می تواند انسان را در ورطه های بسیار سخت و کشنده ـ که اردوگاه معروف «آشویتس» نمونه بارز آن است ـ ثبات و آرامش ببخشد و او را نجات دهد.

هدف نگارنده در این نوشتار نیز تحمیل موضوع «معنادرمانی » بر قرآن کریم نیست.بلکه طرح این موضوع به جهت تطابقی است که سخنان دکتر فرانکل با خواسته های فطری انسان ها و با پیامی دارد که قرآن کریم ،قرن ها پیش از تولد او و نظریه اش،به گونه ای بسیار کامل تر و صحیح تر،بیان نموده،در پیش درآمد این کتاب آمده است :

«دکتر فرانکل روان پزشک و نویسنده ،گاهی از بیماران خود که از نگرانی هاو دردهای کوچک و بزرگ رنج می برند و شِکوه می کنند،می پرسد:چرا خودکشی نمی کنید؟ او بیشتر وقت ها،می تواند از پاسخ بیماران، خط اصلی روان درمانی خویش را بیابد.در زندگی هر کسی چیزی وجود دارد؛ در زندگی یک نفر عشق وجود دارد که او را به فرزندانش پیوند می دهد؛در زندگی دیگری توانمندی که بتواند آن را به کار گیرد؛ در زندگی سومی،شاید تنها،خاطرات کش داری که ارزش نگهداری دارد.یافتن این رشته های ظریف یک زندگی فرو پاشیده به شکل یک انگاره استوار از معنی و مسئولیت ،هدف و موضوع «لوگوتراپی »است که عبارت از تعبیر دکتر فرانکل «از تحلیل اگزیستانسیالیستی نوین »(هستی درمانی ) می باشد.

دکتر فرانکل،در این کتاب تجربه ای را که منجر به کشف «لوگوتراپی » شد،توضیح می دهد. وی در زمان جنگ دوم اروپا (موسوم به جنگ جهانی دوم) مدتی طولانی در اردوگاه کار اجباری اسیر بود، چندان که تنها وجود برهنه اش برای او باقی مانده بود و بس . پدر و مادر و برادر و همسرش یا در اردوگاهها جان سپردند و یا به کوره های آدم سوزی سپرده شدند. خواهرش تنها بازمانده ی این خانواده بود که از اردوگاه های کار اجباری جان سالم به در برد.او با آنکه همه اندوخته هایش را از دست داده و همه ارزش هایش نادیده گرفته شده بود و از گرسنگی و سرما و بی رحمی رنج می برد و هر لحظه در انتظار مرگ بود، با این حال زنده ماند. اما او چگونه زنده ماند؟ آنچه او را زنده نگاه داشت و هر انسان دیگر را نیز در این گونه شرایط زنده نگاه می دارد، «معنای زندگی» است.

وی در باره ی معنای زندگی چنین می گوید:«من شک دارم که پزشکی بتواند پاسخی کلی به این پرسش که«معنی زندگی چیست؟» بدهد؛زیرا فضای زندگی از فرد به فرد، روز به روز و ساعت به ساعت در تغییر است .از این رو،آنچه مهم است، معنی زندگی به طور اعم نیست ، بلکه هر فرد باید معنی و هدف زندگی خود را در لحظات دیگر دریابد. این پرسش کلی ،مانند این است که از یک قهرمان شطرنج بپرسید که بهترین حرکت مهره ها در بازی شطرنج چیست ؟روشن است که بهترین حرکت و یا حتی حرکت خوب ، جدا از یک موقعیت معین در بازی و بدون در نظر گرفتن شخصیت حریف ،معنی و وجود خارجی ندارد.در مورد وجود انسان نیز قضیه،درست به همین شکل می باشد. هیچ معنی انتزاعی که انسان عمری را صرف یافتنش سازد،وجود ندارد،بلکه هر یک از ما دارای وظیفه و رسالتی ویژه در زندگی هستیم که می بایست به آن تحقق بخشیم.نه ما در انجام این وظیفه و رسالت،جانشینی داریم و نه زندگی برگشت پذیر است.مسئولیت ما بی مانند و منحصر به فرد و فرصتی که برای انجامش داریم نیز بی همتاست.هر موقعیت از زندگی فرصتی طلایی است که به انسان امکان دست و پنجه نرم کردن و گره ای به دستش می دهد تا شانس گشودن آن را داشته باشد.پس پرسش در باره معنی زندگی هر شخص را باید به خود او برگرداند؛یعنی فرد نباید بپرسد که معنی چیست ،بلکه باید بداند که خود او در برابر این پرسش قرار گرفته است .
به سخن دیگر،خودِ فرد پاسخ گوی زندگی خویش می باشد و هم او تنهاست که می تواند به پرسش زندگی پاسخ گوید. زندگی، که او خود وظیفه دار و مسئول آنست، بنابراین،لوگوتراپی اصل و جوهر وجودی انسان را در پذیرفتن این مسئولیت می بیند».1آنچه در این بخش از گفته های دکتر فرانکل دیده می شود،درباره مواردی از جمله تغییر معنی زندگی نسبت به تک تک افراد و لحظه ها ومکان ها و… می باشد.او در مثالی که از حرکت مهره های شطرنج سخن می گوید ـ و نیز دیگر بخش های سخن او که خواهد آمد ـ این نکته را روشن می سازد که آفریده های خداوند،به تعداد خودشان،دارای مشکل و اختلاف گوناگون هستند و در عین حال،دارویی نیز وجود دارد که بتواند همزمان و در هر مکان برای همه انسان ها مفید و شفابخش باشد،به سخن دیگر،اگر چنین دارویی وجود داشته باشد،امکان «معنادرمانی» به بهترین شکل پدید آمده است .پس از این ،امکان چنین چیزی را در مورد قرآن بررسی خواهیم کرد.وی در ادامه سخن خود،تحت عنوان «معانی مافوق» و نیز «معانی غایی و نهائی» می آورد که:«این معناها به ناچار ماورای توانایی درک و فهم بشر قرار می گیرد و ما در لوگوتراپی از آنها به عنوان معناهای مافوق» نام می بریم.آنچه از انسان خواسته شده است این نیست که بنا بر آموزش های پاره ای از فلاسفه اگزیستانسیالیست، لزوم تحمل پوچی زندگی را بر خود تحمیل کند و بقبولاند،بلکه انسان باید ناتوانی خود را در درک «معنی» بی قید و شرط زندگی،از راه منطق بپذیرد؛زیرا که «معنی» از منطق ژرف تر است.روان پزشکی که از مفهوم «معانی مافوق » فراتر می رود،گاه در برابر پرسش بیماران خود غافلگیر می شود، همان گونه که من در برابر دختر شش ساله ام با این وضع مواجه شدم .
روزی دختر شش ساله من پرسید:«چرا ما می گوییم:خدای مهربان؟ پاسخ دادم :یادت هست که چند هفته پیش سرخک داشتی و همین خدای مهربان بود که تو را شفا داد و اسباب بهبودی را برایت فراهم کرد؟!. اما این پاسخ ، دختر کوچک را راضی نکرد و گفت : «اما، بابا فراموش نکن که خود او این سرخک را فرستاده بود!» حال اگر بیماری عمیقاً به اصول مذهبی معتقد است ، دلیلی ندارد که روان درمانگر از این اعتقاد و منبع روحانی برای یاری او استفاده نکند، درمانگر می بایست خود را جای بیمار بگذارد و مسائل را از دید او ببیند. این کاری است که من کردم ».2مسأله ی دیگری که وی می گوید این است که روان درمانگر می باید خود را جای بیمار بگذارد و مسائل را از دید او ببیند. راستی چه کسی می تواند بهتر از آفریننده جسم و جان انسان در دیدگان انسان بنشیند ـ اگر بنشیند ـ و دنیا را از دیده ی او بنگرد؟

همچنان که امام باقر(ع) فرمود:«وَ لوأَنّ الایة إِذا نزلتْ فی قومٍ ثم ماتَ أولئک القومُ ماتتِ الایة لما بَقی منَ القرآنِ شی ء و لکنَّ القرآنَ یجری أَوّلهُ علی آخِرِه مادامت السماوات و الأَرض و لکلّ قوم ایة یتلونها هـم منهـا مـن خیرٍ أو شرٍّ؛اگر ایه ای در مورد قومی نازل گردد،سپس با هلاکت آن قوم نیز حیات خود را از دست بدهد،اثری از قرآن باقی نخواهد ماند،لکن اولِ قرآن به سوی آخر آن و آخرِ آن به سوی اول آن،تا همیشه و بدون توقف جریان دارد و برای هر قومی در قرآن کریم ایه ای در باره امور مربوط به خیر و شر و سود و زیان ایشان وجود که آن را تلاوت می کنند (و باید به آن دقت کنند)».3

امام رضا(ع)در حدیث دیگری فرمود:«لایخلقهُ الأَزمنةُ و لایغثُّ علی الألسنةِ لأنّه لم یجعلْ لزمانٍ دونَ زمانٍ بل جُعلَ دلیلَ البرهانِ و حجةً علی کلِّ انسانٍ […]»قرآن به مرور زمان کهنه نگردد و بر اثر تکرار بر سر زبان ها سستی نیابد؛زیرا خداوند، آن را برای زمانی جدا از زمان دیگر قرار نداده،بلکه آن را دلیل برهان و حجّت بر هر انسان قرار داده است».دو نکته مهمی که در کنار دیگر نکته های دو حدیث یاد شده ـ و احادیث شبیه به آن در مجامع روایی ـ دیده می شوند،یکی جریان یافتن ایه های قرآن در هر زمان و مخاطب قرار دادن انسان های هر عصر است و دیگری «حجّت بودن قرآن بر هر انسان » به صِرف انسان بودن و گذشته از ویژگی های نژادی و ملی او.مسأله ای دیگر که مورد تأکید بحث معنادرمانی است،نگریستن به مسائل از دید بیمار است.جانب این موضوع پر اهمّیت نیز در ویژگی فطری بودن دین نگاه داشته شده و این دین،به همین دلیل «قیم » نامیده شده است فَأَقِم وَجهَکَ لِلدِّین حَنِیفاً فِطرَتَ اللّهِ الَّتِی فَطَرَ النّاسَ عَلَیها لا تَبدِیلَ لِخَلقِ اللّهِ ذلِکَ الدِّینُ القَیمُ وَ لکِنَّ أَکثَرَ النّاسِ لایعلَمُون ;5موضوعی دیگر که وی برآن تأکید ورزیده، به رسمیت شناختن رنج ها در زندگی و به تعبیر بهتر، تدبّر و وارسی آنچه در پشت رنج های عجیب و گوناگون نهفته و یافتن تدبیر الهی در ورای آنهاست . وی به مخاطبان خود این درس را می آموزد که در عرصه رویارویی با مشقّت ها، هرگز میدان را به نفع سختی ها خالی نکنند،بلکه به شناسایی هر چه بیشترِ سرچشمه آن بپردازند و «معنی » نهفته در پشت آن را دریابند و دست فرستنده را نیز بشناسند. این حقیقت را قرآن کریم بارها در عبارت ها و بیان های گوناگون نشان داده و به بشر تفهیم کرده است .دکتر فرانکل در این بخش،راز ماندگاری و ایستادگی انسان ها را در برابر تندباد حوادث،همانا یافتن معنایی از زندگی می داند که لحظه به لحظه و به شکلی متفاوت بروز می کند.به گفته او، مشکل ،تنها عبارت از گوناگونی انسان ها و خواسته های آنان نیست،بلکه زندگی یک انسان واحد نیز در هر لحظه ممکن است،شکل و معنایی دیگر یابد و این چیزی است که همه ما آن را با وجدان خود لمس و تجربه کرده ایم .6در این جا باید بگوییم:چنین دارویی جز قرآن نیست که نه تنها برای همه انسان ها بلکه برای تمامی حالت ها و شرایط ایشان دارای معنا و پیام زندگی است.این چیزی است که از جامعیت قرآن،ناشی می گردد.موضوع جامعیت قرآن و تبیین چند و چون آن،نیازمند بحثی مستقل است.در این جا،تا همین اندازه می توان اشاره کرد که ویژگی زبان قرآن و ارتباطی که هر یک از 6236 ایه با هر یک از 6235 ایه دیگر، از دید هر یک از انسان ها ـ براساس اصل تدبّر و با توجه به مشکلات تک تک آنها ـ بیابد،بخشی از این حقیقت را تبیین می کند.7 اگر «فرهنگِ قرآنی» در جامعه ترویج گردد، قرآن کریم خواهد توانست در هر زمان و مکان،برای همه انسان ها و همه لحظه های زندگی آنان ،حقیقت معنی زندگی را ـ که دلیل وجود و ماندگاری هر انسان و مایه امید او در همه ورطه هاست ـ تبیین نماید .

منبع:[hr]1ـ نکـ : فرانکل، ویکتور، انسان در جست وجوی معنا، فرانکل ، ویکتور. انسان در جست وجوی معنی. ترجمه ی نهضت صالحیان و مهین میلانی، تهران: انتشارات درسا، 1374 ، پیش گفتار، بخش یک، ص 137ـ146.
2-ـفرانکل، ویکتور، انسان در جست وجوی معنی، ص 183.
3-مجلسی، بحار الانوار، ج 92، ص 14.
4-مجلسی، همان.
5ـ سوره ی روم، ایه ی 30.
6ـ فرانکل، ویکتور، انسان در جست وجوی معنی، ص 163.
7-ممکن است این پرسش مطرح شود که ایا در قرآن کریم، یک ایه حتی با ایه های کاملاً هم سان خود نیز دارای همین تعامل مورد اشاره است؟ پاسخ مثبت است و در تدبر در قرآن، هر ایه با تمامی ایات دیگر دارای کنش و واکنش است.